شناسهٔ خبر: 80238949 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: | لینک خبر

خیانت در قاب سرگرمی؛ جنگ شناختی علیه خانواده

موج تازه‌ای از کلیپ‌های کوتاه در اینستاگرام و یوتیوب، مرزهای میان سرگرمی و هنجارشکنی را به‌شدت جابه‌جا کرده و به تعبیر کارشناسان، به یک پروژه هدفمند برای ضربه زدن به نهاد خانواده و گسترش روابط نامشروع تبدیل شده است.

صاحب‌خبر -
آنچه در فضای مجازی با عنوان فیلم کوتاه و محتوای سرگرمی تولید و بازنشر می‌شود، دیگر نمی‌تواند صرفاً یک آسیب فرهنگی یا خطای فردی تلقی شود؛ بلکه شواهد و اذعان کارشناسان نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از این محتواها با نمایش عشق‌های مثلثی، عادی‌سازی خیانت به همسر، و استفاده ابزاری از اندام زن در چارچوب یک پروژه هدفمند برای ضربه زدن به نهاد خانواده و گسترش روابط نامشروع طراحی و توزیع می‌شود. ورود قوه قضاییه به این پرونده‌ها، پاسخی به یک تهدید راهبردی است. ۱. ماهیت تهدید: از آسیب فردی تا پروژه سازمان‌یافته دشمن در جنگ نرم فرهنگی، اصلی‌ترین راهکار خود را سناریوی فروپاشی نظام خانواده در ایران قرار داده است و امروز خانواده ابزار و دستاویز جنگ شناختی دشمن شده است . منطق این پروژه روشن است: اگر خیانت به همسر از یک تابو اخلاقی به بازی سرگرم‌کننده تبدیل شود و زن از جایگاه همسر و مادر به عنصر بصری مصرفی تقلیل یابد، ستون فقرات خانواده وفاداری، تعهد و کرامت از درون تهی می‌شود. پژوهشگران با اشاره به راهبرد اندلس‌سازی هشدار داده‌اند که هدف نهایی، فروپاشی از درون است.
۲. چرا این محتواها «تولید» می‌شوند؟ پاسخ در اقتصاد توجه نهفته است، اما اقتصاد توجه تنها پوسته ماجراست. انگیزه اقتصادی (جذب فالوور، تبلیغات، فروش محصول) بدون شک محرک بسیاری از سازندگان است. اما وقتی این محتواها به‌صورت الگومند و مکرر تولید می‌شوند و دقیقاً بر نقاط حساس اخلاقی جامعه (خیانت، روابط نامشروع، ابزارسازی جنسی از زن) متمرکزند، نمی‌توان آن را صرفاً به سودجویی فردی فروکاست. سخنگوی قوه قضاییه در هشدار صریحی اعلام کرده است: هرگونه انتشار محتوای خلاف عفت عمومی، تحریک به ارتکاب جرم... مصداق جرم بوده و قطعاً مورد پیگرد قانونی قرار می‌گیرد» و در پرونده‌ای مشخص، اتهام ترویج فساد و خیانت و دعوت به ارتکاب گناه و جرایم منافی عفت را مبنای پیگرد قرار داده است. این موضع رسمی نشان می‌دهد که دستگاه قضا این محتواها را نه سرگرمی، بلکه ابزار ترویج جرم می‌بیند.
۳. مکانیزم اثر: قبح‌زدایی تدریجی در تحلیل جنگ شناختی، هدف فقط تغییر رفتار فردی نیست؛ هدف تغییر باورها و هنجارهای جمعی است. وقتی کلیپی که خیانت را عادی نشان می‌دهد میلیون‌ها بار دیده می‌شود، پیام ضمنی آن این است: همه این کار را می‌کنند و این کار چندان هم بد نیست. این همان مکانیزمی است که متخصصان آن را «قبح‌زدایی تدریجی» می‌نامند. دشمن با آگاهی از این مسئله، مستقیماً به مفهوم مادر و حیا حمله می‌کند تا ستون فکری خانواده را براندازد. ۴. چارچوب حقوقی و قانونی نظام حقوقی ایران، خانواده را رکن اساسی جامعه می‌شناسد. اصل دهم قانون اساسی تصریح دارد که همه فعالیت‌ها و قوانین باید در خدمت تقویت نهاد مقدس خانواده باشد. بنابراین، تولید و توزیع سازمان‌یافته محتوایی که خانواده را تضعیف می‌کند، نه فقط یک آسیب اجتماعی، بلکه در تعارض با یک اصل قانون اساسی قرار می‌گیرد. از منظر حقوقی، ماده ۷۴۲ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) و تبصره آن، برای انتشار محتوای مستهجن و مبتذل مجازات‌های مشخصی پیش‌بینی کرده است. اما آنچه اهمیت راهبردی دارد، فراتر از مجازات فردی است: قطع زنجیره بهره‌برداری. همان‌طور که در پرونده کیش، نه‌تنها سازندگان کلیپ بلکه کافه‌ای که از آن بهره تبلیغاتی برده بود پلمب شد، رویکرد قضا باید معطوف به شبکه تولید، توزیع و انتفاع باشد، نه فقط یک کلیپ.
۵. ورود قوه قضاییه: تکلیف قانونی و شرعی ورود قوه قضاییه به این موضوع، در چارچوب «سند تحول و تعالی قضایی» و فرمان راهبردی «حفظ امنیت روانی جامعه» قابل تحلیل است. این سند، دستگاه قضا را به یک نهاد فعال در صیانت از حقوق عامه ارتقا داده است. در همین چارچوب، برخورد با محتوای هنجارشکن به‌ویژه هنگامی که به شکل سازمان‌یافته و با انگیزه انتفاع اقتصادی یا تخریبی تولید می‌شود نه یک محدودیت، بلکه یک تکلیف قانونی است. نمونه عینی این برخورد، پرونده کیش است که دادستان کیش از تشکیل پرونده قضایی برای عوامل تهیه و انتشار کلیپ ناهنجار خبر داد و تأکید کرد که تولید و انتشار چنین محتواهایی که با هنجارهای اجتماعی و قوانین کشور مغایرت دارد، با واکنش قاطع دستگاه قضایی مواجه خواهد شد. ۶. چالش‌های پیش‌رو با وجود عزم قوه قضاییه و تلاش های فراوان این قوه چند چالش جدی وجود دارد: سرعت تولید محتوا در پلتفرم‌های خارجی و ماهیت فرامرزی اینستاگرام و یوتیوب، شناسایی و برخورد با سازندگان اصلی را دشوار می‌کند. مرز مبهم میان «مبتذل» و «مستهجن» در قانون است؛ بسیاری از این کلیپ‌ها شاید مصداق «برهنگی کامل» که در تعریف مستهجن آمده نباشند، اما در تعریف صور قبیحه و مبتذل بگنجند و همین امر، به تفسیر قضایی نیاز دارد. بهره‌کشی تبلیغاتی از این محتواهاست؛ همان‌طور که در پرونده کیش دیدیم، کسب‌وکارها از فضای هنجارشکنانه برای جذب مشتری استفاده می‌کنند و برخورد با این حلقه، نیازمند هماهنگی میان دستگاه قضا و پلتفرم‌های داخلی و خارجی است.
۷. دفاع از خانواده، دفاع از امنیت ملی تحلیل جامع این موضوع بدون درک عمق تهدید ناقص است. کلیپ‌های کوتاه و اکثرا سریالی که خیانت را سرگرمی و زن را ابزار نشان می‌دهند، در خلأ تولید نمی‌شوند. آن‌ها در بستری تولید می‌شوند که توسط اتاق‌های فکر و راهبردهای جنگ شناختی طراحی شده تا هسته مقاومت جامعه یعنی خانواده را از درون تهی کند. ورود قوه قضاییه، اگرچه ضروری و قانونی است، اما «آخرین سنگر» است. پیروزی واقعی در این جنگ، نه با حذف یک کلیپ، بلکه با بازسازی زنجیره معنایی جامعه به دست می‌آید: بازگرداندن کرامت زن به جایگاه انسانی‌اش، بازگرداندن وفاداری به جایگاه یک ارزش بنیادین، و ساختن محتوایی که به جای قبح‌زدایی، قبح‌آفرینی نسبت به خیانت و ابزارسازی را در دستور کار قرار دهد. دستگاه قضا می‌تواند صحنه را پاک کند؛ اما پر کردن این صحنه با معنای اصیل، وظیفه‌ای است که تنها با هم‌افزایی حقوق، فرهنگ و رسانه و همه ارکان جامعه محقق می‌شود. در نهایت، دفاع از خانواده، دفاع از امنیت ملی است و این مهم، جز با عزم همگانی و راهبردی محقق نخواهد شد. #خانواده #جنگ_شناختی #جنگ_نرم #کلیپ #محمدمهدی_مومنی_ها
11:02 - 3 آبان 1405
∎​