سیزدهم آبان در تقویم انقلاب اسلامی یادآور هویت اصیل، حماسهساز و آگاهیبخش جامعه دانشآموزی و پیوند ناگسستنی سنگر علم با میدان بصیرت و مقاومت است؛ روزی که پیوندی بنیادین میان ایمان نوجوان ایرانی و ایستادگی در برابر استکبار جهانی رقم خورد. بازخوانی نقش دانشآموزان در تحولات دورانساز کشور نشان میدهد نسل نوجوان همواره به مثابه پیشران جامعه و پاسدار راستین استقلال و عزت میهن در بزنگاهها ظاهر شده است. امروز، نوجوان مؤمن و بیدار دیگر تنها یک ناظر منفعل یا دانشآموزی در چهاردیواری کلاس درس نیست؛ بلکه عنصری تحلیلگر، اثرگذار، کنشمحور و پرچمدار آرمانهای والای انقلاب اسلامی است.
به مناسبت فرارسیدن سالروز سیزدهم آبان با حجتالاسلام والمسلمین محمد مالدار کاریزی، عضو حلقه اجتهادی فقه تربیت مدرسه عالی فقاهت عالم آلمحمد(ع) درباره ابعاد این حرکت عظیم تربیتی، تبیین فلسفه وجودی نهاد مدرسه در کوران حوادث، چرایی هراس استکبار از پیوند علم و ایمان و نقشآفرینی راهبردی دانشآموزان و معلمان در جهاد و مقاومت به گفتوگو نشستهایم که مشروح آن در ادامه از نظر میگذرد.
چه پیوندی میان انگیزههای مذهبی دانشآموزان در طول انقلاب اسلامی و جنگهای اخیر وجود دارد و چرا مدارس ما هدف مستقیم تهاجم قرار گرفتهاند؟
یکی از نخستین اقداماتی که دشمنان ایران در جنگ اخیر انجام دادند، بمباران مدرسه میناب و به شهادت رساندن تعداد زیادی از دانشآموزان و معلمان بود. در همینجا لازم است نام و یاد آنها گرامی داشته شود. همانطور که خون رهبر شهید ما ملت ایران را مبعوث کرد، خون شهدای میناب نیز نقش مهمی در مبعوث شدن دانشآموزان و معلمان ما و حضور آنها در میدانها و خیابانها داشت.
اینکه دشمن چه انگیزهای برای بمباران مدرسه میناب داشت، محل بحث، گفتوگو و تأمل بسیار است؛ اما چیزی که از این اقدام و اقدامات مشابه آن در سالهای اخیر میتوان نتیجه گرفت، این است دشمنان ما نه تنها به دنبال کشتن دانشآموزان، معلمان و دانشمندان ما هستند، بلکه میخواهند علم، مدرسه و دانشگاه را در کشور ما به قتل برسانند و به دنبال «مدرسهکشی» و «دانشگاهکشی» هستند؛ زیرا آنها از جوان مؤمن ایرانی، آنگاه که مسلح به سلاح علم باشد، هراس دارند.
قرنهاست که سلاح علم در دست مستکبران جهان برای گسترش ظلم و فساد به کار رفته و آنها از این سلاح برای دستیابی به منافع نامشروع خود استفاده میکنند. حال، اگر قرار باشد این سلاح در دست مؤمنان و برای گسترش معنویت، اخلاق و عدالت قرار گیرد، آنها هرگز نمیتوانند چنین موضوعی را بپذیرند.
البته دشمنان با بمباران مدرسه و تخریب دیوارهای آن، ناخواسته دیوار میان مدرسه و واقعیت زندگی دانشآموزان و معلمان ما را فروریختند و مدرسه را به میدانها و خیابانها کشاندند؛ میدانها و خیابانهای ما را به محل تعلیم و تربیت دانشآموزان تبدیل کردند. مدرسه باید با زندگی واقعی دانشآموزان ما پیوند داشته باشد؛ آن هم نه فقط زندگی فردی، بلکه جلوههای مختلف زندگی دانشآموزان ما در عرصههای گوناگون فردی و اجتماعی باید با مدرسه پیوند بخورد.
جنگ اخیر سبب شد این پیوند بهخوبی برقرار شود و مدرسه و زندگی واقعی دانشآموزان ما به نوعی از وحدت دست یابند که اگر این اتفاق رخ نمیداد، هدف دشمن یعنی مدرسهکشی و از بین بردن هویت واقعی دانشآموزی و معلمی محقق میشد.
آنچه مدرسه و مقام دانشآموزی و معلمی را زنده نگه داشت، همین حضور دانشآموزان و معلمان در خیابانها، میدانها و پرچمگردانی آنان بود؛ زیرا مدرسهای که در جامعه اثرگذار نباشد، یک مدرسه مرده محسوب میشود. فلسفه وجودی نهادی مانند مدرسه در هر جامعه، اثرگذاری آن در امروز و فردای جامعه است. از این رو، مدرسه در ایران مدیون دانشآموزان و معلمانی است که در این هشت ماه، مانند هشت سال دفاع مقدس در خیابان و میدان جهاد و مبارزه حضور داشتند و آنها بودند که مدرسه را در ایران زنده نگه داشتند و آن را به نهادی اثرگذار در شرایط فعلی جامعه تبدیل کردند؛ وگرنه اگر مدرسه میخواست بدون توجه به مهمترین رویداد امروز جامعه یعنی این نبرد حق و باطل به کار خود ادامه دهد، به مدرسهای مرده و بیخاصیت بدل میشد.
نوجوانان امروز چگونه مفهوم «جهاد» و «دفاع از ارزشها» را که در انقلاب و جنگ هشتساله تجربه شده بود، ادامه دادند و چه تحولی در اقدامات آنها رخ داده است؟
«جنگ رمضان» در کنار همه آسیبهای جسمی، روانی، ساختاری، نقض حقوق کودک و به عنوان یک جنایت بیشرمانه از سوی دشمنان ایران، یک فرصت بزرگ برای اثرگذاری دانشآموزان ما، پرچمداری و جلوهگری آنها، تعمیق هویت اسلامی، فرهنگی و تاریخی، احیای امید و مقاومت آگاهانه و پرورش عاملیت در آنها بود. امروز نوجوانان و جوانان ما به عنوان یک عنصر فعال و تأثیرگذار در خیابان و میدان، فقط یک سرباز جانفدا نیستند؛ بلکه بسیاری از آنها خودشان را در قامت یک رهبر و فرمانده در این جنگ میبینند، دارای تحلیلاند و حوادثی را که در این روزها رقم میخورد، رصد میکنند.
بحث، فقط سازگاری با شرایط جنگی و محافظت از دانشآموزان در برابر آسیبها نیست؛ بلکه مسئله امروز ما، یک «تربیت فشرده و کنشمحور» در دانشآموزان است. به اقرار بسیاری از اهالی تعلیم و تربیت، آنچه نوجوانان و دانشآموزان ما در این روزها و شبها در خیابانها و میدانها فرا گرفتهاند و رشدی که در جنبهها و ساحتهای مختلف آنها رقم خورد، بسیار بیشتر از چیزی بود که در سالهای گذشته در فضای رسمی مدرسه برای آنها بدست آمده بود. بحث امروز ما، ساخته شدن نسلی است که مأموریت ساختن آینده ایران اسلامی را بر عهده دارد و هویت اسلامی و ایرانی او در طول این هشت ماه به بهترین شکل و عمیقترین نوع آن شکل گرفته است.
هدف مستکبران و مستعمران در طول سالیان متمادی این بود که نوجوان و جوان ایرانی را سرگرم مسائل بیاهمیت و کمارزش کنند تا او را از توجه به مهمترین مسائل سیاسی کشور، منطقه و جهان منصرف کرده و نگذارند جوان ایرانی در میدان مبارزه با آنها حضور داشته باشد. آنها میخواستند نوجوان و جوان ایرانی یک عنصر منفعل، بیتفاوت، مرده و سرگرم به منافع و لذتهای زودگذر خود باشد؛ اما آنچه در جنگ رمضان اتفاق افتاد، سیاسی شدن دانشآموزان ما، افزایش دغدغهمندی و بصیرت و ایجاد روحیه همدلی و امید در آنها بود و افق نگاه و عزمشان را به مهمترین مسائل کشور و جهان ارتقا داد.
دشمن میخواست دانشآموز ما فقط به خودش، منافع، اعتبار و جایگاه خود فکر کند؛ اما امروز دانشآموز ما به ایران به عنوان یک ابرقدرت که میتواند معادلات منطقه و جهان را رقم بزند، مینگرد و خودش را در این اتفاق بزرگ، دارای تأثیر میبیند.
فرهنگ ایرانی-اسلامی و کلیدواژههایی چون مقاومت و شهادت چه تأثیری بر ایستادگی نوجوانان داشته است و امتداد بیداری دفاع مقدس را چگونه در حوادث اخیر میبینید؟
به برکت خون شهدای میناب، مدرسه تبدیل به نماد مقاومت و سنگر ملی و دینی برای دفاع از کشور در برابر دشمن شد. آن دانشآموز عزیزی که هنوز چیزی از پیکر او پیدا نشده، آن معلم بزرگی که به همراه جنین ششماههاش در کلاس درس به شهادت رسید و آن خانوادهای که در مدرسه در کنار فرزندش به آن مقام بلند نائل شد، مقدمه و عامل این تحول بزرگ در کشور ما بودند.
امروز مدرسه، خانه و مسجد به یک اتحاد مقدس و پیوندی عمیق رسیدهاند. دانشآموز، معلم، پدر و مادر و امام جماعت، همه و همه در کنار یکدیگر و دست در دست یکدیگر، پرچم مقدس جمهوری اسلامی را بلند کردهاند و حرف آنها یکی است. صحنه زیبایی که از این همدلی و همنظری به وجود آمده، میراثی ارزشمند برای آینده کشور است.
دشمن در فتنه سال گذشته میخواست از دانشآموز و معلم ما و از نوجوان ایرانی عنصری برای ضربهزدن به منافع ملی و اسلامی بسازد؛ نیروی نوجوانی و جوانی او را در خدمت منافع خودش قرار دهد و با این کار، بیاعتمادی و بیتوجهی او به آرمانهای انقلاب را رقم بزند. اما در جنگ رمضان این واقعیت نمایان شد که نوجوان و جوان ایرانی با وجود اختلاف در سلیقهها و انتقادهایی که به مشکلات کشور دارد، خودش را پرچمدار این انقلاب و این کشور میداند و حاضر است برای به ثمر رسیدن ارزشهای ایران اسلامی جانفدا باشد. مشت گرهکرده او در برابر دشمنان، مثل رهبر شهید، نشانی از بیداری، استقامت و جانفدایی او است.
مهمتر از دستاوردها و پیروزیهای بزرگ ایران اسلامی در عرصه نظامی و سیاسی و وادار کردن دشمن به عقبنشینی، همین تحول بزرگ و «بعثتی» است که در مردم ما و بهخصوص نوجوانان رقم خورده است. امام بزرگوار ما پس از پایان جنگ تحمیلی هشتساله این نکته را گوشزد کردند که بزرگترین دستاورد جنگ تحمیلی هشتساله، تعمیق ارزشهای انقلابی و اسلامی در مردم ما و افزایش روحیه انقلابی در آنها بود. امروز هم در جنگ تحمیلی اخیر، بزرگترین دستاورد همین است که دانشآموز ما تبدیل به یک عنصر شجاع، مؤمن و اثرگذار شده است.
با اطلاع عرض میکنم امروز بسیاری از تجمعات شبانه کشور در شهرها و روستاها با صحنهگردانی نوجوانان و جوانان عزیز ما رقم میخورد و انگیزه آنها هر روز و هر شب برای دفاع از کشور بیشتر میشود و این همان نیرویی است که میتواند از یک کشور، یک ابرقدرت بسازد.
نقش خانواده، مدارس و مساجد در تربیت و آمادهسازی نوجوانان برای ایفای نقش در این ایام چگونه بوده و تلاقی این نهادها در میدان خیابان چگونه شکل گرفته است؟
امروز خیابانهای ما هم برخی از کارکردهای خانه را دارد، هم برخی از کارکردهای مدرسه و هم برخی از کارکردهای مسجد. خیابان، محل جمع شدن اعضای خانواده شده و اینطور نیست که پدر و مادر، فرزندان، عمو، دایی، خاله و عمه فقط دور سفره و برای برطرف کردن نیازهای طبیعی و مادی خود گرد هم جمع شوند؛ بلکه امروز اعضای خانواده با محوریت مأموریت، رسالت و وظیفه خود، در خیابان در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
همچنین امروز خیابان، برخی از کارکردهای مسجد را دارد؛ محل معنویت، دعا، توسل، فداکاری، همدلی و جلب رحمت خداست. از سوی دیگر، خیابان برخی از کارکردهای مدرسه را نیز داراست و محل تعلیم و تربیت است. معلمان ما نقش هدایتگرانه خود را که روح رسالت معلمی آنهاست، در مدرسه و خیابان توأم با یکدیگر انجام میدهند؛ هم خودشان به عنوان یک الگو و نمونه انسان مجاهد و انقلابی در صحنه حضور دارند و با عمل خود تکلیف یک انسان مسلمان را برای دانشآموزان به تصویر میکشند و هم با بیان و تبیین خود به رشد و تربیت دانشآموزان کمک میکنند و آن جمله معنادار که «معلمی شغل انبیاست» را به بهترین شکل تحقق میبخشند.
خیابان در این روزها، یک موقعیت تربیتی بینظیر و فوقالعاده است و بهترین فرصت برای کاشتن و رشد ایمان؛ ایمانی انقلابی، آگاهانه و همراه با احساس مسئولیت و تعهد عملی در قلب دانشآموزان. یک موقعیت تربیتی منحصربهفرد که در آن، نقش هر یک از دانشآموزان، معلمان و والدین به صورت فعالانه وجود دارد و عاملیت هر یک از آنها بهخوبی و در کنار یکدیگر معنا پیدا کرده است.
به همین دلیل است که امروز خیابان، محل تلاقی خانه، مدرسه و مسجد به عنوان نهادهای متولی تربیت شده است و آنچه در این تربیت اتفاق میافتد، یک تربیت جامع، همهجانبه و اثرگذار خواهد بود که میتواند آینده کشور ما را تضمین کند و از نسل امروز ما، نسلی باشخصیت، باهویت، بااعتمادبهنفس، پرامید، خداباور و انقلابی بسازد.