به گزارش ایرنا، هرچند که طیاری معمار برجسته پیشکسوت در بین معماران، شناختهشده و پرآوازه است اما پیش از آنکه جایزه معماریِ «کرمانی که در من ماند» از وی تجلیل کند، شاید کمتر کسی از مردم عادی میدانست که کرمان چنین سرمایه ارزندهای دارد.
حسین طیاری اهل جیرفت در جنوب استان کرمان، معماری است که مدرک دکترای خود را در ایتالیا گرفته و در محیطهای حرفهای و آتلیههای معماری در سطح جهانی تربیت شده و کار کرده است اما سالهای عمر خود را نه پشت میزهای طراحی اروپایی که در میان خاک، خشت و گِل بناهای تاریخی ایران گذرانده است؛ از بازار و مسجد جامع کرمان تا شهر سوخته سیستان و در نهایت، یک دهه کار شبانهروزی در ارگ تاریخی بم، یک معمار خوشنام و دلسوز از طیاری در اذهان تداعی کرده است.

ارزش کار بزرگانی همچون او را بیش از آنکه با میزان شهرتی که در بین عموم مردم دارند بتوان سنجید، باید در خدماتی که انجام دادهاند جستوجو کرد. وی کسی است که عمر خود را صرف شناخت، مرمت و صیانت از معماری بومی ما و بهویژه ارگ جهانی بم کرده است.
شاید نام طیاری به اندازه ارگ بم بر سر زبانها نباشد اما باید به خاطر بسپاریم که بخشی از آنچه که ما امروز از این میراث معماری جهانی داریم و میشناسیم، حاصل سالهایی است که این استاد ایرانی در گرما و سرمای بم، صرف مرمت و مراقبت از میراث ارزشمند و تاریخی ارگ بم کرده است.
با وجود این کارنامه پُربار، نام او در سالهای اخیر، چندان در کانون توجه رسانههای استان کرمان نبوده است.
در جستوجو برای شناخت بیشتر او، به گزارشی در یکی از رسانههای محلی کرمان برخوردم که حدود چهار سال پیش، به مناسبت مراسمی که در اتاق بازرگانی کرمان برای پاسداشت طیاری برگزار شده بود تهیه و منتشر شده است.
در بخشی از این گزارش، نقلقولی از این معمار پیشکسوت با مخاطبان در میان گذاشته شده است که در مستند «گِل و دل» که درباره اوست، به زبان آورده است. برپایه این گزارش، پس از زلزله ویرانگر دیماه ۱۳۸۲ که بخشهای گستردهای از ارگ بم را تخریب کرد، وقتی از وی که عمر خود را صرف پژوهش و مرمت این اثر تاریخی باشکوه کرده بود میپرسند چه احساسی داری؟ میگوید: «دیگر احساسی در من نمانده است.» گویا تخریب معماری ارگ، بخشی از وجود طیاری را نیز با خود برده بود. همین گفته کافی است تا رابطه این معمار را با معماری بومی سرزمین کرمان که ارگ بم یک نمونه شاخص از آن است را بهتر بشناسیم.میگوید: «دیگر احساسی در من نمانده است.» گویا تخریب معماری ارگ، بخشی از وجود طیاری را نیز با خود برده بود. همین گفته کافی است تا رابطه این معمار را با معماری بومی سرزمین کرمان که ارگ بم یک نمونه شاخص از آن است را بهتر بشناسیم.
در جریان جایزه معماری «کرمانی که در من ماند» که این هفته توسط شهرداری کرمان برگزار شد، طیاری به کرمان آمد و در آیین افتتاحیه این رویداد، از وی تجلیل شد.

طیاری را برای نخستینبار در همین مراسم در تالار فرهنگوهنر کرمان دیدم. چند لحظه پشت تریبون رفت و عُصاره تجربیات خود را با حاضران به اشتراک گذاشت. وی گفت: «یکی از دلایلی که باعث شده ما قدری از دنیا عقب و ضعیفتر باشیم، ندانستن تاریخ است. تاریخ برای معماری و هر حرفهای بسیار مهم است. تا تاریخ را نفهمید نمیتوانید آن رشته را کامل یاد بگیرد. به همه توصیه میکنم تاریخ فرهنگی را بدانید، تاریخ معماری را یاد بگیرید، تاریخ سیاسی و اقتصادی را بدانید. هرچه بیشتر تاریخ بخوانید اطلاعات شما در آن رشته که کار میکنید یا دوست دارید کار کنید، بیشتر میشود. استدعا دارم تاریخ را یاد بگیرید و بخوانید.»
معمار پُرکار
در این مراسم، مجید رفعتی، دکترای معماری، شاعر و استاد دانشگاه هم پشت تریبون رفت و در معرفی بخشی از شخصیت و کارنامه طیاری سخن گفت. وی خطاب به معمارانی که در سالن بودند، اظهار کرد: دکتر طیاری در سالهایی که خیلی از شما هنوز به دنیا نیامده بودید از ایتالیا دکترا گرفت و بعد به ایران آمد و ۲ سالی کار ساختمانی در نیروی دریایی انجام داد.
وی افزود: طیاری سال ۵۶ وارد میراثفرهنگی میشود. از لحاظ جایگاه خانوادگی نیازی به شغل کارمندی نداشت اما به میراثفرهنگی میرود تا به گفته خودش، معماری ایرانی را یاد بگیرد.
رفعتی با بیان اینکه این استاد پیشکسوت، معماری را در معنای عام در بهترین آتلیههای در سطح جهانی آموخته بود، افزود: دکتر طیاری از سال ۵۸ مسئولیت میراثفرهنگی کرمان را برعهده گرفت که شامل کرمان و هرمزگان و سیستانوبلوچستان بود. در این مساحت پهناور، هرکار جدی مرمتی که شده، ایشان در آن دخیل بوده است. از مرمت بخشهایی از بازار تاریخی و مسجد جامع کرمان تا شهر سوخته در سیستانوبلوچستان، کوه خواجه یا معبدی در بندرعباس و مساجدی در بندر لنگه فعالیت داشت و دانشِ آموخته سطح جهانی را با تجربه معماری ایرانی درآمیخت و این میتواند الگویی باشد برای اینکه بدانیم همه چیز را در دانشگاه نمیتوان آموخت.
وی ادامه داد: نقلقولی از ایشان در فیلم مستند «دل و گِل» هست که گفته معماری را با کار میتوان یاد گرفت.
پاسبان خاطرات ارگ بم
این معمار کرمانی در ادامه گفت: دکتر طیاری ۱۰ سال متمادی، از سال ۷۲ مسئول مرمت ارگ بم بود و تمامی خاطراتی که قبل از زلزله از ارگ بم داریم را مدیون ایشان و همکاران و همراهان بومی هستیم که در ارگ بم کار کردند.
رفعتی افزود: دکتر طیاری ارگ بم را با نیروهای بومی و با تکنیکهای سنتی مرمت کرد؛ کاری که هیچ سابقهای در دنیا نداشته است. ما هیچ دستورالعملی در نهادهای بینالمللی از جمله یونسکو برای مرمت معماری خشتی نداریم. آقای دکتر انگار از اختراع چرخ برای مرمت ارگ بم استفاده کرد و ۱۰ سال شبانهروز آنجا بود و وقت و عمر خود را صرف مرمت ارگ کرد.
وی سپس اظهار کرد: آنچه که محور شخصیت این معمار پیشکسوت است رفتار و اخلاق ایشان است. اهل مداهنه نیستم و بیاغراق و تملق میگویم که دکتر طیاری انسان بسیار شریف، متواضع و فروتن است. فردی که آن سالها دکترا را از بهترین دانشگاهها گرفته و جایگاه خانوادگی شناخته شدهای دارد و سالها در ارگ بم کار کرده است، اگر رفتارشان با دانشجویان را در دانشگاه میدیدید از این همه فروتنی شگفتزده میشدید.
شنیدن این کارنامه برای من که تا پیش از آن شناخت چندانی از خدمات گرانبهای طیاری نداشتم، هم غافلگیرکننده بود و هم یادآور یک جفای فرهنگی که نسل ما بر نسل پیشین کرده است؛ نسلی که دانش، تجربه و خاطراتش کمتر از آنچه شایسته است، ثبت و روایت شده است. چرا تجربههای حرفهای، شیوه کار، دانش، منش و نگاه آنها به معماری، کمتر موضوع نوشتن کتاب و مقاله و مستندسازی قرار گرفته است؟
تجربههای طیاری در ارگ بم و سایر بناهایی که مرمت و حفاظت کرده، فقط بخشی از کارنامه شخصی یک معمار نیست بلکه میتوان آن را برگی از تاریخ مرمت و معماری در ایران و کرمان هم دانست که با ثبت، میتواند به نسلهای بعد منتقل شود.
فردای آن روزی که طیاری را در تالار فرهنگوهنر کرمان دیده بودم، با الهه آذرنوش معمار و یکی از کارگردانان مستندِ «گِل و دل» درباره زندگی طیاری تماس گرفتم تا با این معمار پیشکسوت در کرمان ملاقات کنم. آذرنوش گفت که «استاد به ارگ بم رفته است.» حضوری معنادار؛ طیاری که سالهاست در کرمان زندگی نمیکند، در همین سفر کوتاه هم به سراغ ارگ بم رفت.
به این فکر میکنم که این معمار پیشکسوت، بعد از یک عمر زیستن با معماری و با شناخت عمیقی که نسبت به ارگ بم دارد، اینبار که سراغ ارگ رفته، چه دیدگاهی درباره آن دارد؟
آیا ارگ بم بعد از فروریختن در زلزله و دوباره برخاستن، در نگاه این معمار پیشکسوت چه تصویری و سرنوشتی دارد؟