به گزارش گروه رسانهای شرق،
میانجیگران منطقهای برای جلوگیری از بازگشت تقابل نظامی به تکاپو افتادهاند؛ عراقچی از بررسی پیشنهادهای هستهای خبر میدهد، اما تأکید دارد تهران تا تعیینتکلیف مطالباتش نیازی به دیدار با آمریکاییها نمیبیند. عراقچی گفته است: «پس از موافقت واشینگتن با شروطمان، تصمیم خواهیم گرفت مذاکرات مستقیم باشد یا غیرمستقیم».
بنابراین روند مذاکرات بیش از آنکه امیدوارکننده باشد، نشان از توقف در ایستگاه پیششرطهایی است که عبور از آنها بهسادگی ممکن نیست. البته تحرکات اخیر میانجیگران را نمیتوان صرفا تلاشی معمول برای ازسرگیری مذاکرات دانست. منطقه در وضعیتی قرار گرفته که شکست دیپلماسی میتواند به بازگشت درگیریهای گسترده منجر شود. گزارش اخیر اکسیوس حاکی از آن است که میانجیگران قطری روز جمعه بیش از ۱۲ ساعت در تهران رایزنی کردهاند تا زمینه توافقی برای بازگشت ایران و آمریکا به مذاکرات مستقیم و جلوگیری از جنگی تازه فراهم شود. به نوشته این رسانه، ارتباط میان میانجیگران و کاخ سفید در جریان این گفتوگوها ادامه داشته است. اهمیت این تحرکات زمانی بیشتر میشود که آن را در کنار گزارشهای مربوط به احتمال ازسرگیری حملات نظامی آمریکا پس از انتخابات میاندورهای این کشور قرار دهیم. اکسیوس پیشتر نوشته بود کشورهای منطقه نگراناند شکست تلاشهای دیپلماتیک، زمینهساز حملات گسترده به اهداف نظامی، هستهای، انرژی و زیرساختی ایران شود. در همین حال، دولتهای منطقه نیز از پیامدهای احتمالی چنین سناریویی، بهویژه گسترش درگیری به کشورهای میزبان پایگاههای نظامی آمریکا، نگران هستند. در این میان، قطر تلاش میکند با ارائه چارچوبی برای اقدامات متقابل، اختلاف اصلی بر سر تقدم و تأخر تعهدات را کاهش دهد. گزارشها حاکی از آن است که یکی از پیشنهادهای مورد بحث، دسترسی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تأسیسات هستهای آسیبدیده ایران در مقابل کاهش بخشی از تحریمها و آزادسازی محدود داراییهای بلوکهشده است. چنین پیشنهادی میتواند راهی میانه برای عبور از اختلاف فعلی باشد؛ به این معنا که ایران بدون پذیرش همه مطالبات هستهای آمریکا در ابتدای کار، امکان ارائه امتیازهایی در حوزه نظارت را بررسی کند و واشینگتن نیز بخشی از فشارهای اقتصادی را کاهش دهد. البته این پیشنهاد هنوز به توافق مورد پذیرش دو طرف تبدیل نشده است. در این میان عراقچی درباره سفر هیئتی از ایران به قطر نیز گفت: هیئت ایرانی به سمت دوحه حرکت کرده است و معاونان من در قطر حضور دارند تا رایزنیها درباره شروطمان را ادامه دهند. وزیر خارجه ایران همچنین گفت پیشنهاد ایران تنها طرحی است که در حال حاضر برای بازگشایی تنگه هرمز مطرح شده است.
اختلاف بر سر نقطه شروع؛ گره اصلی مذاکرات
در واقع، اختلاف تهران و واشینگتن فقط بر سر محتوای توافق نیست، بلکه بر سر ترتیب اجرای آن نیز شکاف عمیقی وجود دارد. آمریکا میخواهد موضوع هستهای از ابتدای مذاکرات روی میز باشد و درباره ذخایر اورانیوم غنیشده و دسترسی بازرسان بینالمللی به تأسیسات ایران تعهدات مشخصی دریافت کند. در مقابل، تهران معتقد است ابتدا باید تعهدات مربوط به توقف جنگ، رفع محاصره دریایی، لغو محدودیتهای صادرات نفت و آزادسازی داراییهای بلوکهشده اجرا شود و سپس پروندههای دیگر در دستور کار قرار گیرد.
رویترز در گزارش ۳۰ اکتبر خود به نقل از یک مقام ایرانی نوشت پیشنهادهای ارائهشده از سوی قطر برای تهران قابل قبول نبوده و ایران قصد ندارد موضع هستهای خود را تغییر دهد. این گزارش همچنین اختلاف بر سر ترتیب مذاکرات را تأیید میکند؛ اختلافی که اکنون به یکی از مهمترین موانع رسیدن به تفاهم تبدیل شده است. این شکاف نشان میدهد میانجیگران با دو طرفی روبهرو هستند که هرکدام میخواهند پیش از دادن امتیاز، نشانهای از پایبندی طرف مقابل دریافت کنند. تهران تجربه تفاهمهای پیشین و ازسرگیری درگیریها را مبنای بیاعتمادی خود قرار میدهد و واشینگتن نیز بدون دریافت تعهدات هستهای حاضر به ارائه امتیازهای گسترده نیست. بنابراین، مسئله اصلی این است که چه سازوکاری میتواند مانع تکرار چرخه تعهد، اختلاف و بازگشت به تقابل شود.
در چنین فضایی، پیام ونس را نیز باید در چارچوب تلاش برای ایجاد یک کانال ارتباطی جدید ارزیابی کرد. هرچند عراقچی این اقدام را از منظر گشودن باب تفاهم مثبت دانسته، هنوز نشانهای از توافق دو طرف بر سر چارچوب نهایی مذاکرات وجود ندارد. حتی درباره ماهیت این پیام نیز روایتهای متفاوتی مطرح شده است؛ از تلاش برای ارائه چارچوب مذاکراتی تا توضیحاتی که دونالد ترامپ درباره ارتباط آن با ارسال کمکهای پزشکی مطرح کرده است.
تهران و واشینگتن؛ مذاکره یا بازگشت به تقابل؟
آنچه از مجموع مواضع رسمی ایران و گزارشهای رسانهای برمیآید، این است که دیپلماسی هنوز متوقف نشده، اما فاصله زیادی با شکلگیری توافق دارد. حضور هیئت ایرانی در دوحه، رایزنیهای مستمر قطر و پاکستان و بررسی پیشنهادهای هستهای نشان میدهد کانالهای ارتباطی فعالاند؛ با این حال، هیچیک از این تحرکات را نمیتوان به معنای قطعیشدن دیدار عراقچی با نمایندگان آمریکا یا آغاز مذاکرات مستقیم دانست. از سوی دیگر، تأکید عراقچی بر آمادگی نظامی ایران را باید در کنار موضع دیپلماتیک او خواند.
ما خواستار آتشبس و پایان جنگ در تمام جبههها، از جمله لبنان، هستیم
سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در گفتوگو با الجزیره همچنین درباره جزئیات مذاکرات گفته: ما در این مرحله به پیشنهادی رسیدهایم که دوره اجرا را به دو روز کاهش میدهد. شرایط ما شامل لغو تحریمهای اعمالشده پس از تفاهمنامه اسلامآباد و کاهش نیروهای آمریکایی در منطقه است. ما خواستار بازگرداندن معافیتهای نفتی و آزادسازی تمام داراییهای مسدودشده خود، از جمله داراییهایمان در قطر هستیم. ما شرط به رسمیت شناختن مسیر کشتیرانی جدیدی که با سلطاننشین عمان در تنگه هرمز ایجاد کردهایم و بستن مسیرهای باقیمانده را مطرح میکنیم. او افزوده است: ما خواستار آتشبس و پایان جنگ در تمام جبههها، از جمله لبنان، هستیم. بازگشایی تنگه هرمز طبق شرایط ما، راه را برای ازسرگیری مذاکرات با واشینگتن در مورد مسائل باقیمانده هموار میکند.
پیام ونس با دقت بررسی شده
سیدعباس عراقچی همچنین اعلام کرد پیام جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، با دقت بررسی شده و در نشستهای سطح عالی مورد بحث قرار گرفته است. او تلاش طرف آمریکایی برای گشودن فضایی گستردهتر برای گفتوگو و تفاهم را گامی مثبت توصیف کرد و افزود: اگر هدف واشینگتن از ارسال پیام ونس ایجاد اختلاف باشد، این اقدام اشتباه تازهای خواهد بود که به خطاهای پیشین آمریکا اضافه میشود. وزیر امور خارجه ایران همچنین تأکید کرد در حال حاضر هیچ برنامهای برای دیدار با مقامهای آمریکایی وجود ندارد و گمانهزنیهای مطرحشده در این در این باره را تکذیب میکند. تهران میخواهد نشان دهد ادامه مذاکره به معنای عقبنشینی از شروط اعلامشده یا کاهش آمادگی دفاعی نیست. در مقابل، واشینگتن نیز با حفظ گزینه نظامی تلاش میکند هزینه نپذیرفتن پیشنهادهای خود را برای ایران افزایش دهد. این وضعیت، فضای تصمیمگیری را برای هر دو طرف پیچیدهتر کرده است.
در نهایت، دوحه در روزهای آینده به یکی از مهمترین کانونهای تعیینکننده مسیر تحولات تبدیل خواهد شد. اگر میانجیگران بتوانند درباره یک توافق مرحلهای، بهویژه در موضوع محاصره دریایی، صادرات نفت، آزادسازی داراییها و نظارت هستهای به تفاهم اولیه برسند، امکان بازگشت دو طرف به میز مذاکره فراهم خواهد شد. اما اگر اختلاف بر سر تقدم تعهدات همچنان پابرجا بماند، فعالبودن کانالهای دیپلماتیک بهتنهایی برای جلوگیری از تشدید تنش کافی نخواهد بود.
در شرایط کنونی، تهران نه از مذاکره بهعنوان یک گزینه صرفنظر کرده و نه حاضر است بدون پاسخ به مطالباتش وارد گفتوگوی مستقیم شود. واشینگتن نیز هنوز میان فشار نظامی و دادن فرصت بیشتر به میانجیگری در حرکت است. به همین دلیل، مسئله اصلی روزهای آینده نه زمان و مکان دیدار احتمالی عراقچی و نماینده آمریکا، بلکه پاسخ واشینگتن به شروطی است که تهران آنها را مبنای هرگونه تفاهم قرار داده است. تا زمانی که این اختلاف حل نشود، دوحه میتواند محل رفتوآمد پیامها باشد، اما تبدیلشدن آن به نقطه آغاز توافق همچنان به تصمیمهای سیاسی دو پایتخت وابسته خواهد بود.
در مجموع، آنچه از مواضع اخیر تهران و واشینگتن و تحرکات میانجیگران منطقهای برمیآید، شکلگیری وضعیتی است که در آن دیپلماسی همچنان فعال است، اما هنوز نتوانسته از مرحله تبادل پیام و طرح پیششرطها عبور کند. ایران با قراردادن مجموعهای از مطالبات اقتصادی، امنیتی و منطقهای در کنار پرونده هستهای، تلاش دارد چارچوب مذاکرات احتمالی را از یک گفتوگوی صرفا هستهای به توافقی جامعتر تغییر دهد؛ توافقی که در آن پایان جنگ در همه جبههها، تعیین تکلیف تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و ترتیبات جدید کشتیرانی در تنگه هرمز جایگاه محوری دارند. در مقابل، واشینگتن هنوز پاسخ روشنی به این مجموعه مطالبات نداده و بر ضرورت تعیین تکلیف پرونده هستهای تأکید دارد. به همین دلیل، مأموریت میانجیگران در دوحه صرفا انتقال پیام نیست، بلکه یافتن نقطهای برای آغاز اجرای تعهدات متقابل است. اکنون پرسش اصلی این است که آیا دو طرف حاضرند برای جلوگیری از بازگشت تقابل، از مواضع اولیه خود فاصله بگیرند یا اختلاف بر سر نقطه شروع مذاکرات، بار دیگر فرصت دیپلماسی را از میان خواهد برد. در این میان، زمان برای میانجیگری نامحدود نیست و هزینه شکست آن میتواند فراتر از مرزهای دو کشور گسترش یابد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.