شناسهٔ خبر: 80293097 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: شفقنا | لینک خبر

از رسانه ها/ «موازنه بقا دیپلماسی در سایه جنگ»

صاحب‌خبر -

شفقنا- یک تحلیلگر مسائل بین‌الملل، در یادداشتی در روزنامه اعتماد، تحرکات دیپلماتیک اخیر ایران، عربستان، ترکیه، پاکستان و روسیه را تلاشی برای جلوگیری از گسترش احتمالی جنگ و حفظ منافع امنیتی، اقتصادی و سیاسی کشورهای منطقه دانست و تأکید کرد که این رایزنی‌ها، با وجود کمک به کاهش تنش، تضمینی برای جلوگیری از درگیری یا دستیابی به توافقی فراگیر نیستند.

به گزارش شفقنا مانی محرابی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل در یادداشت روزنامه اعتماد نوشت:

گزارش‌ها درباره هشدارهای امنیتی واشنگتن به برخی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و احتمال ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران، بار دیگر خطر بازگشت جنگ را به یکی از متغیرهای اصلی محاسبات منطقه‌ای تبدیل کرده است. همزمانی این نگرانی‌ها با سفر مقامات ارشد عربستان، ترکیه و پاکستان به تهران و سفر مسعود پزشکیان به روسیه، پرسشی فراتر از اهداف معمول دیدارهای دیپلماتیک مطرح می‌کند؛ کشورهای منطقه در شرایطی که امکان جلوگیری قطعی از جنگ را ندارند، چگونه می‌کوشند از گسترش آن جلوگیری کنند و در صورت وقوع دوباره درگیری، مناسبات سیاسی و اقتصادی خود را از پیامدهای جنگ دور نگه دارند؟ کشورهای منطقه از یک‌سو نگرانند که درگیری مجدد امریکا و اسراییل با ایران به بحرانی فراگیر تبدیل شود و امنیت آنها را مستقیما تهدید کند، ازسوی دیگر، نمی‌خواهند در صورت آغاز دوباره جنگ، روابط خارجی، برنامه‌های اقتصادی و اولویت‌های داخلی‌شان در چارچوب صف‌بندی نظامی طرف‌های درگیر تعریف شود.  این رویکرد لزوما به معنای تغییر ائتلاف‌ها یا حمایت حداکثری از مواضع یکی از طرفین نیست، بلکه تلاشی است برای حفظ آزادی عمل در شرایطی که گسترش جنگ می‌تواند دامنه انتخاب‌های سیاسی را محدود کند.

مهار سرایت جنگ–  دیدار مقامات ارشد عربستان، ترکیه و پاکستان با مسوولان ایرانی در تهران را باید در چارچوب تلاش برای حفظ گفت‌وگو و جلوگیری از تبدیل تنش سیاسی به رویارویی نظامی گسترده‌تر بررسی کرد. حضور خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، و ابراهیم کالین، رییس سازمان اطلاعات ترکیه، به این نشست بُعدی امنیتی می‌دهد که فراتر از رایزنی‌های متعارف دیپلماتیک است. توافق شرکت‌کنندگان برای ادامه گفت‌وگوها با هدف تقویت همکاری‌های منطقه‌ای در زمینه صلح و امنیت نیز بر اهمیت حفظ هماهنگی تاکید دارد. با این ‌حال، اشتراک نظر درباره ضرورت جلوگیری از گسترش جنگ به معنای توافق بر سر ریشه‌های بحران، نحوه حل آن یا ترتیبات امنیتی پس از درگیری نیست و نباید آن را نشانه شکل‌گیری جبه‌های سیاسی یا امنیتی تازه دانست.  گسترش جنگ می‌تواند زیرساخت‌های حیاتی، مسیرهای تجاری، بازار انرژی، امنیت پایگاه‌های نظامی و ثبات داخلی کشورهای پیرامونی را تهدید کند. حتی کشورهایی که قصد ورود مستقیم به درگیری ندارند، ممکن است با فشار متحدان خارجی، تهدید علیه قلمرو و تاسیسات خود یا اختلال اقتصادی مواجه شوند. از این‌رو، حفظ کانال‌های ارتباطی با ایران علاوه بر کارکرد دیپلماتیک، بخشی از مدیریت مخاطرات امنیتی و حفاظت از منافع این کشورهاست. در این چارچوب، باید میان جلوگیری از آغاز دوباره جنگ و محدود کردن دامنه آن در صورت وقوع تمایز گذاشت. هدف نخست، حفظ مسیرهای گفت‌وگو، کاهش سوءبرداشت‌ها و جلوگیری از تصمیم‌هایی است که به رویارویی مستقیم منجر می‌شوند؛ هدف دوم، حفظ گزینه‌های سیاسی و اقتصادی برای شرایطی است که تلاش‌های دیپلماتیک شکست بخورند. این دو هدف به هم مرتبطند، اما موفقیت در یکی، لزوما تحقق دیگری را تضمین نمی‌کند.

اقتصاد، امنیت و آزادی عمل سیاسی– انگیزه کشورهای منطقه برای مهار بحران، تنها نگرانی از حملات نظامی نیست؛ جنگ فراگیر می‌تواند هزینه‌های دفاعی را افزایش دهد، تجارت و سرمایه‌گذاری را مختل کند و برنامه‌های توسعه را به تاخیر بیندازد. از این منظر، جلوگیری از گسترش جنگ تلاشی برای حفظ ثبات اقتصادی، امنیت داخلی و آزادی تصمیم‌گیری سیاسی است؛ هر چند منافع اقتصادی لزوما بر تعهدات امنیتی غلبه نمی‌کنند و دولت‌ها ممکن است در صورت احساس تهدید مستقیم یا فشار متحدان، هزینه جنگ را بپذیرند. این ملاحظات برای عربستان، باتوجه به پروژه‌های اقتصادی «چشم‌انداز ۲۰۳۰» و هزینه‌های احتمالی حفاظت از زیرساخت‌ها، اهمیت ویژه‌ای دارد. ترکیه نیز به دلیل وابستگی بخش‌هایی از اقتصادش به تجارت خارجی و سرمایه‌گذاری بین‌المللی، از تشدید بی‌ثباتی منطقه‌ای متضرر می‌شود. پاکستان همزمان با محدودیت‌های اقتصادی، باید پیامدهای امنیتی مرز مشترک با ایران را با روابط دفاعی خود با عربستان و ترکیه متوازن کند. بااین‌حال، اشتراک در نگرانی از جنگ به معنای برخورداری این کشورها از ظرفیت برابر برای مهار بحران یا یکسان ‌بودن محاسبات آنها نیست. ترکیه به دلیل عضویت در ناتو و روابط امنیتی با غرب، ناگزیر است میان تعهدات ائتلافی و ضرورت جلوگیری از تشدید بحران توازن برقرار کند.

حضور رییس سازمان اطلاعات ملی این کشور در نشست تهران، اهمیت ارتباطات امنیتی برای جلوگیری از سوءمحاسبه را نشان می‌دهد، اما به ‌تنهایی بیانگر توانایی آنکارا برای تغییر تصمیم طرف‌های اصلی بحران نیست. عربستان نیز باید میان مناسبات امنیتی با واشنگتن و خطر جنگی که امنیت و برنامه‌های اقتصادی‌اش را تهدید می‌کند، موازنه برقرار سازد. در صورت تشدید بحران، نحوه برخورد ریاض با درخواست احتمالی استفاده از قلمرو و امکاناتش برای عملیات نظامی و خطر حملات تلافی‌جویانه، یکی از آزمون‌های اصلی این موازنه خواهد بود. برای پاکستان نیز، میانجیگری زمانی می‌تواند اثرگذار باشد که از اعتماد طرف‌های اصلی برخوردار شود و به کاهش عملی تنش بینجامد. بنابراین، سفر مشترک این مقامات به تهران نه به معنای شکل‌گیری ائتلافی در حمایت از ایران است و نه روابط امنیتی آنها مشارکت قطعی در جنگ علیه ایران را از پیش تعیین می‌کند، بلکه دیپلماسی منطقه‌ای در پی حفظ امکان تصمیم‌گیری مستقل و جلوگیری از تبدیل نگرانی مشترک از جنگ به صف‌بندی نظامی است؛ اما میزان اثرگذاری آن به انتخاب‌های عملی هر کشور در شرایط تشدید بحران بستگی دارد.

مسکو؛ پشتوانه‌ای راهبردی، بدون تضمین حمایت– سفر مسعود پزشکیان به مسکو فقط به شرکت در اجلاس سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز محدود نبود. او پیش از سفر، امنیت مسیرهای انتقال انرژی و پیامدهای بی‌ثباتی منطقه‌ای برای اقتصاد جهانی را از موضوعات مهم اجلاس دانست. دیدار با ولادیمیر پوتین نیز فرصتی برای پیگیری همکاری‌های دوجانبه و گفت‌وگو درباره تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی بود. به این ترتیب، تهران همزمان دو مسیر را دنبال می‌کرد: تقویت همکاری‌های انرژی و اقتصادی با روسیه و طرح نگرانی‌های خود درباره پیامدهای بحران در سطحی فراتر از روابط دوجانبه. با این حال، تلاش تهران برای گسترش همکاری‌ها با مسکو را نباید معادل کسب تضمین حمایت روسیه در هر مرحله از بحران دانست، چراکه مسکو براساس منافع و محدودیت‌های خود تصمیم می‌گیرد و نزدیکی سیاسی دو کشور لزوما به معنای انطباق کامل محاسبات آنها نیست. همین تمایز درباره چین نیز صدق می‌کند. منافع اقتصادی پکن و اهمیت امنیت انرژی می‌تواند انگیزه‌ای برای جلوگیری از گسترش بحران ایجاد کند، اما به‌خودی‌خود تعهدی برای حمایت حداکثری از تهران یا رویارویی با طرف مقابل به وجود نمی‌آورد. درنتیجه، حفظ روابط با روسیه و چین می‌تواند گزینه‌های دیپلماتیک و اقتصادی ایران را گسترش دهد، اما جایگزین توافق سیاسی میان طرف‌های اصلی منازعه نیست.

حدود اثرگذاری منطقه‌ای– باوجود افزایش تماس‌ها، پرسش تعیین‌کننده این است که آیا در مجموع، این تحرکات می‌توانند بر محاسبات تهران و واشنگتن اثر بگذارند یا صرفا برای مدیریت پیامدهای احتمالی بحران انجام می‌شوند. حفظ کانال‌های ارتباطی می‌تواند احتمال سوءبرداشت را کاهش دهد، پیام‌ها را منتقل کند و فرصت‌هایی برای جلوگیری از تشدید ناخواسته درگیری فراهم آورد. با این‌ حال، این ظرفیت با توانایی حل اختلاف‌های اصلی یا تضمین توقف جنگ یکسان نیست. اگر طرف غربی و آغاز‌کننده بحران همچنان بر شروط متناقض برای پایان درگیری پافشاری کند، افزایش دیدارها به ‌تنهایی بن‌بست را برطرف نخواهد کرد. اختلاف بر سر ترتیب اقدامات، میزان تعهدات و تضمین اجرای توافق‌ها می‌تواند مسیر دیپلماسی را مسدود نگه دارد. در چنین وضعیتی، کشورهای منطقه شاید بتوانند از تشدید فوری بحران جلوگیری کنند یا هزینه‌های گسترش آن را کاهش دهند، اما نمی‌توانند صرفا با هماهنگی میان خود، نتیجه نهایی منازعه را تعیین کنند. همچنین، نگرانی مشترک از هزینه‌های جنگ الزاما به ایجاد یک ائتلاف منسجم منجر نمی‌شود. عربستان، ترکیه و پاکستان هر یک روابط و تعهدات خاص خود را دارند و ممکن است در لحظه بحران درباره نحوه برخورد با فشارهای خارجی یا استفاده از امکانات امنیتی‌شان تصمیم‌های متفاوتی بگیرند. ازاین‌رو، اثرگذاری این تحرکات به میزان هماهنگی عملی میان این کشورها و توانایی آنها برای حفظ این هماهنگی در شرایط تشدید بحران بستگی دارد. فاصله میان هم‌سویی در نگرانی‌ها و هماهنگی در تصمیم‌های امنیتی، یکی از محدودیت‌های اصلی دیپلماسی منطقه‌ای است.

مهار بحران بدون تضمین صلح– نهایتا، تحرکات دیپلماتیک اخیر را باید در چارچوب تلاش همزمان کشورهای منطقه برای جلوگیری از گسترش جنگ و حفاظت از منافع خود در صورت وقوع دوباره آن تحلیل کرد. نشست تهران نشان‌دهنده اهمیت هماهنگی و حفظ ارتباط با ایران است؛ سفر پزشکیان به مسکو نیز ضرورت تداوم مناسبات سیاسی و اقتصادی در شرایط پرمخاطره را برجسته می‌کند. با این ‌حال، هیچ ‌یک از این تحولات به‌ تنهایی از شکل‌گیری توافقی فراگیر یا منتفی‌ شدن احتمال درگیری حکایت ندارد. آزمون واقعی این دیپلماسی زمانی فرا می‌رسد که فشار نظامی افزایش یابد و دولت‌ها ناچار شوند میان مواضع اعلامی، تعهدات امنیتی و منافع ملی خود تصمیمی عملی بگیرند. موفقیت دیپلماسی را نه تعداد نشست‌ها و بیانیه‌ها، بلکه میزان توانایی این تلاش‌ها در کاهش خطر درگیری، جلوگیری از گسترش آن و محدودکردن هزینه‌های سیاسی و اقتصادی بحران مشخص خواهد کرد.  بر همین اساس، کشورهای منطقه شاید نتوانند به‌ تنهایی مانع وقوع جنگ شوند؛ اما می‌کوشند نگذارند جنگ به بحرانی فراگیر تبدیل شود که امنیت، اقتصاد و آزادی عمل سیاسی آنها را نیز در خود فرو ببرد.

∎​