شناسهٔ خبر: 80222649 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایبنا | لینک خبر

بیهقی مورخ است

شاید تعجب کنید، اما هیچ بعید نیست دانشجویی در یکی از گروه‌های تاریخ دانشگاه‌های ایران، تاریخ ایران پس از اسلام بخواند و لای کتاب تاریخ بیهقی را هم باز نکند...چرا نمی‌خواند؟ چون نگرش غالب در دانشگاه‌ها و مدارس ما این است که تاریخ بیهقی متنی ادبی است و بیش از آنکه ارزش تاریخی داشته باشد، از نظر نثر و زبان قابل توجه است.

صاحب‌خبر -

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- محسن آزموده؛ «بیهقی مورخ است» این گزاره در نظر اول و برای همه کسانی که نام کتاب «تاریخ بیهقی» به گوش‌شان خورده، بدیهی و بنابراین لغو و همان‌گویی است، یعنی چه که بیهقی مورخ است؟ خب معلوم است، کسی که تاریخ نوشته و آنقدر مشهور است که اسمش را روی ترمینال و پارک‌سوار می‌گذارند، مورخ است دیگر! بله. همین طور است، اما در واقعیت جامعه فکری و فرهنگی ما، این جمله ظاهرا بدیهی چندان هم جدی گرفته نشده و نمی‌شود و در میان کتابخوان‌های اهل تاریخ و ادبیات، کمتر کسی به کتاب تاریخ بیهقی به عنوان متن تاریخی نگاه می‌کند و بیشتر آن را به عنوان متنی ادبی و به عنوان یکی از نمونه‌های درخشان و شاهکارهای نثر فارسی می‌خوانند.
شاید تعجب کنید، اما هیچ بعید نیست دانشجویی در یکی از گروه‌های تاریخ دانشگاه‌های ایران، تاریخ ایران پس از اسلام بخواند و لای کتاب تاریخ بیهقی را هم باز نکند، در حالی که یکی از سرفصل‌ها، تاریخ غزنویان است و احتمالا همان دانشجو هم می‌داند که ابوالفضل بیهقی (۴۷۰-۳۸۵ه.ق.)، یکی از مهم‌ترین کتاب‌های تاریخ غزنویان را نگاشته است. او هم نداند، استادش قطعا می‌داند.
اما چرا نمی‌خواند؟ چون نگرش غالب در دانشگاه‌ها و مدارس ما این است که تاریخ بیهقی متنی ادبی است و بیش از آنکه ارزش تاریخی داشته باشد، از نظر نثر و زبان قابل توجه است. یک بهانه هم می‌آورند و می‌گویند نثر بیهقی برای دانشجوی تاریخ که تخصصی در ادبیات نداشته باشد، دشوار و سخت است و نیاز به مقدماتی دارد که در حوصله او نمی‌گنجد و بنابراین برای آشنایی اجمالی با تاریخ مثلا غزنویان، بهتر است به همان جزوه‌های معهود و مالوف و کتاب‌های لاغر و ساده درسی اکتفا کرد.
با همین ظاهرا استدلال سست و بی‌پایه است که بسیاری از متن‌های کلاسیک ما از شاهنامه و مثنوی مولانا گرفته تا دیوان حافظ و گلستان و بوستان سعدی و قابوس‌نامه و تاریخ بیهقی و ... در چنبره ادبیات و ادیبان سنتی و سنت‌گرا، گرفتار شده‌اند و دانشجویان سایر رشته‌های علوم انسانی به ندرت به آنها مراجعه می‌کنند. تازه ادبیاتی‌ها هم معمولا خودشان را به همان تحقیقات سنتی مثل نسخه‌شناسی و تصحیح و پیدا کردن آرایه‌ها و صنایع ادبی محدود کرده‌اند و به سختی بتوان از نگاه‌های انتقادی و نگرش‌های جدید ادبی و رویکردهای میان رشته‌ای به میراث غنی مکتوب فارسی چیزی یافت. هر چه هم متفکرانی چون زنده‌یادان سید جواد طباطبایی و داریوش شایگان فریاد می‌زنند که این متن‌ها، محمل‌های اصلی اندیشه و تفکر ایرانی هستند، به گوش کسی نمی‌رود و به آن توجهی نمی‌کنند.
درست است که تاریخ بیهقی به لحاظ ادبی و زبانی شاهکاری بی‌بدیل در نثر فارسی است، اما چنان که در ابتدای نوشته آمد، این کتاب بیش و پیش از هر چیز یک تاریخ است و مولفش مورخی بزرگ و بی‌مثال. گفته شده از ۳۰‌جلد تاریخ بیهقی، تنها حدود پنج جلد آن باقی مانده که به رویدادهای دوره سلطنت مسعود غزنوی بین سال‌های ۴۲۱ تا ۴۳۲ هجری قمری اختصاص دارد، یعنی دوره‌ای که بیهقی به عنوان دبیر و دستیار بونصر مشکان (درگذشته ۴۳۱ ه.ق.)، دیوان‌سالار کاربلد و رییس دیوان رسالت مسعود و پس از مرگ او، بوسهل زوزنی کار و فعالیت می‌کرد. شرح زنده و از نزدیک و پر از جزییات بیهقی از دربار مسعود نمونه و مثال درخشانی از اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در این ۱۰ سال و بازگوکننده سیاست ایران دست‌کم در دوره سیادت سلسله‌هایی چون غزنویان و سلجوقیان و خوارزمشاهیان است و نشان می‌دهد که ایران در این دوره‌های پر تنش و آشوب، چطور اداره می‌شده و چه وضع و اوضاعی داشته.
نکته مهم‌تر شیوه و چگونگی روایت استادانه بیهقی است، تاریخ او اگرچه برهه‌ای ظاهرا کوتاه (و صد البته بسیار مهم) از تاریخ عریض و طویل ایران را در بر می‌گیرد، اما آنچه برای دانشجوی تاریخ و هر کسی که می‌خواهد مورخ شود اهمیت دارد، شیوه تاریخ‌نگاری و نحوه محاکات او است. بیهقی با دانشی وسیع از فرهنگ و ادب و تاریخ ایران و با بصیرت و شناختی عمیق از سازوکار سیاست در ایران پیشامدرن، قصه زوال و انحطاط سیاست در ایران را شرح می‌دهد، روایتی که محدود به دوره ۱۰ساله مذکور نمی‌ماند و می‌تواند الگویی برای تحلیل سایر ادوار تاریخی ایران تا به امروز باشد. این درس مهمی است که نه فقط دانشجویان تاریخ، بلکه همه علاقه‌مندان فرهنگ و تمدن ایرانی و فراتر از آن هر آن کسی که می‌خواهد شیوه تحلیل تاریخی را فرا بگیرد، از بیهقی می‌آموزد. ایدون باد. با امید.

∎​