ایمان گودرزی؛ ماجرای تیوی بیفوما، بازیکن پرسپولیس، بار دیگر موضوع دوپینگ را به یکی از بحثهای داغ فوتبال ایران تبدیل کرده است؛ جنجالی که با توجه به اظهارات رضا سعیدی، قائممقام کمیته ملی مبارزه با دوپینگ، در برنامه فوتبال برتر ابعاد تازهای پیدا کرد. سعیدی از تماس فردی فعال در فوتبال خبر داد که عملکرد بیفوما را مشکوک دانسته بود، اما نتوانست هویت تماسگیرنده را به یاد بیاورد. در شرایطی که هنوز تخلفی از سوی این بازیکن اثبات نشده، مرور پروندههای پیشین فوتبال ایران نشان میدهد مسئله اصلی تنها برخورد با ورزشکار متخلف نیست؛ بلکه اطلاعرسانی دقیق، روشن شدن ابعاد پروندهها و پاسخگویی درباره روند مبارزه با دوپینگ نیز اهمیت دارد.
بیفوما؛ اتهامی که با یک تماس تلفنی مطرح شد
عملکرد بدنی تیوی بیفوما در مسابقات اخیر پرسپولیس، بهویژه دوندگی بالای این بازیکن، زمینهساز انتشار شایعاتی درباره احتمال استفاده او از مواد ممنوعه شد. این گمانهزنیها به برنامه تلویزیونی «فوتبال برتر» رسید و رضا سعیدی، قائممقام کمیته ملی مبارزه با دوپینگ، درباره آن توضیح داد.
به گفته سعیدی، فردی از اهالی فوتبال با او تماس گرفته و مدعی شده بود که عملکرد بیفوما نسبت به فصل گذشته به شکل قابل توجهی بهتر شده است. نکته بحثبرانگیز زمانی رقم خورد که مجری برنامه درباره هویت این فرد سؤال کرد، اما سعیدی گفت در آن لحظه نمیتواند نام تماسگیرنده را به خاطر بیاورد؛ هرچند تأکید کرد که فرد موردنظر از اهالی فوتبال بوده است.
این اظهارات، پرسشهایی درباره نحوه دریافت و بررسی چنین گزارشهایی ایجاد کرد. با این حال، باید میان مطرح شدن یک ظن و اثبات دوپینگ تفاوت قائل شد. عملکرد بهتر، آمادگی بدنی بالا یا دوندگی زیاد بهتنهایی نشانه تخلف نیست و درباره بیفوما نیز صرف مطرح شدن این ادعا به معنای مثبت بودن آزمایش یا اثبات مصرف ماده ممنوعه نیست.
مسئله مهم اکنون این است که آیا بررسیهای لازم انجام میشود و اگر نمونهگیری یا اقدام دیگری در دستور کار قرار بگیرد، نتیجه آن از مسیر رسمی و با رعایت ضوابط اعلام خواهد شد یا خیر.

از حمید شفیعی تا محرومیتهای دهه ۹۰
برای بررسی وضعیت دوپینگ در فوتبال ایران، باید به پروندههایی برگشت که طی چند دهه گذشته به محرومیت بازیکنان منجر شدهاند. در میان موارد مطرحشده در گزارشهای تاریخی، نام حمید شفیعی، بازیکن پیشین ذوبآهن، بهعنوان یکی از نخستین محرومان دوپینگی لیگ برتر دیده میشود. او در سال ۱۳۸۳ به دلیل پرونده دوپینگ با محرومیت مواجه شد.
در سالهای بعد نیز نام بازیکنان دیگری به فهرست محرومان اضافه شد. مهدی واعظی، دروازهبان سابق فوتبال ایران، از جمله چهرههایی بود که به دلیل مثبت شدن آزمایش دوپینگ با محرومیت روبهرو شد. علی مولایی و افشین کمایی نیز از دیگر بازیکنانی بودند که در دهه ۸۰ پرونده دوپینگ آنها خبرساز شد.
این موارد نشان میدهد فوتبال ایران از سالها قبل با مسئله استفاده از مواد ممنوعه مواجه بوده است. با این حال، برای ارزیابی دقیق عملکرد نهادهای مسئول، صرف شمارش محرومیتها کافی نیست؛ باید مشخص باشد هر پرونده چگونه بررسی شده، چه اطلاعاتی بهصورت رسمی منتشر شده و چه اقداماتی برای پیشگیری از تکرار تخلف صورت گرفته است.
در دهه ۹۰ نیز چند پرونده مهم دوپینگ در فوتبال ایران مطرح شد که هرکدام واکنشهایی به دنبال داشتند.

وحید ذوالقدر؛ محرومیت به دلیل ماده ممنوعه
در سال ۱۳۹۳، وحید ذوالقدر، بازیکن نفت تهران، پس از مثبت شدن آزمایش دوپینگ به دلیل وجود مادهای از مشتقات ناندرولون با محرومیت دو ساله مواجه شد. این پرونده یکی از نمونههایی بود که جزئیات آن در رسانهها بازتاب پیدا کرد.
شهاب زاهدی؛ پروندهای در پرسپولیس
شهاب زاهدی نیز در اسفند ۱۳۹۳ به دلیل مثبت شدن آزمایش مربوط به یکی از مواد ممنوعه از گروه استروئیدهای آنابولیک، به دو سال محرومیت محکوم شد. این پرونده به دلیل ارتباط بازیکن با باشگاه پرسپولیس توجه زیادی را به خود جلب کرد.
در چنین پروندههایی، علاوه بر صدور حکم، پرسشهایی درباره آموزش بازیکنان، آگاهی از فهرست مواد ممنوعه و نحوه نظارت بر داروها و مکملهای مصرفی مطرح میشود. پاسخ به این پرسشها میتواند در کاهش خطر تکرار تخلف مؤثر باشد؛ هرچند بررسی مسئولیت هر باشگاه یا فرد، نیازمند شواهد مشخص و اطلاعات مستند درباره همان پرونده است.

حبیب گردانی؛ چهار سال دوری از فوتبال
پرونده حبیب گردانی، مدافع سابق تراکتورسازی و ماشینسازی، یکی از محرومیتهای سنگین فوتبال ایران بود. او در سال ۱۳۹۶ به دلیل مثبت شدن آزمایش مربوط به ماده متنولون با چهار سال محرومیت مواجه شد.
گردانی در روایت خود از این اتفاق، پیشتر گفته بود که برای درمان درد زانو به پزشکی خارج از باشگاه مراجعه کرده و بدون اطلاع از ممنوع بودن داروی تزریقی، آن را دریافت کرده است. این توضیح، روایت شخصی او از ماجراست و بهتنهایی تغییری در حکم صادرشده ایجاد نمیکند؛ اما اهمیت نظارت پزشکی، اطلاعرسانی به ورزشکاران و آگاهی از ترکیبات دارویی را برجسته میکند.
پرونده محمدحسین حیدری و ضرورت دقت در آمار
در بهمن ۱۴۰۲ نیز خبر محرومیت چهار ساله محمدحسین حیدری، بازیکن لیگ دسته اول فوتبال ایران، منتشر شد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، نمونه او در جریان مسابقات لیگ آزادگان در اسفند ۱۴۰۱ گرفته شده بود و حکم محرومیت در ادامه رسیدگی به پرونده صادر شد.
این مورد از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد پروندههای دوپینگ در فوتبال ایران محدود به یک دوره یا چند چهره شناختهشده نیستند. البته حیدری در لیگ دسته اول فعالیت میکرد و نباید پرونده او را بدون توضیح در شمار محرومیتهای لیگ برتر قرار داد.
همین تمایز در بررسی آمار اهمیت زیادی دارد. برای ترسیم تصویری دقیق از دوپینگ در فوتبال ایران باید پروندههای لیگ برتر، لیگ دسته اول و سایر رقابتها از یکدیگر تفکیک شوند و وضعیت نهایی هر حکم نیز مورد توجه قرار بگیرد.

آیا برخورد با دوپینگ به شفافیت کافی رسیده است؟
یکی از انتقادهایی که در بحث مبارزه با دوپینگ مطرح میشود، محدود ماندن اطلاعرسانی به اعلام نام ورزشکار و مدت محرومیت است. در بسیاری از پروندهها، مخاطبان به اطلاعات کامل درباره روند رسیدگی، نوع تخلف، جزئیات تصمیم انضباطی و اقدامات پیشگیرانه دسترسی ندارند؛ مسئلهای که میتواند زمینهساز شکلگیری شایعات و برداشتهای متناقض شود.
البته منتشر نشدن تمام جزئیات یک پرونده لزوماً به معنای پنهانکاری نیست؛ حفظ محرمانگی برخی مراحل رسیدگی و رعایت حقوق ورزشکار نیز اهمیت دارد. با این حال، نهادهای مسئول میتوانند در چارچوب مقررات، اطلاعات لازم درباره روند بررسی، نتیجه نهایی و اقدامات پیشگیرانه را به شکل روشن و قابل پیگیری در اختیار افکار عمومی قرار دهند.
از سوی دیگر، ادعاهایی مانند اینکه هیچ آزمایش مثبتی در فوتبال حرفهای ثبت نشده، تنها زمانی قابل ارزیابی هستند که دامنه آماری، بازه زمانی و سطح مسابقات مورد اشاره دقیقاً مشخص باشد. وجود پروندههای محرومیت در لیگهای مختلف، ضرورت تفکیک آمار و ارائه توضیحات روشن از سوی مسئولان را دوچندان میکند.

دوپینگ؛ مسئلهای فراتر از محروم کردن یک بازیکن
پرونده بیفوما، فارغ از نتیجه بررسیهای احتمالی، بار دیگر نشان داد که نحوه طرح اتهام و واکنش نهادهای مسئول میتواند به اندازه خود موضوع خبرساز شود. وقتی یک ادعا بر اساس تماس فردی ناشناس مطرح میشود، انتظار میرود مسئولان ضمن بررسی دقیق آن، میان گزارش اولیه، ظن و نتیجه قطعی آزمایش تفاوت روشنی قائل شوند.
در مبارزه مؤثر با دوپینگ، نمونهگیری منظم، رسیدگی منصفانه، اطلاعرسانی مسئولانه و آموزش بازیکنان باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند. برخورد انضباطی با تخلف اثباتشده ضروری است، اما پیشگیری از مصرف ناخواسته مواد ممنوعه و شفاف بودن روند رسیدگی نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
اکنون پرسش اصلی درباره فوتبال ایران تنها این نیست که آیا از بیفوما آزمایش گرفته خواهد شد یا نتیجه آن چه خواهد بود؛ پرسش مهمتر این است که آیا این پرونده فرصتی برای روشنتر شدن سازوکار مبارزه با دوپینگ و افزایش اعتماد عمومی خواهد بود یا بار دیگر با فروکش کردن حواشی، پرسشهای اساسی بدون پاسخ باقی خواهند ماند.
257 251
∎