شناسهٔ خبر: 80220111 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مردم‌سالاری‌آنلاین | لینک خبر

از مسکو تا تهران؛ تاب‌آوری اقتصادی مقابل تحریم

تاب‌آوری اقتصادی در سال‌های اخیر به یکی از مفاهیم کلیدی تحلیل اقتصاد ایران تبدیل شده است؛ ...

صاحب‌خبر - تاب‌آوری اقتصادی در سال‌های اخیر به یکی از مفاهیم کلیدی تحلیل اقتصاد ایران تبدیل شده است؛ مفهومی که در شرایط جنگ، تحریم، محدودیت‌های تجاری و فشارهای مالی، بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است. اما پرسش اساسی این است: آیا ادامه فعالیت اقتصاد، تأمین کالاهای ضروری و جلوگیری از توقف تولید به معنای تاب‌آوری است، یا ممکن است اقتصادی در ظاهر دوام بیاورد، اما هم‌زمان قدرت خرید مردم، سرمایه‌گذاری و توان تولید آینده آن تحلیل برود؟

تجربه روسیه پس از آغاز جنگ اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، فرصت مناسبی برای بررسی این پرسش فراهم می‌کند. روسیه با تحریم‌های گسترده مالی، تجاری و فناوری مواجه شد، اما نه‌تنها از فروپاشی فوری اقتصادی جلوگیری کرد، بلکه در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ رشد قابل‌توجهی را تجربه کرد. با کندشدن رشد در سال ۲۰۲۵، روشن‌تر شد که توانایی عبور از شوک اولیه، لزوماً به معنای برخورداری از رشد پایدار، افزایش رفاه عمومی یا مصونیت از هزینه‌های بلندمدت جنگ و تحریم نیست.

بر اساس داده‌های اداره آمار روسیه، رشد واقعی تولید ناخالص داخلی این کشور در سال ۲۰۲۵ حدود یک درصد بود؛ درحالی‌که رشد سال ۲۰۲۴ بسیار بالاتر گزارش شده بود. در مقابل، بانک جهانی برآورد کرده است که اقتصاد ایران در سال مالی منتهی به ۲۰ مارس ۲۰۲۶، تحت تأثیر تشدید درگیری‌ها، تحریم‌ها و اختلال فعالیت‌های اقتصادی، ۲.۷ درصد کوچک شده است. این دو رقم به دوره‌ها و شرایط متفاوتی تعلق دارند و به‌تنهایی برای رتبه‌بندی تاب‌آوری دو کشور کافی نیستند؛ اما اهمیت بررسی ساختار مقاومت اقتصادی هر دو کشور را نشان می‌دهند.

تاب‌آوری را با چه معیارهایی بسنجیم؟

در ادبیات اقتصادی جهان، تاب‌آوری صرفاً به معنای مقاومت در برابر شوک نیست؛ توان جذب شوک، حفظ کارکردهای حیاتی، سازگاری با شرایط جدید و بازیابی ظرفیت ازدست‌رفته نیز اهمیت دارد. مطالعات سازمان همکاری و توسعه اقتصادی  (OECD) نیز بر پایش آسیب‌پذیری‌های مالی، بخش واقعی اقتصاد، بازار دارایی‌ها، دولت و بخش خارجی تأکید دارند. بر این اساس، برای سنجش تاب‌آوری ایران باید دست‌کم هفت حوزه را به‌طور هم‌زمان بررسی کرد .

۱ . تاب‌آوری کلان اقتصادی: رشد واقعی تولید ناخالص داخلی، اشتغال، سرمایه‌گذاری و ثبات قیمت‌ها نشان می‌دهند اقتصاد تا چه اندازه توان حفظ فعالیت خود را دارد. افزایش اسمی درآمدها در شرایط تورمی، بدون افزایش حجم واقعی تولید، نشانه کافی برای موفقیت نیست.

۲. تاب‌آوری پولی و مالی : تورم، نوسان ارز، کسری بودجه، سلامت نظام بانکی و دسترسی به منابع مالی تعیین می‌کنند که اقتصاد با چه هزینه‌ای به فعالیت ادامه می‌دهد. تورم مزمن ایران در این حوزه یک آسیب‌پذیری مهم است؛ زیرا هم قدرت خرید را کاهش می‌دهد و هم برنامه‌ریزی تولیدکنندگان را دشوار می‌کند.

۳. تاب‌آوری تولیدی: ظرفیت فعال کارخانه‌ها، بهره‌وری، سرمایه‌گذاری خالص، دسترسی به مواد اولیه، انرژی و ماشین‌آلات باید سنجیده شوند. تولیدی که با استهلاک تجهیزات و کاهش سرمایه‌گذاری ادامه پیدا می‌کند، ممکن است در کوتاه‌مدت پابرجا بماند، اما توان رقابت آینده آن تضعیف شود.

۴. تاب‌آوری تجاری: تنوع مقاصد صادراتی، مسیرهای حمل‌ونقل، روش‌های تسویه مالی و میزان وابستگی به شرکای محدود، معیارهای اصلی این حوزه‌اند. تغییر مسیر تجارت می‌تواند تحریم را کم‌اثر کند؛ اما افزایش هزینه واسطه‌گری و تخفیف صادراتی ممکن است بخشی از منافع آن را از بین ببرد.

۵. تاب‌آوری فناوری: دسترسی به تجهیزات، قطعات، دانش فنی، نرم‌افزار و نیروی متخصص باید در کنار میزان نوآوری و توان بومی‌سازی بررسی شود. تولید داخلی زمانی به مزیت پایدار تبدیل می‌شود که وابستگی‌های حیاتی و هزینه جایگزینی فناوری نیز کاهش یابد.

۶. تاب‌آوری اجتماعی: قدرت خرید خانوار، امنیت غذایی، کیفیت اشتغال، فقر و دسترسی به سلامت و آموزش نشان می‌دهند جامعه چه هزینه‌ای برای عبور از بحران می‌پردازد. اقتصادی که فعالیت آن ادامه دارد، اما خانوارهایش ناچار به کاهش مصرف ضروری یا مصرف پس‌انداز هستند، از منظر اجتماعی لزوماً تاب‌آور نیست.

۷. تاب‌آوری نهادی و زیرساختی: کیفیت تصمیم‌گیری، هماهنگی سیاست‌های پولی و مالی، پایداری برق، آب، سوخت، حمل‌ونقل و ارتباطات، توان اقتصاد برای مدیریت شوک را تعیین می‌کنند. ضعف هماهنگی در این حوزه می‌تواند هزینه آسیب‌های دیگر را افزایش دهد.

روسیه چگونه مقاومت کرد و چه هزینه‌ای پرداخت؟

روسیه از چند ابزار برای جذب شوک استفاده کرد. تغییر مقصد بخشی از صادرات انرژی به بازارهای آسیایی، حمایت از صنایع منتخب، مداخله در بازار ارز در مقاطع بحرانی و افزایش مخارج دولت، از مهم‌ترین ابزارهای این کشور بودند. این سیاست‌ها به حفظ تقاضا و تداوم فعالیت برخی صنایع کمک کردند. بااین‌حال، رشد اقتصادی ناشی از مخارج سنگین دولتی، به‌ویژه سفارش‌های نظامی، الزاماً به معنای افزایش متناسب رفاه عمومی یا تقویت همه بخش‌های مولد نیست. افزایش هزینه‌های جنگی می‌تواند منابع سرمایه‌گذاری غیرنظامی را محدود کند و فشار بر بودجه را افزایش دهد. بنابراین، تجربه روسیه هم ظرفیت سازگاری را نشان می‌دهد و هم محدودیت‌های مدلی را که بخشی از رشد آن به هزینه‌های جنگ وابسته است. برای ایران، مهم‌ترین درس این نیست که ساختار هزینه‌ای روسیه تکرار شود؛ بلکه باید آموخت که در شرایط محدودیت خارجی، تنوع‌بخشی به بازارها، حفظ جریان تأمین مواد اولیه و ایجاد مسیرهای جایگزین تجاری تا چه اندازه اهمیت دارد.

ایران از مدل اقتصادی روسیه چه بیاموزد؟
نخست، باید تجارت خارجی را متنوع‌تر کرد. توسعه ارتباط اقتصادی با همسایگان، تقویت مسیرهای ریلی و دریایی، گسترش همکاری با کشورهای آسیایی و کاهش وابستگی به واسطه‌های محدود می‌تواند آسیب‌پذیری تجارت را کاهش دهد. البته موفقیت این سیاست باید با درآمد خالص صادرات، هزینه مبادله و پایداری مسیرها سنجیده شود، نه صرفاً افزایش حجم تجارت.

دوم، ثبات پولی باید به اولویت سیاست اقتصادی تبدیل شود. کنترل کسری بودجه، پرهیز از تأمین مالی تورم‌زا، اصلاح تدریجی ناترازی بانک‌ها و کاهش نااطمینانی ارزی، پیش‌شرط حفظ قدرت خرید و سرمایه‌گذاری هستند. حمایت از تولید نیز بدون ثبات نسبی اقتصاد کلان، به‌سختی به رشد پایدار تبدیل می‌شود.
سوم، حمایت از تولید باید به افزایش بهره‌وری و نوسازی فناوری پیوند بخورد. جایگزینی واردات، اگر به تولید کم‌کیفیت و پرهزینه منجر شود، به‌تنهایی تاب‌آوری ایجاد نمی‌کند. اولویت باید تأمین قطعات حیاتی، توسعه فناوری‌های قابل اتکا، تقویت بنگاه‌های دانش‌بنیان و حفظ سرمایه مولد باشد.

چهارم، تاب‌آوری اجتماعی باید در مرکز سیاست‌گذاری قرار گیرد. حمایت هدفمند از خانوارهای آسیب‌پذیر، حفظ اشتغال، تأمین کالاهای ضروری و جلوگیری از انتقال نامتناسب هزینه بحران به دهک‌های پایین، بخشی از ظرفیت اقتصادی کشور را حفظ می‌کند؛ زیرا نیروی کار سالم، آموزش‌دیده و برخوردار از حداقل امنیت معیشتی، یکی از پایه‌های تولید و بازسازی است.

پنجم، ایران به یک نظام شفاف سنجش تاب‌آوری نیاز دارد. انتشار منظم شاخص‌های هفت‌گانه، همراه با مقایسه روند چندساله و بررسی تجربه کشورهایی مانند روسیه، می‌تواند سیاست‌گذاری را از ارزیابی‌های کلی و شعاری به تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد نزدیک کند.
تاب‌آوری واقعی یا صرفاً دوام‌آوردن؟

نمی‌توان ایران را در تمام حوزه‌ها شکست‌خورده یا کاملاً تاب‌آور دانست. کشور از ظرفیت‌های مهمی در منابع انرژی، نیروی انسانی، بازار داخلی و سازگاری تجاری برخوردار است؛ اما این ظرفیت‌ها زمانی به تاب‌آوری پایدار تبدیل می‌شوند که با ثبات پولی، سرمایه‌گذاری، بهره‌وری، فناوری و حفظ قدرت خرید همراه باشند. تجربه روسیه نشان می‌دهد که حتی اقتصادی با درآمدهای بالای انرژی و توان بسیج منابع دولتی نیز از هزینه‌های جنگ و محدودیت‌های بلندمدت مصون نیست. در ایران نیز ادامه فعالیت اقتصادی به‌تنهایی پاسخ پرسش تاب‌آوری نیست؛ باید دید این استمرار با چه هزینه‌ای حاصل می‌شود و چه میزان از توان بازسازی آینده را حفظ می‌کند. معیار نهایی موفقیت، فقط جلوگیری از فروپاشی در زمان بحران نیست. اقتصاد تاب‌آور باید بتواند پس از عبور از بحران، ظرفیت تولید بیشتری داشته باشد، ثبات پولی را تقویت کند، تجارت متنوع‌تری بسازد و امکان زندگی بهتر را برای مردم فراهم آورد.

تاب‌آوری واقعی یعنی عبور از بحران، بدون آنکه هزینه دوام امروز به فرسایش توان تولید و رفاه فردا تبدیل شود.
 
 ∎​