شناسهٔ خبر: 80278170 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

گربه‌اي كه خانه‌اش را گم كرد

مهدي خاكي‌فيروز

صاحب‌خبر -

گربه را در گوني مي‌اندازند، چند كيلومتر از خانه دور مي‌كنند و در محله‌اي غريبه رهايش مي‌كنند. راننده گوني خالي را تا مي‌كند، سوار ماشين مي‌شود و برمي‌گردد. مبل تميز مي‌ماند، ظرف غذا از گوشه آشپزخانه جمع مي‌شود و ديگر صداي پنجه‌اي پشت در اتاق شنيده نمي‌شود. گربه زير خودرويي پارك‌شده پناه مي‌گيرد و به صداهايي گوش مي‌دهد كه هيچ‌كدام را نمي‌شناسد. براي يكي، ماجرا همين‌جا تمام شده است؛ براي ديگري، تازه شروع شده است.
اين صحنه براي بسياري از ساكنان شهرها ناآشنا نيست. گاهي صاحب حيوان از پس هزينه‌ها برنمي‌آيد، گاهي اسباب‌كشي يا ناسازگاري اهل خانه او را به اين تصميم مي‌رساند و گاهي خيال مي‌كند گربه «حيوان خيابان است» و خودش راهش را پيدا مي‌كند. دليل هرچه باشد، فرضِ پنهان پشت اين كار يكي است: اينكه دوركردن يك مساله، همان حل‌كردن آن است. شواهد رفتارشناسي و رهنمودهاي  دامپزشكي اما  چيز ديگري مي‌گويند.
تا چند روز پيش، اين گربه جاي خواب، ظرف غذا و مسيرهاي رفت‌وآمدش را مي‌شناخت. گربه‌ها محيط خود را با بوها، مسيرهاي آشنا، جاهاي استراحت و منابع غذايي مي‌شناسند و همين شناخت به آنها امكان مي‌دهد خطر را زود تشخيص بدهند و در موقعيت دشوار راه فرار پيدا كنند. رهنمودهاي انجمن بين‌المللي پزشكي گربه‌ها و انجمن امريكايي دامپزشكان گربه‌سان نيز بر اهميت امنيت محيطي، دسترسي به پناهگاه و پيش‌بيني‌پذيربودن شرايط زندگي تأكيد دارند. انتقال ناگهاني به محله‌اي دور، اين نقشه ذهني را يك‌شبه بي‌مصرف مي‌كند؛ و چابكي، پنجه‌هاي تيز و چشم‌هايي كه در تاريكي مي‌بينند، جاي آن را نمي‌گيرند. به همين دليل، گربه رهاشده معمولا پنهان مي‌شود. در رفتارشناسي حيوانات، پنهان‌شدن از واكنش‌هاي شناخته‌شده به ترس و استرس است. گربه‌اي كه ساعت‌ها زير خودرو بي‌حركت مانده، آرام نشده است؛ دارد خطر را مي‌سنجد و بيرون‌آمدن را پرهزينه مي‌بيند. در همين حال، الگوي غذاخوردن، خواب و حركتش هم به هم مي‌ريزد.
وقتي هوا تاريك مي‌شود، گربه از زير خودرو بيرون مي‌آيد و به طرف سطل زباله مي‌رود. بوي غذا را حس كرده است، اما پيش از آنكه به سطل برسد، گربه‌اي سياه از روي ديوار پايين مي‌پرد و راهش را مي‌بندد. تازه‌وارد عقب مي‌كشد، گربه سياه دنبالش مي‌كند و تا پاي ديوار مي‌راندش. درگيري چند ثانيه بيشتر طول نمي‌كشد و گربه خانگي، گرسنه‌تر از قبل، دوباره به زير خودرو برمي‌گردد.
گربه‌هاي آزادگرد ممكن است از منابع غذا، جاي استراحت و مسيرهاي خود دفاع كنند و ورود غريبه گاهي به خيره‌شدن، تهديد، تعقيب يا درگيري مي‌انجامد. البته خيابان هميشه ميدان جنگ نيست؛ گربه‌هاي بومي گاهي به‌تدريج تازه‌وارد را مي‌پذيرند و اين به تراكم جمعيت، فراواني منابع و امكان فاصله‌گرفتن بستگي دارد. اما اگر گربه چند بار پياپي از غذا رانده شود، انرژي‌اش ته مي‌كشد. گازگرفتگي و خراش ممكن است به عفونت برسد و استرس اشتهايش را كم مي‌كند. پس مساله يك درگيري كوتاه نيست؛ زنجيره‌اي از فشارهاست كه يكديگر را تشديد مي‌كنند.
تصور رايج اين است كه گربه درشت و عضلاني از پس خيابان برمي‌آيد. اما خيابان مسابقه زورآزمايي نيست. گربه‌اي كه سال‌ها غذاي آماده خورده، ممكن است سالم و قوي باشد و با اين حال شكار موفق را به‌ندرت تجربه كرده باشد. شكار يعني پيداكردن طعمه، نزديك‌شدن بي‌سروصدا، انتخاب لحظه درست و تحمل تلاش‌هاي ناموفق پي‌درپي؛ حتي گربه‌هاي ماهر هم هميشه موفق نمي‌شوند. در مقابل، گربه كوچك‌تري كه در فضاي باز بزرگ شده، مسيرهاي امن و راه‌هاي رسيدن به غذا را بهتر مي‌شناسد، هرچند او هم از تصادف، بيماري، انگل و سوءتغذيه در امان نيست. تفاوت در اين است كه او قواعد بازي را مي‌داند.
براي برخي گربه‌ها اين فاصله حتي بيشتر است. بچه‌گربه‌ها به‌دليل جثه كوچك و ذخيره انرژي اندك در برابر گرسنگي و كم‌آبي آسيب‌پذيرند و بچه‌گربه‌اي كه هنوز از شير گرفته نشده، بدون مادر يا مراقب آگاه با خطر جدي روبه‌روست. گربه‌هاي سالمند ممكن است با مشكلات دنداني، كاهش تحرك يا بيماري‌هاي مزمن دست‌وپنجه نرم كنند. نرهاي عقيم‌نشده براي يافتن جفت مسافت بيشتري مي‌پيمايند و بيشتر به قلمروی ديگران و خيابان‌هاي پرتردد كشيده مي‌شوند، و ماده باردار يا شيرده به غذا و پناهگاه مطمئن بيشتري نياز دارد. نژاد هم امتيازي نمي‌دهد: گربه‌هاي  پرمو به مراقبت منظم از پوشش بدن نياز دارند و نژادهاي پوزه‌كوتاه ممكن است مشكلات تنفسي يا چشمي داشته باشند.
با اين همه، نمي‌توان گفت گربه رهاشده حتما از پا درمي‌آيد. سرنوشت او به سن، سلامت، سابقه زندگي در فضاي باز، دسترسي به آب و غذا و يافتن پناهگاه بستگي دارد؛ برخي به‌تدريج سازگار مي‌شوند و برخي بدون كمك انسان دوام نمي‌آورند.
درباره ميزان مرگ‌ومير گربه‌هاي خانگي رهاشده در ايران هم آمار جامع و قابل اتكايي در دست نيست و همين نبود آمار بخشي از مساله است: آنچه شمرده نمي‌شود، ديده هم نمي‌شود. اما ترديد درباره پايان ماجرا، چيزي از روشني آغازش كم نمي‌كند. رهاسازي ناگهاني، حيوان  را با خطرهايي روبه‌رو مي‌كند كه پيش‌تر با اين شدت تجربه نكرده بود.
اين به آن معنا نيست كه زندگي شهري با گربه‌ها بي‌دردسر است. افزايش جمعيت گربه‌هاي آزادگرد، بيماري، نگراني درباره حيات‌وحش و اختلاف ميان همسايه‌ها مساله‌هايي واقعي‌اند و مديريت سنجيده مي‌خواهند: عقيم‌سازي هدفمند، مراقبت دامپزشكي، رسيدگي به حيوانات زخمي و واگذاري مسوولانه. حتي جابه‌جايي هم، وقتي ناگزير باشد، قاعده دارد. انجمن حمايت از حيوانات امريكا انتقال گربه‌هاي اجتماع‌زي را آخرين راه مي‌داند و رهنمودهاي انجمن بين‌المللي پزشكي گربه‌ها براي مديريت گربه‌هاي بدون صاحب، بر برنامه‌ريزي و مراقبت تأكيد دارند؛ يعني انتخاب محل مناسب، بررسي سلامت، تعيين مراقبي مشخص و فراهم‌كردن دوره سازگاري. بازكردن گوني در زميني دورافتاده هيچ شباهتي به اين فرآيند ندارد. رهاكردن گربه خانگي مساله را حل نمي‌كند؛ فقط هزينه‌اش را به  دوش گربه‌هاي بومي، ساكنان محله تازه و خود حيوان مي‌اندازد.
مسووليت از روزي شروع مي‌شود كه كسي تصميم مي‌گيرد حيواني را به خانه بياورد. هزينه غذا و درمان، وقت مراقبت، شرايط مسكن و تعهدي كه ممكن است بيش از يك دهه طول بكشد، بايد پيش از آن روز سنجيده شود. و اگر ادامه نگهداري ممكن نيست، راه‌هاي مسوولانه‌تري از گوني وجود دارد: سپردن حيوان به فردي قابل اعتماد، به گروه نجات معتبر يا به مركزي واجد شرايط. گربه‌اي كه سال‌ها با  انسان  زيسته، با حمايت مناسب  شايد بتواند  در خانه‌اي ديگر آرام بگيرد.
صبح روز بعد، در خانه قبلي، كسي ظرف غذا را مي‌شويد و در كابينت مي‌گذارد. خانه آرام شده و گوشه اتاق تميز است. چند كيلومتر آن‌طرف‌تر، گربه‌اي از زير خودرو رفت‌وآمد آدم‌ها را مي‌پايد و نمي‌داند چرا كسي كه تا ديروز غذايش را مي‌داد، اين‌بار در گوني را باز كرد و رفت.
آدميزاد گاهي مساله‌اي را از جلوي چشمش دور مي‌كند و بعد، دورشدنش را با حل‌شدنش اشتباه مي‌گيرد. گوني باز شده و ماشين رفته است؛ آنچه مانده، حيواني است كه بايد هزينه تصميمي را بپردازد كه هيچ سهمي در آن نداشت.

∎​