شناسهٔ خبر: 80374958 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

توقفی در «ایستگاه خیابان روزولت»

تهران- ایرنا- کتاب «ایستگاه خیابان روزولت» که رهبر شهید انقلاب آن را گزارشی متقن و پرفایده از حادثه مهم تسخیر لانه جاسوسی دانستند، پر از درس‌ها و عبرت‌هایی است برای کسانی که به جنگ روایت‌ها توجه دارند.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، کتاب «ایستگاه خیابان روزولت» روایتی مستند از تسخیر سفارت آمریکا در تهران به قلم محمد محبوبی است که در ۵۹۴ صفحه توسط موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی به چاپ رسیده است. نویسنده در ۱۲ فصل و در ۴۶۴ صفحه به شرح روایت پرداخته و ۱۳۰ صفحه را به منابع اختصاص داده که شامل راهنمای رمزگشایی اسناد ایستگاه سی‌آی‌ای، تصاویر، اسناد و فهرست اَعلام است.

نویسنده کتاب ایستگاه خیابان روزولت با اشاره به فعالیت‌های اطلاعاتی و عملیاتی آمریکا در ایران پس از انقلاب، شرح جامعی از روابط ایران و آمریکا از روز تسخیر سفارت در آبان ۱۳۵۸ تا آزادی گروگان‌ها در دی ۱۳۵۹ ارائه داده و همچنین شماری از اسناد منتشرنشده سرویس اطلاعاتی آمریکا را برای نخستین بار منتشر کرده است.

رهبر شهید انقلاب که در سال‌های اخیر بر آشنایی نسل جوان با اسناد لانه جاسوسی و گنجاندن این اسناد در کتاب‌های درسی تاکید داشتند، در تقریظی بر این کتاب نوشتند: این، گزارشی متقن و پرفایده از یک حادثه‌ مهم در تاریخ انقلاب یعنی تسخیر لانه‌ جاسوسی در سال ۵۸ است. این کتاب پُرکننده‌ یکی از خلأهای رسانه‌ای و تبلیغاتی ما است. ما به جنگ روایت‌ها در پیکارهای جهانی توجه لازم را نکرده‌ایم و دشمنان و بدخواهان ما از غفلت ما بهره برده و بسیاری از حوادث را وارونه نشان داده‌اند.

توقفی در «ایستگاه خیابان روزولت»

ایشان که این کتاب را در مهر سال ۱۴۰۳ مطالعه کرده بودند، افزودند «باید از نویسنده‌ این کتاب و تلاش ارزشمندش قدردانی شود بخاطر اقدام هوشیارانه‌اش در این عرصه‌ مهم. نثر کتاب روان و رسا و تحقیق و تحلیل‌های آن منطقی و صادقانه و قانع‌کننده است. نام انتخاب شده برای کتاب عالی است.»

ایرنا در سال گذشته به مناسبت سالروز تسخیر لانه جاسوسی در بیست و هفتمین گزارش از سلسه گزارش‌های «نگاهی به کتاب‌های ستایش‌شده از سوی رهبر انقلاب»، بخش‌هایی از کتاب ایستگاه خیابان روزولت را در چهار قسمت با عنوان‌های «لانه جاسوسی آمریکا چند بار تسخیر شد؟»، «پیام امام خمینی(ره) به تسخیرکنندگان لانه جاسوسی؛ جای خوبی را گرفته‌اید»، «تنها کار خوب کارتر از نگاه امام خمینی (ره)» و «فرجام تلخ و تجربه‌ای گرانبها از نخستین مذاکرات ایران و آمریکا» منتشر کرد و اینک در آستانه چهل و هفتمین سالروز انقلاب دوم، خلاصه‌ای از این گزارش تقدیم خوانندگان می‌شود.

ناظران سیاسی در ایستگاه خیابان روزولت توقف کنند

محبوبی در مقدمه نوشت: این کتاب تلاش دارد بر پایه اسناد معتبر، نقطه آغاز و عزیمت روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ را تشریح کند. طبیعی است که شرح این روابط در این مقطع زمانی جز با بررسی موشکافانه واقعه تسخیر سفارت آمریکا در تهران امکان‌پذیر نخواهد بود. نام کتاب، ایستگاه خیابان روزولت، گویای آن است که نمایندگی سیاسی آمریکا در تهران که در امتداد خیابان شهید مفتح (روزولت سابق) قرار داشت، بیش از آنکه یک سفارتخانه با ماموریت‌های دیپلماتیک باشد، ایستگاه سازمان سی‌آی‌ای با ماموریت‌های اطلاعاتی و عملیاتی بود.

وی افزود: دیگر آن که واقعه ۱۳ آبان ۱۳۵۸ یک مقطع حیاتی در سپهر سیاست ایران است و بازیگران و ناظران سیاسی لاجرم باید در این ایستگاه توقف کنند و موضع خود در برابر این رویداد را روشن سازند. تسخیر سفارت آمریکا در روز ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸، یک آتش افروزی هیجانی و یکباره نبود؛ بلکه به مثابه جرقه‌ای بود که انبار باروت خشم جامعه ایران از سال‌ها مداخله آمریکا در کشورشان را منفجر کرد. سرآغاز این مداخلات را باید سال ۱۳۳۲ دانست؛ دولت ایالات متحده و ایستگاه سی‌آی‌ای در تهران یک کودتای نظامی راه انداخت و دولت قانونی وقت به نخست وزیری محمد مصدق را سرنگون کرد. واژگونی حکومت مصدق منجر به شکست نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران، روی کار آمدن یک حکومت نظامی و تبعید و اعدام رجال سیاسی ملی‌گرا شد. پیامد مهم کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سرخوردگی و افسردگی جامعه ایران بود؛ به نحوی که تا سال‌های بعد هیچ کنش سیاسی معناداری از خود بروز نداد. (صفحه ی)

کتابی برای رمزگشایی و قفل‌شکنی اسناد لانه جاسوسی

نویسنده تاکید کرد: کتاب حاضر می‌کوشد روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در طول سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ را به تصویر بکشد و روایت ایرانی این مناسبات بغرنج و پیچیده را ارائه دهد. تلاش بر این است که در سطرهای کتاب تا جای ممکن به منابع دست اول و نه آثار تالیفی دیگر ارجاع داده شود و از این رو، بیشترین ارجاعات کتاب، ابتدا سندهای تاریخی و سپس خاطرات مکتوب بازیگران دخیل در وقایع و سرانجام مطبوعات، نشریات و آژانس‌های خبری است.

تکیه‌گاه اصلی و عمده این اثر، سندهای به دست آمده دولتی و رسمی است که از مراکز مختلف ایرانی و غیر ایرانی به دست آمده‌اند. گزاف نیست اگر ادعا شود چند ده هزار سند فارسی و انگلیسی مطالعه و گزیده‌ای از آنها استفاده شده‌اند. غنی‌ترین منبعی که می‌تواند فعالیت آمریکا در ایران پیش از تصرف سفارت این کشور را تشریح کند، اسناد کشف شده از سفارتخانه است که دانشجویان مسلمان پیرو خط امام طی سالیان متمادی بررسی، ترجمه و منتشر کرده‌اند. اغلب این اسناد، کنشگری آمریکایی‌ها در ایران را گویا و روشن بیان می‌کنند ولی بخش کوچکتری از آنها، سندهای ایستگاه سی‌آی‌ای در تهران، نیاز به رمزگشایی و قفل شکنی دارند. (صفحه‌های ل و م)

مقایسه خاطرات ۵۲ گروگان آمریکایی و ۴۰۰ دانشجوی خط امامی

این پژوهشگر تاریخ معاصر افزود: تعداد فراوانی از مقامات و شخصیت‌های آمریکایی خاطرات خود را قلمی کرده‌اند، درحالی که مقامات ایرانی کم‌شماری دست به این کار زده‌اند. همین نسبت در آثاری که دانشجویان و گروگان‌ها تولید کرده‌اند، مشاهده می‌شود. از ۵۲ گروگان، انبوه خاطرات در قالب کتاب و مستند تهیه شده ولی از ۴۰۰ دانشجوی خط امامی بیش از انگشتان دست، کتاب خاطرات منتشر نشده است. باید توجه داشت که منابع دست اول انگلیسی، چه اسناد و چه خاطرات و مطبوعات به فارسی ترجمه نشده و برگردان آن بر عهده نویسنده بوده است.

سنگ بنای سفارت آمریکا

محبوبی روایت خود را در این کتاب از روابط ایران و آمریکا در دوره قاجار و زمان ناصرالدین شاه آغاز کرد و نوشت: سفارت آمریکا در تهران تا سال های قدرت‌گیری رضاشاه، ملکی از آن خود نداشت. اولین سفارتخانه آمریکا در تهران، یک عمارت و باغ ییلاقی بزرگ در نزدیکی ده جعفرآباد شمیران، بیرون از دروازه های شهر تهران بود که این مکان را ساموئل بنجامین، نخستین وزیرمختار آمریکا، اجاره کرده بود. او در سفرنامه خود در این باره نوشت «از نظر اقتصادی البته بهتر بود که محلی را برای سفارت خریداری می کردیم یا مانند بعضی از سفارتخانه های خارجی، آن را برای مدت طولانی بیش از ۱۰ یا ۲۰ سال اجاره می کردیم ولی وضع خراب خزانه داری آمریکا و کمیِ بودجه، اجازه خرید را نمی داد و اجاره طولانی هم به علت مخالفت کنگره و روشن نبودن سیاست امکان نداشت». (صفحه ۲)

توقفی در «ایستگاه خیابان روزولت»

نویسنده به تصمیم سیاستمداران آمریکایی برای خرید ساختمان کنونی لانه جاسوسی اشاره کرد که در آبان ۱۳۰۷ به مبلغ ۶۰ هزار دلار خریداری شد و بر نام‌گذاری معابر آن منطقه تاثیر گذاشت؛ به گونه ای که شهردار تهران برای تجلیل از رهبران بریتانیا، شوروی و آمریکا در سال ۱۳۲۲که در کنفرانس تهران شرکت کرده بودند، سه معبر پایتخت را به نام های چرچیل، استالین و روزولت نام نهاد. (صفحه ۴)

پایگاه مهم آمریکا در غرب آسیا

وی با اشاره به چهار رکن سفارت آمریکا در تهران و دوران جنگ سرد میان ایالات متحده و شوروی نوشت: مجموعه گزارش‌ها نشان می‌دهد که در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در زمستان ۱۳۵۷، عمارت دو طبقه خیابان روزولت صرفاً مقر ایستگاه سی‌آی‌ای در تهران نبود؛ بلکه فرسنگ‌ها فراتر از آن، پایگاه مهم آمریکا در منطقه غرب آسیا به شمار می‌رفت، تا جایی که گستره فعالیتش از دریای مدیترانه تا خلیج فارس را در بر می‌گرفت. به همین خاطر است که پس از سقوط سفارت آمریکا، اسناد بی‌شماری درباره تحولات سایر کشورهای منطقه کشف شد. از مجموعه ۷۸ کتاب اسناد لانه جاسوسی صرفاً هفت جلد به شوروی، دست‌کم سه جلد به فلسطین، دو جلد به افغانستان، دو جلد به کویت، یک جلد به ترکیه، یک جلد به مصر، یک جلد به عربستان و یک جلد به عراق اختصاص پیدا کرده است. (صفحه۲۰)

نخستین حمله به سفارت آمریکا سه روز پس از پیروزی انقلاب

محبوبی با مروری بر حوادث سال ۵۷ و حضور ساواکی ها در سفارت آمریکا به نخستین حمله گروهی ناشناس به این سفارت اشاره کرد و نوشت: حوالی ساعت ۱۰ صبح روز ۲۵ بهمن، تفنگدار دریایی که در نزدیکی درِ خیابان روزولت مشغول نگهبانی بود، متوجه شد ازدحام متعارف تقاطع تخت جمشید- روزولت به یکباره از میان رفت. او اطمینان یافته بود که موانعی سبب بند آمدن مسیر عبور خیابان روزولت به طرف جنوب شده است.

راس ساعت ۱۰ و نیم بود که یک گروه مسلح ناشناس به سفارت آمریکا در تهران حمله کردند و با مقابله تفنگداران دریایی مستقر در سفارت درگیری بین طرفین آغاز شد. ابتدا دو مرد مسلح و ملبس به یونیفرم جنگی از دیوار نگهبانی درِ خیابان روزولت بالا رفتند و پس از آن چهار مهاجم دیگر بر بالای دیوار نگهبانی درِ اصلی جهیدند و تیراندازی به ساختمان سفارت را آغاز کردند.

یکی از مهاجمان با شلیک گلوله، قفل درِ خیابان روزولت را شکست و شبه نظامیان بیشتری وارد محوطه سفارت شدند. چند دقیقه بعد کامیون‌هایی در مقابل در ایستادند و نفرات بیشتری با لباس‌های نظامی و شخصی را پیاده کردند. در همین زمان عده‌ای از بالای دیوار مقابل ساختمان کنسولی به محوطه پارک موتوری حمله ور شدند. هرچند تفنگداران دریایی مستقر در نگهبانی دروازه پارک موتوری با پرتاب گاز اشک‌آور، مانع پیش‌روی مهاجمان شدند و توانستند به ساختمان کنسولی فرار کنند اما مهاجمان سرانجام وارد محوطه پارک موتوری شدند، دفاتر را تفتیش و چند آمریکایی را دستگیر کردند. (صفحه۳۲)

آماده‌سازی مقدمات کودتای نظامی در ایستگاه خیابان روزولت

محبوبی نوشت: اگر در روزگار پهلوی، ایران برای آمریکایی‌ها یک «امکان راهبردی» برای مقابله با شوروی و اقمارش در بلوک شرق تلقی می‌شد، در دوره جمهوری اسلامی اساساً این امکان از اختیارش خارج شده بود. اینک در عصر پس از انقلاب، واشنگتن علاوه بر تمرکز بر فعالیت‌های شوروی، نیاز داشت زمین بازی‌اش، این «امکان از دست رفته» را بازپس گیرد. اهداف جدید ایستگاه خیابان روزولت، به ویژه از زمان ریاست تام اهرن در تیر ۵۸، در یکی از اسناد کشف شده در سفارت آمریکا به خوبی قابل رویت است.

این سند نخستین گزارش سه ماهه اهرن به استنسفیلد ترنر، رئیس سازمان سی‌آی‌ای بود که چند روز قبل از تسخیر، تهیه و در دفتر کار او پیدا شده بود. ماموریت‌های جدید ایستگاه سی‌آی‌ای در تهران از این گزارش سه ماهه دانسته می‌شود. از گزارش اهرن چنین برمی‌آید که اهداف ایستگاه به صورت خاص بر چند ماموریت متمرکز شده است؛ شکل‌گیری یک ائتلاف سیاسی متشکل از میانه‌روهای آمریکوفیل (طرفداران آمریکا)، فشار بر دولت از طریق گروه‌های کردی، احیای پایگاه‌های تکسمن (پایگاه فوق سری آمریکا در شمال شرقی ایران) و سرانجام آماده‌سازی مقدمات کودتا.

طبق سند دیگری که فرماندهی سی‌آی‌ای در ۱۰ مرداد ۵۸ ارسال کرده بود، ایستگاه تهران مکلف است «مکانیسم‌های عملیات مخفی» را به کار بیاندازد تا در صورت نیاز به کمک «سیاست علنی» آمریکا در ایران بیاید. اغلب مکانیسم‌های عملیات مخفی و ماموریت‌های جدید آمریکا در ایران پس از انقلاب، آلوده به مداخله در امور داخلی ایران بود که صورت‌های مختلفی به خود می‌گرفت؛ از روی کار آوردن حاکمان جدید از طریق ائتلاف‌سازی گرفته تا تقویت خودمختاری‌طلبان کردستان و حتی کودتای نظامی. به بیان دیگر سفارت آمریکا در تهران به «گزارشگری حوزه ماموریت» بسنده نمی‌کرد، بلکه دست به مداخله در حوزه ماموریت می‌زد و همین رفتار بود که بسترهای واقعی ۱۳ آبان را فراهم کرد. (۷۰ و ۷۱)

معرفی دوستان آمریکایی

نویسنده در ادامه به اسامی برخی شخصیت های داخلی به عنوان «دوستان آمریکایی» اشاره کرده و به نمونه هایی از مداخلات آمریکا در امور داخلی ایران می پردازد که به صورت آشکارا صورت می گرفت. وی از شیطنت‌های آمریکا در کردستان و حراست از پایگاه.های الکترونیکی ایالات متحده در شهرهای کپکان و بهشر نوشت و به امیدواری دولت آمریکا برای مذاکرات پنهانی به منظور آزادی گروگان‌های خود اشاره کرده و نوشت: مکانیسم‌های عملیات مخفی علیه انقلاب ایران به موازات یکدیگر تا آبان ۱۳۵۸ در جریان بود. استقرار قوای نظامی در سرحدات کشور، ایجاد ائتلاف خط میانه، هدایت گروه‌های آشوبگر در کردستان و طرح‌های احتیاطی ریز و درشت دیگر، همگی موازی با یکدیگر در حال پیشروی بودند؛ بلکه یکی از آنها به بار بنشیند. هرچند این طرح‌ها حساسیت ایرانی‌ها را برانگیخته بودند اما نگرانی اصلی جامعه ایران کماکان تکرار کودتای مشابه کودتای ۱۳۳۲ بود. (صفحه ۹۲)

به هر حال تسخیر سفارت آمریکا در تهران طرح عملیات کودتا را مختل کرد؛ همانطور که عملیات های دیگری همچون راه اندازی مجدد پایگاه‌های تکسمن و تاسیس پایگاه جدید، تشکیل ائتلاف میانه‌روها و هدایت گروه‌های قومی حکومت‌ستیز متوقف شدند. (صفحه ۹۹)

انسان‌دوستی آمریکا!

نویسنده به طور مفصل به داستان آواره شدن محمدرضا پهلوی در کشورهای مصر، مراکش و مجمع الجزایر باهاما و نپذیرفتن وی در آمریکا پرداخت و درباره ورود محمدرضا در ۳۰ مهر ۱۳۵۸ به آمریکا نوشت که سرانجام او را با نام جعلی دیوید نیوسام، روانه یک مرکز درمانی در بیمارستان نیویورک کردند.

در ماجرای پر افت و خیز سفر محمدرضا پهلوی به آمریکا که حدود هشت ماه از دی ۱۳۵۷ تا مهر ۱۳۵۸ به طول انجامید، چند پرسش اساسی بی‌پاسخ ماند. جیمی کارتر برای ماه‌ها به محمدرضا پهلوی اجازه ورود به آمریکا را نمی‌داد. زیرا نگران خطرات احتمالی برای سفارت کشورش در تهران و متعاقباً روابط دوجانبه با ایران بود. پرونده پزشکی شاه چطور باعث تجدید نظر او شد؟ آیا رعایت «اصل انسان‌دوستی» به قدری برای رئیس جمهور آمریکا اهمیت داشت که حاضر بود سفارت کشورش در تهران را به خطر بیاندازد؟ از نظر کارتر، آیا ضریب اهمیت «پایبندی به نوع دوستی آمریکایی» بالاتر از اهمیت «حفظ متحدان آمریکا در خاورمیانه» بود که حاضر شد تصمیم پیشین خود را نقض کند؟

پاسخ این سوال را باید در معادلات داخلی آن روزگار آمریکا جست‌وجو کرد. تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا حدود یک سال باقی مانده بود و فشار انتقادات رجال و مطبوعات جمهوری‌خواه و حتی دموکرات از کارتر، امان او را بریده بود. منتقدین معتقد بودند دولت کارتر نه تنها نتوانست رشد اقتصادی پایین، تورم بالا و بحران انرژی سال‌های گذشته را برطرف کند، بلکه با از دست دادن ایران، متحد نفت‌خیز و راهبردی‌اش، بر شدت مشکلات افزوده است. از نظر آنها عملکرد کاخ سفید، پنتاگون و سازمان سی‌آی‌ای در خاورمیانه فاجعه بار بود. آمریکا موفق نشد مانع سقوط شاه شود و بدتر آن که با نپذیرفتن او، بذر بددلی را در دل سایر متحدانش در خاورمیانه کاشته بود. (صفحه ۱۲۷)

نقطه آغاز اعتراض دانشجویان به عملکرد آمریکا

محبوبی در فصل چهارم کتاب درباره نقطه آغازین تصمیم گیری برای تسخیر سفارت آمریکا نوشت: در یکی از روزهای پایانی مهر ۱۳۵۸ بود که جلسه مهمی در دفتر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران برگزار شد. حضار جلسه، پنج نفر از هفت عضو شورای مرکزی اتحادیه سراسری انجمن‌های اسلامی دانشجویان یا همان دفتر تحکیم وحدت بودند؛ ابراهیم اصغرزاده ۲۴ ساله که در سال ۱۳۵۳ برای تحصیل در رشته مهندسی صنایع دانشگاه آریامهر از مشهد به تهران آمده بود؛ حبیب الله بی‌طرف، جوان یزدی ۲۳ ساله‌ای که تحصیلات آکادمیکش در رشته مهندسی راه و ساختمان دانشگاه تهران از سال ۱۳۵۳ آغاز شده بود؛ محسن میردامادی دانشجوی ورودی ۱۳۵۲ اهل اصفهان که تنها یک واحد درسی‌اش در رشته مهندسی راه و ساختمان دانشگاه پلی تکنیک باقی مانده بود؛ محمود احمدی نژاد جوان گرمساری که با ۲۲ سال سن از سال ۱۳۵۴ در حال تحصیل در رشته مهندسی راه و ساختمان دانشگاه علم و صنعت بود و سیدمحمدعلی سیدی‌نژاد، دانشجوی ۲۴ ساله قمی که از سال ۱۳۵۲ در رشته ریاضی دانشگاه تربیت معلم تحصیل می‌کرد. موضوع حیاتی این جلسه، موضع‌گیری دانشجویان در برابر دولت ایالات متحده آمریکا بود. آنها تصمیم داشتند به عملکرد دولت آمریکا در قبال انقلاب ایران اعتراض کنند اما ایده شفافی از نحوه این اعتراض در ذهن هیچ یک از اعضا نبود.(۱۴۱ و ۱۴۲)

توقفی در «ایستگاه خیابان روزولت»

چه کسی رابط امام(ره) و دفتر تحکیم وحدت بود؟

نویسنده به نحوه شکل‌گیری دفتر تحکیم وحدت از پایان شهریور ۱۳۵۸ و تصویب اساسنامه آن اشاره کرد و نوشت: دغدغه بعدی دانشجویان، نحوه ارتباط اتحادیه با امام(ره) بود؛ این که چگونه می‌توانند رابطه محکم و دوسویه میان امام و دانشجویان برقرار کنند؛ رهنمودهای رهبر انقلاب را دریابند و ایشان را در جریان اخبار و تحولات دانشگاه قرار دهند. در ملاقاتی که دانشجویان با امام داشتند، مقرر شد پس از بررسی مسائل جاری و جمع‌بندی دیدگاه‌ها و نظرات دانشجویان، رابط دانشجویان و امام مُعَین و به امام خمینی معرفی شود.

اعضای شورای مرکزی تحکیم وحدت هم فهرست پنج نفری مشخص کردند تا با آنها به گفت‌وگو بنشینند و ابعاد مختلف خط امام را از زبان آنها بشنوند. قرار بود صاحبان نزدیک‌ترین دیدگاه‌ها به دانشجویان به عنوان رابط تحکیم وحدت و امام معرفی شود. این پنج نفر آقایان ابوالحسن بنی صدر، حسن حبیبی، سید علی خامنه‌ای، محمد مجتهد شبستری و سید محمد موسوی خوئینی‌ها بودند. (صفحه۱۴۷)

چه کسی پیشنهاد تصرف لانه جاسوسی را مطرح کرد؟

محبوبی با بیان نظرات پنج نامزدی که به عنوان رابط معرفی شده بودند، نوشت: جلسات شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و گروه رجال پنج نفره تا اواسط مهرماه ادامه یافت. در خاتمه این جلسات، دانشجویان فهم دقیق‌تر و روشن‌تری از مختصات «خط امام» و نسبت خود با رهبر انقلاب کسب کرده و آمادگی یافته بودند تا گزینه‌های مطلوب خود یعنی آقایان خامنه‌ای و موسوی خوئینی‌ها را به امام معرفی کنند. در همین گیر و دار بود که پیشنهاد تصرف سفارت آمریکا طرح شد.

اواخر مهر ۵۸ بود که ایده اولیه تصرف سفارت آمریکا در یکی از جلسات شورای مرکزی تحکیم وحدت به میان آمد. ابراهیم اصغرزاده دانشجویی بود که این ایده را پیش کشید. نگرانی اصلی او توطئه‌های پنهان ایالات متحده و خطر تکرار کودتای ۱۳۳۲ بود. به علاوه او شنیده بود که اسناد محرمانه مداخلات آمریکا در ایران از کانال فرودگاه مهرآباد خارج می‌شود؛ خبری که در مطبوعات همان ایام هم منعکس شده بود.

پیشنهاد او این بود که دانشجویان انجمن‌های اسلامی، سفارت آمریکا در تهران را تصرف کنند و مدتی در آنجا تحصن کنند. بدین ترتیب طنین صدای اعتراض جامعه ایران به سیاست‌های آمریکا در جهان پیچیده خواهد شد. آنها هر چند تصویر دقیقی از توطئه‌های آمریکا در قبال ایران نداشتند اما دریافته بودند در کشور اتفاقاتی در حال وقوع است که سر نخ آنها به واشنگتن می‌رسد. (صفحه۱۵۱)

مقدمات اعتراض لانه از متر کردن ساختمان تا جمع‌آوری اسناد

این پژوهشگر تاریخ معاصر با عنوان کردن «مقدمات بزرگ اعتراض» نوشت: روزهای ۱۱ و ۱۲ آبان به مهیا ساختن مقدمات و فراهم آوردن تدارکات طرح بست‌نشینی سپری شد. جزئیات طرح باید مو به مو روشن می‌شد. تهیه کروکی سفارت، شیوه تظاهرات، نحوه ورود به محوطه و سپس ساختمان‌های سفارت، مقابله با تفنگداران دریایی و حتی چگونگی کنترل جمعیتی که از بیرون نظاره‌گر ماجرا بودند، همگی نیازمند برنامه‌ریزی‌های دقیق بود.

توقفی در «ایستگاه خیابان روزولت»

تعدادی از دانشجویان از جمله حبیب‌الله بی‌طرف و رضا سیف‌الهی، شناسایی محوطه و ساختمان‌های سفارت آمریکا را آغاز کردند. گاهی با شمارش قدم‌هایشان، دیوارهای سفارت را متر می‌کردند و گاهی به ساختمان‌های مرتفعِ پیرامون می‌رفتند و موقعیت محوطه و عمارت‌هایش را تعیین می‌کردند. آنها حتی به بهانه گرفتن ویزا به ساختمان کنسولی سفارت رفتند تا راه‌های آمد و شد از درِ غربی را ارزیابی کنند. دانشجویان در این شناسایی‌ها و نقشه‌کشی‌ها به درستی دریافته بودند که نفوذ به ساختمان اصلی سفارت، چندان ساده نیست.

یکی دیگر از کارهایی که همزمان صورت می‌گرفت، ایجاد تشکیلات و تعیین وظایف دانشجویانی بود که در عملیات تسخیر شرکت می‌کردند. تعدادی از دانشجوها باید در روز اجرای نقشه، نحوه ورود به سفارت و مراحل تصرف آن را مدیریت می‌کردند و بعد از عملیات هم، نظم و انضباط داخل محوطه و ساختمان‌های سفارت را سامان می‌دادند؛ جمعی از دانشجوها مکلف بودند که در زمان تصرف عمارت های مختلف سفارت، هر سند و مدرکی که وجود داشت را جمع آوری و محافظت می‌کردند و حفاظت از جان آمریکایی‌ها بر عهده گروه دیگری از دانشجویان بود.

تعدادی هم در بخش تدارکات بودند و باید تمام وسایل مورد نیاز برای اجرای طرح را فراهم می‌آوردند؛ مسائلی نظیر قیچی آهن‌بُر، بازوبندهای یک‌شکل، پلاکارد، تکثیر تصاویر امام(ره) و نایلون و لوازم دیگر. در کنار این‌ها دانشجویانی که دوربین عکاسی و فیلمبرداری داشتند یا طرز کار با دوربین را می‌دانستند، باید تمام مراحل عملیات را به ثبت می‌رساندند. (۱۵۵ و ۱۵۶)

سفارت آمریکا در تهران تسخیر شد

محبوبی با تشریح حرکت ۴۰۰ دانشجوی مسلمان پیرو خط امام به سمت لانه جاسوسی و تسخیر ساختمان‌های آن از ساعت ۱۰ و نیم صبح ۱۳ آبان نوشت: اخبار سراسری شبکه یک تلویزیون، درست مثل همیشه راس ساعت ۱۴ به روی آنتن رفت. خبر اولی که پخش شد، ایرانیان را پای تلویزیون میخکوب کرد «سفارت آمریکا در تهران دقایقی پیش تسخیر شد.» گزارش اخبار سراسری که هفت، هشت دقیقه طول کشید، شامل گزارشی از تسخیر سفارت آمریکا و قرائت اطلاعیه شماره یکِ تسخیرکنندگان بود؛ جمعیتی که خود را دانشجویان مسلمان پیرو خط امام می‌نامید. آن‌طور که در این اطلاعیه منعکس شده، هدف از تصرف سفارت، رساندن صدای اعتراض خود به گوش جهانیان است. (صفحه ۱۷۳)

نویسنده کتاب ایستگاه خیابان روزولت درباره نحوه اطلاع‌رسانی تسخیر لانه جاسوسی به امام(ره) و واکنش بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نوشت: نزدیک ساعت ۱۲ و نیم بود که سید محمد موسوی خوئینی‌ها به سفارت آمریکا رسید. او تنها روحانی معتمد دانشجویان بود که پیش از عملیات در جریان کار قرار گرفته بود. دانشجویان از او خواسته بودند خود را به سفارتخانه برساند تا دولت موقت آنها را کمونیست اعلام نکند. او از آنجا به دفتر امام خمینی در قم تلفن زد تا واقعه را به اطلاع رهبر انقلاب برساند.

موسوی خوئینی‌ها به سیداحمدآقا خمینی گفت «دانشجویان، سفارت آمریکا را فتح کرده‌اند. من آنها را به خوبی می‌شناسم. از امام بپرسید که اگر با این اقدام مخالفند، ما خودمان اینجا را تخلیه کنیم.» احمد آقا پاسخ داد «گوشی دست شما باشد.» رفت و دقایقی بعد بازگشت و گفت «امام بین دو نماز ظهر و عصر بودند. من پیغام شما را دادم و امام گفتند جای خوبی را گرفته‌اند، بگویید محکم نگه دارند.» تاییدیه امام خمینی در میانه عملیات، قوت قلبی برای دانشجویان بود. موسوی خوئینی‌ها بلافاصله با مجلس خبرگان قانون اساسی هم تماس گرفت و ما وقع را به اطلاع خبرگان رساند. (صفحه۱۶۶)

تنها پیامی که امام خمینی(ره) بدون «بسم الله» نوشت

محبوبی با اشاره به راهبردهای دوقلوی آمریکا برای آزادی گروگان های لانه جاسوسی به سفر هیات آمریکایی به ایران اشاره کرد و نوشت: دقایقی پس از پرواز هواپیمای حامل پیک‌های رئیس جمهور آمریکا، شبکه ان‌بی‌سی در اخبار عصرگاهی خود، موضوع سفر هیات آمریکایی به ایران را افشا کرد. ظاهرا ریچارد والریانی خبرنگار این شبکه از ماجرا مطلع شده بود و تلاش‌های جودی پاول و هادینگ کارتر برای جلوگیری از درز خبر کارساز نبود. بدین ترتیب پیش از آنکه پای کلارک و میلر به ترکیه برسد، خبر ماموریت آنها به گوش محافل سیاسی و رسانه‌ای جهان رسید.

به محض آنکه امام خمینی خبردار شدند که فرستادگان کارتر در راه ایران هستند، پیام مهمی خطاب به شورای انقلاب و مسئولان دولتی صادر کردند. تاریخ این پیام ۱۶ آبان است و ظاهراً هیات کلارک- میلر هنوز به ترکیه نرسیده بود. به گفته حاج سیداحمد خمینی، این پیام امام خمینی تنها پیام بدون «بسم الله الرحمن الرحیم» امام است که سوره توبه را به ذهن متبادر می‌کند.

متن پیام امام خمینی درباره قاصدهای کارتر مختصر ولی قاطع بود؛ «از قرار اطلاع، نمایندگان ویژه کارتر در راه ایران هستند و تصمیم دارند به قم آمده و با اینجانب ملاقات نمایند. لهذا لازم می‌دانم متذکر شوم دولت آمریکا که با نگهداری شاه، اعلام مخالفت آشکار با ایران را نموده است و از طرفی دیگر، آن طور که گفته شده است سفارت آمریکا در ایران محل جاسوسی دشمنان ما علیه نهضت مقدس اسلامی است، لذا ملاقات با من به هیچ وجه برای نمایندگان ویژه ممکن نیست و علاوه بر این؛

۱- اعضای شورای انقلاب اسلامی به هیچ وجه نباید با آنان ملاقات کنند.

۲- هیچ یک از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند.

۳- اگر چنانچه آمریکا، شاه مخلوع، این دشمن شماره یک ملت عزیز ما را به ایران تحویل دهد و دست از جاسوسی بر ضد نهضت ما بردارد، راه مذاکره در موضوع بعضی از روابطی که به نفع ملت است، باز می‌باشد». (۲۰۷ و ۲۰۸)

مقاومت اقتصادی با روزه سیاسی

نویسنده کتاب «ایستگاه خیابان روزولت» همچنین به سفر فرستاده پاپ ژان پل دوم به ایران پرداخت و تذکرات امام(ره) به او نوشت: پیام امام خمینی به پاپ پل دوم درباره تحریم ملت ایران، سخن تازه‌ای در دل داشت؛ ایشان برای نخستین بار نسخه «مقاومت اقتصادی» را در برابر «محاصره اقتصادی» پیش کشیدند. همین گزاره بود که بستر کنش نمادین دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در واکنش به تهدید تحریم اقتصادی دولت آمریکا را فراهم کرد. دانشجویان در اطلاعیه شماره ۲۹ خود اعلام کردند که از دوشنبه ۲۱ آبان، پنج روز را با زبان روزه خواهند گذراند.

توقفی در «ایستگاه خیابان روزولت»

به پیروی از دانشجویان، چند سازمان و گروه دیگر هم اعلام کردند که پنج روز روزه سیاسی می‌گیرند. نام اتحادیه انجمن‌های اسلامی، ادارات حوزه علمیه قم، سپاه پاسداران، حزب جمهوری اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، جامعه اسلامی وزارتخانه‌های کار و کشاورزی، جهاد سازندگی، کارکنان سازمان ثبت اسناد و انجمن اسلامی خبرگزاری پارس در این فهرست بلندبالا به چشم می‌خورد. بدین ترتیب «روزه سیاسی» به عنوان نمادی از مقاومت جامعه ایران در برابر حصر اقتصادی دولت ایالات متحده معنا پیدا کرد. (صفحه ۲۱۶)

برگزاری جشن قطع رابطه در ایران

این پژوهشگر تاریخ معاصر اضافه کرد: نهایتاً لحظه گسست رشته روابط ایران با آمریکا فرا رسید. شامگاه ۱۸ فروردین ۱۳۵۹ به وقت ایران، ساعاتی پس از انتشار اطلاعیه دفتر امام خمینی، جیمی کارتر، رئیس جمهور ایالات متحده پیام تیزلحنی منتشر کرد که در شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی آمریکا قرائت شد. کارتل اعلام کرد مساله اصلی «شبه نظامیان اشغالگر سفارت» نیستند، بلکه «دولت ایران» است که خود را پشت شبه نظامیان پنهان کرده و از پذیرش مسئولیت شانه خالی می‌کند؛ چرا که اکنون دانشجویان حاضرند گروگان‌ها را تحویل دهند اما دولت ایران آنها را تحویل نمی‌گیرد. (صفحه ۳۵۴)

محبوبی با فهرست کردن چهار فرمان کارتر شامل قطع روابط دیپلماتیک آمریکا با ایران، ممنوعیت صادرات از ایالات متحده به ایران، تهیه فهرست دارایی های دولت ایران و بی اعتبار کردن روادید ایرانیان مقیم آمریکا نوشت: پیام کارتر به معنای پایان روابط دیپلماتیک دولتین ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران بود. طبق این پیام، دو دولت از این پس دیگر روابط دیپلماتیکی نخواهند داشت؛ تحریم‌هایی که شورای امنیت تصویب کرده ولی با وتوی شوروی به اجرا در نیامده بود، خارج از مدار سازمان ملل اعمال می‌شد؛ اموال مسدود شده ایران کماکان مسدود باقی می‌ماند و با تشخیص دولت آمریکا از اموال ایران به مدعیان آمریکایی بخشیده می‌شد و تمام روادیدهایی که برای اتباع ایران صادر شده بود، باطل شدند. روابط دو کشور به نقطه بازگشت ناپذیری رسیده بود.

خبر قطع رابطه یکسویه آمریکا با ایران در جامعه ایران با استقبال حیرت انگیزی مواجه شد. در گزارش دست‌اولی که جان گراهام، سفیر انگلیس در تهران، از مشاهدات خود تهیه کرده، «تقریباً تمام رهبران و گروه‌های سیاسی از اطلاعیه پرزیدنت کارتر درباره اقدامات علیه ایران استقبال کرده‌اند.» از حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تا حزب توده و حتی سازمان مجاهدین خلق، همگی از قطع رابطه استقبال کردند و آن را به فال نیک گرفتند. درست مانند گروه‌های سیاسی، جامعه ایران هم در معابر شهری به صورت خاص در مقابل سفارت سابق آمریکا در تهران جشن قطع رابطه گرفتند.

روز بعد، ۱۹ فروردین ۱۳۵۹ امام خمینی پیام مهمی درباره قطع روابط ایران و آمریکا خطاب به ملت ایران صادر کردند. آغاز پیام رهبر انقلاب ایران چنین بود «اگر کارتر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است، همین قطع رابطه است.» ایشان استدلال کردند رابطه ایران و آمریکا، رابطه‌ای بود که یک سوی آن زورمندان و چپاولگران بودند و سوی دیگرش مظلومانی که رهایی از چنگال ستمگران را می‌خواستند؛ و قطع چنین رابطه‌ای به سود مظلومان تمام می‌شود. افزون بر رهبر انقلاب، رئیس جمهور، شورای انقلاب و دانشجویان مسلمان پیرو خط امام هم بیانیه‌های مشابهی صادر کردند (۳۵۵ و ۳۵۶)

گرفتاری پنجه عقاب در طبس

این پژوهشگر تاریخ انقلاب در فصل نهم به طور مفصل به دو توطئه آمریکا برای آزادسازی گروگان های لانه جاسوسی یعنی عملیات پنجه عقاب و کودتای نوژه اشاره کرده و این دو حادثه را از زوایای گوناگون به ویژه با استناد به مذاکرات و مکاتبات مقام های آمریکایی مورد بررسی قرار داده است. وی در فصل نهم با عنوان شبیخون پیل های پولادین نوشت: در ۲۳ فروردین رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا به فرماندهی گروه ضربت مشترک دستور داد تا نقشه اعزام و استقرار نیروها را نهایی کند. فرماندهی گروه ضربت مشترک به دلایل مختلف، در راس آنها استفاده از نور مهتاب، تاریخ عملیات را چهارم اردیبهشت ۵۹ تعیین کرد. در روزهای ۲۶ و ۲۷ فروردین فرماندهی گروه ضربت مشترک با حضور فرماندهان میدانی جلسات مرور طرح عملیات را در پنتاگون برگزار کردند و سرانجام نیروهای شرکت کننده در عملیات از ۳۰ فروردین تا سوم اردیبهشت به منطقه اعزام شدند.(صفحه ۴۶۴)

توقفی در «ایستگاه خیابان روزولت»

نقشه کودتای نقاب یک هدف اصلی داشت که برای دستیابی به آن باید چند مرحله سپری می‌شد. هدف اصلی، فتح تهران بود. از نظر طراحان کودتا، تغییر قدرت در شهرستان‌ها تابع پایتخت است و اگر مراکز نظامی و اداری تهران سقوط کنند، نقاط دیگر کشور هم با کودتاگران اعلام همبستگی خواهند کرد و در انتظار فرمان‌های شورای نظامی کودتا خواهند نشست. آنها این الگو را از حوادث پس از کودتای ۲۸ مرداد کسب کرده بودند. (صفحه ۴۰۷)

شرط امام خمینی(ره) برای آزادی گروگان‌ها چه بود؟

محبوبی در فصل یازدهم کتاب ایستگاه خیابان روزولت به فصل جدید روابط ایران و آمریکا پس از مرگ محمدرضا پهلوی پرداخت و با اشاره به قرار ملاقات یک شخصیت ایرانی با طرف آمریکایی در بُن، پایتخت آلمان غربی نوشت: آمریکایی‌ها از طریق سفارت آلمان غربی در واشنگتن برای ایرانی‌ها پیام فرستادند و از آنها ضمانتی خواستند؛ ضمانت این‌که فرستاده ایران مواضعش را با امام خمینی هماهنگ کرده و مذاکرات خودسرانه‌ای مشابه آنچه میان قطب‌زاده و جردن گذشت، در کار نخواهد بود. آن‌طور که وارن کریستوفر ادعا می‌کند، طرف ایرانی پاسخ داد رهبر انقلاب به زودی در یکی از سخنرانی‌های خود شروطی برای آزادی گروگان‌ها بیان می‌کنند و این نشانه آن است که مذاکره کنندگان بُن خودسرانه کاری انجام نمی‌دهند.

چندی بعد در ۲۱ شهریور ۱۳۵۹، امام خمینی پیام سالانه خودشان به مناسبت فرارسیدن ایام حج را خطاب به مسلمین جهان و زائران بیت الله صادر کردند. فراز پایانی این پیام امام در ارتباط با مساله آمریکا بود. در آخرین بند این پیام آمده «بارها گفته‌ام که گروگانگیری توسط دانشجویان مسلمان و مبارز و متعهد ما عکس‌العمل طبیعی صدماتی است که ملت ما از آمریکا خورده است و اینان فعلاً با بازپس دادن اموال شاه معدوم و لغو تمام ادعاهای آمریکا علیه ایران و ضمانت به عدم دخالت سیاسی و نظامی آمریکا در ایران و آزاد گذاشتن تمامی سرمایه‌های ما آزاد می‌گردند که البته این امر را محول به مجلس نموده‌ام تا آنان به هر نحو که صلاح می‌دانند عمل نمایند.»

اکنون واشنگتن اطمینان خاطر یافته بود کلاهی که در سناریوی بِرن بر سرش رفته بود، در مذاکرات بن تکرار نخواهد شد. جیمی کارتر نیز به وارن کریستوفر، قائم مقام وزارت امور خارجه، ماموریت داد برای این مذاکرات مهیا شوند. همان روزی که پیام امام صادر شد، آلمانی‌ها خبر دادند که از طرف ایران شخصی به نام سید صادق طباطبایی مذاکره خواهد کرد و آغاز گفت‌وگوها روز ۲۴ شهریور خواهد بود. (صفحه۴۲۴)

عملکرد مجلس برای حل مساله گروگان‌ها

نویسنده به مذاکرات میان طباطبایی و کریستور، نمایندگان ایران و آمریکا پرداخته و درباره عملکرد مجلس شورای اسلامی نوشت: در این گیرودار مجلس شورای اسلامی هم معطل نمانده بود. موضوع حل بحران گروگانگیری از جلسه ۲۵ شهریور ۱۳۵۹ دستور کار رسمی مجلس بود و آغاز جنگ تحمیلی هم مانع رسیدگی به این مساله نشد. مباحث جدی و پرچالشی در صحنه مجلس جریان داشت که نخستین آنها نحوه برگزاری جلسات بود. برخی نمایندگان پیشنهاد دادند سرنوشت گروگان‌ها در جلسات غیر علنی تعیین شود اما این پیشنهاد رای نیاورد و مجلس تصمیم گرفت جلسات را علنی برگزار کند.

توقفی در «ایستگاه خیابان روزولت»

مبحث بعدی این بود که مجلس راسا تصمیم بگیرد یا برای این کار کمیسیون ویژه‌ای تعیین کند. طبق آرای اکثر نمایندگان، قرار شد یک کمیسیون ویژه برای رسیدگی به این موضوع انتخاب شود. در این میان تعدادی از نمایندگان پیشنهاد دادند تا زمانی که دولت آمریکا در مشی خود در قبال انقلاب اسلامی تجدید نظر نکند، موضوع تعیین سرنوشت گروگان‌ها از دستور کار مجلس خارج شود لیکن اکثریت نمایندگان با چنین پیشنهادی مخالفت کردند و تصویب نشد.

مجلس شورای اسلامی نهایتاً در ۱۰ مهر ۱۳۵۹ اعضای کمیسیون ویژه بررسی مساله گروگان‌ها را برگزید. این کمیسیون ویژه، هفت عضو اصلی داشت که به ترتیب آرای کسب شده عبارتند از آقایان سیدمحمد موسوی خوئینی‌ها، سیدعلی خامنه‌ای، محمد یزدی، علی اکبر پرورش، سیدمحمد خامنه‌ای، سیدمحمد کاظم موسوی بجنوردی و علی اکبر ناطق نوری. (صفحه ۴۲۸)

این پروهشگر تاریخ معاصر به قرائت گزارش نهایی کمیسیون ویژه در جلسه علنی ۱۱ آبان ۱۳۵۹ اشاره کرد که متضمن چهار شرط بود؛ یکی تعهد آمریکا مبنی بر عدم هیچگونه دخالت مستقیم و غیرمستقیم سیاسی و نظامی در امور جمهوری اسلامی ایران، آزاد گذاشتن تمامی سرمایه های ایران و کلیه اموال و دارایی های ایران که در آمریکا یا موسسات متعلق به دولت یا اتباع آمریکا در سایر کشورهاست، لغو و ابطال کلیه تصمیمات و اقدامات اقتصادی و مالی علیه جمهوری اسلامی ایران و بازپس دادن اموال شاه معدوم... کمیسیون ویژه، شروط حداکثری رهبر انقلاب اسلامی ایران را تایید کرده و از هیچ یک از آنها چشم نپوشیده بود.

در دنباله گزارش کمیسیون ویژه همچنین پیشنهاد شده بود که دولت مکلف به اجرای شرایط اعلام شده باشد؛ یعنی دولت جمهوری اسلامی ایران در برابر انجام کلیه شرایط اعلام شده، توسط دولت آمریکا، تمامی ۵۲ مجرم آمریکایی را آزاد خواهد کرد و در صورتی که انجام بعضی از شرایط فوق نیاز به زمان بیشتری داشته باشد، با قبول همه شرایط از طرف دولت آمریکا، در برابر هر شرط، تعدادی از مجرمین به تشخیص دولت جمهوری اسلامی ایران آزاد خواهد شد. (صفحه ۴۳۷)

تجربه‌ای گرانبها از نخستین مذاکره ایران و آمریکا

محبوبی در آخرین ایستگاه خیابان روزولت، پس از بیان نحوه شکل گیری بیانیه های الجزایر به خروج گروگان ها در ۳۰ دی ۱۳۵۹ اشاره کرد و نوشت: ماجرای تسخیر سفارت آمریکا به سر آمده بود. دولت ایران هم، تعهدات خود در بیانیه‌های الجزایر را انجام داد و باید پایبندی دولت آمریکا به تعهداتش را رصد می‌کرد؛ لیکن ضعف حقوقی بیانیه‌های الجزایر اندک اندک رخ نشان داد. دولت آمریکا برخی از بندهای توافق شده را نقض می‌کرد یا به اجرا در نمی‌آورد و دولت ایران ابزاری برای الزام دولت آمریکا در دست نداشت.

اولین مذاکره و توافق با آمریکا، بیش از آن‌که دستاورد داشته باشد، تجربه داشت. تیم تازه‌کار جمهوری اسلامی دریافت بود بیانیه‌های الجزایر مملو از حفره‌های حقوقی و دام‌های دیپلماتیک است. هرچه بود، تیر از چله کمان جسته بود و راه بازگشتی وجود نداشت. آنچه باقی مانده بود تجربه گرانبهایی بود که در توافق با واشنگتن کسب شد؛ توافقنامه‌های آمریکا سرشار از حفره‌های حقوقی است، بندهای آن تاویل‌پذیر هستند و مناطق مبهم و مسکوتی در آن برجا می‌ماند. (صفحه۴۶۰)

آیا دانشجویان پیرو خط امام به پایان خط رسیده بودند؟

این نویسنده درباره سرنوشت دانشجویان پیرو خط امام نوشت: آزاد شدن گروگان‌ها عملاً آخرین روز فعالیت تشکلی به نام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بود. پیمان دانشجویان با یکدیگر در روز نخست آن بود که این تشکل صرفاً در ارتباط با مساله گروگان‌های سفارت آمریکا فعالیت می‌کند و هیچکس حق ندارد از هویت تشکل در جهت اغراض حزبی و جناحی بهره‌برداری کند. خاتمه ماجرای ۴۴۴ روز، دلیل دیگری برای بقای تشکل خط امامی‌ها باقی نمی‌گذاشت... البته خاتمه مساله گروگانگیری به معنای خاتمه مبارزه ضد امپریالیستی نیست. دانشجویان تاکید کردند که آمریکا شیطان بزرگ و دشمن شماره یک ماست و با پایان یافتن مساله گروگان‌های جاسوس، مبارزه با این جهانخوار بی‌رحم پایان نمی‌پذیرد.

با وجود آنکه بخش‌های مختلف تشکیلات دانشجویان به کار خود پایان دادند اما بخش اسناد کماکان به ترجمه و انتشار اسناد سفارت پرداخت. اسناد سفارت آمریکا به ویژه اسناد ایستگاه سی‌آی‌ای، در ساختمان اصلی سفارتخانه باقی ماندند و تشکیلات کوچکی تحت عنوان مرکز اسناد لاله جاسوسی متصدی اسناد شدند. شماری از دانشجویان تا سال‌های بعد از آزادی گروگان‌ها به وضعیت اسناد رسیدگی می‌کردند، رشته‌ها را به یکدیگر می‌چسباندند، سندها را ترجمه می‌کردند و از اواخر سال ۱۳۵۹ به بعد مجموعه کتاب‌های اسناد لانه جاسوسی را به چاپ می‌رساندند. (صفحه۴۶۱)

پخش افشاگری دانشجویان پیرو خط امام از تلویزیون ممنوع می‌شود

نویسنده ایستگاه خیابان روزولت در بخشی دیگر از کتاب به یکی از فعالیت های دانشجویان خط امام اشاره کرد؛ پخش نشست های خبری دانشجویان و افشای اسناد کشف شده در سفارت آمریکا. او درباره اسناد مربوط به عباس امیرانتظام نوشت که چگونه باعث به حاشیه کشیده شدن این نشست ها شد. در بخشی از این افشاگری که باعث تعطیلی نشست های دانشجویان شد، آمده است: افشاگری ناصر میناچی را می‌توان یکی از پرحاشیه‌ترین افشاگری‌های اسناد سفارت آمریکا دانست. میناچی که در آن مقطع وزیر ارشاد شورای انقلاب بود، بلافاصله به توضیح روابطش با آمریکایی‌ها، پیش و پس از انقلاب پرداخت و ارزیابی‌های بخش سیاسی سفارت آمریکا را تکذیب کرد. با این حال ساعاتی پس از افشاگری دانشجویان و تکذیبیه میناچی، وزیر ارشاد ملی بازداشت شد. در پی این بازداشت نیز مهدی بازرگان، ابوالحسن بنی صدر، احمد صدر حاج سید جوادی و برخی رجال دیگر به دانشجویان خط امامی و افشاگری‌ها سخت تاختند و این اعتراضات به بازداشت چند ساعته میناچی خاتمه داد.

توقفی در «ایستگاه خیابان روزولت» محمد محبوبی نویسنده کتاب ایستگاه خیابان روزولت

رویه افشاگری اسناد سفارت آمریکا، سپهر سیاسی ایران را طوفانی کرده بود. دانشجویان خط امامی پیش از آنکه فرایند بررسی قضایی و حقوقی سندها سپری شود، آنها را از تلویزیون ملی پخش می‌کردند؛ جامعه در التهاب فرو می‌رفت اما دادستانی انقلاب بی‌خبر از مدارک نمی‌توانست پاسخ متناسبی تنظیم کند و التهاب را تسکین دهد. سرانجام شورای انقلاب تصمیم گرفت به رویه افشاگری‌ها نظم دهد؛ «پخش افشاگری دانشجویان از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ممنوع است.» افزون بر این، تمام مدارک درباره ارتباط مقامات با آمریکایی‌ها باید از طریق مراجع صلاحیت‌دار بررسی و سپس درباره انتشار آن تصمیم گیری شود. (صفحه۳۲۳)

جمع‌آوری کتاب‌های اسناد لانه جاسوسی در آمریکا

محبوبی به برکات فعالیت های دانشجویان مسلمان پیرو خط امام هم اشاره ای کرد و نوشت: کتاب‌های اسناد لانه جاسوسی به زبان‌های فارسی و انگلیسی منتشر می‌شد و نسخه‌های انگلیسی این مجموعه مورد توجه کارشناسان، سیاستمداران، نویسندگان و خبرنگاران کشورهای مختلف جهان از جمله خود آمریکا قرار گرفت. دولت ایالات متحده از افشای گسترده اسنادش خوشنود نبود. لذا اداره آگاهی فدرال آمریکا، اف‌بی‌آی در سال ۱۳۶۰، تمام نسخه‌های این مجموعه کتاب‌ها را از فروشگاه‌های آمریکا جمع آوری و ضبط کرد.

علاوه بر تنظیم و چاپ کتاب‌ها سندی، مرکز اسناد لانه جاسوسی عملاً به یکی از مراکز استعلام‌گیری دستگاه‌های امنیتی و قضایی تبدیل شد. دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری، دادستانی انقلاب اسلامی، واحد اطلاعات سپاه و سازمان‌های دیگر به فراخور مسائلی که در جریان پرونده‌های مختلف پیش می‌آمد، از مرکز اسناد لانه جاسوسی استعلام می‌گرفتند. (صفحه۴۶۲)

در آبان ۱۳۶۲، پس از آن که جلد سی و دوم اسناد لانه جاسوسی با موضوع کردستان-۲ به چاپ رسید، اسناد مربوط به تعدادی از جاسوس‌های فراری افشا شد. این مساله باعث هوشیاری منابع سی‌آی‌ای شد و بدین ترتیب بخشی از تلاش‌های دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری از بین رفت. بنابراین طبق هماهنگی میان واحد اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری و دادسرای انقلاب اسلامی با مرکز اسناد لانه جاسوسی از سال ۱۳۶۲ به بعد اسناد منابع سی‌آی‌ای در ایران با احتیاط فوق العاده منتشر شدند. در سال ۱۳۶۴ زمانی که تمام نهادهای اطلاعاتی کشور در قالب وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی تجمیع شدند، مرکز اسناد لانه جاسوسی هم به این وزارتخانه منتقل شد و فعالیت خود را در ساختار جدیدی ادامه داد. مرکز اسناد لانه جاسوسی تا حوالی سال ۱۳۶۸ به بازسازی، ترجمه و انتشار اسناد اشتغال داشت و به مرور، اسناد ارزشمند سفارت آمریکا را در قالب کتاب منتشر می‌کرد. (صفحه۴۶۳)

∎​