شناسهٔ خبر: 80105669 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه صبح‌نو | لینک خبر

سید جلال ساداتیان، سفیر اسبق ایران در انگلیس، در گفت‌وگو با صبح نو بررسی کرد

لندن در پی تأثیرگذاری بر تصمیمات آمریکا است

صاحب‌خبر -


سفیر اسبق ایران در انگلیس با تشریح ابعاد سیاست منطقه‌ای لندن، از تداوم تلاش این کشور برای حفظ نفوذ در خاورمیانه و افزایش فشار بر تهران سخن گفت؛ راهبردی که به گفته سید جلال ساداتیان، با وجود کاهش قدرت سنتی بریتانیا، همچنان بر بهره‌گیری از ظرفیت‌های دیپلماتیک و اثرگذاری بر تصمیمات قدرت‌های بزرگ، به‌ویژه آمریکا، استوار است.
 
سید جلال ساداتیان سفیر اسبق ایران در انگلیس و تحلیلگر مسائل بین‌‌الملل در گفت‌وگو با خبرنگار روزنامه صبح نو، با بررسی پیشینه مداخلات بریتانیا در ایران و منطقه، به تشریح روند گسترش نفوذ این کشور از دوران صفویه تا تحولات قرن بیستم پرداخت و نقش تاریخی لندن را در شکل‌گیری معادلات سیاسی خاورمیانه مورد بررسی قرار داد.

وی گفت: حضور بریتانیا در خلیج فارس از دوران صفویه به‌تدریج گسترش یافت و همکاری انگلیسی‌ها با صفویان برای بیرون راندن پرتغالی‌ها از هرمز در سال ۱۶۲۲، یکی از نقاط عطف این حضور بود. فعالیت‌های انگلیس در ادامه، از حوزه تجارت فراتر رفت و ابعاد سیاسی و راهبردی پیدا کرد.

ساداتیان افزود: در قرن نوزدهم، رقابت قدرت‌های بزرگ برای گسترش نفوذ در مناطق راهبردی شدت گرفت و بریتانیا و روسیه تزاری نیز برای افزایش نفوذ خود در ایران و آسیای مرکزی با یکدیگر رقابت می‌کردند. این رقابت در قرارداد ۱۹۰۷ میان دو کشور نمود آشکاری پیدا کرد؛ توافقی که ایران را به مناطق نفوذ روسیه در شمال، بریتانیا در جنوب‌شرق و منطقه‌ای بی‌طرف در بخش میانی تقسیم می‌کرد، بی‌آنکه دولت ایران نقشی مؤثر در این تصمیم‌گیری داشته باشد.

وی ادامه داد: با آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴، ایران با وجود اعلام بی‌طرفی، از پیامدهای جنگ و حضور نیروهای خارجی در امان نماند. در همین دوره، بریتانیا و فرانسه نیز در قالب توافق سایکس–پیکو در سال ۱۹۱۶، درباره تقسیم حوزه‌های نفوذ در بخش‌هایی از سرزمین‌های عربی تحت حاکمیت عثمانی به توافق رسیدند؛ توافقی که نشان‌دهنده تلاش قدرت‌های اروپایی برای تعیین آینده سیاسی منطقه بر اساس منافع خود بود.

این دیپلمات پیشین با پرداختن به تحولات پس از جنگ جهانی اول، به اعلامیه بالفور در سال ۱۹۱۷ اشاره کرد و گفت: دولت بریتانیا در این اعلامیه از ایجاد خانه ملی برای مردم یهود در فلسطین حمایت کرد؛ سیاستی که در تحولات بعدی این سرزمین و شکل‌گیری منازعه بر سر آینده آن تأثیرگذار بود.

ساداتیان افزود: بریتانیا در دهه‌های بعد نیز تلاش کرد جایگاه خود را در خلیج فارس حفظ کند. با پایان حضور نظامی این کشور در شرق سوئز در سال ۱۹۷۱، ترتیبات سیاسی منطقه تغییر کرد و بحرین و امارات متحده عربی به استقلال رسیدند؛ با این حال، کاهش حضور نظامی مستقیم بریتانیا به معنای پایان روابط و نفوذ این کشور در منطقه نبود و مناسبات سیاسی، اقتصادی و تجاری لندن با کشورهای خاورمیانه ادامه پیدا کرد.

وی در ادامه، با توجه به این پیشینه تاریخی، به بررسی جایگاه کنونی بریتانیا در معادلات منطقه‌ای و مناسبات آن با آمریکا پرداخت؛ موضوعی که در شرایط کنونی خاورمیانه و در ارتباط با رویکرد کشورهای غربی در قبال ایران، اهمیت ویژه‌ای دارد.


ساداتیان درباره نقش بریتانیا در معادلات کنونی خاورمیانه و تلاش این کشور برای تقویت نفوذ خود در منطقه گفت: با توجه به سابقه تاریخی مداخلات انگلیس در ایران و منطقه، باید توجه داشت که موضوع ایران به دلیل ویژگی‌های تاریخی و سیاسی خاص خود، بحثی جداگانه است؛ اما در سطح منطقه‌ای، بریتانیا تا سال ۱۹۷۱، مطابق وعده‌ای که به آمریکایی‌ها داده بود، تلاش کرد کشورهایی را که تحت نفوذش قرار داشتند به رسمیت بشناسد و زمینه استقلال آنها را فراهم کند.

وی افزود: انگلیس در همین چارچوب، اقدامات و مداخلات خاص خود را نیز دنبال کرد؛ از جمله امارات متحده عربی را به رسمیت شناخت و عملاً در روند جدایی بحرین از ایران نقش داشت. پس از آن نیز، با وجود واگذاری بخش مهمی از مسئولیت‌های منطقه‌ای به آمریکا، روابط تجاری و صنعتی خود را با کشورهای منطقه حفظ کرد و پروژه‌هایش را ادامه داد تا بتواند منافع خود را تأمین کند.

این دیپلمات پیشین با اشاره به ارزیابی لندن از تحولات کنونی جهان اظهار کرد: بریتانیا اکنون تصور می‌کند که موقعیت آمریکا در این منطقه در حال تضعیف است و به همین دلیل تلاش می‌کند جای پای خود را تقویت کند.ساداتیان در ادامه با اشاره به سابقه رقابت بریتانیا و روسیه تزاری در ایران گفت: در ابتدای قرن بیستم شاهد بودیم که این دو قدرت، ایران را ابتدا به سه بخش و سپس در قالب ترتیبات حوزه‌های نفوذ به دو منطقه اصلی تقسیم کردند. هدف آنها این بود که بر این منطقه تسلط پیدا کنند، اما وقوع جنگ جهانی اول و پس از آن جنگ جهانی دوم، هرکدام با تحولات و پیامدهای خاص خود، مانع از تحقق کامل انتظارات و اهداف بریتانیا شد.

انگلیس در همه مسائل تابع واشنگتن نیست

ساداتیان درباره نقش دولت کنونی انگلیس در تشدید فشارها علیه ایران و میزان استقلال لندن از سیاست‌های واشنگتن گفت: بریتانیا در برخی مقاطع تلاش کرده است نقش میانجی را ایفا کند. اگر به مذاکرات هسته‌ای ایران و سه کشور اروپایی توجه کنیم، می‌بینیم که آنها از یک سو بر ایران فشار وارد می‌کردند و از سوی دیگر در تلاش بودند راهی برای مدیریت اختلافات و بهبود روابط پیدا کنند.

وی افزود: در آن دوره، آقای دکتر روحانی مسئولیت مذاکره از طرف ایران را بر عهده داشت و در توافقی که به توافق سعدآباد معروف شد، پایه‌های اولیه حل‌وفصل مسئله هسته‌ای به این شکل گذاشته شد که ایران به‌طور موقت فعالیت‌های هسته‌ای خود را تعلیق کند تا در ادامه، راه‌حل‌های مختلف برای این موضوع بررسی شود. این روند در حال پیشرفت بود، اما تحولات دیگری رخ داد و مسیر آن تغییر کرد.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در پاسخ به پرسشی پیرامون سیاست‌های لندن و واشنگتن و میزان پیروی این دو از هم، تصریح کرد: خیر؛ بریتانیا عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد است و از حق وتو برخوردار است. این کشور همچنین با اعضای کشورهای مشترک‌المنافع، از جمله کانادا، استرالیا، نیوزیلند و برخی کشورهای آسیایی و آفریقایی، روابط گسترده‌ای دارد. بنابراین، لندن تصور می‌کند که همچنان می‌تواند به‌صورت مستقل ایفای نقش کند و در معادلات بین‌المللی تأثیرگذار باشد.

وی با بیان اینکه قدرت‌های بزرگ نیز ممکن است در مسیر سیاست‌گذاری خود دچار اشتباه شوند، ادامه داد: بریتانیا در مقطعی به اتحادیه اروپا پیوست و با کشورهای عضو همکاری می‌کرد، اما در ادامه، بوریس جانسون در دوران نخست‌وزیری خود برگزیت و خروج این کشور از اتحادیه اروپا را اجرایی کرد. این تصمیم نیز هزینه‌ها و زیان‌هایی برای انگلیس به همراه داشت. بنابراین، نباید تصور کرد که قدرت‌های بزرگ همواره بدون خطا عمل می‌کنند؛ آنها نیز ممکن است در محاسبات و تصمیم‌گیری‌های خود اشتباه کنند.

ساداتیان با اشاره به تحولات نظامی اخیر و درخواست دونالد ترامپ برای همراهی بریتانیا با آمریکا گفت: ترامپ تلاش زیادی کرد تا انگلیس را با خود همراه کند و این کشور نیروها و امکاناتش را به‌صورت مستقیم و رسمی در اختیار آمریکا قرار دهد، اما شاهد بودیم که لندن چنین همراهی‌ای را انجام نداد. انگلیس در برخی زمینه‌ها با آمریکا همکاری کرد، ولی نیرو اعزام نکرد و تسلیحات جنگی نیز در اختیار این کشور نگذاشت.

وی افزود: حتی گزارش‌هایی مطرح شد مبنی بر اینکه یک ناو جنگی انگلیس که به منطقه آمده بود، مدتی بدون اقدام یا تحرک نظامی باقی ماند و در نهایت منطقه را ترک کرد. این رفتار نشان می‌دهد که بریتانیا نیز مانند سایر کشورها در پی تأمین منافع خود است و به‌ویژه تلاش می‌کند تا حد امکان استقلال عمل خود را حفظ کند.

این دیپلمات پیشین اظهار کرد: انگلیس در برابر زیاده‌خواهی‌های ترامپ و سیاست‌هایی که از نگاه لندن عمدتاً بر تأمین منافع آمریکا متمرکز است، مقاومت‌هایی داشته و کوشیده است سیاست‌های خاص خود را دنبال کند. بنابراین، نمی‌توان گفت که بریتانیا در همه شرایط و موضوعات، صرفاً تابع تصمیمات واشنگتن است.

هدف لندن؛ افزایش فشار بر ایران و گرفتن امتیاز

ساداتیان در پاسخ به این پرسش که آیا بریتانیا با تکیه بر شناخت تاریخی خود از منطقه، بار دیگر در جایگاه «روباه مکار» قرار گرفته و درصدد هدایت آمریکا به سمت تقابل بیشتر با ایران است، گفت: ممکن است چنین اتفاقی رخ دهد، اما به نظر نمی‌رسد هدف اصلی انگلیس در شرایط کنونی، تغییر رژیم و نظام سیاسی ایران باشد. به نظر می‌رسد این کشور بیشتر به دنبال آن است که از راه‌های مختلف، فشارهایی را که بر ایران وارد می‌شود افزایش دهد تا تهران به سمت پذیرش امتیازات بیشتر و انعطاف در سیاست‌های خود در برابر غرب سوق پیدا کند. می‌توان گفت این رویکرد، بخشی از سیاست کلی بریتانیا در قبال ایران است.

وی با تأکید بر تفاوت شرایط کنونی با دوران تسلط بریتانیا بر منطقه ادامه داد: انگلیس دیگر قدرت مسلط منطقه در گذشته نیست و توانایی آن برای ایفای چنین نقشی به‌شدت کاهش یافته است. به‌ویژه در حوزه فناوری‌های روز، از جمله هوش مصنوعی، بریتانیا و کشورهای اروپایی در مقایسه با آمریکا و چین با محدودیت‌هایی مواجه هستند و رقابت اصلی در این عرصه میان واشنگتن و پکن جریان دارد.این کارشناس مسائل بین‌الملل با تشریح اهداف لندن از حضور در معادلات منطقه‌ای گفت: بریتانیا همچنان می‌خواهد بر ظرفیت‌های خود تکیه کند؛ نخست، بر عضویت دائم در شورای امنیت سازمان ملل متحد تأکید دارد؛ دوم، می‌خواهد در تصمیماتی که درباره تحولات منطقه اتخاذ می‌شود تأثیرگذار باشد؛ و سوم، تلاش می‌کند منافع خود را بدون ورود مستقیم به جنگ تأمین کند.

ساداتیان با اشاره به خودداری انگلیس از همراهی نظامی کامل با آمریکا در درگیری‌های اخیر افزود: همان‌طور که در پاسخ به پرسش قبلی توضیح دادم، بریتانیا در اعزام نیرو و ارائه تجهیزات جنگی به آمریکا همراهی نکرد. حتی اگر اعزام یک ناو جنگی به منطقه را نیز در نظر بگیریم، این اقدام به تحرک نظامی مشخصی منجر نشد و در نهایت پایان مأموریت ناو اعلام شد و این شناور منطقه را ترک کرد.

وی تصریح کرد: بنابراین، به نظر نمی‌رسد بریتانیا در شرایط کنونی به دنبال ورود مستقیم به یک جنگ باشد، اما در عین حال می‌خواهد مانع تقویت موقعیت ایران شود و این کشور را در وضعیتی ضعیف‌تر نگه دارد تا بتواند از این طریق منافع خود را تأمین کند.

∎​