صاحبخبر - گروه بینالملل – علی ودایع: اوکراینیها همچنان بهتزده داد و ستد کاخسفید با کرملین را دنبال میکنند ؛ این در شرایطی است که آنها همچنان درگیر جنگ با روسیه هستند. در این میان ، زلنسکی نامحبوبترین عنصر برای طرفین محسوب میشود. آیا رئیسجمهوری اوکراین بالاخره باید با قدرت کناره گیری کند؟
واقعیت تلخ برای «ولودیمیر زلنسکی» این است که تاریخ روابط بینالملل پر از بازیگرانی است که خود را «قهرمان» میپنداشتند اما در نهایت چیزی بیش از «سیاهیلشکر» در سناریوی قدرتهای بزرگ نبودند. زلنسکی از همان روز اولی که از صحنه کمدی تلویزیون به کاخ ریاستجمهوری در کییف کوچ کرد، یک بازنده بالقوه بود.رئیسجمهوری اوکراین در جنگطلبی علیه روسیه ، بازیگری بود که توهم پشتیبانی بیقیدوشرط غرب باعث شد که تمام هستی اوکراین را روی لبه تیغ قمار کند. اکنون با رو شدن کارتهای «توافق گازوئیلی» میان دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین، پرونده سیاسی زلنسکی رسماً وارد مرحله «فنای مطلق» شده است.
آناتومی یک شکست پیشبینیشده
فراموش نکنیم که زلنسکی هرگز یک استراتژیست نبوده است. رئیسجمهوری اوکراین به معنای کلمه توانست نقش یک میهن پرست را در جنگ ایفا کند اما در حقیقت او حاصل یک انفعال تاریخی و تن دادن به رویای شیرین اما مرگبار پیوستن به ناتو بود. اوکراین تحت رهبری زلنسکی، تمام زیرساختها، شریانهای صادراتی در دریای سیاه و نسل نوپای خود را فدای جنگی کرد که خروجیاش از ابتدا در راهروهای واشنگتن و مسکو قابل معامله بود.
حالا که نوسانات بازار جهانی سوخت و هراس جمهوریخواهان از شکست در انتخابات میاندورهای کنگره، کاخ سفید را مجبور به تعظیم در برابر اهرم انرژی کرملین کرده، زلنسکی در تلهای افتاده که خود ساخت. ترامپ بیهیچ تعارفی اعلام کرد که «زلنسکی میتوانست دو سال پیش به توافقی بسیار بهتر دست یابد اما نخواست». ادبیات ترامپ نشان میدهد که کاخسفید کمر به رفتن زلنسکی بستهاست. در همان ماجرای تحقیر در کاخ سفید هم مشخص بود که از نگاه رئیسجمهوری آمریکا ، رئیسجمهوری اوکراین مهره مصرف شده است، انقضایش سر رسیده و باید تعویض شود.
عبور نرم اروپا
در میان این طوفان دیپلماتیک، پایتختهای اروپایی بیش از هر زمان دیگری دچار «تکانه ژئوپلیتیک» و سردرگمی مطلق شدهاند. اروپایی ها هم که تمام سرمایه سیاسی، اعتبار اقتصادی و حتی امنیت انرژی خود را پای پروژه حمایت از کییف و تحریم همهجانبه مسکو به پای جنگ ریختند ؛ حالا دستشان در پوست گردوی ترامپ گیر کردهاست.
پیشتر بی اعتنایی به زلنسکی در نشست رهبران ناتو نشان داده بود که چشمآبیها از هزینههای جنگ اوکراین خسته شدهاند اما نه راه پیش دارند و نه راه پس!
از منظر بروکسل، زلنسکی دیگر آن «قهرمان آسیبناپذیر» سابق نیست، بلکه به یک «بار سنگین و پرهزینه» تبدیل شده که ادامه حمایت از او میتواند هزینه کشیده شدن پای اروپا به یک مواجهه مستقیم با مسکو را بدون پشتیبانی آمریکا به همراه داشته باشد.
در قلب نگاه سرخورده اروپا به معامله کرملین با کاخ سفید ، آنها میدانند که اگر ترامپ رسماً شیر کمکیها به کییف را ببندد، اروپا نهتنها توان مالی و تسلیحاتی پر کردن جای خالی آمریکا را ندارد، بلکه مجبور خواهد شد دیکتههای صلح ترامپ-پوتین را بپذیرد. اگرچه رهبران اروپایی در ظاهر هنوز ادعای حمایت از کییف را دارند، اما در پشت درهای بسته، ایده یک «برنامه صلح مستقل» و تسلیم شدن در برابر واقعیتهای روی زمین (تحویل برخی مناطق به روسیه) بدون حضور یا حتی با قربانی کردن زلنسکی پررنگتر شده است.
تصمیم شتابزده کشورهایی مثل فرانسه در آزادسازی ذخایر راهبردی سوخت نشان میدهد اروپا بیش از آنکه نگران بقای سیاسی زلنسکی باشد، نگران فروپاشی امنیت انرژی و موج جدید نارضایتیهای اجتماعی در داخل مرزهای خود است. در این معادله بیرحمانه، اروپا نشان داده که برای حفظ رمق باقیمانده اقتصاد خود، حاضراست خونسردانه چشم بر سقوط زلنسکی ببندد؛ موضوعی که ثابت میکند زلنسکی حتی در چشم متحدان قارهای خود نیز به پایان تاریخ مصرفش رسیده است.
سیلی گازوئیلی واشنگتن به کییف
صدور مجوز موقت وزارت خزانهداری آمریکا برای واردات میلیونها تن گازوئیل روسیه تا سال ۲۰۲۷، رسماً تیر خلاصی بود بر تمام ادعاهای غرب در خصوص «انزوای اقتصادی مسکو». وقتی زلنسکی با حملات پهپادی به پالایشگاه «نووشاختینسک» در روستوف تلاش کرد توافق ترامپ و پوتین را خراب کند، جواب واشنگتن سختتر و عریانتر از حد تصور بود: تهدید به قطع اینترنت ماهوارهای استارلینک، توقف ارسال اطلاعات جاسوسی و هشدارهای صریح برای تغییر رهبری در کییف.
خشم زلنسکی و «ضعیف» یا «مسخره» خواندن توافق ترامپ-پوتین، تنها ناله بازیگری است که فهمیده واشنگتن حاضراست برای کنترل قیمت بنزین در جایگاههای سوخت تگزاس و کالیفرنیا، تمام پدافند هوایی پاتریوت اوکراین را از خط خارج کند.
بازتاب این معامله در رسانههای ارشد بینالمللی، تصویر کاملاً روشنی از سرنوشت زلنسکی ترسیم میکند. بلومبرگ تقابل علنی زلنسکی با ترامپ در آستانه پنجمین زمستان جنگ، یک «خودکشی سیاسی» است. اوکراین بدون موشکهای رهگیر پاتریوت و دادههای اطلاعاتی آمریکا، حتی توان حفظ همین خطوط دفاعی فعلی را هم ندارد.
در همین حال، بنا به نوشته گاردین فشارهای مستقیم واشنگتن برای برگزاری انتخابات ۶۰ روزه و جانشینی زلنسکی نشان میدهد که آمریکا به دنبال فردی است که «امضای تسلیم» را بدون چونوچرا پای سند صلح پوتین بگذارد.
فایننشال تایمز هم مینویسد؛ اهرمهای فشار ترامپ روی کییف بیسابقه است. کییف ممکن است درگیر تحریمهای معکوس شود. زلنسکی در میان همبستگیهای تاکتیکی شکننده داخلی (مانند حمایت پوروشنکو) تنها محاصره شده و راه فراری ندارد.
صف بندی داخلی
در داخل مرزهای اوکراین، واقعیت عریانتر و تلختر از مانورهای دیپلماتیک است. زلنسکی نهتنها در عرصه بینالمللی سپر بلا ندارد، بلکه در خانه نیز روی انبار باروت نارضایتیهای اجتماعی و کینههای فروخورده سیاسی راه میرود. مردم اوکراین که در آستانه ورود به پنجمین زمستان سیاه و استخوانسوز جنگ هستند، اکنون با زیرساختهای ویرانشده انرژی، قطعیهای مداوم برق و بحران شدید سوخت دستپنجه نرم میکنند؛ آنهم در شرایطی که میبینند قربانیشدن کشورشان، قیمت گازوئیل را در بازارهای جهانی کنترل کرده اما برای آنها سوختی به همراه نداشته است.
خستگی مفرط جامعه اوکراین از جنگ فرسایشی، تلفات سنگین انسانی و فساد مالی نهادینهشده در سیستم نظامی-سیاسی کییف، محبوبیت اولیه کمدین سابق را به شدت تنزل داده است. مردم اوکراین با این سؤال بدون پاسخ روبهرو هستند که چرا کشوری که تمام توان و سرمایه خود را پای وعدههای غرب داد، اکنون باید تاوان معامله پشتپرده واشنگتن و مسکو را بدهد؟
اتفاق غیرقابل پیشبینی این است که تنش بین واشنگتن و کییف باعث ایجاد یک همبستگی داخلی غیرمنتظره در اوکراین شده است. حتی مخالفان سرسخت رئیسجمهوری اوکراین در برابر درخواست ترامپ برای جایگزینی زلنسکی از او حمایت کردند. میکولا کنیازیتسکی، نماینده مخالف دولت، معتقد است این فشارها بهطور متناقض جایگاه داخلی زلنسکی را تقویت کرده و محبوبیت او را افزایش داده است.
فارغ از پرستیژ برخی چهرههای اوکراینی، اپوزیسیون سیاسی و رقبای دیرین زلنسکی نیز بوی خون را استشمام کردهاند.چهرههایی نظیر «پترو پوروشنکو» (رئیسجمهوری پیشین) و جریانهای ملیگرا، اگرچه در ظاهر و برای عقب ننشستن از فضا، فشار مستقیم ترامپ برای برکناری زلنسکی را «دخالت در حاکمیت ملی» خوانده و رد کردند، اما در پشت پرده سخت مشغول برنامهریزی برای دوران «پسازلنسکی» هستند. آنها زلنسکی را عاملی میدانند که با بیتجربگی دیپلماتیک، کشور را به سمت نابودی سوق داده است.
محبوبیت چهرههای نظامی مانند ژنرال زالوژنی و دیگر فرماندهان میدانی در میان مردم و بدنه ارتش، کابوس شب و روز زلنسکی است. رقبای سیاسی زلنسکی به خوبی میدانند که اگر ترامپ شرط ۶۰ روزه برای برگزاری انتخابات را به کییف دیکته کند، زلنسکی در برابر یک گزینه نظامی محبوب یا یک چهره تکنوکرات، شانس زیادی برای بقا در قدرت نخواهد داشت.
زلنسکی اکنون در پیچیدهترین موقعیت حیات سیاسی خود قرار دارد؛ او نه راهی برای تسلیم در برابر واشنگتن دارد تا اقتدار داخلیاش یکشبه فروپاشد، و نه توان مقابله با نارضایتی روبهرشد مردمی را دارد که احساس میکنند توسط قهرمان سابق خود به بازی گرفته شدهاند.
زلنسکی که زمان درازی خود را چگوارای مدرن غرب میپنداشت، اکنون با حقیقت تلخ مواجه شده است. در معامله گازوئیلی ترامپ و پوتین، اوکراین نهتنها یک طرف میز نیست، بلکه «کالای روی میز» است.
خطونشان کشیدنهای زلنسکی مبنی بر اینکه «تنها مردم اوکراین رهبر را تعیین میکنند»، بیشتر شبیه به فریادهای بیمرجع در بیابان است. او از همان روزی که امنیت کشورش را به وعدههای متغیر واشنگتن گره زد بازنده بود، اما امروز در بازی جدید انرژی و آرا، رسماً به فنا رفته است. آینده کییف بدون زلنسکی و در سایه دیکتههای واشنگتن و مسکو کلید خورده است؛ سناریویی که در آن، «کمدین سابق» قربانی اصلی کمدیتراژدی دیپلماسی غرب شد.
∎