فرارو- فرید زکریا، مجری شبکه سی ان ان و ستون نویس روزنامه واشنگتن پست
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه واشنگتن پست، با وجود بازگرداندن بخشی از جریان انتقال نفت از تنگه هرمز و محدودکردن صادرات ایران، هزینههای سنگین جنگ و ناتوانی واشنگتن در وادارکردن تهران به تسلیم، ادعای پیروزی آمریکا را با تردیدهای جدی روبهرو کرده است. مشکل اصلی دولت ترامپ، نبود هدفی روشن و یکپارچه برای پایاندادن به جنگ است.
برخی تحلیلگران آمریکایی از پیروزی واشنگتن سخن میگویند. بااینحال، دستیابی به موفقیتهای عملیاتی لزوماً به معنای پیروزی در جنگ نیست. معیار نهایی، میزان تأثیر این اقدامات بر رفتار و تصمیمهای طرف مقابل است؛ معیاری که تاکنون نتایج روشنی به سود آمریکا نشان نمیدهد.
از نابودی تأسیسات هستهای تا بازگشت به نقطه آغاز
در ژوئن ۲۰۲۵، آمریکا و اسرائیل تأسیسات هستهای ایران را بمباران کردند و دونالد ترامپ اعلام کرد که برنامه هستهای ایران بهطور کامل نابود شده است. اما در فوریه، دو کشور بار دیگر وارد جنگ شدند؛ این بار با اهدافی که گستردهتر تعریف شده بود.
بااینحال، جمهوری اسلامی دوام آورد، ساختار قدرت خود را بازسازی کرد و تنگه هرمز را بست؛ آبراهی که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند. اکنون، پس از بیش از هفت ماه جنگ، آمریکا درگیر عملیاتی گسترده برای بازگشایی مسیری است که پیش از آغاز جنگ باز بود. از این منظر، واشنگتن بخش مهمی از توان نظامی خود را برای بازگرداندن شرایط به وضعیت پیش از جنگ به کار گرفته است.
هزینههای سنگین؛ از بودجه نظامی تا معیشت خانوارهای آمریکایی
برآورد پنتاگون نشان میدهد هزینه جنگ تا زمان انتشار گزارش به حدود ۴۵ میلیارد دلار رسیده است. دفتر بودجه کنگره نیز پیشبینی کرده که حتی ادامه یک درگیری کمشدت میتواند ماهانه دو میلیارد دلار دیگر هزینه داشته باشد. دستکم ۱۹ نظامی آمریکایی کشته شدهاند و احتمال میرود آمریکا بین نیمی تا دوسوم ذخایر برخی رهگیرهای پیشرفته دفاع موشکی خود را مصرف کرده باشد؛ تسلیحاتی که جایگزینی آنها ممکن است بیش از پنج سال طول بکشد و برای مقابله احتمالی با چین نیز اهمیت دارند. تا پایان ژوئن، دستکم شش ناو جنگی آمریکا از اقیانوس آرام به خاورمیانه منتقل شده بودند.
پیامدهای اقتصادی جنگ نیز گسترده بوده است. میانگین قیمت نفت برنت از آغاز جنگ به حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده که تقریباً ۴۰ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ است. برآورد مؤسسه تحلیلهای اقتصادی مودی نشان میدهد که تا ماه ژوئیه، هزینه جنگ برای هر خانوار آمریکایی، از طریق افزایش قیمتها، پرداخت بهره و مخارج نظامی، از ۱۲۰۰ دلار فراتر رفته بود. آمریکاییها همچنین حدود ۱۳۰ میلیارد دلار بیشتر برای بنزین و گازوئیل هزینه کردهاند. افزایش قیمت گازوئیل، هزینه حملونقل، کشاورزی و مواد غذایی را بالا برده و خانوارهایی که خانههای خود را با نفت گرم میکنند، ممکن است در زمستان با افزایش ۵۰ درصدی هزینهها مواجه شوند.
کشورهای خلیج فارس نیز با افزایش هزینههای کشتیرانی، افت گردشگری و خسارت به زیرساختها روبهرو شدهاند. برای نمونه، میزان اشغال هتلهای دبی از حدود ۸۵ درصد در فوریه به ۲۳ درصد در مارس سقوط کرد. دولتهای منطقه ناچارند میلیاردها دلار برای بازسازی زیرساختها و ایجاد مسیرهای جایگزین انتقال انرژی هزینه کنند. در همین حال، کشورهای واردکننده انرژی نیز با فشار فزاینده هزینهها مواجه شدهاند.
دو مسیر پیش روی واشنگتن
دولت ترامپ باید میان دو مسیر تصمیم بگیرد. اگر هدف، تغییر رفتار ایران، بازگشایی تنگه هرمز، محدودکردن برنامه هستهای و مهار فعالیتهای منطقهای تهران است، واشنگتن باید شروطی مشخص و دستیافتنی تعریف کند و فشار را برای پذیرش آنها به کار گیرد. اما اگر هدف تغییر حکومت باشد، آمریکا باید خود را برای نبردی خونینتر و احتمال گسترش درگیری به دیگر کشورهای منطقه آماده کند.
در نهایت، ادعای پیروزی آمریکا زمانی قابل ارزیابی است که دستاوردهای نظامی به نتیجهای سیاسی و پایدار منجر شوند. تا زمانی که واشنگتن درباره هدف نهایی جنگ تصمیم روشنی نگیرد، بازگشایی تنگه هرمز و واردکردن خساراتی به ایران نمیتواند بهتنهایی موفقیت راهبردی آمریکا را تضمین کند. ادامه این ابهام ممکن است جنگ را طولانیتر و هزینههای آن را برای آمریکا، متحدان منطقهای و اقتصاد جهانی سنگینتر کند.