کریستیانو رونالدو رسماً با پیراهن تیم ملی پرتغال خداحافظی کرد. فوقستاره فوتبال جهان در ویدیویی که در شبکههای اجتماعی منتشر کرد، پایان دوران پرافتخار خود در تیم ملی کشورش را اعلام کرد و گفت: «میخواستم بهترین باشم. از اینکه به من ایمان داشتید، سپاسگزارم!»
اعلام خداحافظی رونالدو، با انتشار ویدیویی طولانی در شبکههای اجتماعی انجام شد. ویدیویی که در آن به مرورِ دوران حرفهای خود، گلهای تاریخی و فداکاریهایی پرداخت که در طول سالهای حضورش با پیراهن پرتغال انجام داده بود.
اسطوره فوتبال پرتغال که در ماه فوریه 42 ساله خواهد شد، در 234 بازی ملی موفق به 146 بار گشودن دروازه حریفان شده. خداحافظی او پس از بروز تنشهایی با ژسوس، سرمربی تیم در جریان رقابتهای لیگ ملتهای اروپا صورت میگیرد؛ تنشهایی که به ترک اردوی تیم ملی از سوی رونالدو و محرومیت او نیز منجر شد و رویای 1000 گله شدنش در پیراهن سلسائو را پایان بخشید؛ اگر کسی او را برای انجام حتی یک بازی دوستانه هم که شده، از خداحافظی منصرف نکند!
تصمیم آسانی نبود؛ چراکه بعضی تصمیمها را نمیتوان تنها با عقل گرفت. قلب نیز در اتخاذ آنها نقش دارد. من اکنون به مسیری پایان میدهم که در اوت 2003 آغاز شد و زندگیام را برای همیشه تغییر داد.
در تمام دوران حضورم در تیم ملی، همواره تلاش کردم از محدودیتهای خود فراتر بروم. میخواستم پیروز شوم، میخواستم بهترین باشم و میخواستم تاریخساز شوم. همیشه از خودم انتظارات زیادی داشتم. همواره خواهان بیشتر بودم و باور داشتم که میتوانیم به دستاوردهای بزرگتری برسیم. من تمام توانم را برای این پیراهن گذاشتم.
روزها و شبهای بینقصی را تجربه کردم؛ پیروزیهایی که هرگز فراموش نخواهم کرد و شکستهایی که حتی یادآوریشان هنوز برایم دردناک است. من هم ناکام شدهام، من هم رنج کشیدهام و زمانهایی نیز بوده که نتوانستهام آن چیزی را به مردم پرتغال هدیه کنم که تا این اندازه انتظارش را داشتند. با این حال اما هرگز تسلیم نشدم و مهمتر از همه، هیچگاه از اینکه نماینده پرتغال باشم، احساس غرور را از دست ندادم.
اگر حتی یک بار توانسته باشم شما را خوشحال کنم، اگر گلی از من باعث شده باشد کسی را در آغوش بگیرید، سختی و رنجی را برای لحظهای فراموش کنید یا صرفاً به کشورمان افتخار کنید، پس تمام این مسیر ارزشش را داشته است. چراکه پرتغالی بودن نیز معنایی جز این ندارد. ما با هم رنج میکشیم، با هم دوباره برمیخیزیم و بار دیگر امیدوار میشویم.
پرتغال همواره به جوانانی نیاز خواهد داشت که رویاپردازی کنند؛ به بازیکنانی که هرگز تسلیم نشوند و به نسلهای جدیدی که باور داشته باشند میتوان به جایگاههایی رسید که پیش از این هیچکس به آنها نرسیده. کشوری که همچنان قهرمانان تازهای به جهان معرفی میکند، کشوری است که هرگز ایمان خود را به خویش از دست نمیدهد.
از تمام مربیان، مدیران، پزشکان، فیزیوتراپیستها، مسئولان تدارکات، کارکنان و همه کسانی که در این سالها با من همکاری کردند، تشکر میکنم. بسیاری از شما هرگز در عکسها دیده نشدهاید اما بدون حضورتان، هیچیک از آن تصاویر امکان ثبت نداشت.
از خانوادهام سپاسگزارم که این رویا را با من شریک شدند. ممنونم که غیبتها، فداکاریها و زمانهایی را درک کردید که تیم ملی بخشی از زمانی را به خود اختصاص میداد که به شما نیز تعلق داشت. اگر تا اینجا پیش آمدهام، به این دلیل است که ما همواره دست در دست یکدیگر حرکت کردهایم.
در آن چند دقیقه، دیگر تفاوتی میان ما وجود ندارد. نه باشگاهی مطرح است، نه رنگی، نه طبقه اجتماعی، نه شغلی و نه عقیدهای. تنها یک عشق مشترک باقی میماند: پرتغال. این احساس را تا پایان عمر با خودم حمل خواهم کرد.
تمام زندگیام را صرف تلاش برای تبدیل شدن به بهترین بازیکن جهان کردم. امروز اما میدانم بزرگترین پیروزی زندگیام، به دست آوردن افتخار نمایندگی زیباترین کشور جهان بوده.
برای این 23 سال از شما سپاسگزارم. از اینکه به من ایمان داشتید، متشکرم. ممنونم که اجازه دادید رویایی را زندگی کنم که زمانی، در کودکی و در جزیره مادیرا، با دنبال کردن یک توپ آغاز شده بود. پیراهن شماره 7 باقی خواهد ماند اما افتخار پوشیدن آن تا ابد متعلق به من است.
پرتغال همیشه در وجود من زنده خواهد ماند.
به امید دیدار!»
∎
اعلام خداحافظی رونالدو، با انتشار ویدیویی طولانی در شبکههای اجتماعی انجام شد. ویدیویی که در آن به مرورِ دوران حرفهای خود، گلهای تاریخی و فداکاریهایی پرداخت که در طول سالهای حضورش با پیراهن پرتغال انجام داده بود.
اسطوره فوتبال پرتغال که در ماه فوریه 42 ساله خواهد شد، در 234 بازی ملی موفق به 146 بار گشودن دروازه حریفان شده. خداحافظی او پس از بروز تنشهایی با ژسوس، سرمربی تیم در جریان رقابتهای لیگ ملتهای اروپا صورت میگیرد؛ تنشهایی که به ترک اردوی تیم ملی از سوی رونالدو و محرومیت او نیز منجر شد و رویای 1000 گله شدنش در پیراهن سلسائو را پایان بخشید؛ اگر کسی او را برای انجام حتی یک بازی دوستانه هم که شده، از خداحافظی منصرف نکند!
روز موعود فرا رسید
رونالدو در بخشی از پیام خداحافظی خود گفت: «مردم پرتغال، روز موعود فرا رسیده؛ روزی که باید پیراهن شماره 7 تیم ملی را که متعلق به همه ماست، تحویل دهم. من هرگز احساس نکردم این پیراهن فقط به من تعلق دارد اما طی 23 سال، این افتخار و مسئولیت را داشتم که آن را بر تن کنم؛ از آن دفاع کنم و در ورزشگاههای سراسر جهان با خود به همراه ببرم. امروز زمان آن رسیده است که این پیراهن را به نسل آینده بسپارم!تصمیم آسانی نبود؛ چراکه بعضی تصمیمها را نمیتوان تنها با عقل گرفت. قلب نیز در اتخاذ آنها نقش دارد. من اکنون به مسیری پایان میدهم که در اوت 2003 آغاز شد و زندگیام را برای همیشه تغییر داد.
غرور و دیگر هیچ
وقتی به تمام اتفاقاتی که با پیراهن تیم ملی تجربه کردهام فکر میکنم، تنها مسابقات، گلها، رکوردها یا جامها را به یاد نمیآورم؛ بلکه چهره انسانها را میبینم. مهاجرانی را به یاد میآورم که برای 90 دقیقه احساس میکردند اندکی به پرتغال نزدیکتر شدهاند. میلیونها پرتغالی را میبینم که هرگز ملاقاتشان نکردهام اما بخشی از زندگی من بودهاند. چراکه فوتبال در نهایت چیزی فراتر از یک مسابقه است؛ فوتبال درباره انسانهاست.در تمام دوران حضورم در تیم ملی، همواره تلاش کردم از محدودیتهای خود فراتر بروم. میخواستم پیروز شوم، میخواستم بهترین باشم و میخواستم تاریخساز شوم. همیشه از خودم انتظارات زیادی داشتم. همواره خواهان بیشتر بودم و باور داشتم که میتوانیم به دستاوردهای بزرگتری برسیم. من تمام توانم را برای این پیراهن گذاشتم.
روزها و شبهای بینقصی را تجربه کردم؛ پیروزیهایی که هرگز فراموش نخواهم کرد و شکستهایی که حتی یادآوریشان هنوز برایم دردناک است. من هم ناکام شدهام، من هم رنج کشیدهام و زمانهایی نیز بوده که نتوانستهام آن چیزی را به مردم پرتغال هدیه کنم که تا این اندازه انتظارش را داشتند. با این حال اما هرگز تسلیم نشدم و مهمتر از همه، هیچگاه از اینکه نماینده پرتغال باشم، احساس غرور را از دست ندادم.
جامها در موزهها باقی میمانند
در طول این سالها، درسهای سادهای آموختهام. گلها به فراموشی سپرده میشوند، جامها در موزهها باقی میمانند و رکوردها سرانجام شکسته خواهند شد. موهبتی اما وجود دارد که گذر زمان هرگز نمیتواند آن را پاک کند: جایگاهی که در قلب مردم داریم.اگر حتی یک بار توانسته باشم شما را خوشحال کنم، اگر گلی از من باعث شده باشد کسی را در آغوش بگیرید، سختی و رنجی را برای لحظهای فراموش کنید یا صرفاً به کشورمان افتخار کنید، پس تمام این مسیر ارزشش را داشته است. چراکه پرتغالی بودن نیز معنایی جز این ندارد. ما با هم رنج میکشیم، با هم دوباره برمیخیزیم و بار دیگر امیدوار میشویم.
پرتغال همواره به جوانانی نیاز خواهد داشت که رویاپردازی کنند؛ به بازیکنانی که هرگز تسلیم نشوند و به نسلهای جدیدی که باور داشته باشند میتوان به جایگاههایی رسید که پیش از این هیچکس به آنها نرسیده. کشوری که همچنان قهرمانان تازهای به جهان معرفی میکند، کشوری است که هرگز ایمان خود را به خویش از دست نمیدهد.
از «شما» سپاسگزارم!
میخواهم حرف ویژهای نیز با همتیمیهایم در تیم ملی داشته باشم. برای تمام دوندگیها، آغوشها، بحثها و حتی سکوتهایی که پیش از ورود به زمین با یکدیگر تجربه کردیم، از شما سپاسگزارم؛ برای تمام پیروزیهایی که در کنار هم جشن گرفتیم و شکستهایی که ما را قویتر کردند. این افتخار را داشتم که کاپیتان شما باشم اما هیچ کاپیتانی بهتنهایی مسیرش را طی نمیکند. شما نیز بخشی از داستان من هستید.از تمام مربیان، مدیران، پزشکان، فیزیوتراپیستها، مسئولان تدارکات، کارکنان و همه کسانی که در این سالها با من همکاری کردند، تشکر میکنم. بسیاری از شما هرگز در عکسها دیده نشدهاید اما بدون حضورتان، هیچیک از آن تصاویر امکان ثبت نداشت.
از خانوادهام سپاسگزارم که این رویا را با من شریک شدند. ممنونم که غیبتها، فداکاریها و زمانهایی را درک کردید که تیم ملی بخشی از زمانی را به خود اختصاص میداد که به شما نیز تعلق داشت. اگر تا اینجا پیش آمدهام، به این دلیل است که ما همواره دست در دست یکدیگر حرکت کردهایم.
و اما «شما»...
و اما مردم پرتغال؛ تمام پرتغالیهایی که در سراسر جهان زندگی میکنند. میخواهم آخرین حرفم را با شما در میان بگذارم. تصویری وجود دارد که برای همیشه در ذهن و قلبم باقی خواهد ماند: لحظهای که سرود ملی آغاز میشود. به اطراف نگاه میکنم، همتیمیهایم را میبینم، سکوها را تماشا میکنم؛ کودکان، مادران، پدران و پدربزرگها را میبینم. پرتغالیهایی را میبینم که از راهی بسیار دور آمدهاند تا فقط در آن لحظه حضور داشته باشند.در آن چند دقیقه، دیگر تفاوتی میان ما وجود ندارد. نه باشگاهی مطرح است، نه رنگی، نه طبقه اجتماعی، نه شغلی و نه عقیدهای. تنها یک عشق مشترک باقی میماند: پرتغال. این احساس را تا پایان عمر با خودم حمل خواهم کرد.
این عشق مشترک
امروز دوران حضور من در زمین با پیراهن تیم ملی به پایان میرسد. با سربلندی خداحافظی میکنم؛ به مسیری که پیمودهام افتخار میکنم و میدانم تمام آنچه در توان داشتم برای پرتغال گذاشتم. هرگز از اینکه یکی از شما باشم دست نخواهم کشید. همچنان برای هر پیروزی پرتغال رنج خواهم کشید، تشویق خواهم کرد و به شادی خواهم پرداخت.تمام زندگیام را صرف تلاش برای تبدیل شدن به بهترین بازیکن جهان کردم. امروز اما میدانم بزرگترین پیروزی زندگیام، به دست آوردن افتخار نمایندگی زیباترین کشور جهان بوده.
برای این 23 سال از شما سپاسگزارم. از اینکه به من ایمان داشتید، متشکرم. ممنونم که اجازه دادید رویایی را زندگی کنم که زمانی، در کودکی و در جزیره مادیرا، با دنبال کردن یک توپ آغاز شده بود. پیراهن شماره 7 باقی خواهد ماند اما افتخار پوشیدن آن تا ابد متعلق به من است.
پرتغال همیشه در وجود من زنده خواهد ماند.
به امید دیدار!»