شناسهٔ خبر: 80188045 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

آينده مبهم دولت‌هاي رفاهي

حميد روشنايي

صاحب‌خبر -

دولت‌هاي رفاهي را مي‌توان معجزه نظام سرمايه‌داري براي مقابله با كمونيسم و انديشه‌هاي چپگرايانه دانست. انديشه ايجاد دولت رفاهي، به بيسمارك صدراعظم بزرگ آلمان باز مي‌گردد كه در اولين اقدام در دهه 1880 بيمه‌هاي اجتماعي را در آلمان تازه تاسيس شده، بنيان نهاد. اين روند در قرن بيستم، توسط دولت بريتانيا با ايجاد بيمه‌هاي اجتماعي از جمله بيمه بيكاري، مستمري و حمايت‌هاي قانوني از كارگران توسعه يافت. در دهه 1930 و بحران اقتصادي، اين امتيازات با چالش‌هايي همراه شد، اما پس از جنگ جهاني دوم، دولت‌هاي رفاهي كارويژه‌هايي براي خود تعريف كردند كه البته نوع و سطح اين كمك‌ها در كشورهاي مختلف، متفاوت بوده است. مهم‌ترين برنامه دولت‌هاي رفاهي، شامل بهداشت و درمان عمومي، بازنشستگي و حمايت در دوران سالمندي، بيمه بيكاري و حمايت از كارگران، آموزش عمومي، مسكن و حمايت از خانواده و مبارزه با فقر و نابرابري است كه از طريق تركيبي از ماليات عمومي، حق بيمه پرداختي كارگران و كارفرمايان و بودجه دولت، تامين مالي مي‌شدند.  آشوب‌هاي اخير در فرانسه كه در حال گسترش از مدارس به ساير سطوح جامعه اين كشور و اروپاست، نشان مي‌دهد كه دولت‌هاي رفاهي ديگر نمي‌توانند مانند گذشته، خواسته‌های مردم را برآورند. اعتراض به شرايط محيط مدرسه، محل كار، گراني و... گوياي ناتواني دولت‌هاي رفاهي در حل مسائل بنيادين اقتصادي و اجتماعي اروپاست. اما چرا اكنون اين اعتراضات در جوامع دولت‌هاي رفاهي در حال گسترش است؟
1- تورم: افزايش قيمت‌هاي جهاني به خصوص با شروع جنگ ايران و امريكا و بالا رفتن قيمت نفت، تورم در كشورهاي غربي به خوبي خود را نشان داد و افزايش قيمت سوخت موجب نارضايتي شديد مردم و كاهش توان دولت‌ها براي مقابله با آن شد.
2- بي‌عدالتي: نظام سرمايه‌داري با بي‌عدالتي عجين شده است. اما اينكه امروزه اين دمل چركين سر برآورده، به دليل شرايط اقتصادي و اجتماعي كشورهاي اروپايي و امريكاست. 

3- فرسودگي ساختار: به نظر مي‌رسد پس از سقوط كمونيسم در جهان، دولت‌هاي رفاهي ديگر دليلي براي ترس از گرايش جامعه به سوي اعتراض نديده و بازسازي و نگهداري مراكز تحصيلي و كار را به عهده شهرداري‌ها گذاشتند كه آنها نيز درگير ساير مسائل شهري بوده‌اند. اين موضوع موجب فرسوده شدن و كهنگي ساختار خدماتي و اعتراضات اخير در فرانسه و ساير كشورهاي اروپايي شده است.
4- پيري جمعيت: دولت‌هاي غربي اكنون با افزايش جمعيت پير و ناتوان كه نياز به كمك دارند و امكان افزايش توليد را نيز ندارند، مواجه است. آخرين آمار نشان مي‌دهد كه ميزان جمعيت بالاي 65 سال در اروپا به ميانگين بالاي 20 درصد رسيده و اين زنگ خطري براي آينده اين كشورهاست.
5- سنگين شدن بار خدمات عمومي: همزمان با افزايش پيري جمعيت، تورم نيز رو به افزايش و درآمد دولت‌ها نيز به همان ميزان رو به كاهش است. كسري بودجه دولت‌هاي غربي نشان مي‌دهد كه آنها ديگر مانند گذشته نمي‌توانند براي مسائل رفاهي هزينه كنند.
6- افزايش بودجه نظامي: ترس از گسترش جنگ روسيه و اوكراين و همچنين دستورالعمل ترامپ براي افزودن سهم كشورهاي اروپايي در ناتو (به ميزان 5 درصد) موجب شده كه دولت‌هاي اروپايي به فكر جبران آن از طريق كاهش بودجه‌هاي ديگر براي حل مسائل امنيتي باشند.
7- مهاجران:  اگرچه غرب پيشرفت‌هاي خود را مديون مهاجران به اين كشورهاست، ليكن اكنون افزايش تعداد و توقعات آنها به نوعي، آينده اروپا را به چالش مي‌كشد براي همين ترامپ نسخه‌اي را براي فرانسه تجويز كرده كه خودش اكنون در امريكا اجرا مي‌كند يعني بستن مرزها و اخراج مهاجران. 
موارد فوق موجب شده دولت‌هاي رفاهي ديگر نتوانند رسالت خود را به خوبي انجام داده و بحران‌هاي اقتصادي و اجتماعي جديدي در حال شكل‌گيري باشد كه به سرعت به كشورهاي مختلف سرايت مي‌كند. اين در حالي است كه گروه‌هاي تندروي چپ و راست، مانند دو تيغه قيچي در حال قطع ريشه‌هاي دولت‌هاي رفاهي هستند.

∎​