مهدي بيكاوغلي |آيا حضور مقامهاي ارشد عربستان، پاكستان، تركيه و قطر را بايد فرصتي براي فعال كردن ديپلماسي منطقهاي و كاهش فضاي تعليق كنوني ارزيابي كرد؟ اين پرسشي است كه از صبح روز گذشته در فضاي سياسي و عمومي كشورمان طنينانداز و بحث و گفتوگو درخصوص آن حسابي گرم شد. فرصتي كه البته به خودي خود دستاوردي ايجاد نميكند و ارزش آن به كيفيت گفتوگوها و پيگيري توافقهاي احتمالي بستگي دارد. در شرايطي كه امنيت و ثبات منطقه با تهديدهاي گوناگون روبهرو است، رايزني با همسايگان ميتواند زمينهاي براي كاهش تنش، تقويت اعتماد متقابل و شكلگيري ترتيباتي پايدارتر فراهم كند. به اعتقاد مرتضي مبلغ، معاون سياسي وزير كشور دولت اصلاحات كسب دستاورد در حوزه ديپلماسي اما وابسته به انسجام داخلي و بازتاب يك صداي داخلي است. مذاكره با كشورهاي منطقه زماني به نتيجه ميرسد كه با هدفهاي روشن، پيگيري منظم و ارزيابي واقعبينانه همراه باشد. تركيب ديپلماسي فعال، آمادگي دفاعي، انسجام تصميمگيري و سرمايه اجتماعي ميتواند به ايران امكان بدهد از اين فرصت منطقهاي براي كاهش تنشها و پاسداري از منافع ملي بهره بگيرد. مبلغ در گفتوگو با «اعتماد» با اشاره به سفر هياتهاي ديپلماتيك چند كشور منطقه به تهران ميگويد عبور از فضاي كنوني در گروی حفظ قدرت بازدارندگي، تقويت انسجام ملي و بهكارگيري ظرفيت كامل ديپلماسي كشور است. به باور او، جنگهاي تحميلي اخير برخلاف محاسبات دشمنان به تقويت عقلانيت در ميان جريانهاي سياسي داخلي انجاميده و اين فرصت بايد در مسير ارتقاي سطح گفتوگوها و تعامل ملي به كار گرفته شود. مبلغ با بيان اينكه هماهنگي ميان اركان حاكميت يكي از عوامل مهم تابآوري كشور بوده، درخصوص دورنماي آينده خوشبين است.
دوشنبه هياتهايي از پاكستان، عربستان و تركيه به ايران آمدند و گفته ميشود مقامهاي قطري هم راهي ايران شدهاند. چگونه میتوان این فضا را در راستای تحقق منافع ملی برنامهریزی کرد؟
بر اساس تجارب گذشته، ميتوان مولفههاي موثري براي عبور از وضعيت موجود ترسيم كرد؛ اول اينكه ايران بايد قدرت بازدارندگي خود را كماكان حفظ كند، ارتقا داده و تقويت كند تا براي هر سناريويي كه دشمنان كشور طراحي ميكنند، آمادگي داشته باشيم. اصل اول و اساسي اين است كه اگر دشمن به هر ترتيب محاسبات غلطي انجام داده و مثل گذشته به كشور تجاوز كند، بايد دفاع مستحكمي در برابر تجاوز احتمالي ايجاد شود. مولفه مهم ديگر بحث انسجام ملي و افزايش مشاركت عمومي است. يعني در شرايط جنگي همه بايد در راستاي تقويت انسجام ملي حركت كنند. هر حركتي كه اين انسجام را مخدوش كند و به نارضايتيها و شكافها دامن بزند بايد كنار گذاشته شود، چون ميتواند آسيب جدي به كشور وارد و طمع دشمنان را بيشتر كند. بهخصوص آن دسته از حركتها كه در دستگاههاي حاكميتي اتفاق ميافتد و ممكن است اين انسجام را مخدوش يا تضعيف كند. رفتارهاي حاشيهساز چه در تريبونهاي رسمي، چه در صدا و سيما و چه در ميدانهايي كه مردم با عشق در آن حضور پيدا ميكنند، بايد پايان يابد. افراد و جرياناتي كه تريبون دارند، برخلاف انسجام ملي رفتار كرده و نفرت توليد ميكنند بايد توجيه شوند. در صدا و سيما و برخي تريبونهاي فراگير ديگر، گاهي كارشناساني دعوت ميشوند كه توليد نفرت ميكنند. همچنين برخي اقدامهاي دستگاهها ميتواند نارضايتيها را تشديد و به انسجام ملي آسيب جدي وارد كند. اين نوع رفتارها هم بايد كاهش پيدا كنند. اين موارد نكات مهمي است كه سياستگذاران و تصميمسازان بايد با دقت تمام و حساسيت هرچه بيشتر به آن توجه كنند و اجازه ندهند رفتارها، اقدامها و احكامي كه اتفاق ميافتد به انسجام ملي آسيب برساند.
اين روزها فضاي خاصی ميان جنگ يا تفاهم شكل گرفته است. اولا بفرماييد آيا چنين دوگانهاي را قبول داريد و بعد هم براي كسب دستاورد حداكثري از آن چه پيشنهاد ميكنيد؟
اينجا به بحث اهميت ديپلماسي ميرسيم كه بسيار مهم است. بارها گفته شده كه ميدان، دفاع ميهني، بازدارندگي نظامي و ديپلماسي در امتداد يكديگرند و هيچ كدام به طور مستقل نتيجه نخواهند داد. اما استفاده درست از ديپلماسي در شرايط موجود بسيار سخت و پيچيده است و به ابتكارعملهاي موثري نياز دارد، چون دشمنان ما از انواع روشها و جنگهاي رواني و اقدامات متنوع استفاده ميكنند تا بر افكار عمومي ايرانيان اثر گذاشته و آنان را نااميد سازند. براي دفع اين اقدامات، شكستن بن بستها و ايجاد راهحلهاي موثري كه بتواند به صلح پايدار منجر شود، ابتكارعملهاي بسيار جدي و گسترده نياز است. لازمه آن، اين است كه دستگاه ديپلماسي از يك سو با همكاري ساير مسوولان كشور، جريانها و رفتارهاي داخلي كه منجر به شكاف ميشود و جريانهايي كه ضد ديپلماسي تبليغ ميكنند را مهار و توجيه كنند و اجازه ندهند در افكار عمومي درباره ديپلماسي شكاف ايجاد شود. از سوي ديگر با استفاده از نخبگان و كارشناسان مجرب (كساني كه سالهاي سال در وزارت خارجه و در سياست خارجي بودهاند و تجربه دارند و كساني كه در دانشگاهها و مراكز پژوهشي مطالعات بينالملل فعاليت ميكنند) از افكار و راهحلهايي كه در جلسات مختلف ارائه ميشود، استفاده كنند. دستگاه ديپلماسي بايد بتواند اين ايدهها را پخت و پز كرده و از دل آنها ابتكارعملهاي موثر، سازنده و مبتكرانه استخراج و استفاده كند. بايد از همه ظرفيتها و امكانات موجود در كشور و سرمايههاي انساني براي توليد فكر و ايجاد راهحلها استفاده و ديپلماسي بسيار گستردهتر و قويتري هم با كشورهاي منطقه و هم با كشورهاي مختلف، بهويژه با امريكا و اسراييل دنبال شود. به گونهاي كه بتوان گشايشهايي ايجاد و همه را متقاعد (يا ناچار) كرد كه پاي ديپلماسي بيايند، از تجاوز دست بردارند و وارد يك فرآيند صلح پايدار شوند. خبري كه مقامات ايران ديروز آن را تاييد كرده و گفتهاند مقامات ارشد كشورهاي عربستان، تركيه و پاكستان به تهران آمدهاند تا راههاي عبور از چالش اخير را بررسي كنند، ميتواند حركتي سازندهاي باشد. اگر اين مذاكرات امنيتي به خوبي شكل بگيرد و منجر به يك توافق منطقهاي شود، ميتواند منشا اثرات مثبتي باشد و به عنوان آغاز حركتهاي منطقهاي موثري براي بازدارندگي، تقويت امنيت منطقهاي و جلوگيري از تجاوز تلقي شود.
در داخل اما برخلاف برهههاي قبلي يك هماهنگي كامل ميان اركان مختلف كشور درخصوص احياي تفاهمنامه اسلامآباد مشاهده ميشود؛ از سخنگوي سپاه گرفته تا شخص رييسجمهور، رييس قوه قضاييه، مسوولان ستاد كل نيروهاي مسلح و حتي اكثريت نمايندگان مجلس روي اين موضوع كه تا زمان ظهور يك تفاهمنامه جديد و مورد تاييد ايران، بايد روي تفاهم اسلامآباد پافشاري شود، توافق دارند. اين هماهنگي و اتحاد چقدر ميتواند به كسب دستاوردهاي بيشتر كمك كند؟
خوشبختانه يكي از عوامل مهمي كه كشور تابآوري جدي داشته و توانسته در عرصههاي مختلف (چه نظامي، چه اقتصادي، چه ديپلماسي) روي هم رفته عملكرد قابل قبولي داشته باشد، همين انسجام دروني ميان دستگاههاي تصميمگير است. اين انسجام بايد تقويت شود. البته همانطور كه گفتم، براي رسيدن به راهحلهاي موثرتر براي شكاف در اين بنبستهايي كه دشمنان و تجاوزگران براي كشور ايجاد كردهاند، بالطبع بايد تلاش بيشتري شود و از صاحبنظران بيشتري استفاده شود. به علاوه، همين مسوولان تصميمگير كه در درون خودشان انسجام قابل قبولي دارند، بايد انسجام را به درون جامعه هم تسري بدهند. كساني كه ايجاد شكاف ميكنند، نارضايتي ايجاد ميكنند، مسالهسازي ميكنند و با رفتارها و تصميمهاي مقامات كشور مخالفت ميكنند، بايد توجيه و مهار شوند؛ بهخصوص در تريبونهاي رسمي. نبايد فراموش كرد، تريبونهاي رسمي آثار وضعي منفي بسياري ميتوانند داشته باشند؛ چه در افكار عمومي داخلي و چه در سطح بينالمللي و جهاني. اين مورد بايد كنترل شود. اين تريبونها جاي بيان ديدگاههاي سليقه اي، سياسي و جناحي نيست. بازخورد اين اظهارات در فضاي بينالملل به عنوان حرف و راهبرد نظام بازتاب پيدا ميكند. بنابراين بايد نهايت دقت در بيان آنها صورت بگيرد. نبايد در اين تريبونها حرفهاي راديكال، فحاشي و دوقطبيسازي و شكاف بيان شود. اينها را بايد به شدت مهار و كنترل كنند تا اين انسجام هرچه بيشتر و قويتر شود.
به نظر ميرسد تحولاتي در عرصه سياسي و صورتبنديهاي جديدي در طيفهاي مختلف سياسي مشاهده ميشود؛ هم در جريان راست و هم در جريان چپ حوزه سياسي ما، ميلي به عقلانيت بيشتر به وجود آمده است. جداي از طيف تندرو جريان راست كه مدام حاشيهسازي ميكنند، ساير طيفها به نظر ميرسد روي اصل عقلانيت به تفاهمي رسيدهاند. شما چنين موضوعي را حس كردهايد؟ و چگونه ميتوان از اين تكامل گروههاي سياسي براي تامين منافع ملي استفاده كرد؟
اصولا تجاوز به ايران در شرايطي كه دشمن اعلام كرده با هدف فروپاشي و حذف تمدن ايراني آن را آغاز كرده، عاملي مهم براي ايجاد انسجام است. در جنگ ۱۲ روزه نشانههاي اين اتحاد مشاهده شد، در ادامه هم در جنگ 40 روزه و پس از آن، اين حس ميهندوستي نمايان شد و هنوز هم ادامه دارد، طبيعي است كه اين موضوع مردم و گروههاي سياسي و طيفهاي مختلف را به صرافت مياندازد كه رويارويي خود را متوجه دشمن وجودي كشور كنند. اين هماهنگي عقلانيت را ارتقا ميدهد. تجاوز، عقلانيت را تقويت ميكند و خوشبختانه امروز در فضاي سياسي ايران مشاهده ميشود. اين انسجام برخلاف محاسبات امريكا و اسراييل است كه تصور ميكردند به دليل شكافها و نارضايتيها، حمله باعث آشوب در كشور و از هم گسيختگي اجتماعي ميشود. در ادامه همه بايد اين اصل مهم را در نظر داشته باشيم كه حرف ديگري را شنيده و با عقلانيت پاسخ بدهيم. در واقع هر كس بايد بپذيرد كه ديگري هم حق اظهارنظر دارد. در يك گفتوگوي سازنده و تعاملات مستمر و سازنده ميتوان فرآيندي ايجاد كرد كه اين جريانات به هم نزديك شده و همديگر را اصلاح كنند.با اين گونه نقاط قوت تقويت شده، سوءتفاهمها رفع ميشوند. آن وقت است كه انسجام پايدار اجتماعي (بهخصوص در لايههاي مختلف و به طور ويژه در ميان سطوح سياسي كه كنشگران اصلي هستند) اتفاق ميافتد. من فكر ميكنم از فضايي كه به وجود آمده بايد حداكثر استفاده رادرگفتوگو، تعامل و نشستهاي مثبت و سازنده براي تبادل افكار، رفع سوءظنها و اصلاح اشتباهها صورت داد.
با اين توضيحات دورنماي آينده را در روزهايي كه به نظر ميرسد فضاي عمومي كشور در حال تجربه يك فضاي خاص است، چگونه ميبينيد؟
ببينيد دوران دشواري است؛ ايران يك مظلوميت بزرگي دارد و آن، اينكه در برابر تجاوز از خودش دفاع ميكند. ايران هيچ وقت حمله نكرده، اما مورد تجاوز واقع شده است. خب اين بالطبع هم محاسني دارد و هم معايب. حسنش اين است كه حقانيت كشور در سطح داخلي و جهاني بيشتر مشخص ميشود و قدرت بازدارندگي بالاتر ميرود. عيبش اين است كه اين فضاي تعليق نه جنگ و نه صلح شكل ميگيرد و ممكن است تبعات اقتصادي و اجتماعي و... داشته باشد. از سوي ديگر دشمنان كشور با جنگ رواني و برنامهريزيهاي نظامي به دنبال فشار بر ايران هستند. اين وضعيت بسيار پيچيده است. فراموش نكنيد قبل از جنگ رمضان برخي پيشبيني ميكردند با اين لشكركشي عظيم دو ابرقدرت جهاني چنانچه اركان كشور مورد هدف قرار بگيرد، رهبري شهيد شوند، فرماندهان را بزنند و چهرههاي سياسي ترور شوند، كشور دچار فروپاشي ميشود. اما اينگونه نشد. ايران سربلند بيرون آمد و قدرتمندتر از گذشته شد و تجاوزگران روسياه شدند. با انسجامي كه امروز در كشور مشاهده ميشود و آمادگي كه وجود دارد، من به آينده خوشبينم. با همه مشكلات و مسائلي كه در كشور وجود دارد و اينكه مردم در سختي و معيشت سخت به سر ميبرند من خوشبينم كه خدا با اين مردم است؛ مردمي كه سرافرازند، همه چيز را تحمل ميكنند، ايستادهاند در صحنه و تحمل ميكنند. خدا با اين مردم، مردم ايران است و ايران قدرتمندتر رقم خواهد خورد.