به گزارش خبرگزاری مهر، هرچند که امارات این خواسته جعلی خود را با پولپاشی و اعمال سیاستهای همسو با کشورهای غربی ضریب میدهد و بارها با اعتراض افکار عمومی ایران و همچنین پاسخ جدی وزارت امور خارجه کشورمان روبرو شده است اما نکته اساسی اینجاست که اگر حکومت مرکزی مقتدری در ایران وجود نداشت و مانند آنچه پیشتر با تجربه رژیم پهلوی در بحرین رقم خورد، اوضاع همراه بود، سرنوشت این جزایر چه میشد؟
بحرین در سالهای حکومت محمدرضا شاه با بهانههای واهی که این منطقه سودی برای ایران ندارد و بیشتر برای کشور هزینهزاست با اعمال نفوذ انگلیسیها از کشورمان جدا شد. درهمین رابطه، محمدرضاشاه پهلوی روز پنجم شهریور 1345 به کلر هولینگورث، خبرنگار روزنامه گاردین گفته بود «با توجه به این که نفت دارد به پایان میرسد و مروارید به پایان رسیده است، بحرین از نظر ما اهمیتی ندارد.»
این در شرایطی است که بحرین اولین کشور عضو شورای همکاری خلیجفارس است که در سال 1932 نفت کشف کرد و در حال حاضر نفت و گاز خود را از دو میدان خشکی بحرین و ابوصفا و یک میدان دریایی مشترک با عربستان سعودی تامین میکند.
بحرین از ابتدای تاریخ به جز برهه کوتاهی که میان سالهای 1521 تا 1602 میلادی توسط امپراتوری پرتغال اداره میشد و توسط شاهعباس اول صفوی بازپس گرفته شد، همواره در اداره دولت مرکزی ایران بود.
جالب است که اولین کسی که جدایی بحرین از کشورمان را تبریک گفت نیز خود شاه بود!
همین سابقه سبب شده است که رژیم صهیونیستی و کشورهای غربی روی خاندان پهلوی در تجزیه و فروپاشی ایران حساب ویژهای باز کند.
در همین راستا، چندی پیش، «دنیل لِوی» مشاور ارشد سابق دفتر نخستوزیری اسرائیل در مصاحبه با بیبیسی فارسی، با اشاره به نگاه اسرائیل به خاندان پهلوی، اظهار داشت: «خاندان پهلوی برای اسرائیل یک ابزار مفید بود؛ ابزاری برای ایجاد آشوب در ایران. نگاه اسرائیل به دیگر کشورهای منطقه این نیست که یک تغییر رژیم تمیز و قابل پیشبینی صورت بگیرد و بعد با اسرائیل همراستا بماند. هدف اسرائیل فروپاشی دولت و ایجاد هرج و مرج در ایران و [نهایتاً] تجزیه ایران بود؛ چیزی شبیه آنچه در عراق و سوریه دیدیم.»
«آریوبرزن پیروزنیا» یکی از فعالان ضدانقلاب با اشاره به یکی از گفتوگوهای رضا پهلوی با رسانههای سعودی الوطن که ویدئو آن از روی خروجیهای فضای مجازی حذف شده، عنوان کرد که در این دیدار با اینکه بارها مصاحبه کننده عرب از واژه معجول خلیج به جای خلیج فارس استفاده کرد، در مقابل آن سکوت کرد و وقتی این نماینده سعودی دید فضا معین است درباره ادعای جعلی جزایر سه گانه سئوال کردو
پیروزنیا روایت میکند که رضا پهلوی به جای اینکه در این دیدار پاسخ این فرد را بدهد یا آن جلسه (ستاپ دلالی) را ترک کند با وقاحت تمام دستان این نماینده سعودی را در دستان خود گرفت و فشرد و عنوان کرد که چیزهایی هست که در آینده میتوانیم درباره آن توافق کنیم که این موضوع عمق چنین شخصی را نشان میدهد.
این روایت به طور متواتر و تکراری مطرح شده است و یکی دیگر از تلویزیونهای ضدانقلاب درباره آن میگوید که « رضا پهلوی سالها پیش، در این مصاحبه بارها به خلیج فارس گفته خلیج و خطاب با اعراب گفته بعدها مینشینیم و بر سر جزائر حرف میزنیم!»
طی این مصاحبه رضا پهلوی که با «محمد السلمی» رئیس مرکز تحقیقات ایرانی خلیج فارس مقاله نویس روزنامه الوطن پادشاهی سعودی گفت و گو کرده و عنوان میکند: «مردم ایران میدانند که این حکومت به اصطلاح اسلامی تنها چیزی که سد راه این پیشرفت است و اگر این اتفاق بیفتد و حکومت اسلامی از بین برود، درها روی همه باز خواهد شد. رابطه حسنه با همسایگانمان بخصوص کشورهای خلیج (فارس) و کشورهای دیگر دنیا باز از سر گفته خواهد شد ...»
این مصاحبه از روی خروجی وبسایتهای ضدانقلاب از جمله رسانه بالاترین حذف شده است درحالی که سابقه آن در موتور جستجوگر گوگل به خوبی موجود است اما با کلیک روی آن صفحهای نمایان میشود که نشان میدهد چنین مطلبی پیشتر حذف شده است.
در چنین شرایطی، تلاقی منافع رژیم صهیونیستی و برخی دولتهای عربی منطقه با جریان پهلوی را نمیتوان صرفاً یک همپیمانی سیاسی برای تغییر حکومت در ایران دانست.
سابقه جدایی بحرین در دوران پهلوی، مواضع مبهم و غش کردن رضا پهلوی به سمت کشورهای عربی درباره جزایر سهگانه و سکوت او در برابر ادعاهای ارضی برخی طرفهای عربی این تصور را ایجاد میکند که میتوان در دوران یک حکومت ضعیف و وابسته، مطالبات ارضی خود را با هزینه کمتری دنبال کرد. از این منظر، شخصیت متزلزل و سرسپرده سیاسی رضا پهلوی وی را به عنوان گزینهای مناسب جهت اجرای اهداف تجزیهطلبانه و ضد ایرانی رژیم صهیونیستی تعیین کرده است.