مترجم: احسان اسيوند
در روزهایی که خیابانهای فرانسه بار دیگر به صحنه اعتراض، خشم و رویارویی مردم با ساختار قدرت تبدیل شدهاند، تماشای «قیام» پل گرینگراس بیش از هر زمان دیگری رنگی معاصر پیدا میکند. فیلمی که به شورش دهقانان انگلستان در سال ۱۳۸۱ بازمیگردد، در واقع درباره سازوکاری است که هنوز هم برای جوامع امروز آشناست: فشار اقتصادی، احساس بیعدالتی، بیاعتمادی به نهادهای قدرت و مردمی که سرانجام به این نتیجه میرسند که راههای معمول برای شنیده شدن دیگر کار نمیکند. از این منظر، فاصله ششصدساله میان شورش وات تایلر و اعتراضات امروز فرانسه چندان زیاد به نظر نمیرسد؛ در هر دو، مسئله فقط یک تصمیم یا یک مالیات نیست، بلکه انباشته شدن نارضایتیهایی است که در نهایت خود را در خیابان نشان میدهند. گرینگراس با همین نگاه، قرن چهاردهم را به آینهای برای قرن بیستویکم تبدیل میکند؛ آینهای که در آن پرسش قدیمیِ «چرا مردم شورش میکنند؟» همچنان پاسخی کاملا امروزی دارد.در اين ميان «The Uprising / قیام» ساخته پل گرینگراس، فیلمی تاریخی، جنگی و درام است که در سال ۲۰۲۶ به نمایش درآمده و یکی از بلندپروازانهترین تجربههای این کارگردان بریتانیایی در بازسازی یک واقعه تاریخی به شمار میرود. گرینگراس که پیشتر در فیلمهایی مثل «یکشنبه خونین»، «یونایتد ۹۳»، «کاپیتان فیلیپس»و « ۲۲ ژوئیه» به سراغ رخدادهای سیاسی و تاریخی رفته بود، این بار تقریبا شش قرن به عقب بازگشته تا شورش دهقانان انگلستان در سال ۱۳۸۱ را به تصویر بکشد؛ شورشی که از آن به عنوان یکی از بزرگترین طغیانهای مردمی در انگلستان قرون وسطی یاد میشود.
گرینگراس علاوه بر کارگردانی، فیلمنامه فیلم را نیز نوشته و تهیهکنندگی آن را در کنار جیسون بلوم، گرگوری گودمن، جوآنا کی، جو نویتر و لارس سیلوست بر عهده داشته است. اندرو گارفیلد، جیمی بل، استفن دیلان، تام هالندر، کازمو جارویس، توماسین مککنزی، جانی لی میلر، وودی نورمن و کاترین واترستون بازیگران اصلی فیلم هستند. گارفیلد در نقش شخصیتی خیالی با عنوان Ploughman یا «شخمزن» ظاهر میشود؛ دهقانی که پس از تجربه ویرانگر مرگ اعضای خانوادهاش در پی طاعون و رویارویی با مأموران مالیاتی حکومت، از یک کشاورز گمنام به یکی از چهرههای محوری شورش تبدیل میشود. کازمو جارویس نقش وات تایلر، رهبر واقعی شورش، را بازی میکند؛ جیمی بل در نقش جان بال، یکی از چهرههای فکری شورش، ظاهر میشود و توماسین مککنزی نقش آلیس، زنی با گذشتهای تلخ و موضعی بهشدت معترض نسبت به ساختار قدرت مذهبی و اجتماعی، را بر عهده دارد. داستان در سال ۱۳۸۱ میگذرد؛ چند دهه پس از شیوع «مرگ سیاه» که جمعیت انگلستان را بهشدت کاهش داده بود و ساختار اقتصادی و اجتماعی کشور را با بحران مواجه کرده بود.
در چنین شرایطی حکومت برای تأمین هزینههای خود، از جمله هزینه جنگهای طولانی با فرانسه، فشار مالیاتی بیشتری بر مردم وارد میکرد. یکی از مهمترین عوامل مستقیم شورش، مالیات سرانهای بود که در سالهای پیش از ۱۳۸۱ چند بار وضع شده بود و در نهایت تلاش حکومت برای وصول مالیات ۱۳۸۱ به انفجار اجتماعی انجامید. منابع تاریخی تأکید میکنند که مالیات سرانه تنها جرقه بود و نارضایتیهای عمیقتر اقتصادی، محدودیتهای نظام فئودالی، مقررات مربوط به نیروی کار و پیامدهای اجتماعی طاعون نیز در شکلگیری شورش نقش داشتند.در فیلم، این زمینه تاریخی از خلال زندگی «شخمزن» روایت میشود؛ کشاورزی که خانوادهاش را در اثر طاعون از دست داده و اکنون مأموران مالیاتی حتی از او مالیات مربوط به اعضای مرده خانواده را مطالبه میکنند. برخورد خشونتآمیز مأموران با روستاییان، حادثهای را رقم میزند که شخصیت گارفیلد را وارد مسیر شورش میکند. این بخش از فیلم، از نظر دراماتیک به واقعیت تاریخی نزدیک است، اما خود «شخمزن» شخصیت تاریخی شناختهشدهای نیست و محصول تخیل فیلمنامهنویس است.
به بیان دیگر، گرینگراس یک شخصیت خیالی را در مرکز روایت میگذارد تا مخاطب بتواند وقایع گسترده و پیچیده سال ۱۳۸۱ را از زاویه دید یک فرد عادی تجربه کند. نیویورکتایمز نیز این انتخاب را از عناصر اصلی ساختار فیلم دانسته و اشاره کرده است که گرینگراس با ترکیب شخصیتهای واقعی و خیالی، «شخمزن» را به راهنمای تماشاگر درون شورش تبدیل میکند.وات تایلر اما شخصیت واقعی تاریخ است و فیلم او را به عنوان یکی از رهبران اصلی شورش به تصویر میکشد. جان بال نیز شخصیتی واقعی بود؛ در فیلم، جیمی بل با بازیای پرانرژی و آتشین، بال را به عنوان چهرهای ایدئولوژیکتر از تایلر ترسیم میکند؛ شخصیتی که زبان دینی را علیه ساختار قدرت به کار میگیرد. این جنبه از فیلم با واقعیت تاریخی نیز همخوانی دارد، زیرا شورش ۱۳۸۱ صرفاً واکنشی اقتصادی نبود و در آن اعتراض به قدرت کلیسا، مناسبات ارباب و رعیتی و امتیازات طبقات ممتاز نیز حضور داشت.یکی از نقاط قوت فيلم در همین جاست که شورش را به یک واکنش ساده و تکعلتی به «مالیات سنگین» تقلیل نمیدهد.
با این حال، فیلم در نقطهای مهم با تاریخ واقعی فاصله میگیرد: ارتباط دادن شورش ۱۳۸۱ با افسانه رابین هود. این تغییر حتی موجب سردرگمی عمومی و واکنش رسانهای شد و گاردین آن را نمونهای از آشفتگی فیلم دانست. چرا كه از نظر تاریخی، ارتباط مستقیم وات تایلر یا شورش ۱۳۸۱ با رابین هود قطعی نیست و رابین هود نیز شخصیتی افسانهای با ریشههای ادبی پیچیده است. منتقدان متعددی اشاره کردهاند که فیلم در پایان تلاش میکند میان «شخمزن» و شکلگیری اسطوره رابین هود پلی ایجاد کند؛ اقدامی که برای برخی تماشاگران جذاب و برای برخی دیگر تحمیلی به نظر رسیده است. این تغییر از منظري ديگر نیز اهمیت دارد. گرینگراس آشکارا از تاریخ برای سخن گفتن درباره اکنون استفاده میکند. خود او در گفتوگویی درباره فیلم گفته است که هنگام نوشتن فیلمنامه، جهان سال ۱۳۸۱ برایش به شکل عجیبی معاصر به نظر میرسیده: جامعهای تقسیمشده میان الیگارشهای ثروتمندِ مدافع امتیازات خود و مردمی که احساس میکنند نظام سیاسی علیه آنان تنظیم شده است.
به گفته گرینگراس، هدف او ساختن فیلمی بزرگ و سرگرمکننده با نبردها و مقیاس حماسی بوده، اما در عین حال میخواسته حس معاصر این داستان حفظ شود. بنابراین، اثر را نمیتوان صرفا یک فیلم تاریخی دانست؛ این فیلم درباره قرن چهاردهم ساخته شده، اما مسئله اصلیاش رابطه قدرت و مردم است.در اینجا یکی از ویژگیهای مهم فیلم آشکار میشود: گرینگراس تلاش میکند بدون تبدیل کردن اثر به یک بیانیه سیاسی مستقیم، مجموعهای از تصاویر آشنا برای مخاطب امروز خلق کند. مأموران حکومت که برای جمعآوری مالیات به روستاها میروند، ثروتمندان و مقامات مذهبی که از امتیازات خود محافظت میکنند، مردم عادی که احساس میکنند هیچ راهی برای شنیده شدن ندارند و در نهایت جمعیتی که از اعتراض محدود به خشونت گسترده میرسد، همگی میتوانند برای مخاطب قرن بیستویکم تداعیهای سیاسی داشته باشند. نقد لسآنجلس تایمز نیز بر همین وجه تأکید کرده و نوشته است که فیلم در بیشتر زمان خود از قضاوت مستقیم درباره درست یا غلط بودن انقلاب خودداری میکند و شورش را بیشتر به عنوان پیامدی اجتنابناپذیر از شرایط نشان میدهد. از نظر فرم، فیلم بهشدت به زبان سینمایی شناختهشده گرینگراس متکی است.
دوربین روی دست، قابهای ناپایدار، حرکتهای سریع، نماهای نزدیک و استفاده از دوربین در قلب آشوب. در «قیام» این زبان تصویری به قرون وسطی منتقل میشود. نتیجه، فیلمی است که کمتر شبیه یک بازسازی کلاسیک تاریخی و بیشتر شبیه گزارشی میدانی از یک شورش است. نیویورکر این رویکرد را برخورد میان «بازسازی تاریخی» و «فیلم اکشن بیشفعال» توصیف کرده و معتقد است که این دو گرایش در نهایت در فیلم به نوعی توازن میرسند. برای مخاطبی که به سینمای تاریخی، فیلمهای سیاسی، بازنمایی شورشهای اجتماعی و سبک پرتنش پل گرینگراس علاقه دارد، فيلم تجربهای قابل توجه است؛ بهخصوص به دلیل طراحی بصری، بازیهای گارفیلد، جارویس، بل و نورمن، فضای خشن و غیررمانتیک قرون وسطی و تلاش برای پیوند دادن یک واقعه تاریخی با دغدغههای معاصر.
منابع focusfeatures / universalpicturesathome / imdb / universalpicturesathome / dickyricky/ The New York Times/ Los Angeles Times/ Christianity Today/ The New Yorker/ Screen Daily/ The Guardian/ RogerEbert/ Movie Review/
∎
در روزهایی که خیابانهای فرانسه بار دیگر به صحنه اعتراض، خشم و رویارویی مردم با ساختار قدرت تبدیل شدهاند، تماشای «قیام» پل گرینگراس بیش از هر زمان دیگری رنگی معاصر پیدا میکند. فیلمی که به شورش دهقانان انگلستان در سال ۱۳۸۱ بازمیگردد، در واقع درباره سازوکاری است که هنوز هم برای جوامع امروز آشناست: فشار اقتصادی، احساس بیعدالتی، بیاعتمادی به نهادهای قدرت و مردمی که سرانجام به این نتیجه میرسند که راههای معمول برای شنیده شدن دیگر کار نمیکند. از این منظر، فاصله ششصدساله میان شورش وات تایلر و اعتراضات امروز فرانسه چندان زیاد به نظر نمیرسد؛ در هر دو، مسئله فقط یک تصمیم یا یک مالیات نیست، بلکه انباشته شدن نارضایتیهایی است که در نهایت خود را در خیابان نشان میدهند. گرینگراس با همین نگاه، قرن چهاردهم را به آینهای برای قرن بیستویکم تبدیل میکند؛ آینهای که در آن پرسش قدیمیِ «چرا مردم شورش میکنند؟» همچنان پاسخی کاملا امروزی دارد.در اين ميان «The Uprising / قیام» ساخته پل گرینگراس، فیلمی تاریخی، جنگی و درام است که در سال ۲۰۲۶ به نمایش درآمده و یکی از بلندپروازانهترین تجربههای این کارگردان بریتانیایی در بازسازی یک واقعه تاریخی به شمار میرود. گرینگراس که پیشتر در فیلمهایی مثل «یکشنبه خونین»، «یونایتد ۹۳»، «کاپیتان فیلیپس»و « ۲۲ ژوئیه» به سراغ رخدادهای سیاسی و تاریخی رفته بود، این بار تقریبا شش قرن به عقب بازگشته تا شورش دهقانان انگلستان در سال ۱۳۸۱ را به تصویر بکشد؛ شورشی که از آن به عنوان یکی از بزرگترین طغیانهای مردمی در انگلستان قرون وسطی یاد میشود.
گرینگراس علاوه بر کارگردانی، فیلمنامه فیلم را نیز نوشته و تهیهکنندگی آن را در کنار جیسون بلوم، گرگوری گودمن، جوآنا کی، جو نویتر و لارس سیلوست بر عهده داشته است. اندرو گارفیلد، جیمی بل، استفن دیلان، تام هالندر، کازمو جارویس، توماسین مککنزی، جانی لی میلر، وودی نورمن و کاترین واترستون بازیگران اصلی فیلم هستند. گارفیلد در نقش شخصیتی خیالی با عنوان Ploughman یا «شخمزن» ظاهر میشود؛ دهقانی که پس از تجربه ویرانگر مرگ اعضای خانوادهاش در پی طاعون و رویارویی با مأموران مالیاتی حکومت، از یک کشاورز گمنام به یکی از چهرههای محوری شورش تبدیل میشود. کازمو جارویس نقش وات تایلر، رهبر واقعی شورش، را بازی میکند؛ جیمی بل در نقش جان بال، یکی از چهرههای فکری شورش، ظاهر میشود و توماسین مککنزی نقش آلیس، زنی با گذشتهای تلخ و موضعی بهشدت معترض نسبت به ساختار قدرت مذهبی و اجتماعی، را بر عهده دارد. داستان در سال ۱۳۸۱ میگذرد؛ چند دهه پس از شیوع «مرگ سیاه» که جمعیت انگلستان را بهشدت کاهش داده بود و ساختار اقتصادی و اجتماعی کشور را با بحران مواجه کرده بود.
در چنین شرایطی حکومت برای تأمین هزینههای خود، از جمله هزینه جنگهای طولانی با فرانسه، فشار مالیاتی بیشتری بر مردم وارد میکرد. یکی از مهمترین عوامل مستقیم شورش، مالیات سرانهای بود که در سالهای پیش از ۱۳۸۱ چند بار وضع شده بود و در نهایت تلاش حکومت برای وصول مالیات ۱۳۸۱ به انفجار اجتماعی انجامید. منابع تاریخی تأکید میکنند که مالیات سرانه تنها جرقه بود و نارضایتیهای عمیقتر اقتصادی، محدودیتهای نظام فئودالی، مقررات مربوط به نیروی کار و پیامدهای اجتماعی طاعون نیز در شکلگیری شورش نقش داشتند.در فیلم، این زمینه تاریخی از خلال زندگی «شخمزن» روایت میشود؛ کشاورزی که خانوادهاش را در اثر طاعون از دست داده و اکنون مأموران مالیاتی حتی از او مالیات مربوط به اعضای مرده خانواده را مطالبه میکنند. برخورد خشونتآمیز مأموران با روستاییان، حادثهای را رقم میزند که شخصیت گارفیلد را وارد مسیر شورش میکند. این بخش از فیلم، از نظر دراماتیک به واقعیت تاریخی نزدیک است، اما خود «شخمزن» شخصیت تاریخی شناختهشدهای نیست و محصول تخیل فیلمنامهنویس است.
به بیان دیگر، گرینگراس یک شخصیت خیالی را در مرکز روایت میگذارد تا مخاطب بتواند وقایع گسترده و پیچیده سال ۱۳۸۱ را از زاویه دید یک فرد عادی تجربه کند. نیویورکتایمز نیز این انتخاب را از عناصر اصلی ساختار فیلم دانسته و اشاره کرده است که گرینگراس با ترکیب شخصیتهای واقعی و خیالی، «شخمزن» را به راهنمای تماشاگر درون شورش تبدیل میکند.وات تایلر اما شخصیت واقعی تاریخ است و فیلم او را به عنوان یکی از رهبران اصلی شورش به تصویر میکشد. جان بال نیز شخصیتی واقعی بود؛ در فیلم، جیمی بل با بازیای پرانرژی و آتشین، بال را به عنوان چهرهای ایدئولوژیکتر از تایلر ترسیم میکند؛ شخصیتی که زبان دینی را علیه ساختار قدرت به کار میگیرد. این جنبه از فیلم با واقعیت تاریخی نیز همخوانی دارد، زیرا شورش ۱۳۸۱ صرفاً واکنشی اقتصادی نبود و در آن اعتراض به قدرت کلیسا، مناسبات ارباب و رعیتی و امتیازات طبقات ممتاز نیز حضور داشت.یکی از نقاط قوت فيلم در همین جاست که شورش را به یک واکنش ساده و تکعلتی به «مالیات سنگین» تقلیل نمیدهد.
با این حال، فیلم در نقطهای مهم با تاریخ واقعی فاصله میگیرد: ارتباط دادن شورش ۱۳۸۱ با افسانه رابین هود. این تغییر حتی موجب سردرگمی عمومی و واکنش رسانهای شد و گاردین آن را نمونهای از آشفتگی فیلم دانست. چرا كه از نظر تاریخی، ارتباط مستقیم وات تایلر یا شورش ۱۳۸۱ با رابین هود قطعی نیست و رابین هود نیز شخصیتی افسانهای با ریشههای ادبی پیچیده است. منتقدان متعددی اشاره کردهاند که فیلم در پایان تلاش میکند میان «شخمزن» و شکلگیری اسطوره رابین هود پلی ایجاد کند؛ اقدامی که برای برخی تماشاگران جذاب و برای برخی دیگر تحمیلی به نظر رسیده است. این تغییر از منظري ديگر نیز اهمیت دارد. گرینگراس آشکارا از تاریخ برای سخن گفتن درباره اکنون استفاده میکند. خود او در گفتوگویی درباره فیلم گفته است که هنگام نوشتن فیلمنامه، جهان سال ۱۳۸۱ برایش به شکل عجیبی معاصر به نظر میرسیده: جامعهای تقسیمشده میان الیگارشهای ثروتمندِ مدافع امتیازات خود و مردمی که احساس میکنند نظام سیاسی علیه آنان تنظیم شده است.
به گفته گرینگراس، هدف او ساختن فیلمی بزرگ و سرگرمکننده با نبردها و مقیاس حماسی بوده، اما در عین حال میخواسته حس معاصر این داستان حفظ شود. بنابراین، اثر را نمیتوان صرفا یک فیلم تاریخی دانست؛ این فیلم درباره قرن چهاردهم ساخته شده، اما مسئله اصلیاش رابطه قدرت و مردم است.در اینجا یکی از ویژگیهای مهم فیلم آشکار میشود: گرینگراس تلاش میکند بدون تبدیل کردن اثر به یک بیانیه سیاسی مستقیم، مجموعهای از تصاویر آشنا برای مخاطب امروز خلق کند. مأموران حکومت که برای جمعآوری مالیات به روستاها میروند، ثروتمندان و مقامات مذهبی که از امتیازات خود محافظت میکنند، مردم عادی که احساس میکنند هیچ راهی برای شنیده شدن ندارند و در نهایت جمعیتی که از اعتراض محدود به خشونت گسترده میرسد، همگی میتوانند برای مخاطب قرن بیستویکم تداعیهای سیاسی داشته باشند. نقد لسآنجلس تایمز نیز بر همین وجه تأکید کرده و نوشته است که فیلم در بیشتر زمان خود از قضاوت مستقیم درباره درست یا غلط بودن انقلاب خودداری میکند و شورش را بیشتر به عنوان پیامدی اجتنابناپذیر از شرایط نشان میدهد. از نظر فرم، فیلم بهشدت به زبان سینمایی شناختهشده گرینگراس متکی است.
دوربین روی دست، قابهای ناپایدار، حرکتهای سریع، نماهای نزدیک و استفاده از دوربین در قلب آشوب. در «قیام» این زبان تصویری به قرون وسطی منتقل میشود. نتیجه، فیلمی است که کمتر شبیه یک بازسازی کلاسیک تاریخی و بیشتر شبیه گزارشی میدانی از یک شورش است. نیویورکر این رویکرد را برخورد میان «بازسازی تاریخی» و «فیلم اکشن بیشفعال» توصیف کرده و معتقد است که این دو گرایش در نهایت در فیلم به نوعی توازن میرسند. برای مخاطبی که به سینمای تاریخی، فیلمهای سیاسی، بازنمایی شورشهای اجتماعی و سبک پرتنش پل گرینگراس علاقه دارد، فيلم تجربهای قابل توجه است؛ بهخصوص به دلیل طراحی بصری، بازیهای گارفیلد، جارویس، بل و نورمن، فضای خشن و غیررمانتیک قرون وسطی و تلاش برای پیوند دادن یک واقعه تاریخی با دغدغههای معاصر.
منابع focusfeatures / universalpicturesathome / imdb / universalpicturesathome / dickyricky/ The New York Times/ Los Angeles Times/ Christianity Today/ The New Yorker/ Screen Daily/ The Guardian/ RogerEbert/ Movie Review/