شناسهٔ خبر: 80404199 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: فرارو | لینک خبر

نقطه پایان تاب‌آوری کجاست؟

احمد زیدآبادی معتقد است که تاب‌آوری اساساً در شرایط سخت و دشوار اتفاق می‌افتد و مدتی است که اقتصاد ایران واقعاً دچار بحران شده است اما پرویز امینی می‌گوید که تاب‌آوری باید معطوف به دستیابی به یک آرمان، هدف ارزشمند یا دفاع از یک ارزش و موجودیت باشد.

صاحب‌خبر -

در شرایطی که ایران پس از یک دوره درگیری نظامی با آمریکا و اسرائیل در وضعیت نه جنگ و نه صلح قرار گرفته، افزایش قیمت دلار، طلا و کالاهای اساسی، کاهش قدرت خرید خانوارها، فشار تحریم‌ها و محاصره دریایی بنادر ایران، زندگی روزمره مردم را دشوارتر کرده است. از سوی دیگر، نگرانی درباره احتمال ازسرگیری جنگ و نبود چشم‌انداز روشن از آینده، سطح اضطراب و نااطمینانی اجتماعی را افزایش داده است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که جامعه ایران تا چه اندازه توان تحمل فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی را دارد و نقطه پایان این تاب‌آوری کجاست؟

احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، معتقد است تاب‌آوری مردم برخلاف تصور برخی مسئولان، نامحدود نیست و هر جامعه‌ای در برابر فشارهای مستمر، نقطه‌ای برای پایان تحمل دارد. او هشدار می‌دهد که اگر فشارهای اقتصادی و اجتماعی از حد مشخصی عبور کنند، ممکن است پیامدهای خطرناکی برای انسجام اجتماعی و حتی موجودیت کشور به دنبال داشته باشند.

در مقابل، پرویز امینی، جامعه‌شناس و فعال سیاسی اصولگرا، معتقد است برای تحلیل تاب‌آوری اجتماعی باید سه مؤلفه را در نظر گرفت: نخست، وجود آرمان یا هدفی ارزشمند که تحمل دشواری‌ها را توجیه کند؛ دوم، میزان کارآمدی نظام حکمرانی در استفاده از امکانات موجود؛ و سوم، داشتن برنامه‌ای مشخص برای پایان‌بندی جنگ و عبور از بحران.

این دو چهره سیاسی در مناظره ای، ضمن بررسی وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران، درباره عملکرد دولت، ضعف رسانه ملی، ساختار تصمیم‌گیری کشور، نقش نهادهای موازی، ضرورت اصلاح سازوکارهای انتخاباتی، احتمال تکرار اعتراضات و چشم‌انداز پایان جنگ به بحث و تبادل نظر پرداختند.

زیدآبادی: تاب‌آوری مردم نامحدود نیست؛ حتی انعطاف‌پذیرترین فلزات هم بالاخره می‌شکنند

احمد زیدآبادی در ابتدای بحث با اشاره به مفهوم تاب‌آوری اجتماعی گفت: وقتی از تاب‌آوری صحبت می‌کنیم، در واقع به مجموعه‌ای از مشکلات اشاره داریم که به مردم فشار وارد می‌کنند و مردم به دلایلی این مشکلات را تحمل می‌کنند؛ به این امید که با گذر از شرایط دشوار، بتوانند آینده بهتری برای خود بسازند.

به گفته او، تاب‌آوری اساساً در شرایط سخت و دشوار معنا پیدا می‌کند و اقتصاد ایران مدتی است با بحرانی جدی مواجه شده است؛ به‌گونه‌ای که دیگر حتی واژه بحران نیز برای توصیف شرایط اقتصادی کشور چندان سنگین نیست.

زیدآبادی با اشاره به کاهش قدرت خرید مردم، تورم روزافزون و گسترش فسادهای مرتبط با وضعیت اقتصادی اظهار کرد: وقتی به جامعه مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم قدرت خرید مردم به‌شدت کاهش یافته و دخل‌وخرج خانوارها با یکدیگر همخوانی ندارد.

او توضیح داد: وقتی درآمد و هزینه‌های یک خانواده با یکدیگر متناسب باشند، شرایط عادی است؛ اما به‌محض اینکه درآمد از هزینه‌ها عقب می‌ماند، بحث تاب‌آوری مطرح می‌شود.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب تأکید کرد: «هر چیزی در این دنیا حد مشخصی از تاب‌آوری دارد و این نکته بسیار مهمی است. بعضی‌ها در ایران به‌گونه‌ای صحبت می‌کنند که گویی تاب‌آوری ظرفیتی نامحدود است و می‌تواند تا هر نقطه خطرناکی ادامه پیدا کند؛ درحالی‌که چنین نیست. حتی انعطاف‌پذیرترین فلزات نیز وقتی بیش از اندازه خم و راست می‌شوند، بالاخره در نقطه‌ای می‌شکنند.»

او ادامه داد: کسانی که می‌خواهند درباره کشور تصمیم بگیرند، باید شرایط داخلی، مشکلات اقتصادی، مسائل اجتماعی و فشارهای خارجی از جمله تحریم‌ها و محاصره را به‌درستی درک کنند. به نظر می‌رسد برخی مسئولان محاسبه اشتباهی درباره تاب‌آوری مردم دارند و تصور می‌کنند این ظرفیت بی‌نهایت است؛ درحالی‌که اگر فشار از حد مشخصی فراتر برود، عوارض آن ظاهر خواهد شد و بالاخره تاب مردم تمام می‌شود.

زیدآبادی با اشاره به اینکه واکنش انسان‌ها در نقطه پایان تحمل می‌تواند متفاوت باشد، گفت این موضوع بحث مفصلی است و باید بررسی کرد افراد برای نشان دادن اینکه دیگر شرایط برایشان قابل تحمل نیست، چه رفتارها و امکاناتی را در پیش می‌گیرند.

امینی: تحمل سختی باید معطوف به یک آرمان ارزشمند باشد

پرویز امینی در ادامه با ارائه تعریفی از تاب‌آوری اجتماعی گفت: تاب‌آوری ناظر بر وضعیتی است که جامعه دیگر شرایط متعارفی را که پیش‌تر تجربه می‌کرد، تجربه نمی‌کند و با شرایطی نامتعارف، همراه با فشارها و دشواری‌های مختلف مواجه شده است.

او افزود: آنچه تحمل شرایط سخت را موجه می‌کند، دستیابی به یک آرمان یا هدف ارزشمند یا دفاع از یک ارزش و موجودیت است. اگر آرمان و ایده‌آل را از تاب‌آوری حذف کنیم یا دفاع از ارزش‌هایی مانند امنیت و استقلال را کنار بگذاریم، دیگر توجیهی برای تحمل شرایط دشوار باقی نمی‌ماند.

امینی برای توضیح این مسئله به مثال‌هایی از زندگی خانوادگی اشاره کرد و گفت: خانواده‌ای ممکن است بخشی از درآمد خود را که پیش‌تر صرف زندگی متعارف می‌کرد، در اختیار فرزندش قرار دهد تا او بتواند در موقعیت تحصیلی مناسبی قرار بگیرد. این خانواده رنجی را تحمل می‌کند تا هدفی ارزشمند محقق شود.

همچنین ممکن است یکی از اعضای خانواده به بیماری سختی مبتلا شود و سایر اعضا برای حفظ جان او، خانه یا خودروی خود را بفروشند تا هزینه‌های درمان تأمین شود. در اینجا نیز تحمل دشواری‌ها به دلیل ارزشمند بودن جان یک انسان معنا پیدا می‌کند.

به گفته امینی، اگر موضوع دفاع ملی باشد، تاب‌آوری می‌تواند معطوف به دفاع از سرزمین، حفظ موجودیت کشور، امنیت و استقلال آن باشد.

او در ادامه به بعد دوم تاب‌آوری، یعنی کارآمدی، پرداخت و گفت: تحمل دشواری‌ها باید در شرایطی باشد که کشور با بالاترین راندمان ممکن از امکانات و توانمندی‌های خود استفاده می‌کند. رنجی که جامعه متحمل می‌شود، باید ناشی از دشواری‌های ناگزیر برای تعقیب یک آرمان یا دفاع از یک ارزش باشد، نه ناکارآمدی و بدکارکردی دستگاه‌های مختلف.

امینی توضیح داد: اگر بتوانم با استفاده از امکانات موجود، شرایط دشوار را به‌گونه‌ای مدیریت کنم که مردم ۸۰ درصد وضعیت عادی خود را حفظ کنند و فقط ۲۰ درصد فشار را تحمل کنند، چرا باید به دلیل ناکارآمدی‌ها شرایط به شکلی پیش برود که مردم تنها ۵۰ درصد وضعیت متعارف خود را داشته باشند؟

او تأکید کرد که باید دو سؤال اساسی مطرح شود: نخست اینکه آیا هدف و آرمانی که برای آن از مردم انتظار تحمل دشواری داریم، ارزش چنین هزینه‌ای را دارد؟ دوم اینکه آیا کشور در حوزه‌هایی مانند رسانه، قوه مجریه، دستگاه قضایی، مجلس و سایر بخش‌های حکمرانی با بالاترین کارآمدی ممکن اداره می‌شود؟

به باور او، باید بررسی کرد آیا دستگاه‌های مختلف از تمام ظرفیت خود استفاده می‌کنند یا می‌توان با تغییر در شیوه اداره کشور، فشار واردشده به جامعه را کاهش داد.

امینی: حضور در خیابان یا خانه‌نشینی، معیار سنجش تاب‌آوری نیست

امینی در بخش دیگری از گفت‌وگو، تفکیک میان افرادی که در خیابان حضور دارند و کسانی که در خانه می‌مانند را معیار مناسبی برای سنجش تاب‌آوری اجتماعی ندانست.

او گفت: اقشار مختلف جامعه نسبت به آرمان‌ها و جهت‌گیری‌هایی که تحمل دشواری‌ها برای تحقق آن‌ها صورت می‌گیرد، دیدگاه‌های متفاوتی دارند. ممکن است فردی در خیابان حضور نداشته باشد، اما در خانه فشارهای اقتصادی را تحمل کند و تاب‌آوری بیشتری از خود نشان دهد.

به گفته او، وضعیت اقتصادی کشور بر زندگی همه مردم سایه انداخته است و نمی‌توان صرفاً بر اساس حضور یا عدم حضور افراد در خیابان درباره میزان تاب‌آوری آن‌ها قضاوت کرد.

امینی افزود: باید پرسید آیا ارزشی که برای آن دشواری‌ها را تحمل می‌کنیم، واقعاً ارزش این میزان سختی را دارد؟ برای مثال، اگر موجودیت، امنیت و استقلال ایران برای فردی اهمیت داشته باشد، ممکن است در شرایط دشوار کنونی نیز تاب‌آوری نشان دهد؛ اما لزوماً قرار نیست این فرد در میدان‌ها و خیابان‌ها حضور داشته باشد.

او در ادامه، عملکرد دستگاه‌های مختلف کشور را مؤلفه مهم دیگری دانست و گفت: ممکن است فردی با اصل آرمان موردنظر موافق باشد، اما معتقد باشد بخش‌های مختلف کشور می‌توانند بهتر اداره شوند. وقتی مردم احساس کنند کشور با وجود همه دشواری‌ها می‌توانست کارآمدتر اداره شود، حساسیت آن‌ها نسبت به موضوع تاب‌آوری افزایش پیدا می‌کند.

زیدآبادی: مردم در موضع دفاع از کشور شرایط سخت را تحمل می‌کنند

زیدآبادی در ادامه با اشاره به تجربه جنگ هشت‌ساله ایران و عراق گفت: جامعه در هیچ‌کجای دنیا یکدست نیست. افراد نظام‌های ارزشی و اولویت‌های متفاوتی دارند و نگاه آن‌ها به ساختار سیاسی نیز یکسان نیست. برخی از سیستم سیاسی بهره می‌برند، برخی منتقدند، بعضی بی‌تفاوت هستند و گروهی نیز مخالف آن هستند.

او توضیح داد: وقتی درباره تاب‌آوری صحبت می‌کنیم، معمولاً این پیش‌فرض وجود دارد که نوعی وحدت و انسجام ملی شکل گرفته و مردم معتقدند تحمل شرایط سخت در نهایت به وضعیت بهتری منجر می‌شود.

زیدآبادی با یادآوری شرایط اقتصادی دوران جنگ هشت‌ساله گفت: آن زمان شرایط بسیار دشوار بود. حتی پیدا کردن یک نوشابه در تهران هم آسان نبود. اگر به مغازه‌ای می‌رفتید و نوشابه می‌خواستید، به شما می‌گفتند باید همراه آن ساندویچ بخرید.

امینی در واکنش به این خاطره گفت: «با کیک...» و زیدآبادی پاسخ داد که اساساً نوشابه را به‌تنهایی نمی‌فروختند.

امینی نیز با اشاره به خاطرات دوران نوجوانی خود گفت: «ما که نوجوان بودیم، برای خوردن نوشابه، دو یا سه ساندویچ می‌خریدیم، اما یکی را می‌خوردیم و بقیه را کنار می‌گذاشتیم.»

زیدآبادی در ادامه اظهار کرد: مردم خود را با شرایط تطبیق می‌دادند و نظام کوپنی دست‌کم نیازهای حداقلی آن‌ها را تأمین می‌کرد. در آن زمان، مردم احساس می‌کردند کشور مورد تجاوز قرار گرفته و در موضع دفاع قرار دارد. وقتی کشوری مورد تجاوز قرار می‌گیرد، مردم برای دفاع از آن حاضر به تحمل شرایط سخت می‌شوند.

او البته تأکید کرد که حتی در همان دوران نیز طولانی شدن جنگ به‌تدریج موجب تغییر نگاه جامعه شد. به گفته زیدآبادی، زمانی که جنگ از وضعیت دفاعی اولیه فاصله گرفت و قرار شد ایران وارد خاک عراق شود و با تصرف مناطقی از این کشور، زمینه توافق و صلح را فراهم کند، اما این اتفاق رخ نداد و جنگ ادامه یافت، به‌تدریج نارضایتی و گلایه مردم افزایش پیدا کرد.

او افزود: در مقاطعی حتی نیروی پشتیبان برای حضور در جبهه‌ها کاهش پیدا کرد و در نهایت جنگ در شرایطی به پایان رسید که با بسیاری از وعده‌ها و انتظارات اولیه فاصله داشت.

زیدآبادی سپس با اشاره به جنگ ۱۲روزه و حمله غافلگیرانه به ایران گفت: در آن مقطع نوعی احساس ملی‌گرایی مثبت در جامعه شکل گرفت و می‌شد آن را در نقاط مختلف مشاهده کرد. اما پس از آن اعتراضات رخ داد و خشم متراکم و شدیدی در میان بخش‌هایی از طبقات مختلف جامعه شکل گرفت.

او ادامه داد: وقتی جنگ دوم اتفاق افتاد، واکنش مردم به اندازه جنگ ۱۲روزه مثبت نبود؛ اما در عین حال، مردم احساس کردند کشور مورد تهاجم قرار گرفته و باید سکوت کنند یا دست‌کم اعتراض نکنند و شرایط را تحمل کنند.

به گفته او، این وضعیت به‌تدریج در حال تغییر است و باید توجه داشت که «مردم در موضع دفاع از کشور، شرایط را تحمل می‌کنند؛ اما هر شرایطی تا اندازه‌ای قابل تحمل است.»

زیدآبادی برای توضیح محدودیت تحمل انسان‌ها، به مثال فردی اشاره کرد که در گوشه‌ای از دنیا به سلول انفرادی انداخته شده و تحت فشار و شکنجه قرار می‌گیرد. چنین فردی ممکن است در ابتدا فشارها را تحمل کند، اما سرانجام به نقطه‌ای می‌رسد که دیگر توان ادامه دادن ندارد.

او گفت: به قول مرحوم رضا آقا، تحمل صددرصدی غیرممکن است. هیچ انسانی نمی‌تواند هر میزان فشاری را تحمل کند و هر فردی نقطه‌ای دارد که ظرفیت تحملش به پایان می‌رسد.

زیدآبادی: خطر تبدیل آرمان ملی به گرایش جناحی و ایدئولوژیک وجود دارد

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در ادامه به برخی صداهای مخالف مذاکره و توافق اشاره کرد و گفت: اکنون باید به صداهایی توجه کنیم که در کشور بلند شده‌اند. مشخص نیست این صداها تا چه اندازه قدرت دارند یا در حاشیه قرار گرفته‌اند، اما به هر حال صدای بلندی دارند.

او افزود: حرف این گروه‌ها صرفاً این نیست که حمله‌ای صورت گرفته و باید جنگ تمام شود و به توافق برسیم؛ بلکه معتقدند باید در موضع تهاجم قرار بگیریم. آن‌ها اساساً با مذاکره مخالف‌اند و با هر نوع توافقی مخالفت می‌کنند، بدون آنکه توجه کنند موضوع مذاکره چیست و توافق قرار است چه شکلی داشته باشد.

زیدآبادی با اشاره به مخالفت برخی جریان‌ها با توافق اسلام‌آباد گفت: حتی با توافق اسلام‌آباد که در نهایت نوعی اجماع در حکومت درباره آن شکل گرفته بود، رسماً مخالفت کردند.

او هشدار داد: در اینجا همان نقطه‌ای است که نگاه مردم نسبت به آرمان تغییر می‌کند. ممکن است جامعه تصور کند آنچه مطرح می‌شود، دیگر آرمان ملی نیست، بلکه نوعی گرایش جناحی و ایدئولوژیک است که می‌خواهد کشور را وارد عرصه‌ای کند که هزینه‌های زیادی به آن تحمیل می‌شود.

زیدآبادی تأکید کرد: «اصلاً تاب‌آوری زمانی معنا پیدا می‌کند که فرد خودش بپذیرد شرایطی را تحمل کند. وقتی شرایط غیرقابل تحمل می‌شود، دیگر نمی‌توان صرفاً با گفتن اینکه باید مقاومت کرد، مسئله را حل کرد.»

او با اشاره به احتمال هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های حیاتی ایران گفت: اگر زیرساخت‌های آب، برق و منابع انرژی به‌گونه‌ای مورد حمله قرار بگیرند که مردم امکان دسترسی به آن‌ها را نداشته باشند، اساساً تاب‌آوری چه معنایی خواهد داشت؟ مردم باید بتوانند غذا تهیه کنند، از حمل‌ونقل استفاده کنند و به امکانات عمومی دسترسی داشته باشند. وقتی این امکانات وجود نداشته باشد و زندگی عملاً غیرممکن شود، دیگر صحبت از تاب‌آوری چه معنایی دارد؟

به گفته زیدآبادی، نگرانی مردم این است که شرایط به نقطه‌ای برسد که امکان زندگی عادی از بین برود. از سوی دیگر، اگر کشور در موضع تهاجمی قرار بگیرد، ممکن است دستاوردهایی که تاکنون به دست آمده‌اند، به شکست تبدیل شوند.

او افزود: مردم تاکنون شرایط زیادی را تحمل کرده و از بسیاری از مطالبات خود صرف‌نظر کرده‌اند تا کشور دچار مشکل نشود؛ اما اگر چشم‌انداز روشنی وجود نداشته باشد و مشخص نباشد در چه زمانی و با چه ابزارهایی قرار است مشکلات برطرف شوند، ممکن است احساس کنند کل کشور در معرض خطر قرار گرفته است.

زیدآبادی هشدار داد که گاهی ممکن است اقداماتی که به نام دفاع از کشور انجام می‌شوند، به دلیل افراطی شدن، خود کشور را به مخاطره بیندازند، انسجام جامعه را از بین ببرند و زندگی را غیرممکن کنند.

او همچنین گفت: وقتی صحبت‌های برخی مقامات را گوش می‌کنم، احساس می‌کنم ارتباط واقعی با بخش‌های مختلف جامعه ندارند. گزارش‌هایی به آن‌ها ارائه می‌شود، اما به‌صورت حسی درک نمی‌کنند که زندگی مردم در طبقات پایین و متوسط جامعه تا چه اندازه دشوار شده است.

زیدآبادی: گروه خاصی در خیابان حضور دارند و بقیه مردم در خانه‌هایشان هستند

زیدآبادی در ادامه با اشاره به تجمعات شبانه در خیابان‌ها گفت: عده‌ای اجازه نمی‌دهند درباره مسائل واقعی جامعه بحث شود. گروهی شب‌ها به خیابان می‌آیند، اما نمی‌دانیم با چه انگیزه‌ای حضور دارند. در دوره‌ای تنوع بیشتری میان آن‌ها دیده می‌شد، سپس این تنوع کمتر شد و اکنون دوباره به نظر می‌رسد در حال افزایش است.

او تأکید کرد: این افراد نماینده همه جامعه نیستند. همین شهر تهران حدود ۱۰ میلیون نفر جمعیت دارد و همه این افراد که شب‌ها در خیابان نیستند. گروه خاصی از مردم در خیابان حضور دارند و بقیه در خانه‌های خود هستند. کسانی که در خانه هستند نیز دیدگاه‌های متفاوتی دارند؛ ممکن است بی‌تفاوت باشند، با حاضران در خیابان همدلی کنند یا کاملاً مخالف آن‌ها باشند.

به گفته زیدآبادی، وقتی از تاب‌آوری همه مردم صحبت می‌کنیم، باید مشخص باشد که آیا همه جامعه این مسیر را پذیرفته‌اند یا اکثریت قاطع آن را قبول دارند.

او افزود: اگر مطمئن باشیم اکثریت قاطع جامعه از یک مسیر حمایت می‌کنند، شرایط متفاوت خواهد بود؛ اما اگر اقلیتی بگویند باید به هر قیمتی مسیر مشخصی ادامه پیدا کند، درحالی‌که بخش بزرگی از مردم آن مسیر و چشم‌انداز را قبول ندارند، وضعیت خطرناک‌تر می‌شود.

امینی: بحران جنگ باید پایان‌بندی مشخصی داشته باشد

امینی در واکنش به این بحث گفت: علاوه بر وجه آرمانی و کارکردی تاب‌آوری، مؤلفه سومی نیز وجود دارد و آن نحوه پایان‌بندی بحران و جنگ است.

او تأکید کرد: بحران جنگ نمی‌تواند تا ابد ادامه داشته باشد و هر بحرانی در نهایت به نقطه پایانی می‌رسد؛ یا به‌صورت طبیعی یا با تصمیمی که گرفته می‌شود. بنابراین باید از پیش مشخص باشد که تحت چه شرایطی قرار است از جنگ و بحران عبور کنیم و چه امکاناتی برای تحقق این هدف در اختیار داریم.

به گفته امینی، این امکانات در حوزه دیپلماسی، رسانه، دستگاه اجرایی، سیاست داخلی، سیاست خارجی و اقتصاد باید به‌طور دقیق مشخص شوند.

او با اشاره به وجود گرایش‌هایی در جامعه که ممکن است مخالف پایان جنگ باشند، گفت: این گرایش در دستگاه‌های تصمیم‌گیری و قوه عاقله نظام سیاسی وجود ندارد و در بدنه اجتماعی نیز گرایش غالب محسوب نمی‌شود.

امینی افزود: حتی میان افرادی که در میدان‌ها حضور پیدا می‌کنند نیز تنوع دیدگاه وجود دارد و لزوماً همه آن‌ها با پایان‌بندی مناسب جنگ مخالفت ندارند یا به‌صورت ذاتی خواهان ادامه جنگ نیستند.

او با اشاره به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد گفت: مسیری برای پایان‌بندی جنگ پیدا شد و آن تفاهم‌نامه اسلام‌آباد بود. ممکن است عده‌ای در داخل کشور به دلایل مختلف با آن مخالفت کنند، اما اگر این تفاهم‌نامه به نتیجه نرسیده است، لزوماً ارتباطی با اعتراض یا مخالفت این گروه‌ها ندارد و سازوکارهای دیگری نیز در این موضوع نقش داشته‌اند.

امینی تأکید کرد: باید مشخص کنیم پایان‌بندی جنگ چیست و تاب‌آوری چه نسبتی با آن دارد. این تاب‌آوری باید معطوف به نقطه پایان بحران باشد و امکانات کشور نیز در خدمت تحقق این هدف قرار بگیرند.

امینی: تلویزیون ملی ایران مرجعیت اجتماعی ندارد

امینی در ادامه، رسانه را یکی از مهم‌ترین ابزارهای حکمرانی و افزایش تاب‌آوری اجتماعی دانست و گفت: باید بررسی کنیم رسانه ملی در مسیر پایان‌بندی جنگ چه نقشی ایفا می‌کند و دستگاه دیپلماسی و قوه مجریه چه عملکردی دارند.

او با اشاره به اهمیت رسانه در مدیریت بحران گفت: رسانه قدرتمند، رسانه‌ای است که از مرجعیت اجتماعی برخوردار باشد. در سال‌های اخیر با خلأ چنین وضعیتی مواجه شده‌ایم و مرجعیت رسانه‌ای تا حد زیادی به رسانه‌های بیرونی واگذار شده است.

امینی همچنین درباره تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و احتمال افزایش قیمت بنزین گفت: در همین مقطع دوباره بحث تغییر قیمت بنزین مطرح شده بود. گفته می‌شد منابع مالی کافی وجود ندارد و باید قیمت بنزین را به ۸۰ هزار تومان رساند یا به شکل دیگری افزایش داد. حتی سناریوهایی مطرح بود که بنزین در اختیار مردم قرار بگیرد تا خودشان آن را بفروشند.

او هشدار داد: اگر چنین تصمیمی گرفته می‌شد، احتمالاً تجربه دی‌ماه تکرار می‌شد.

به گفته امینی، مسئله اصلی کشور در شرایط فعلی، صدای گروه‌هایی که مخالف پایان جنگ هستند نیست، بلکه باید دید پایان‌بندی معقول و مورد توافق نظام سیاسی چیست و چه پایانی می‌تواند حمایت عمومی جامعه را به همراه داشته باشد.

این جامعه‌شناس سپس با تأکید بر فقدان مرجعیت اجتماعی تلویزیون گفت: در هر جامعه‌ای ممکن است گرایش‌هایی وجود داشته باشند که از میانگین مورد توافق جامعه فاصله بگیرند؛ اما نمی‌توان موجودیت این گروه‌ها را نادیده گرفت. با این حال، نحوه طرح مسئله نباید ما را از مسائل اصلی دور کند.

او افزود: ما یک جنگ را تجربه کرده‌ایم که بالاترین سطح بحران است و در عین حال اینترنت نیز بلافاصله قطع شده است. در شرایطی که کشور با بالاترین سطح بحران مواجه است و اینترنت هم قطع شده، تلویزیون ملی ایران فاقد مرجعیت اجتماعی است. این مسئله باید به‌عنوان یک موضوع اصلی مورد توجه قرار بگیرد.

امینی با اشاره به دو برنامه تلویزیونی «به وقت ایران» در شبکه خبر و «من ایرانم» با اجرای آقای شهیدی‌فر در شبکه نسیم گفت: در دوره جنگ، این دو برنامه تا اندازه‌ای مخاطب داشتند؛ اما نکته این است که حتی ایده‌پردازان، اداره‌کنندگان و پیش‌برندگان آن‌ها نیز خارج از سازمان صداوسیما بودند. به این معنا که دستگاه رسانه‌ای کشور در قوی‌ترین بحران موجودیتی خود، تا حد زیادی خالی بود.

او تصریح کرد: شما نمی‌توانید هیچ تحولی را در کشور آغاز کنید یا به نتیجه برسانید، مگر اینکه رسانه قدرتمندی داشته باشید. رسانه قوی باید مرجعیت اجتماعی داشته باشد و بتواند مردم را پای برنامه‌های خود بنشاند.

امینی در ادامه گفت: حتی اگر قرار باشد رسانه از جنگ حمایت کند، ابتدا باید بتواند مخاطب را جذب کند. مسئله این نیست که مدیران رسانه چه دیدگاه سیاسی دارند، بلکه باید دید آیا توانایی اداره حرفه‌ای رسانه را دارند یا خیر.

زیدآبادی: اقلیتی که خود را پایگاه اجتماعی حکومت می‌داند، در صداوسیما تقویت شده است

زیدآبادی در واکنش به اظهارات امینی درباره وضعیت صداوسیما گفت: باید پرسید چه چیزی باعث شده این سازمان به وضعیت فعلی برسد و چرا با وجود انتقادهای فراوان، تغییری در آن اتفاق نمی‌افتد؟

او معتقد است یکی از دلایل اصلی، همان اقلیتی است که صدای بلندی دارد و در صداوسیما تقویت می‌شود.

زیدآبادی توضیح داد: این گروه از ابتدا شبیه نیروهای دیگر جامعه نبوده‌اند و نوعی تبعیض درباره آن‌ها اعمال شده است. از نظر حقوقی و در برخورداری از امکانات و مزایا، موقعیتی دارند که دیگران از آن برخوردار نیستند. آن‌ها می‌توانند حرف‌هایی بزنند که دیگران امکان بیان آن را ندارند، در هر جایی تجمع کنند، علیه افراد مختلف شعار بدهند و حتی خواهان مرگ و اعدام دیگران شوند؛ اما سایر گروه‌ها چنین امکانی ندارند.

او ادامه داد: به نظر می‌رسد این گروه در سال‌های گذشته به‌صورت سازمان‌یافته به این باور رسیده‌اند که تنها پایگاه اجتماعی سیستم هستند؛ اینکه ما نیروهای آماده‌به‌کار حکومتیم، حاضریم برای آن بجنگیم و حتی کشته شویم و فقط ما چنین ویژگی‌هایی داریم.

زیدآبادی با اشاره به برخی اظهارات این گروه گفت: گاهی در صحبت‌هایشان به این موضوع اشاره می‌کنند که حضرت علی هم دنبال همان ۲۵ درصد بود و اگر آن ۲۵ درصد به میدان نمی‌آمدند، ماجرای معاویه به آن شکل پیش نمی‌رفت.

او افزود: این افراد خود را نیروهای وفادار و حاضر در میدان می‌دانند و درباره سایر مردم تعابیر تندی به کار می‌برند. برخی را بی‌تفاوت می‌خوانند و حتی در مواردی آن‌ها را با تعابیری مانند «انعام» تشبیه می‌کنند. درباره مخالفان نیز می‌گویند تکلیفشان روشن است و در نهایت به این نتیجه می‌رسند که فقط خودشان باید حفظ شوند.

زیدآبادی معتقد است حکومت نیز ظاهراً جرئت برخورد با این گروه یا حتی پاسخ دادن به آن‌ها را ندارد. به گفته او، کافی است یک مقام مسئول اظهارنظری کند تا در فضای رسانه‌ای تحت فشار قرار بگیرد، عذرخواهی کند و از موضع خود عقب‌نشینی کند.

او این وضعیت را ناشی از ترکیب قدرت در کشور دانست و گفت: ما با نوعی تجزیه حاکمیت مواجه هستیم. البته تکثر در یک نظام سیاسی می‌تواند مفهوم مثبتی داشته باشد، اما آنچه اکنون می‌بینیم صرفاً تکثر نیست؛ بلکه بخش‌های مختلف گاهی به‌گونه‌ای عمل می‌کنند که در کار یکدیگر اخلال ایجاد کنند و یکدیگر را خنثی کنند.

زیدآبادی: خشم و نارضایتی در گفت‌وگوهای روزمره مردم افزایش یافته است

زیدآبادی در ادامه با اشاره به آثار این وضعیت بر زندگی روزمره مردم گفت: وقتی دیدگاه‌های مختلف وارد ادبیات مقامات می‌شوند و دستگاه‌هایی مانند صداوسیما نیز همان روال را ادامه می‌دهند، مشخص می‌شود که نوعی عدم تصمیم‌گیری، بلاتکلیفی و تعلیق بر کشور حاکم است.

او افزود: شما نمی‌توانید مسائل عادی زندگی مردم را حل کنید. برای ترافیک تهران برنامه مشخصی وجود ندارد و درباره بنزین هم اجازه نمی‌دهند راه‌حلی پیدا شود. اگر در تهران باد و باران نباشد، زندگی دشوار می‌شود و آلودگی هوا به حدی است که ممکن است نتوان در این شهر زندگی کرد.

به گفته زیدآبادی، در چنین شرایطی وعده‌های بزرگی داده می‌شود مبنی بر اینکه از طریق جنگ همه مشکلات حل خواهد شد، اما این وعده‌ها برای بسیاری از مردم باورپذیر نیست.

او تأکید کرد: وقتی مردم وعده‌ها را باور نمی‌کنند، ممکن است همراهی نکنند، ناراحتی خود را نشان دهند و اعتراض کنند. اکنون حتی در گفت‌وگوهای روزمره مردم، در تاکسی و مسیرهای رفت‌وآمد، میزان شکایت، خشم و نارضایتی افزایش پیدا کرده است.

زیدآبادی همچنین گفت: نمی‌توان به گروهی از مردم گفت این کشور فقط متعلق به ماست، چون پایگاه اجتماعی حکومت هستیم و دیگران حقی ندارند. آن‌ها نیز حق دارند، اما ممکن است نتوانند دیدگاه خود را به‌راحتی بیان کنند و ناراحتی خود را در درونشان نگه دارند. این وضعیت ممکن است در نقطه‌ای به طغیان‌های خطرناک منجر شود.

او یکی از ریشه‌های ناکارآمدی را محدودیت در طرح آزادانه مسائل اجتماعی و سیاسی دانست و گفت: شما نمی‌توانید هیچ مسئله اجتماعی و سیاسی کلانی را به‌صورت عریان و بدون محدودیت در کشور مطرح کنید. همیشه باید هنگام صحبت کردن مراقب باشید که مبادا حرفتان به کسی بر بخورد یا برایتان پرونده‌ای تشکیل شود.

زیدآبادی افزود: وقتی حرف زدن درباره یک موضوع می‌تواند به مسئله‌ای کیفری تبدیل شود، دیگر نمی‌توان آزادانه درباره آن صحبت کرد. در نتیجه، صورت‌مسئله‌ها ناقص مطرح می‌شوند یا اساساً مطرح نمی‌شوند و همین مسئله موجب خطا در تشخیص و تصمیم‌گیری می‌شود.

او با اشاره به تجربه کشورهای دیگر گفت: اداره جوامع در همه جای دنیا دشوار شده است. حتی در کشورهایی مانند فرانسه، سوئیس و بریتانیا نیز مردم با مشکلاتی مواجه می‌شوند و اعتراض می‌کنند. بنابراین نمی‌توان انتظار داشت جامعه ایران در شرایطی که احساس تبعیض و فشار می‌کند، امکان بیان آزادانه دیدگاه‌هایش را ندارد و زندگی روزمره‌اش نیز با دشواری مواجه است، واکنش متفاوتی داشته باشد.

زیدآبادی در نهایت هشدار داد: اگر نظر من را بخواهید، کشور واقعاً در حال رسیدن به نقاط خطرناکی است. باید از قیدوبندهای ذهنی رها شویم و واقعیت را همان‌طور که هست ببینیم. اگر واقعیت را نبینیم و برای آن راه‌حل پیدا نکنیم، مشکلات ادامه پیدا می‌کنند.

او حتی معتقد است وضعیت موجود، از خطر جنگ به‌خودی‌خود، برای موجودیت ایران تهدید بزرگ‌تری است؛ زیرا نوعی ازهم‌پاشیدگی نظم اقتصادی، سازمان اجتماعی و نظامات قانونی در حال شکل‌گیری است.

امینی: مسئله اصلی، کارآمدی رسانه و دستگاه اداری کشور است

امینی در واکنش به بحث قطع اینترنت گفت: مواردی که مطرح می‌شوند، مسائل خرد هستند و باید آن‌ها را تابع وضعیت‌های کلان دانست. وقتی وضعیت جنگی حاکم است و با جنگ مسلحانه‌ای مانند جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه مواجه هستیم، شرایط اقتضائات خاص خود را دارد.

او افزود: کسانی که در ساختار تصمیم‌گیری حضور دارند باید تشخیص دهند که آیا اینترنت باید قطع شود یا خیر. من در حال حاضر صلاحیت یا دانش فنی لازم را ندارم که بگویم قطع اینترنت برای کنترل جنگ ضروری است یا خیر.

امینی تصریح کرد: در شرایط جنگی، اولویت اصلی حفظ کشور در برابر تهاجم خارجی است. اینکه اینترنت باز یا بسته باشد و فیلترینگ وجود داشته باشد یا برداشته شود و این اقدامات تا چه اندازه به مدیریت جنگ کمک می‌کنند، موضوعی است که متخصصان باید درباره آن اظهارنظر کنند.

او سپس دوباره بر ضرورت تعیین رویکرد کلان کشور تأکید کرد و گفت: در وضعیت جنگ و نه جنگ و نه صلح، بخش زیادی از مسائل تابع اراده و اختیار طرف مقابل نیز هست. بنابراین باید ببینیم با امکانات موجود چه تصمیماتی می‌توان برای پایان‌بندی جنگ گرفت. دو مؤلفه مهم در این زمینه، دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی و دستگاه رسانه‌ای کشور هستند.

امینی با اشاره به اینکه ممکن است مدیران رسانه دیدگاه‌های شخصی متفاوتی داشته باشند، گفت: ممکن است فردی جنگ‌طلب باشد و مدیریت تلویزیون را هم بر عهده داشته باشد، اما از نظر حرفه‌ای بداند چگونه باید تلویزیون را اداره کند تا از مرجعیت اجتماعی برخوردار شود. بنابراین مسئله من دیدگاه شخصی افراد نیست، بلکه کارآمدی و توانایی آن‌هاست.

او با اشاره به برنامه‌های نمایشی و تلویزیونی گفت: ممکن است یک سریال یا برنامه از نظر حرفه‌ای ضعیف باشد. مسئله این نیست که با دیدگاه سازندگان آن موافق هستیم یا خیر؛ مسئله این است که آیا اصلاً می‌توان آن برنامه را تماشا کرد یا نه.

امینی افزود: شبکه اینترنشنال چرا تا این اندازه موضوعیت پیدا کرده است؟ حتی اگر محتوایی تولید کند که از نظر ما قابل قبول نباشد، باز هم آن رسانه کار می‌کند. رسانه باید کارکرد داشته باشد و بتواند مخاطب جذب کند.

امینی: چرا با تغییر رئیس‌جمهورها، نارضایتی جامعه بیشتر می‌شود؟

امینی در ادامه، مسئله کارآمدی را به ساختار کلی حکمرانی پیوند زد و گفت: باید بررسی کنیم چرا مسئله کارآمدی در ساختار سیاسی ما به شکل مطلوبی شکل نمی‌گیرد و چرا روند آن رو به بهبود نیست.

او با طرح این پرسش که چرا با روی کار آمدن رؤسای جمهور مختلف، در پایان دوره آن‌ها همچنان جامعه ناراضی است، اظهار کرد: چرا آقای پزشکیان، آقای رئیسی، آقای روحانی، آقای احمدی‌نژاد و آقای خاتمی روی کار می‌آیند، اما در پایان دوره هر کدام، جامعه ناراضی است؟ چرا با وجود تفاوت‌های جدی میان این افراد، مسئله کارآمدی حل نمی‌شود؟

امینی برای توضیح این وضعیت به تفاوت الگوهای فکری و مدیریتی دولت‌ها اشاره کرد و گفت: آقای خاتمی با رویکرد تنش‌زدایی و ایده گفت‌وگوی تمدن‌ها وارد عرصه سیاست شد. پس از او رئیس‌جمهوری آمد که مسئله اصلی‌اش در سیاست خارجی هولوکاست و مدیریت جهان بود. بعد از آن نیز رئیس‌جمهوری روی کار آمد که رویکردی تقریباً ۱۸۰ درجه متفاوت در سیاست خارجی داشت.

او افزود: وقتی جهت‌گیری‌های سیاست خارجی و الگوهای اداره کشور تا این اندازه تغییر می‌کنند، طبیعی است که این مسئله بر کارآمدی تأثیر بگذارد. الگوهای فکری و اداری کشور یکپارچه نیستند و در نهایت نه مزایای یک دیدگاه به‌درستی محقق می‌شود و نه هزینه‌های دیدگاه دیگر به‌طور کامل از میان می‌رود.

امینی همچنین با اشاره به نقش مجلس گفت: باید پرسید مجلس چه نقشی در اداره و بهبود وضعیت کشور ایفا می‌کند؟ برای مثال، آقای قالیباف زمانی درباره قیمت مرغ صحبت می‌کردند و می‌گفتند باید تولید به‌گونه‌ای باشد که قیمت آن به ۹ هزار تومان برسد. اکنون قیمت‌ها را ببینید؛ تخم‌مرغ هم به ۲۰ هزار تومان رسیده است.

او ادامه داد: از زمانی که مجلس فعلی فعالیت می‌کند، آیا توانسته نقشی در بهبود اداره کشور داشته باشد؟ جامعه احساس می‌کند اگر مجلس باشد یا نباشد، چه تفاوتی در زندگی من ایجاد می‌شود؟ مردم می‌خواهند بدانند وضعیت تحصیل فرزندانشان، اقتصاد، رفاه، برابری، عدالت، فقر و خدمات آموزشی و درمانی چگونه تغییر خواهد کرد.

به گفته امینی، مسئله اصلی مردم زبان سیاست و مباحث سیاسی نیست، بلکه آن‌ها می‌خواهند زندگی کنند و نتایج عملکرد دستگاه‌های حکمرانی را در زندگی روزمره خود ببینند.

او تأکید کرد: چه کسانی که در خیابان حضور دارند و چه کسانی که در خانه‌هایشان هستند، در نهایت به دنبال زندگی بهتر و تغییر هستند. تغییرخواهی در کانون ادراک و خواست اجتماعی قرار دارد و این تغییر باید از طریق رویکردی عمل‌گرایانه محقق شود که بتواند نتایج مورد انتظار مردم را به آن‌ها نشان دهد.

زیدآبادی: قدرت و مسئولیت در کشور به‌درستی تقسیم نشده است

زیدآبادی در ادامه با اشاره به اینکه مشکلات کشور ریشه‌های عمیقی دارند، گفت: وقتی مشکلی نزدیک به ۵۰ سال است که مدام بازتولید می‌شود، حتماً مبنای عمیقی دارد و حل آن به این سادگی نیست.

او با اشاره به کتاب خود با عنوان «الزامات سیاست در عصر ملت ـ دولت» گفت: هر رئیس‌جمهوری که روی کار می‌آید، وارث وضعیتی است که از قبل وجود داشته و قرار نیست همه‌چیز را از صفر بنا کند.

زیدآبادی افزود: وقتی با رؤسای جمهور صحبت می‌کنید، تقریباً همه می‌گویند مشکلات را از بیرون نمی‌توان درک کرد، اجازه کار نداریم و نمی‌توانیم برنامه‌های خود را اجرا کنیم. این مسئله نشان می‌دهد مشکلی اساسی در ساختار وجود دارد.

به گفته او، ساختار ایجادشده پس از تدوین قانون اساسی، نوعی عدم توازن در تقسیم قدرت و مسئولیت دارد. دستگاه‌های موازی متعددی ایجاد شده‌اند که قدرت فراوانی دارند، اما در برابر عملکرد خود پاسخگو نیستند. در مقابل، قوه مجریه قرار دارد که تمام بار اداره کشور و اقتصاد بر دوش آن است، اما مسئولان آن می‌گویند قدرت لازم را در اختیار ندارند.

او با اشاره به وعده‌های انتخاباتی رؤسای جمهور گفت: بسیاری از آن‌ها پیش از ورود به مسئولیت، وعده‌هایی می‌دهند که مشخص است بدون اراده معطوف به تغییر و کارآمد کردن سیستم، عملی نخواهند شد.

زیدآبادی افزود: برخی تصور می‌کردند با روی کار آمدن دولت جدید، قرار است پایگاه اجتماعی حکومت تغییر کند، چشم‌اندازها به سمت رفاه و آزادی مردم حرکت کند و مطالبات جامعه بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. به همین دلیل وارد میدان شدند یا برای جلوگیری از روی کار آمدن فردی دیگر رأی دادند.

اما به گفته او، پس از مدتی مردم متوجه می‌شوند یا اراده‌ای برای تغییر شکل نگرفته یا اگر چنین اراده‌ای وجود داشته، امکان پیشبرد آن فراهم نیست. در نتیجه، رئیس‌جمهور در میانه راه معلق می‌ماند و کسانی که به او رأی داده‌اند، شروع به انتقاد و ابراز پشیمانی می‌کنند.

زیدآبادی وضعیت اقتصاد ایران را نیز به بهمنی تشبیه کرد که به‌تدریج حرکت می‌کند و ممکن است در نقطه‌ای ناگهان به وضعیتی بسیار خطرناک تبدیل شود.

زیدآبادی: نهادهای موازی، مسئولیت‌ناپذیری را گسترش داده‌اند

زیدآبادی در ادامه با اشاره به ساختار تصمیم‌گیری در حوزه اینترنت گفت: در موضوع اینترنت، تصمیماتی در شورای عالی فضای مجازی گرفته می‌شود، اما ما مدام از رئیس‌جمهور و وزیر ارتباطات انتقاد می‌کنیم که چرا این وضعیت را حل نمی‌کنند.

او افزود: وقتی با مسئولان اجرایی صحبت می‌کنیم، می‌گویند در جلساتی شرکت می‌کنند که افرادی در آن حضور دارند که اساساً شناختی از اینترنت و صنعت فناوری‌های مدرن ندارند، اما همان افراد آن‌ها را مورد بازخواست قرار می‌دهند و در موقعیت متهم قرار می‌گیرند.

زیدآبادی پرسید: این افراد چرا در چنین جایگاهی قرار گرفته‌اند و به چه کسی پاسخگو هستند؟ تا چه اندازه نهادهای موازی ایجاد کرده‌ایم و دایره قدرت برخی نهادها را گسترش داده‌ایم؟

او در ادامه با اشاره به وضعیت مذاکره و احتمال ادامه جنگ گفت: اکنون با شرایطی مواجه هستیم که گویی میان دو وضعیت قرار گرفته‌ایم؛ یا باید توافقی صورت بگیرد یا جنگ ادامه پیدا کند. توافق نیز مخالفان زیادی دارد.

به گفته زیدآبادی، درباره محتوای توافق و موضوع مذاکره توضیح روشنی به جامعه داده نمی‌شود؛ اینکه قرار است درباره چه چیزی مذاکره کنیم، چه چیزی بدهیم، چه چیزی بگیریم و قدرت چانه‌زنی ما چیست.

او افزود: همین که بحث حرکت به سمت توافق مطرح می‌شود، عده‌ای شروع به مخالفت می‌کنند و می‌گویند خیانت در حال وقوع است و کشور را می‌فروشند. صدای این افراد حتی از صداوسیما نیز شنیده می‌شود و فردی که برای مذاکره می‌رود، از واکنش آن‌ها می‌ترسد.

زیدآبادی: مگر به دنیا آمده‌ایم که دیگران را نابود کنیم؟

زیدآبادی در ادامه با انتقاد از برخی رویکردهای جنگ‌طلبانه گفت: اگر توافق صورت نگیرد، گزینه دیگر جنگ است. برخی معتقدند باید با ادبیات تندتری صحبت کنیم تا طرف مقابل بترسد و بازدارندگی ایجاد شود. اما اگر طرف مقابل نترسید و این تهدیدها بازدارنده نبود، چه؟

او افزود: گفته می‌شود ما آن‌ها را می‌زنیم. فرض کنیم تمام طرف مقابل را هم نابود کنید؛ اما اگر آن‌ها نیز توانایی داشته باشند که شما را نابود کنند، چه اتفاقی می‌افتد؟ همان‌طور که دیدیم، چنین امکانی وجود دارد.

زیدآبادی تأکید کرد: «مگر ما به دنیا آمده‌ایم که دیگران را نابود کنیم؟ هدف ما این است که خودمان را حفظ کنیم. هر طرحی که ارائه می‌دهید، باید در نهایت امکان حفظ کشور را برای خودتان فراهم کند. نمی‌توانید صرفاً به دنبال وارد کردن ضربه به طرف مقابل باشید، بدون اینکه به امکان حفظ خودتان توجه کنید.»

او با اشاره به تصورات برخی افراد درباره مداخله خارجی گفت: برخی تصور می‌کنند آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها نقشه‌هایی دارند که قرار است بیایند، افراد فعلی را کنار بگذارند و جایگزینی برای آن‌ها انتخاب کنند؛ اما هیچ نیرویی در دنیا چنین توانایی‌ای ندارد که بتواند به این شکل برای یک کشور تصمیم بگیرد و ساختار آن را تغییر دهد.

زیدآبادی افزود: طرف مقابل بر اساس محاسبات و امکانات خودش تصمیم می‌گیرد و صرفاً با موضع‌گیری‌های ما لزوماً عقب‌نشینی نمی‌کند.

زیدآبادی: وقتی قالیباف وارد مذاکره شد، دیدیم او هم اختیار چندانی ندارد

زیدآبادی در بخش دیگری از گفت‌وگو با اشاره به ساختار قدرت در ایران گفت: گاهی احساس می‌کنم وضعیت گذشته ما را به نقطه‌ای رسانده که گویی سرنوشت محتومی در انتظارمان است. امیدوارم چنین نباشد، اما فعلاً چشم‌انتظار اتفاقی هستیم که بتواند مسیرها را تغییر دهد.

او افزود: قدرت در بخش‌های مختلف پراکنده شده و مسئولیت‌ناپذیری گسترش پیدا کرده است. باید فردی بیاید و این وضعیت را سامان دهد و مهم‌تر از آن، بتواند از تصمیم خود دفاع کند.

زیدآبادی با اشاره به عملکرد دولت پزشکیان گفت: در ابتدا تصور می‌کردیم با روی کار آمدن آقای پزشکیان، سیاست‌ها تغییر می‌کند. تغییراتی هم اتفاق افتاد، اما نتوانست به نقطه مطلوب برسد.

او ادامه داد: بعد تصور کردیم شاید آقای قالیباف بتواند این وضعیت را جمع کند، چون در بخش‌هایی نفوذ دارد و سابقه نظامی و مدیریتی داشته است؛ اما وقتی وارد مذاکره شد، دیدیم ظاهراً او هم اختیار چندانی ندارد.

زیدآبادی با اشاره به مطرح شدن نام آقای رضایی برای سامان دادن به شرایط گفت: نمی‌دانم آیا اساساً در چنین ساختاری کسی می‌تواند این کار را انجام دهد یا خیر. باید فردی بتواند وضعیت را درک کند، آن را روشن و جمع‌وجور کند و امکان تصمیم‌گیری داشته باشد.

او تأکید کرد: اگر قرار است توافقی انجام شود، باید فردی با صراحت و قاطعیت مسئولیت آن را بر عهده بگیرد و بگوید من این تصمیم را گرفته‌ام و مسئولیت آن را می‌پذیرم. اگر هم قرار است مسیر مذاکره متوقف شود، باید صریح و روشن اعلام شود که راه مذاکره متوقف شده است.

به گفته او، وقتی از مردم انتظار همراهی داریم و می‌گوییم می‌خواهیم بجنگیم، باید چشم‌اندازی نیز پیش روی آن‌ها قرار دهیم؛ درحالی‌که اکنون چنین چشم‌اندازی وجود ندارد و جامعه در وضعیت بلاتکلیف قرار گرفته است.

زیدآبادی: همین دولت با وجود همه مشکلات توانسته امور را سرپا نگه دارد

زیدآبادی در بخش دیگری از صحبت‌هایش، با وجود انتقادهایی که به دولت وارد کرد، ارزیابی منصفانه‌تری از عملکرد قوه مجریه در شرایط دشوار کنونی ارائه داد.

او گفت: همین دولتی که به آن انتقاد می‌کنیم، با وجود همه مشکلات، تا همین‌جا هنر کرده که توانسته بخشی از امور را سرپا نگه دارد و زندگی همچنان جریان داشته باشد.

زیدآبادی افزود: بارها فکر کرده‌ام با این وضعیت آشفته، ممکن است زندگی روزمره مردم اساساً از هم بپاشد و امکان اداره امور عادی نیز وجود نداشته باشد. اداره روزانه جمعیتی ۹۰ میلیونی شوخی‌بردار نیست و به امکانات فراوانی نیاز دارد.

او با اشاره به مسئله بنزین گفت: در موضوع بنزین نیز باید به محدودیت امکانات توجه کرد و دولت را نمی‌توان در همه موارد مقصر دانست. وقتی امکانات کم می‌شود، دیگر نمی‌توان همان خدمات و امکانات قبلی را ارائه کرد.

به گفته زیدآبادی، در چنین شرایطی دولت ناچار است تصمیم بگیرد؛ یا قیمت برخی کالاها را افزایش دهد یا میزان عرضه آن‌ها را کاهش دهد. او این وضعیت را به پدری تشبیه کرد که درآمدش کاهش پیدا کرده و دیگر توان تأمین امکانات قبلی فرزندانش را ندارد.

امینی: باید میان تصمیم‌های حدی، راه‌حل‌های میانه پیدا کنیم

امینی در واکنش به این بخش از صحبت‌های زیدآبادی گفت: بحث اراده، به‌کارگیری امکانات موجود و عقلانیت سه موضوع جدا از یکدیگر هستند. ممکن است اراده‌ای برای افزایش تاب‌آوری در حاکمیت وجود داشته باشد، اما باید دید آیا قوه عاقله‌ای نیز هست که تصمیمات مناسب بگیرد یا خیر.

او افزود: گاهی تصمیم‌هایی که اتخاذ می‌کنیم، تصمیم‌های حدی هستند؛ یعنی یا کاملاً به این سمت می‌رویم یا به آن سمت. یا بنزین نیست و پمپ‌بنزین‌ها بسته می‌شوند یا قیمت آن به ۸۰ هزار تومان می‌رسد؛ درحالی‌که راه‌حل‌های دیگری نیز در میانه وجود دارد.

امینی تأکید کرد: ما به عقلانیتی نیاز داریم که بتواند امکانات و ظرفیت‌های کارشناسی را بالفعل کند، استعدادها و توانمندی‌های کشور را بشناسد و سپس با جامعه وارد گفت‌وگو شود.

او گفت: سیستم سیاسی باید بتواند به مردم توضیح دهد در چه وضعیتی قرار داریم، چه امکاناتی در اختیار داریم و چه اقداماتی می‌توانیم انجام دهیم. از دل گفت‌وگوهایی که در رسانه ملی شکل می‌گیرد، باید به ایده‌ای با اجماع بیشتر برسیم.

امینی با اشاره به مشکلات رسانه ملی گفت: ممکن است نتوانید وضعیت اقتصادی را تغییر دهید، اما تلویزیون را هم نمی‌توان تغییر داد؟ فردی که از صبح در ترافیک سنگین تهران گرفتار بوده، سر کار رفته، به کلاس درس دانشگاه رفته و خسته به خانه برگشته است، شب که تلویزیون را روشن می‌کند، باید برنامه‌ای برای تماشا داشته باشد. این موضوع چه ارتباطی با پول و اقتصاد دارد؟ چرا حتی در این زمینه هم کاری انجام نمی‌شود؟

او همچنین با اشاره به تصمیمات اقتصادی سال‌های گذشته گفت: یک بار در سال ۱۳۹۸ تصمیمی درباره بنزین گرفتید و ضربه خوردید؛ بار دیگر در سال ۱۴۰۱ ارز ۴۲۰۰ تومانی را حذف کردید و باز هم ضربه خوردید. دوباره در سال ۱۴۰۴ همین مسیر را طی کردید. چرا باید همان تصمیم‌ها تکرار شوند؟

امینی معتقد است فردی که مسئولیت چنین تصمیم‌هایی را بر عهده می‌گیرد، باید درک اجتماعی، درک سیاسی و تجربه تاریخی داشته باشد. او همچنین با اشاره به برنامه‌های تلویزیونی معاون رئیس‌جمهور در حوزه انرژی گفت که بر اساس دو برنامه‌ای که دیده، معتقد است فرد موردنظر صلاحیت کارشناسی لازم برای چنین موضوعی را ندارد.

امینی: توصیه به خرید نان در هر وعده غذایی نشان‌دهنده فاصله مسئولان از زندگی مردم است

امینی در ادامه با انتقاد از برخی توصیه‌های مطرح‌شده درباره مصرف انرژی گفت: توصیه کرده‌اند مردم برای خرید نان در هر وعده غذایی، روزی سه بار به نانوایی بروند و نان را در فریزر ذخیره نکنند تا هنگام باز کردن در فریزر یا گرم کردن نان در مایکروفر، برق مصرف نشود.

او افزود: این توصیه نشان می‌دهد گوینده تا چه اندازه از زندگی اجتماعی مردم فاصله دارد. مگر می‌شود مردم برای سه وعده غذایی در صف نانوایی بایستند؟ چنین توصیه‌هایی در عمل به معنای مختل کردن زندگی روزمره مردم است.

امینی در ادامه به تجربه‌های تاریخی افزایش قیمت بنزین اشاره کرد و گفت: در موضوع بنزین نیز راه‌حل‌های مختلفی وجود دارد و نباید تصور کرد تنها راه، واگذاری کامل آن به بازار آزاد است.

او با اشاره به دوران پیش از انقلاب گفت: در دوره‌ای که آقای عالیخانی وزیر اقتصاد بود، قیمت بنزین افزایش پیدا کرد و بعدها خود او از این تصمیم به‌عنوان یک اشتباه یاد کرد. افزایش قیمت بنزین در آن دوره به تعطیلی تاکسی‌ها و بخش‌هایی از شهر منجر شد.

امینی با اشاره به یادداشت‌های اسدالله علم گفت: علم در یادداشت‌های خود می‌نویسد ترور حسنعلی منصور ناشی از نفرتی بود که آن تصمیم ایجاد کرده بود.

او همچنین به اعتراضات سال ۱۳۵۰ پس از افزایش قیمت بلیت اتوبوس اشاره کرد و گفت: در آن مقطع با افزایش قیمت بلیت، اعتراض‌هایی شکل گرفت و اتوبوس‌ها و دانشگاه‌ها را آتش زدند. شاه ابتدا دستور برخورد و سرکوب داد، اما با گسترش اعتراض‌ها، موضوع در جلسه‌ای مطرح شد و تصمیم تغییر کرد.

امینی تأکید کرد: ما تجربه‌های تاریخی متعددی در این زمینه داریم و نباید دوباره همان تجربه‌ها را تکرار کنیم.

امینی: اگر لاریجانی رئیس‌جمهور بود، اداره کشور بهتر پیش می‌رفت

امینی در ادامه، با طرح پرسشی از زیدآبادی درباره وضعیت اداره کشور گفت: اگر به‌جای آقای پزشکیان، آقای علی لاریجانی رئیس‌جمهور بود، اداره کشور بهتر می‌شد، بدتر می‌شد یا تفاوتی نمی‌کرد؟

او پاسخ داد: به نظر من تفاوت می‌کرد و اداره کشور بهتر می‌شد. اگر فردی با ویژگی‌های آقای لاریجانی در جایگاه ریاست‌جمهوری قرار داشت، احتمالاً اداره کشور بهتر پیش می‌رفت.

امینی با اشاره به جنگ ۴۰روزه گفت: یکی از عوامل مهمی که باعث شد ساختار سیاسی کشور با وجود ضربه سنگین واردشده فرونریزد، نقش آقای لاریجانی بود. در شرایطی که عالی‌ترین مقام کشور ترور شده و به شهادت رسیده بود، حفظ انسجام ساختار سیاسی کار دشواری بود و بخشی از آنچه باعث شد ساختار سیاسی فرونریزد و جامعه نیز به انسجام نسبی برسد، به نقش آقای لاریجانی مربوط می‌شد.

او افزود: لاریجانی در گفت‌وگو با مردم نیز نقش مهمی داشت. حتی پس از جنگ ۱۲روزه، به نظر من بهترین گفت‌وگوها با مردم را او انجام داد؛ گفت‌وگوهایی که در آگاهی‌بخشی، اقناع افکار عمومی و کاهش اضطراب و فشار روانی جامعه مؤثر بود.

امینی معتقد است لاریجانی در تحلیل شرایط و تصمیم‌گیری‌های مربوط به جنگ نیز نقش داشت و توانست در نخستین گفت‌وگوهای خود به جامعه آرامش بدهد.

او در ادامه تأکید کرد: گاهی مسائل را آن‌قدر کلان و ساختاری می‌کنیم که دیگر هیچ راه‌حلی برای آن‌ها باقی نمی‌ماند؛ درحالی‌که من معتقدم راه وجود دارد و امکان گشایش هست. باید این امکان را کشف کنیم، برای تحقق آن اراده داشته باشیم و پای آن بایستیم.

به گفته امینی، کشور حتی با همین شرایط موجود نیز می‌تواند بهتر از وضعیت فعلی اداره شود. ممکن است این بهبود دو، سه یا چهار درصد باشد، اما همین میزان نیز اهمیت دارد.

زیدآبادی: اجازه نمی‌دهند فردی در سطح لاریجانی وارد رقابت انتخاباتی شود

زیدآبادی در واکنش به اظهارات امینی درباره توان مدیریتی لاریجانی گفت: آقای لاریجانی هم کارنامه‌ای دارد. او در مجلس حضور داشته، رئیس صداوسیما بوده و در دولت آقای هاشمی وزیر ارشاد بوده است. ما دوره ریاست او بر صداوسیما و برنامه‌هایی مانند «چراغ» را به یاد داریم.

امینی در پاسخ گفت: آن بحث سیاسی است، اما تلویزیون در دوره ریاست لاریجانی از مرجعیت قابل قبولی برخوردار بود.

زیدآبادی ادامه داد: مسئله این است که چرا اساساً امکان حضور او در انتخابات فراهم نشد؟ وقتی می‌گویم موانع بنیادین وجود دارند، منظورم همین است که اجازه نمی‌دهند فردی در سطح آقای لاریجانی وارد رقابت انتخاباتی شود و به ریاست‌جمهوری برسد.

او افزود: شاید اگر لاریجانی در سال ۱۴۰۰ امکان حضور در انتخابات را داشت، بخشی از مشکلات کمتر می‌شد.

امینی در واکنش با خنده گفت: «پس قبول دارید که می‌شد.»

زیدآبادی پاسخ داد: خیر، نمی‌شد. آقای پزشکیان فردی صادق است و دلبستگی‌های قدرت‌طلبانه ندارد، اما ذهن پزشکی دارد و اشراف لازم را به پیچیدگی‌های امر سیاست ندارد. آقای لاریجانی در شناخت قدرت، تشخیص موقعیت‌ها و درک مناسبات سیاسی مهارت بیشتری داشت.

او تأکید کرد: مسئله این است که چرا شورای نگهبان اجازه نمی‌دهد ترکیب و سازوکار این نهاد اصلاح شود تا افرادی مانند لاریجانی نیز بتوانند در رقابت‌ها حضور داشته باشند؟

امینی در پاسخ گفت: شورای نگهبان یک نهاد است و می‌توان آن را در ساختار حکمرانی اصلاح کرد. در گذشته نیز افرادی مانند آقای خاتمی و آقای روحانی تأیید صلاحیت شدند و وارد انتخابات شدند.

زیدآبادی در واکنش پرسید: «بله، آمدند، اما نتیجه؟»

امینی: مسئولیت تأیید صلاحیت و نظارت بر انتخابات باید از شورای نگهبان گرفته شود

در ادامه گفت‌وگو، موضوع ردصلاحیت‌ها و تأثیر آن بر اعتماد عمومی و مشارکت سیاسی مطرح شد.

امینی در این باره گفت: من از کسانی بودم که در سال ۱۴۰۰ با عملکرد شورای نگهبان مخالفت کردم و در سال ۱۴۰۳ نیز در تلویزیون درباره آن صحبت کردم. این مسائل موضوعاتی نیستند که نتوان آن‌ها را حل‌وفصل کرد.

او افزود: باید به درک مفهومی و نظری از وضعیت متکثر اجتماعی برسیم؛ درکی که بتواند این تکثر را پوشش دهد و بر سازمان‌دهی نهادی و کارکرد نهادها نیز تأثیر بگذارد.

امینی با تأکید بر ضرورت بازسازی اندیشه سیاسی گفت: فکر سیاسی یک‌بار برای همیشه شکل نمی‌گیرد، بلکه باید دائماً تولید و بازتولید شود. اندیشه سیاسی باید انضمامی و ناظر به امکان‌ها باشد و متناسب با تغییر شرایط، خودش را بازسازی کند.

او با اشاره به اصلاح قانون اساسی در دهه اول انقلاب گفت: در آن دوره هم رئیس‌جمهور وجود داشت و هم نخست‌وزیر. رئیس‌جمهور با رأی مردم انتخاب می‌شد، اما اداره دولت عملاً بر عهده نخست‌وزیر بود. این وضعیت معنای روشنی نداشت و در ادامه قانون اساسی تغییر کرد و بخش‌های زیادی از آن اصلاح شد. این تجربه نشان می‌دهد امکان انعطاف و تغییر در ساختارها وجود دارد.

امینی سپس با اشاره به جایگاه شورای نگهبان گفت: اگر بپذیریم شورای نگهبان در وضعیت فعلی اشکالاتی دارد، باید درباره اصلاح آن فکر کنیم.

او تأکید کرد: «من معتقد هستم که اگر قانون اساسی روزی بخواهد تغییر کند، یکی از موضوعاتی که باید در این بازنگری مورد توجه قرار بگیرد، این است که مسئولیت تأیید صلاحیت و نظارت بر انتخابات را از عهده شورای نگهبان باید برداشت.»

به گفته امینی، کارویژه اصلی شورای نگهبان با شش حقوقدان و شش فقیه، تطبیق مصوبات مجلس با قانون اساسی و موازین شرعی است. این نهاد باید جایگاهی اجماعی داشته باشد، نه اینکه به نهادی رقابت‌پذیر تبدیل شود.

او افزود: وقتی شورای نگهبان وارد عرصه انتخابات می‌شود، به‌طور طبیعی منازعات سیاسی پیرامون آن شکل می‌گیرد و چه عملکردش درست باشد و چه نادرست، جایگاه اجماعی خود را از دست می‌دهد.

امینی همچنین پرسید: چه نسبتی میان تخصص فقهی و تشخیص صلاحیت افراد برای مسئولیت‌های سیاسی وجود دارد؟ یک فقیه بر اساس چه معیاری می‌تواند تشخیص دهد فردی برای حکمرانی، نمایندگی مجلس یا مدیریت سیاسی صلاحیت دارد؟ یک حقوقدان نیز چه مزیتی نسبت به فردی که علوم سیاسی، اقتصاد یا مدیریت خوانده دارد که بتواند در تشخیص صلاحیت افراد موقعیت ترجیحی پیدا کند؟

او در پایان تأکید کرد که این مسئولیت بار اضافی بر دوش شورای نگهبان گذاشته و آن را درگیر منازعات دائمی انتخاباتی کرده است.

زیدآبادی: اگر توافقی صورت بگیرد، چشم‌اندازی برای حل مشکلات ایجاد می‌شود

زیدآبادی در بخش دیگری از گفت‌وگو، با اشاره به رابطه میان ساختارها و عاملیت افراد گفت: اگر مدام به ساختارها بچسبیم و عاملیت‌ها را نادیده بگیریم، اصلاحات را به امری موکول می‌کنیم که شاید غیرممکن یا بسیار دشوار به نظر برسد.

او افزود: میان عاملیت و ساختار رابطه و تعامل وجود دارد. عاملیت می‌تواند بر ساختار تأثیر بگذارد و ساختار نیز هرچه محدودتر شود، حوزه عمل عاملیت‌ها را کاهش می‌دهد. بنابراین، باید هم موانع ساختاری را بررسی کرد و هم دید در شرایط فعلی چه اتفاقی ممکن است رخ دهد.

زیدآبادی با اشاره به احتمال توافق در روزهای آینده گفت: اگر در روزهای آینده توافقی صورت بگیرد، چشم‌اندازی برای حل مشکلات ایجاد می‌شود. مردم بیش از هر چیز به دنبال این هستند که در افق پیش رو مسیری ببینند که از مشکلاتشان بکاهد، معضلات را کنترل کند و به‌تدریج آن‌ها را حل کند.

او تأکید کرد: تحقق توافق در شرایط فعلی گام بسیار بزرگی خواهد بود و بسیاری از جریان‌هایی که مانع ایجاد می‌کنند، خواه‌ناخواه به حاشیه می‌روند.

زیدآبادی سپس به سناریوی ادامه جنگ اشاره کرد و گفت: اگر جنگ ادامه پیدا کند، باید دید به چه شکلی پیش خواهد رفت. آیا قرار است کوه کلنگ مورد حمله قرار بگیرد، ایران هم چند موشک شلیک کند و دوباره میز مذاکره چیده شود یا این بار شرایط بسیار خطرناک‌تر خواهد بود و زیرساخت‌ها هدف قرار می‌گیرند؟

زیدآبادی: وقتی جنگ فروکش کند، شرایط می‌تواند بسیار خطرناک شود

زیدآبادی در ادامه هشدار داد: وقتی جنگ از نظر نظامی فروکش کند، شرایط می‌تواند بسیار خطرناک شود. در آن وضعیت ممکن است اعتراض‌ها به شکل خودجوش و بدون سازمان‌دهی قبلی شکل بگیرند؛ نه لزوماً با هدایت بیرونی، بلکه به دلیل خشم و نارضایتی انباشته‌شده در جامعه.

او افزود: ممکن است فردی در جایی عصبانی شود و خودش را آتش بزند، دیگران به آن محل بپیوندند یا در صورت کمبود امکانات، حمله و غارت برای به دست آوردن آن‌ها شکل بگیرد. اگر چنین اتفاق‌هایی عادی شود، بسیار خطرناک خواهد بود.

زیدآبادی تأکید کرد: این اتفاق‌ها هیچ مشکلی را حل نمی‌کنند، بلکه به آن دامن می‌زنند و ممکن است جامعه را به‌هم بریزند. اگر شرایط به نقطه‌ای برسد که مردم حتی امکانات اولیه زندگی را در اختیار نداشته باشند، رفتار انسان‌ها نیز تغییر خواهد کرد.

او توضیح داد: انسان در شرایط عادی می‌تواند عاقلانه و اخلاقی رفتار کند، اما وقتی شرایط سخت و طاقت‌فرسا می‌شود، ممکن است هر رفتاری از او سر بزند. در تفسیرهای دینی نیز به وجود دو گرایش در وجود انسان اشاره شده است و اینکه کدام گرایش غلبه پیدا کند، به شرایط بستگی دارد.

به گفته زیدآبادی، وقتی اعتماد انسان به عقل از بین برود و اخلاق معنای خود را از دست بدهد، انسان می‌تواند به موجودی خطرناک تبدیل شود؛ حتی خطرناک‌تر از دیگر درندگان.

او هشدار داد: نظام حکمرانی باید همه این احتمالات را جدی بگیرد و اجازه ندهد جامعه به چنین نقطه‌ای برسد. نباید تصور کنیم ایرانی‌ها با دیگر ملت‌ها تفاوت دارند و ممکن نیست چنین اتفاق‌هایی در جامعه ما رخ دهد.

امینی: افزایش نارضایتی اقتصادی می‌تواند زمینه تکرار اعتراضات دی‌ماه را فراهم کند

امینی در ادامه درباره اینکه آیا ممکن است یک اتفاق کوچک زمینه تکرار اعتراضات و حتی شکل‌گیری اعتراضاتی خشونت‌آمیزتر را فراهم کند؟  گفت: با توجه به تجربه دی‌ماه پس از جنگ ۱۲روزه، چرا چنین اتفاقی دوباره رخ ندهد؟ این مسئله به چند عامل وابسته است.

او توضیح داد: هرچه خطر تهدید جنگ کاهش پیدا کند و هم‌زمان نارضایتی اقتصادی و اجتماعی افزایش یابد، احتمال بروز اعتراضات بیشتر می‌شود. اگر در کنار این شرایط، اتفاقی مانند افزایش یکباره قیمت‌ها یا مسئله بنزین نیز رخ دهد، همه این عوامل می‌توانند زمینه تکرار اعتراضات سال ۱۴۰۴ را، حتی به شکلی خشونت‌آمیزتر، فراهم کنند.

امینی تأکید کرد: حکومت برای جلوگیری از چنین وضعیتی باید به مسئله کارآمدی در مدیریت بحران توجه کند. یکی از راهکارهای افزایش تاب‌آوری اجتماعی، تمرکز بر پایان‌بندی جنگ است.

او افزود: قوه عاقله کشور باید متناسب با شرایط واقعی و تحولات بیرونی تصمیم بگیرد. باید چارچوب نهایی پایان جنگ مشخص شود، درباره آن اجماع شکل بگیرد و سپس با جامعه گفت‌وگو شود.

به گفته امینی، در حال حاضر چنین گفت‌وگویی با جامعه وجود ندارد و مقدمات و پیامدهای تصمیم‌ها و روابط میان آن‌ها برای مردم توضیح داده نمی‌شود.

او تصریح کرد: باید مشخص باشد منطق مواجهه با مسئله چیست و قرار است چه کاری انجام شود. پایان‌بندی جنگ باید در اولویت قرار بگیرد و نباید اجازه داد وضعیت به همین شکل ادامه پیدا کند.

امینی همچنین گفت: اگر شرایط جنگی یا وضعیت سایه جنگ ادامه پیدا کرد، باید برای آن برنامه داشت. کشور گاهی در شرایط بحران بهتر از شرایط عادی و روتین اداره می‌شود؛ زیرا تصمیم‌ها مشخص‌تر هستند و باید بر اساس آن‌ها عمل کرد.

او تأکید کرد: باید سناریوهای مختلف را پیش‌بینی کرد، بدترین سناریو را در نظر گرفت، با افکار عمومی سخن گفت و سپس تصمیم‌ها را پیش برد. نباید تصمیم‌های انفجاری گرفت.

امینی در ادامه دوباره به نقش رسانه ملی اشاره کرد و گفت: رسانه اگر قوی باشد، یکی از مهم‌ترین ابزارهای حکمرانی است؛ اما رسانه ما در حال حاضر مرجعیت اجتماعی ندارد.

او با اشاره به برنامه آقای شهیدی‌فر در شبکه نسیم گفت: در دوران جنگ، یک برنامه اجتماعی در شبکه‌ای غیر فراگیر توانست مخاطب پیدا کند، اما وقتی مدت آن تمام شد، تلویزیون نتوانست برنامه دیگری را جایگزین آن کند. این اتفاق عجیب است. در دوران جنگ حتی امکان گفت‌وگو با جامعه درباره پیامدهای جنگ، فضای جنگی و همدلی‌های موردنیاز آن را هم نداریم.

امینی در عین حال گفت: بیش از هر چیز به جامعه امید داریم؛ جامعه‌ای که بلوغ و کارآمدی قابل‌توجهی از خود نشان داده است. با وجود فشارهایی که بر مردم وارد می‌شود، باید زمینه همدلی، امید و انسجام را فراهم کرد.

امینی: به عملکرد دولت پزشکیان در جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه نمره قبولی می‌دهم

امینی در بخش پایانی گفت‌وگو، ارزیابی خود از عملکرد بخش‌های مختلف کشور در دوره جنگ را تشریح کرد.

او گفت: بخش مهمی از تاب‌آوری اجتماعی به عملکرد قوه مجریه مربوط است. اگر بخواهم منصفانه ارزیابی کنم، به عملکرد قوه مجریه در شرایط جنگ نمره مثبت می‌دهم.

امینی افزود: نمی‌گویم مشکلی وجود نداشته است، اما در مجموع به کارنامه دولت آقای پزشکیان در جنگ ۱۲روزه، جنگ ۴۰روزه و پس از آن نمره قبولی می‌دهم؛ اگرچه معتقدم کشور می‌توانست بهتر اداره شود.

او همچنین ارزیابی خود از جامعه و نیروهای مسلح را بسیار بالاتر از انتظار دانست، اما گفت به دستگاه دیپلماسی و دستگاه رسانه‌ای نمره‌ای پایین‌تر از متوسط می‌دهد و این دو بخش باید اصلاح شوند.

زیدآبادی: ارزان‌فروشی انرژی هم تبعاتی دارد؛ اما باید درباره آن با مردم صحبت کرد

در پایان گفت‌وگو، زیدآبادی با اشاره به مسئله یارانه‌ها و پرداخت سوبسیدهای سنگین گفت: دولت‌ها، چه دولت شاهنشاهی و چه دولت فعلی، همواره با مسئله یارانه‌ها و پرداخت سوبسیدهای سنگین مواجه بوده‌اند. گاهی امکانات دولت کاهش پیدا می‌کند و در چنین شرایطی، فشار زیادی برای تأمین همان امکانات قبلی به دولت وارد می‌شود.

او افزود: نمی‌دانم چرا در دو حوزه حمل‌ونقل و انرژی این‌قدر حساسیت وجود دارد. در سال ۱۳۴۰، اگر اشتباه نکنم، یک قران به قیمت بلیت اتوبوس اضافه شد و همین مسئله واکنش‌هایی به دنبال داشت.

امینی در واکنش گفت: در همان دوره، قیمت بلیت برای دانشجویان دانشگاه تهران نیز افزایش پیدا کرد و به حدود سه برابر رسید.

زیدآبادی در ادامه اظهار کرد: وقتی مردم به قیمت‌های پایین عادت می‌کنند، تصور می‌کنند این وضعیت باید برای همیشه ادامه داشته باشد؛ درحالی‌که ارزان‌فروشی نیز تبعاتی دارد.

او با اشاره به قاچاق، آلودگی هوا و مصرف بی‌رویه انرژی گفت: این مسائل را نمی‌توان نادیده گرفت و باید درباره پیامدهای آن‌ها با مردم صحبت کرد. متأسفانه گروه‌هایی وجود دارند که این موضوعات را در ذهن مردم به تابو تبدیل می‌کنند و افرادی را که می‌خواهند با نگاهی عقلایی درباره آن‌ها صحبت کنند، بی‌اعتبار می‌کنند.

امینی در پاسخ تأکید کرد که منظورش مخالفت با افزایش قیمت نیست، بلکه معتقد است باید میان دو سر طیف، راه‌حل میانه‌ای پیدا کرد.

زیدآبادی با خنده گفت: «بیچاره‌ها که مدام میانه رفتند.»

امینی نیز در پایان گفت: «۱۰ هزار تومان خوب شد دیگر؛ آقای پزشکیان هم گفته‌اند که مشکل بنزین با قیمت ۱۰ هزار تومان حل نمی‌شود.»

منبع : خبر آنلاین
∎​