شناسهٔ خبر: 80221587 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

جاده برای بعضی‌ها مسیر نیست، محل کار است

تهران-ایرنا- از گرمای تابستان تا سرمای زمستان، سایه‌بان‌هایی که در حاشیه جاده‌ها برپا می‌شوند تا چرخ زندگی فروشندگان بچرخد.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنازندگی، برای بیشتر آدم‌ها، جاده جایی است که باید از آن گذشت؛ مسیری میان مبدأ و مقصد که هرچه زودتر طی شود، زودتر به خانه، محل کار یا مقصد سفر می‌رسند. اما کنار همین جاده‌ها، آدم‌هایی هستند که قرار نیست به این زودی‌ها راه بیفتند. آنها بساطشان را در حاشیه مسیر پهن می‌کنند، زیر سایه‌بانی ساده می‌نشینند و چشم به خودروهایی می‌دوزند که از دور پیدا می‌شوند و چند لحظه بعد، بی‌آنکه حتی سرعتشان را کم کنند، از مقابلشان می‌گذرند.

یک وانت، چند جعبه میوه و سایه‌بانی که گاهی چیزی بیشتر از یک چتر رنگ‌ورورفته یا تکه‌ای پارچه نیست؛ تمام چیزی که برای برپا کردن یک بساط کنار جاده لازم است. همین بساط کوچک، برای کسانی که آن را برپا کرده‌اند، محل کار و راهی برای تأمین هزینه‌های زندگی است.

مجموعه مستند تصویری کامل «  سایه بان » را  اینجا  ببینید.

جاده برای بعضی‌ها مسیر نیست، محل کار است

صبح که هوا هنوز خنک است، میوه‌ها در جعبه‌ها چیده می‌شوند و بساط برای آمدن نخستین مشتری‌ها آماده می‌شود. بعضی فروشندگان محصولات کشاورزی را عرضه می‌کنند و بعضی دیگر آب، تنقلات و خوراکی‌هایی را که ممکن است مسافری در میانه راه به آنها نیاز پیدا کند. جای بساط‌ها هم معمولاً جایی است که خودروها از آن عبور می‌کنند و امکان توقف دارند؛ حاشیه جاده‌ها و آزادراه‌هایی که رفت‌وآمد در آنها، از صبح تا شب، ادامه دارد.

جاده برای بعضی‌ها مسیر نیست، محل کار است

تابستان که آفتاب تندتر می‌تابد و زمستان که سرما به جاده می‌زند، بساط این فروشنده‌ها همچنان برپاست. سایه‌بان‌های ساده کمی از آفتاب و باران کم می‌کنند، اما کار در حاشیه جاده در هر فصل دشواری‌های خودش را دارد.

تابستان، آفتاب مستقیم به بساط می‌تابد و سایه چترها و سقف‌های پارچه‌ای، تنها بخشی از گرما را می‌گیرد. فروشنده‌ها باید حواسشان به بارشان باشد تا میوه‌ها زیر آفتاب نمانند و مشتری‌ها هم بتوانند از کنار جاده خرید کنند. با رسیدن زمستان، سرما و باد کار را سخت‌تر می‌کند. اینجا خبری از دیوار و سقف محکم مغازه‌ها نیست؛ چند پایه و پوششی ساده، تمام چیزی است که فروشنده را از هوای سرد و باران دور نگه می‌دارد. بااین‌همه، بساط کنار جاده برپاست و فروشنده تا وقتی مشتری‌ای از راه برسد، به کارش ادامه می‌دهد.

جاده برای بعضی‌ها مسیر نیست، محل کار است

در هر دو فصل، یک چیز تغییر نمی‌کند: جاده پر از رفت‌وآمد است، اما هیچ تضمینی نیست که این رفت‌وآمد به خرید منجر شود. گاهی چند خودرو پشت سر هم می‌ایستند و مشتری‌ها سراغ میوه‌ها می‌روند؛ گاهی هم مدت‌ها می‌گذرد و بساط، همان‌طور دست‌نخورده، کنار جاده می‌ماند. برای کسی که درآمدش به فروش روزانه وابسته است، همین توقف‌های کوتاه اهمیت پیدا می‌کنند.

مسافران معمولاً فرصت زیادی در این توقف‌ها ندارند. ممکن است برای خرید چند میوه، برداشتن بطری آبی یا تهیه خوراکی راهشان را کج کنند و پس از چند دقیقه دوباره به مسیر برگردند. گاهی هم خریدی در کار نیست؛ نگاهی به بساط می‌اندازند و می‌گذرند. برای آنها این توقف، بخش کوچکی از سفر است؛ برای فروشنده، یکی از لحظه‌هایی که می‌تواند به فروش و درآمد ختم شود.

جاده برای بعضی‌ها مسیر نیست، محل کار است

فروش کنار جاده، در نگاه اول، ساده به نظر می‌رسد. کالا را می‌چینی، مشتری می‌آید، خرید می‌کند و می‌رود. اما پشت همین تصویر، آماده کردن بساط، تهیه و جابه‌جایی محصولات، مراقبت از آنها و ساعت‌هایی از انتظار قرار دارد. فروشنده نمی‌تواند مثل مغازه‌داری که در پایان ساعت کاری کرکره را پایین می‌کشد، همه‌چیز را همان‌جا رها کند. بار باید جمع شود، محصولات باقی‌مانده باید به جایی منتقل شوند و روز کاری، چه پرفروش بوده باشد و چه کم‌رونق، سرانجام به پایان برسد.

جاده برای بعضی‌ها مسیر نیست، محل کار است

بعضی از این بساط‌ها روی وانت برپا شده‌اند؛ وسیله‌ای که هم بار را حمل می‌کند و هم نقش مغازه را دارد. بعضی دیگر با چند جعبه و یک چتر شکل گرفته‌اند. هرکدام به اندازه امکاناتشان گسترده شده‌اند و به همان اندازه هم به شرایط محل وابسته‌اند. در این میان، سایه‌بان فقط پوششی بالای سر فروشنده نیست؛ بخشی از شکل گرفتن یک محل کار است، جایی که قرار است در دل رفت‌وآمد بی‌وقفه جاده، فرصتی برای کسب درآمد فراهم کند.

جاده برای بعضی‌ها مسیر نیست، محل کار است

جاده برای مسافران، راه رسیدن به جایی دیگر است؛ برای این فروشندگان، جایی است که بخشی از روز و زندگی‌شان در آن می‌گذرد. مسافران می‌آیند و می‌روند و هرکدام قصه‌ای از سفر خود دارند؛ قصه این سوی جاده اما در همان بساط‌های کوچک ادامه پیدا می‌کند. زیر سایه‌بان‌هایی که گاهی در گرمای تابستان تنها پناه موجودند و گاهی در سرمای زمستان، سرپناهی محدود در برابر باد، کسانی ایستاده‌اند که امید دارند عبور خودروها به توقفی کوتاه و فروشی هرچند کوچک منتهی شود.

جاده همچنان شلوغ است و مسیر همچنان ادامه دارد. برای بعضی‌ها، رسیدن به مقصد پایان راه است؛ برای بعضی دیگر، پایان یک روز کاری فقط زمانی از راه می‌رسد که بساط جمع شود و جاده را برای فردا پشت سر بگذارند.

جاده برای بعضی‌ها مسیر نیست، محل کار است

∎​