به گزارش ایرنا، در فاصله ۴۰ کیلومتری جنوب غربی سنندج، جایی که هوای خنک کوهستان با عطر دلانگیز باغهای متراکم میوه در هم میآمیزد، روستای تاریخی "دولاب" قرار دارد؛ نگینی درخشان که زمان در کوچهباغهای پلکانیاش به کندی میگذرد و اصالت، هنوز بر تارک خانههای سنگی و گلیاش میدرخشد.
در حالی که دنیای مدرن امروز با فرآوریهای صنعتی و ماشینآلات پیچیده، طعم و بافت میوهها را دگرگون کرده است، در دولاب سنندج، چرخ روزگار به گونهای دیگر میچرخد؛ اینجا هنوز هم صدای برخورد انگور با خاکستر، بوی دود و آتش اجاقهای سنتی و رقص نور خورشید بر روی خوشههای کهربایی انگور، نویدبخش تولید محصولی است که تنها یک خشکبار ساده نیست، بلکه شناسنامه و طعم اصیل تاریخ کردستان را با خود حمل میکند.
واژه بولاوگیری شاید در نگاه اول ناآشنا به نظر برسد، اما در قاموس کشاورزان سختکوش دولاب، رمزی است پیونددهنده میان زمین، خورشید، آتش و دانش انباشته نسلهای گذشته؛ دانشی که خوشبختانه سال ۱۳۹۴ توانست جای خود را در فهرست آثار ناملموس ملی کشور باز کند و به ثبت برسد.
دولاب؛ مهد آب، تاریخ و باغهای سرسبز

برای درک بهتر این آیین، بهتر است نام روستای دولاب را واکاوی کنیم. واژه "دولاب" از ریشه کهن «دول ئاو» به معنای دره پرآب یا مکان پرآب گرفته شده است.
وجود چشمهساران جوشان، آبوهوای کوهستانی و خاک حاصلخیز سبب شده تا این منطقه از دیرباز بهشت باغداران باشد. باغات انگور دولاب با گونههای متنوع بومی، بستری بینظیر فراهم کردهاند تا کشاورزان با اتکا به تجربه چندصدساله، سنتهای دیرین کشاورزی و فرآوری محصول را نسلبهنسل حفظ کنند.
جادوی «خوشاب»

فرآیند بولاوگیری با دقتی حیرتانگیز اجرا و همه چیز از شعلههای آتش و خاکستر چوبهای خاص آغاز میشود. باغداران دولاب، خاکستر حاصل از سوزاندن چوب را با نسبتهای مشخصی با آب جوشان ترکیب میکنند. این ترکیب پس از طی مراحلی و با گذشت زمان، تهنشین شده و مایعی غنی، لزج و تیره به نام "خوشاب" را در ته ظرف به وجود میآورد.

خوشاب تنها یک ترکیب خاکستر و آب نیست؛ بلکه کلید اصلی و ماده حیاتی تغییر ساختار شیمیایی و فیزیکی انگور است. این مایع قلیایی، پوست نازک انگور را به گونهای آماده میکند که منافذ آن برای خروج رطوبت باز شود، بدون اینکه بافت ترد و شیره درون میوه از بین برود؛ فرآیندی که رنگ انگور را به کهربایی درخشان و طعمی منحصربهفرد مبدل میسازد.
رقص انگورها زیر آفتاب پشتبامها

با آماده شدن خوشاب، مرحله حساس و چشمنواز کار فرا میرسد. خوشههای انگور رسیده، آبدار و پر از شیره، با احتیاط یکی پس از دیگری در این مایع سنتی غوطهور میشوند تا جامه و لعابی جدید به تن کنند.
پس از این مرحله، انگورهای آغشته به خوشاب، راهی پشتبامهای پهناور و آفتابگیر روستای دولاب میشوند. در فصل برداشت، پشتبامهای روستا به بوم نقاشی بزرگی تبدیل میشوند که در آن، فرشهایی از رنگهای طلایی و کهربایی پهن شده است. انگورها طی ۷ تا ۱۵ روز متوالی، زیر تابش مستقیم و بیواسطه نور خورشید قرار میگیرند. در این مدت، خورشید با ملایمت آب اضافی در دانه میوه را تبخیر میکند و در عوض، قند، طعم و اصالت را در درون پوست کشمش متراکم میسازد.
کشمشی که طعم تاریخ دارد

کشمش تولید شده به روش "بولاوگیری" در دولاب، تفاوتی مهم با کشمشهای کارخانهای و تیزابی بازار دارد. این محصول، عطر دود ملایم، خاکستر طبیعی و گرمای آفتاب را با خود دارد و زیر دندان، طعمی اصیل و ماندگار از تاریخ و فرهنگ یک قوم را تداعی میکند.
"بولاوگیری" در نهایت فراتر از یک تکنیک ساده کشاورزی یا اقتصادی است؛ این آیین، تجلی زندهای از همزیستی مسالمتآمیز انسان و طبیعت است. در روستای دولاب، کشمش تنها یک محصول خوراکی نیست، بلکه حاصل دسترنج انسان و شراکت خورشید، آب، خاکستر و دستهایی است که از هزاران سال پیش، هنر زیستن و خلق ثروت از دل سنگ و خاک را به فرزندان خود آموختهاند؛ میراثی گرانبها که همچنان در کوچهباغهای دولاب زنده است و نفس میکشد.