به گزارش بولتن نیوز، وحید حاج سعیدی : به گواه تاریخ و شهادت کائنات ما ایرانی ها اساساً انسان هایی صرفه جو و قانعی هستیم و در اسناد تاریخی منظوم نیز این نکته به کرات اشاره شده است.به قول استاد بهمنی: دلخوشم با غزلی تازه همینم کافی است/قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو؟
ملاحظه فرمودید؟طرف به چند بیت غزل تازه قانع است. اصلاً ما همین که هر روز صبح از خواب بیدار میشویم و شبکههای اجتماعی ایتا، سروش و بله در گوشیمان بدون فیلترشکن باز میشوند و مغازه کبابی محلمان که کوبیده اقتصادی میفروشد، به دلیل فروش کباب با گوشت تکسمیان پلمپ نشده، کلاهمان را چند متر به هوا پرتاب میکنیم.
البته این لابلا اگر دولتمردان هم یک حال اساسی اقتصادی بدهند و مثلاً ۵۰۰ هزار تومان به کالابرگمان اضافه کنند، دیگر نورعلینور است و به قول مولوی خدا بیامرز «شربت اندر شربت» است. یعنی ما اینقدر آدمهای بسازی هستیم و سطح توقع و انتظاراتمان به اندازه رهن یک واحد ۴۰ متری همکف هم نیست. حالا شما تصور بفرمایید در ششوبش این دلخوشیهای معمولی و کنار چند بیت غزل تازه، دولتمردان دست به معجزه بزنند. دیگر کیفور شدن ما از حد و عدد خارج است و «سایمون در سرزمین اعداد» هم قادر به محاسبه و حسابوکتابش نیست!
اما جان به لبتان نکنم و چکشی بروم سر اصل ماجرا و از معجزه هزاره سوم این بار در آموزش و پرورش رونمایی کنم:
هفته گذشته مدیرکل آموزش و پرورش یکی از استانهای شمالی (چیکار دارم بگم گلستان تا برای خودم دشمن تراشی کنم!) در اظهاراتی شاذ بیان داشت دولت معجزه کرده و امسال همۀ کلاسها معلم دارند و همۀ دانشآموزان هم کتاب!
شیر مادر حلال تان؛ الهی دست به هر کلاس و کیفی بزنید پر از معلم و کتاب شود. به قول عباس فرات: «رسیده کار به جایی که چه عرض کنم» یعنی این دانشآموزانی که هر روز با کتاب به مدرسه میروند و علیرغم دعاهای یومیه شان در خصوص ناکار شدن معلمهایشان، کلاسها خالی از معلم نمانده است، باید بابت این معجزه در بدنه آموزش و پرورش یک نان بخورند و ده نان صدقه بدهند! البته از آبانماه قرار است نان کیلویی به فروش برسد؛ فلذا این دانشآموزان باید یک کیلو نان بخورند و ده کیلو صدقه بدهند! باور بفرمایید خاک قبولشان نمیکند اگر بابت این معجزه دولتی در حوزه آموزش ناشکری کنند و زبان به گلایه بگشایند.
البته استاد به نحوه پر کردن کلاسها، آن هم با معلمان بازنشستهای که بیش از نیم قرن با دانشآموزانشان اختلاف سنی دارند،اشارهای نفرمودند. نیم قرن اختلاف سنی را هم در جریان هستید که در مدارس چه رایانشی ایجاد می کند.
در بحبوحۀ این گسست بیننسلی در مدارس، وقتی دانشآموز سر کلاس ویپ میوه ای استعمال میکند و دودش را حلقوی رها می سازد، معلم متولد دهه سی و چهل هجری شمسی روی ترش میکند و با اخم میگوید: «ده بار گفتم برای نوشیدن دلستر بلوبری سر کلاس از من اجازه بگیرید!» حالا اینکه به معلمان بازنشسته ساعتی چند سنت حقوق میدهند و آیا کارایی دارند و یا میتوانند از پس دانشآموزان امروزی بر بیایند یا خیر، بماند!
فقط دوستان در جریان باشند، «تضمین حضور معلم در کلاسهای درس و تأمین کتابهای درسی دانشآموزان» وظیفه ذاتی دولت است و ادای این وظیفه توسط دولت با هیچیک از علوم جفر، اسطرلاب، علمالاعداد، علم تنجیم، شعبده، چشمبندی، افسونگری، جادوگری، سیمیاء، لیمیاء، کیمیاء و... همخوانی و همپوشانی ندارد! معجزه که جای خود دارد...
∎