سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ وقتی نتفلیکس در سال ۲۰۲۴ اعلام کرد که رمان «شرق بهشت» را در قالب یک مینیسریال هفتقسمتی اقتباس میکند، پرسشی مهم برای دوستداران ادبیات آمریکا شکل گرفت که آیا میتوان رمانی را که جان اشتاینبک در سال ۱۹۵۲ منتشر کرد و آن را مهمترین دستاورد ادبی خود میدانست، بدون از دست دادن لایههای فلسفی و اخلاقیاش به تصویر کشید؟
جان اشتاینبک در پیوند زدن واقعیتهای اجتماعی با پرسشهای اخلاقی و فلسفی استاد بود. او در آثاری چون «خوشههای خشم» و «موشها و آدمها» به فقر، نابرابری، تنهایی و مناسبات قدرت توجه داشت و در «شرق بهشت» این دغدغهها را به درون خانواده و روان فرد منتقل کرد.
جان اشتاینبک، نویسنده آمریکایی متولد سال ۱۹۰۲ در سالیناس کالیفرنیا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا جایگاهی ویژه دارد. او در سال ۱۹۶۲ جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد و آکادمی سوئد در توصیف آثارش بر ترکیب واقعگرایی و تخیل، همدلی انسانی و قدرت مشاهده اجتماعی تأکید کرد.
جان اشتاینبک
شناخت سبک اشتاینبک برای درک «شرق بهشت» اهمیت دارد. رمانی که نویسنده آن را مهمترین دستاورد ادبی خود میدانست. اشتاینبک به این کتاب میگفت «آن اثر بزرگ»، کتابی که تمام آثار دیگرش در واقع تمرینی برای نوشتن آن بودند، و حق هم با او بود. این نویسنده آمریکایی، «شرق بهشت» را در پنجاه سالگی و سرد و گرم روزگار را چشیده، نوشت.
رمان زندگینامه دو نسل است، نسلی که برای فرار از دشواریها و تعصبهای مذهبی و اجتماعی به آمریکا مهاجرت کرده و نسلی که در طلوع قرن بیستم، میان تحولات، پیشرفتهای صنعتی و اجتماعی زاده شده و نوعی زندگینامه است از نویسندهای که در زمانه نسل دوم رمان زاده شده و به دنبال حدیث نفس است.
جهانی پر از اندیشه
اگر «خوشههای خشم» به عنوان معروفترین کتاب اشتاینبک، حماسهای است از زندگی تهیدستان آمریکا و دردها و رنجهایشان، «شرق بهشت» حماسهای است فلسفی. روایتی نمادین از آفرینش انسان، خوردن میوه ممنوعه، اخراج از بهشت، حسادت و رقابت هابیل و قابیل و سرگردانی در پهنه زندگی.
رمان «شرق بهشت» جهانی از اندیشه، تجربه تاریخی و پرسشهای اخلاقی را در خود جای داده است. داستان در ظاهر درباره رقابت دو برادر و بحرانهای چند نسل از خانواده تراسک است، اما در لایهای عمیقتر به مسئلهای بنیادین میپردازد که آیا انسان از ابتدا به نیکی یا بدی محکوم شده است یا میتواند مسیر زندگی خود را انتخاب کند.

خانواده تراسک در داستان، بستری برای بررسی انتقال خشونت و حسادت از نسلی به نسل دیگر است. پدر میان پسرانش تفاوت میگذارد و با ترجیح یکی بر دیگری، بذر رقابتی را میکارد که بعدها در زندگی فرزندان نیز تکرار میشود. بعدها همین رقابت در نسل بعد خانواده تکرار میشود تا یادآور رقابت هابیل و قابیل باشد. اشتاینبک میکوشد نشان دهد چگونه ترجیحدادن، محرومیت عاطفی و نیاز به تأیید والدین میتوانند به حسادت و خشونت بینجامد.
رمان «شرق بهشت» پیش از اقتباس تازه نتفلیکس نیز به تصویر کشیده شده بود. الیا کازان در سال ۱۹۵۵ فیلمی با همین عنوان ساخت که جیمز دین در آن نقش کال تراسک را بازی میکرد. این فیلم یکی از اقتباسهای شناختهشده سینمایی از آثار اشتاینبک است، اما روایت خود را بر بخش پایانی رمان متمرکز است. اقتباس تلویزیونی سال ۱۹۸۱ نیز پیش از این ساخته شده بود. اهمیت اقتباس تازه از «شرق بهشت» در این است که زویی کازان در مقام کارگردان میخواهد مسیر پدربزرگش را ادامه میدهد تا ماموریت خانوادگی آنها در اقتباس از کتاب اشتاینبک کامل شود. زویی کازان، برخلاف پدربزرگ فقیدش، تمرکزش را بر روی نسل اول خانواده و شخصیت کتی میگذارد و ایده «تیمشل» را در طول سریال در محوریت قرار میدهد.
کانون توجه زویی کازان بیش از آنکه فقط بازگویی حماسه خانوادگی تراسکها باشد، شخصیت کتی ایمز است. زنی که در رمان اشتاینبک یکی از بحثبرانگیزترین نمونههای شر در ادبیات مدرن به شمار میرود. نکته مثبت کار کازان در سریال این است که به دنبال تبدیل کردن کتی به یک قهرمان یا شخصیتی کاملا دلسوز و ترحمبرانگیز نیست و میخواهد به شخصیت او عمق بیشتری بدهد.
کتی ایمز در رمان اشتاینبک شخصیتی مناقشهبرانگیز است. او فریبکار، حسابگر و خشونتورز است و برای رسیدن به خواستههایش از آسیبزدن به دیگران ابایی ندارد.
نکته مثبت اقتباس زویی کازان در این است که نمیخواهد کتی را به قهرمانی پنهان یا شخصیتی ترحمبرانگیز تبدیل کند. او میکوشد نشان دهد که کتی در کنار رفتارهای بیرحمانهاش، انسانی با گذشته، ترسها و میل شدید به کنترل زندگی خود است. تجربههای تلخ و خشونتهایی که در گذشته با آنها مواجه شده، به فهم بهتر شخصیت او کمک میکنند، اما اعمالش را توجیه نمیکنند.

مفهومی مهم درباره انتخاب و اجبار
مفهوم «تیمشل» یکی از مهمترین کلیدهای فهم «شرق بهشت» است. این واژه به معنای «تو میتوانی» یا «تو اجازه داری» تفسیر میشود و به امکان انتخاب میان نیکی و بدی اشاره دارد. این تعبیر، در جهان رمان، در برابر برداشتی قرار میگیرد که انسان را از ابتدا محکوم به گناه یا از پیش تضمینشده برای رسیدن به نیکی میداند.
اگر انسان از ابتدا محکوم به بدی باشد، مسئولیت اخلاقی او کمرنگ میشود اما اگر نیکی نیز از پیش تضمین شده باشد، انتخاب اهمیت خود را از دست میدهد. «تیمشل» میان این دو وضعیت قرار میگیرد و بر امکان انتخاب تأکید میکند. انسان ممکن است از گذشته خود آسیب دیده باشد، ممکن است با حسادت، خشم و میل به انتقام مبارزه کند، اما هیچکدام از این عوامل بهتنهایی سرنوشت اخلاقی او را تعیین نمیکنند.
اشتاینبک این مفهوم را با برداشتی از داستان هابیل و قابیل پیوند میزند. اشتاینبک این الگو را در دو نسل از خانواده تراسک نشان میدهد و توضیح میدهد که چگونه رقابت برای بهدستآوردن محبت پدر میتواند به خشونت و ویرانی بینجامد. همچنین «شرق بهشت» درباره میراثی است که انسانها از طریق رفتار، محبت، بیتوجهی و انتخابهای خود برای یکدیگر به جا میگذارند. هر نسل با گذشته نسل قبل روبهرو میشود، اما در برابر آن کاملا بیاختیار نیست.
توجه سریال به لی از تصمیمهای ارزشمند آن است. لی، خدمتکار چینیآمریکایی خانواده تراسک، در رمان نیز یکی از شخصیتهای محوری است. او مفسر اخلاقی و فکری بسیاری از اتفاقات داستان است. لی اهل مطالعه است، درباره کتاب مقدس میاندیشد و درک او از انسان گاه از فهم شخصیتهایی که قدرت و موقعیت اجتماعی بالاتری دارند، عمیقتر است.

سریال همچنین به تبعیض نژادی و محدودیتهای اجتماعی چینیآمریکاییها در آن دوره توجه میکند و به لی ابعادی فراتر از یک ناظر خردمند میدهد. او خود نیز با محرومیت و فقدان تعلق روبهروست.
«شرق بهشت» زویی کازان اقتباسی تماشایی و جسورانه است که رمان اشتاینبک را دوباره به مرکز بحثهای ادبی و اخلاقی بازگردانده است. سریال همچنین با گسترش روایت نسبت به فیلم سال ۱۹۵۵، فرصت بیشتری برای نمایش ریشههای بحران خانوادگی در اختیار دارد.
سریال نتفلیکس دریچهای تازه به یکی از مهمترین رمانهای قرن بیستم گشوده است. «شرق بهشت» به واسطه اقتباس خوشساخت زویی کازان به صدر پرفروشترین کتابهای آمازون بازگشت و بار دیگر نگاههای مخاطبان را به متوجه ارزشهای ادبی این کتاب کرد.
«شرق بهشت» بیش از آنکه اقتباسی همسنگ با تمام پیچیدگیهای رمان باشد، خوانشی موفق از جهان اشتاینبک است. سریال نشان میدهد که چگونه میتوان از ادبیات کلاسیک برای طرح پرسشهای معاصر استفاده کرد. ارزش اقتباس زویی کازان از «شرق بهشت» را باید در توانایی آن برای زنده نگهداشتن پرسشهای بنیادین اشتاینبک جستوجو کرد. پرسشهایی که با گذشت بیش از ۷۰ سال، همچنان درباره مسئولیت انسان در برابر گذشته، خانواده و انتخابهایش معنا دارند.