«حفره خرگوش» اصطلاح تازهای نیست. ریشه این استعاره به رمان معروف آلیس در سرزمین عجایب نوشته لوئیس کارول در سال ۱۸۶۵ برمیگردد. آلیس دنبال خرگوش سفیدی میرود که ناگهان وارد یک سوراخ میشود و او هم بدون اینکه بداند چه چیزی انتظارش را میکشد، به دنبال خرگوش وارد آن میشود و سر از دنیایی عجیب درمیآورد.
امروز «رفتن در حفره خرگوش» به معنای غرقشدن در یک موضوع یا زنجیرهای از محتواهاست؛ بهخصوص وقتی یک جستوجو یا کلیک، ما را به لینک و محتوای بعدی و سپس محتوای دیگری میرساند. فرهنگ لغت آکسفورد هم این اصطلاح را برای موقعیتهایی به کار میبرد که فرد از یک جستوجوی ساده آنلاین شروع میکند و در نهایت در مجموعهای از صفحات و اطلاعات گرفتار میشود.
«فقط پنج دقیقه»؛ جملهای که میتواند یک ساعت طول بکشد!
حفره خرگوش در اینترنت معمولاً خیلی بیسر و صدا شروع میشود. یک ویدئو، یک کامنت، یک لینک یا یک پیشنهاد الگوریتمی کافی است.
مثلاً برای دیدن یک پیام وارد اینستاگرام میشویم. یک ویدئو میبینیم، بعد ویدئوی بعدی خودکار پخش میشود. بعد سراغ صفحهای میرویم که در همان ویدئو معرفی شده و چند دقیقه بعد در حال دیدن محتوایی هستیم که هیچ ارتباطی با دلیل اولیه ورودمان ندارد.
نکته مهم اینجاست که در بسیاری از مواقع ورودمان عمدی است، اما ادامهدادن دیگر کاملاً برنامهریزیشده نیست.
پژوهشی درباره «حفره خرگوش موبایلی» که در سال ۲۰۲۳ منتشر شد، نشان داد بعضی نشستهای استفاده از گوشی بیش از آنچه کاربر در ابتدا قصد داشته طول میکشند و در این نشستها، افراد بیشتر گزارش کردهاند که گذر زمان را از دست دادهاند و بعداً از میزان استفاده خود پشیمان شدهاند.
الگوریتم، خرگوش بعدی را نشان میدهد
اینجا پای الگوریتمها وسط میآید.
پلتفرمهایی مثل تیکتاک، یوتیوب و اینستاگرام فقط یک فهرست تصادفی از محتوا را جلوی ما نمیگذارند. رفتارهای ما را بررسی میکنند؛ اینکه چه چیزی را میبینیم، روی چه چیزی مکث میکنیم، چه چیزی را رد میکنیم و با چه محتوایی تعامل داریم. بعد بر اساس این دادهها، محتوای بعدی را پیشنهاد میکنند.
در واقع با هر کلیک، نقشه راه کلیک بعدیمان را به دست الگوریتم میدهیم.
یک مطالعه منتشرشده در Social Science Computer Review در سال ۲۰۲۴، با بررسی الگوریتم تیکتاک، نشان داد که مسیرهای پیشنهادی میتوانند کاربران را به سمت مجموعهای از محتواهای مشابه و در برخی موارد افراطی هدایت کنند. پژوهشگران بررسی کردند که الگوریتم تیکتاک چطور ممکن است افراد را کمکم به سمت دیدگاههای افراطیتر ببرد.
البته نباید نتیجه گرفت که هر بار استفاده از شبکه اجتماعی الزاماً ما را وارد یک حفره خطرناک میکند. پژوهشهای مختلف درباره نقش الگوریتمها در افراطیشدن کاربران در فضای آنلاین نتایج یکسانی ندارند. برای مثال، یک حسابرسی گسترده از توصیههای یوتیوب در پژوهشی منتشرشده در مجله PNAS نشان داد الگوریتمها لزوماً ما را به سمت محتوای افراطی سوق نمیدهند، بلکه ماجرا پیچیدهتر است و همهچیز به این بستگی دارد که چقدر در زنجیره پیشنهادات پیش بروید.
قرار بود فقط یک پیام را بفرستیم یا یک خبر کوتاه بخوانیم، اما ناگهان چشم باز میکنیم و میبینیم ۱ ساعت گذشته است. این همان «حفره خرگوش» (Rabbit Hole) است؛ مسیری که با یک کلیک بیضرر شروع میشود اما شما را کیلومترها دورتر از هدف اولیهتان پیاده میکند
حفره خرگوش فقط وقت ما را نمیگیرد
ماجرا همیشه درباره هدررفتن زمان نیست. حفره خرگوش میتواند روی اطلاعاتی که دریافت میکنیم و تصویری که از یک موضوع میسازیم هم اثر بگذارد.
فرض کنید درباره یک موضوع علمی جستوجو میکنیم. یک پست جنجالی میبینیم، بعد چند ویدئوی مشابه و بعد چند صفحه دیگر که همان ادعا را تکرار میکنند. بعد از مدتی ممکن است احساس کنیم چون این ادعا را در جاهای مختلف دیدهایم، پس حتماً درست است؛ درحالیکه ممکن است همه این محتواها از یک ادعای اولیه یا یک منبع نادرست تغذیه شده باشند.
یک مرور علمی در Annual Review of Food Science and Technology در سال ۲۰۲۵ نیز نشان داد موضوعات علمی، از جمله علوم غذایی و تغذیه، در رسانههای آنلاین میتوانند به شکل گسترده و گاهی به قیمت کاهش دقت علمی بازنمایی شوند.
خطرناکترین حفره، حفرهای است که متوجهش نمیشویم
حفره خرگوش لزوماً چیز بدی نیست. گاهی همین کنجکاوی باعث میشود درباره یک موضوع بیشتر بدانیم، منابع مختلف را پیدا کنیم یا حتی یک علاقه تازه کشف کنیم. «ویکیپدیاگردی» از نمونههای شناختهشده همین مسیر است: از یک موضوع شروع میکنیم و با دنبالکردن لینکها به موضوعات کاملاً متفاوت میرسیم.
مسئله از جایی شروع میشود که کنترل مسیر از دست ما خارج شود؛ یعنی دیگر ما انتخاب نکنیم چه چیزی را ببینیم، بلکه محتوای بعدی دائماً انتخاب را برایمان انجام دهد.
پژوهشی در سال ۲۰۲۴ درباره قابلیت پخش خودکار ویدئوها نیز نشان داد حالتهای مختلف autoplay میتوانند بر میزان بیتوجهی کاربران به محتوای پیشنهادی و احساس «رفتن در حفره خرگوش» اثر بگذارند.
راهکارهای میانبر برای خروج از حفره خرگوش
اولین قدم، شناختن لحظه ورود است. اگر وارد شبکه اجتماعی شدهایم که فقط یک پیام را ببینیم، اما بعد از چند دقیقه خودمان را در صفحهای کاملاً بیربط پیدا کردیم، احتمالاً وارد حفره شدهایم.
برای بیرون آمدن هم چند کار ساده کمک میکند: هدف ورود را مشخص کنیم، اعلانهای غیرضروری را کم کنیم، برای استفاده از شبکههای اجتماعی زمان مشخص بگذاریم و قبل از بازکردن یک لینک یا ویدئوی بعدی از خودمان بپرسیم: «واقعاً دنبال همین بودم؟»
شاید مهمترین مهارت در عصر الگوریتمها همین باشد: نه اینکه هیچوقت وارد حفره خرگوش نشویم، بلکه بدانیم چه زمانی واردش شدهایم و بتوانیم خودمان تصمیم بگیریم که ادامه بدهیم یا برگردیم.