به گزارش ایرنا، «محمود میرلوحی» با اشاره به تناقضات رفتاری ترامپ اشاره کرد و گفت: رفتارهای ترامپ بسیار متزلزل است؛ به گونهای که در فاصله زمانی کوتاه مواضعی کاملاً متفاوت اتخاذ میکند. به نظر میرسد او از وضعیت فعلی به ستوه آمده است؛ چرا که تمامی هزینههای سنگین نظامیاش، از اعزام ناوهای هواپیمابر تا تجهیزات مدرن، نهتنها دستاوردی نداشته، بلکه اعتبار نظامی آمریکا را در سطح جهانی به چالش کشیده است.
وی بیان کرد: این یک واقعیت غیرقابل انکار است که آمریکا با بودجه نظامی سالانه ۱۵۰۰ میلیارد دلار، صاحب قدرتمندترین ارتش جهان از حیث ظاهری است؛ ارتش آن در مقایسه با بودجه ۱۰ میلیارد دلاری ایران، حدود ۱۵۰ برابر بزرگتر است. با این حال، در صحنه عمل، این برتری بودجهای نتوانسته است محاسبات واشنگتن را پیش ببرد و در برابر ایران، ناکارآمدی این ماشین جنگی پرهزینه به وضوح نمایان شده است.
معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات اظهار داشت: با این وجود، بر همگان آشکار شد که سیاست لشکرکشی و تجاوز نظامی دیگر راهکار موثری نیست؛ تجربهای که آمریکا پیشتر در عراق، افغانستان و سایر مناطق کسب کرده بود. به عقیده من، ترامپ با فریب خوردن از نتانیاهو و با تصور سستی نظام ایران و الگوبرداری از مدل ونزوئلا، دچار محاسبات اشتباه شد و این راهبرد اشتباه را در پیش گرفت.
میرلوحی عنوان کرد: اکنون به نظر میرسد ترامپ نیز به این جمعبندی رسیده است که اقدامات تقابلیاش بینتیجه بوده و راهی جز بازگشت به میز مذاکره و تفاهمنامه ندارد. ترامپ باید درک کند که ملت ایران، بهرغم وجود برخی گلایهها و مطالبات داخلی، برابر تهدیدات خارجی همواره یکپارچه و متحد ایستادهاند.
موازنه نظامی جهان پس از جنگ ۴۰ روزه دستخوش تغییری محسوس شد
تحلیلگر سیاسی همچنین افزود: واقعیت این است که موازنه قدرت در جهان، بهویژه در حوزه نظامی، نسبت به دوران قبل و بعد از "جنگ ۴۰ روزه" تغییر محسوسی یافته است؛ امری که تحلیلگران و اندیشکدههای معتبر در اروپا، آمریکا و شرق آسیا نیز بر آن صحه میگذارند.
میرلوحی بیان کرد: جهان دیگر شاهد آن هژمونی مسلط سابق نیست؛ دورانی که ناوهای آمریکا قدرت بیچونوچرای تغییرات سیاسی و امنیتی در اقصی نقاط جهان بودند، رو به پایان است.
آمریکا همواره با ترفند «هراس ساختگی»، به فروش تسلیحات و غارت منابع پرداخته است
وی افزود: آمریکا همواره برای تداوم فروش تسلیحات و چپاول منابع کشورها، نیازمند ایجاد یک "هراس ساختگی" بوده است؛ چنانکه در دوران جنگ سرد از تهدید شوروی برای غارت منابع سایر کشورها بهره میبرد. اما اکنون شرایط جهانی دگرگون شده است. چین با سرعتی چشمگیر در حال پیشروی است و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ از اقتصاد آمریکا پیشی بگیرد؛ روسیه نیز جایگاه خود را به عنوان یک قدرت بازیگر تثبیت کرده است.
معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات ادامه داد: در همین حال، اروپا با چالشهای اقتصادی جدی مواجه است و دیگر تواناییهای مالی و ثروتهای گذشته را ندارد؛ تا جایی که گزارشهای اخیر از خروج ذخایر طلای کشورهای اروپایی نظیر هلند، فرانسه و آلمان از آمریکا، نشاندهنده تغییرات بنیادین در مناسبات جهانی است.
میرلوحی در ادامه تحلیل خود افزود: شواهد حاکی از آن است که قدرتهای اقتصادی سنتی، دیگر تواناییهای مالی پیشین برای سرمایهگذاریهای کلان تریلیون دلاری و خرید اوراق قرضه آمریکا را ندارند. کشورهایی نظیر ژاپن و کره جنوبی نیز، بهویژه با توجه به چالشهای اقتصادی داخلی، با محدودیتهای جدی روبرو هستند. فشارهای فزاینده بر بانک مرکزی ژاپن جهت خرید اوراق قرضه آمریکا، نشاندهنده همین وضعیت دشوار و کاهش ظرفیتهای حمایتی این کشورها از اقتصاد آمریکاست.
کانون اصلی ثروت و نقدینگی، اکنون به منطقه خلیجفارس منتقل شده است
وی تأکید کرد: در مقابل، تحولات جهانی نشان میدهد که کانون اصلی ثروت و نقدینگی، اکنون به منطقه خلیجفارس منتقل شده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله قطر، عربستان سعودی، امارات و کویت، به پشتوانه درآمدهای کلان نفتی در دوران افزایش قیمتها، ذخایر مالی قابلتوجهی انباشته کردهاند که اکنون هدف اصلی واشنگتن برای جبران کسریهاست.
تحلیلگر سیاسی با اشاره به رویکرد معاملهگرانه ترامپ تصریح کرد: رویکرد تجاری ترامپ در این منطقه بهوضوح قابل مشاهده است؛ او در یکی از سفرهای خود مدعی کسب پنج تریلیون دلار از این کشورها شد. این رفتارهای تحکمی در تعامل با سران منطقه نیز مشهود است؛ برای نمونه قطر یک هواپیما به ترامپ هدیه داد، در جریان توافقات با عربستان سعودی، علیرغم توافق اولیه بر سر مبلغ ۶۰۰ میلیارد دلار، ترامپ با اعمال فشار خواهان افزایش آن به یک تریلیون دلار شد که با پذیرش طرف مقابل همراه شد.
میرلوحی در تحلیل رویکرد واشنگتن در منطقه گفت: استراتژی آمریکا در سالهای اخیر بر پایه ساختن یک «تصویر تهدیدآمیز از ایران» یا «ایران هراسی» بنا شده بود تا با بهرهگیری از آن، منابع مالی کشورهای عربی و ثروتهای منطقه را تحت عناوین امنیتی تخلیه کند اما امروز، این محاسبات راهبردی آمریکا دچار اختلال جدی شده است
سیاست نظامی آمریکا بر رویکردی سوداگرانه و باجگیرانه استوار است
وی افزود: ناکامی نمادهای قدرت نظامی آمریکا، از پایگاههای منطقهای گرفته تا جنگندههای اف-۳۵، در ایجاد ثبات واقعی، برای کشورهای منطقه مسجل شده است. تعاملات واشنگتن با ترکیه بر سر تحویل اف-۳۵ در ازای کنار گذاشتن سامانههای دفاعی اس-۴۰۰، به وضوح نشان میدهد که سیاست نظامی ترامپ، بیش از آنکه مبتنی بر تعهدات امنیتی پایدار باشد، بر رویکردی سوداگرانه و باجگیرانه استوار است.
تحلیلگر سیاسی خاطرنشان کرد: این قراردادهای تسلیحاتی سنگین و شرایط تحمیلی واشنگتن، دیگر کارکرد پیشین خود را ندارد. در واقع، ترامپ به این واقعیت پی برده است که ابزارهای فشار گذشته، دیگر مانند سابق در محیط در حال تغییر منطقه کارساز نیستند و هژمونی نظامی آمریکا بیش از هر زمان دیگری در حال افول است.
امنیت پایدار در گرو همکاری منطقهای است
میرلوحی یادآور شد: منطق دفاعی ما روشن است اگر دستمان به مرکز فرماندهی اصلی (آمریکا) نمیرسد، پایگاههای آنها در دسترس است و حق داریم از امنیت خود دفاع کنیم.
وی خاطرنشان کرد: مهمترین دستاورد "جنگ ۴۰ روزه" برای منطقه، اثبات این حقیقت است که امنیت پایدار جز از طریق همکاری، تفاهم و مصالحه درونمنطقهای میسر نخواهد بود.
اجازه ندهیم اسرائیلی ها با ادعاهای واهی جایگاهی میان همسایگان ما پیدا کند
تحلیلگر سیاسی تاکید کرد: ایران باید با هوشمندی دیپلماتیک از فرصت کنونی بهره گیرد تا اجازه ندهد اسرائیل با ادعاهای واهی تأمین امنیت، جایگاهی میان کشورهای عربی و همسایگان ما پیدا کند.میرلوحی معتقد است: در واقع، استراتژی آمریکا و رژیم صهیونیستی مشترک است؛ ترامپ با ساختن تصویر یک "مترسک" از ایران، در پی چپاول منابع مالی کشورهای منطقه است و رژیم صهیونیستی نیز با دامن زدن به "ایرانهراسی"، قصد دارد خود را بهعنوان بخشی از ساختار امنیتی خلیج فارس تحمیل کند. ایران باید با شجاعت و تدبیر، این معادله را به نفع صلح منطقهای تغییر دهد.
وی افزود: اگرچه برخی مواضع از سوی دولتهایی نظیر بحرین یا عربستان همچنان محتاطانه است، اما نشانهها حاکی از آن است که زمینههای لازم برای تغییر رویکرد فراهم شده است.
معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات اظهار کرد: ما با کشورهای منطقه دارای اشتراکات عمیق دینی و فرهنگی هستیم و باید بر پایه حسن همجواری در مسیر دوستی گام برداریم. اکنون وظیفه دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی است که با تبیین دقیق این سیاست، باور به "امنیت درونزا" و مبتنی بر مصالحه منطقهای را بهعنوان یک واقعیت انکارناپذیر در منطقه تثبیت کند.
میرلوحی درباره فروشهای تسلیحاتی اخیر ترامپ گفت: در روزهای اخیر شاهد بودیم که ترامپ قراردادهای نظامی سنگینی به ارزش ۸ میلیارد دلار با امارات، کویت و عربستان منعقد کرده است. این مبالغ کلان در حالی صرف خرید تسلیحات میشود - چنانکه در جنگ اخیر نیز مشاهده شد- در عمل، کشورهای مذکور توانایی و اجازه بهرهبرداری راهبردی از آنها را دارند.
تحلیلگر سیاسی ادامه داد: آمریکا در واقع با فروش این تجهیزات، تنها در حال تخلیه منابع مالی این کشورهاست، بیآنکه اختیار بهرهبرداری مستقل از آنها را به خریداران واگذار کند.
میرلوحی درباره محاصره اقتصادی ادعایی آمریکا علیه ایران اظهار داشت: ظاهراً به ترامپ القا کرده بودند که ایران ظرف چند روز فرو میپاشد و میتوانند مانند ونزوئلا، حکومت را بهراحتی و بیدردسر مهار کنند. در حالی که صاحبنظران پیشتر هشدار داده بودند که ایران با چنین مدلهایی قابل قیاس نیست؛ چراکه جمعیت، تاریخ و تجربه جنگ ۱۲ روزه ایران نشان میدهد که این ملت برابر تهاجم و تجاوز خارجی، بهسرعت متحد میشود.
وی تصریح کرد: همین اتفاق در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه نیز رخ داد و ملت یکپارچه پشت پرچم ایستادند. اگرچه ایران دارای تنوع اقوام، اقشار و دیدگاههای سیاسی گوناگون است اما در مواجهه با تجاوز خارجی، ملت ایران با درک عمیق از پیامدهای فروپاشی کشور و خطراتی که امنیت ملی و تمامیت ارضی را تهدید میکرد، با وجود تمامی گلایهها، یکپارچه پشت پرچم کشور ایستادند.
میرلوحی یادآور شد: امروز ملت ایران بهخوبی آگاه است که چه تلاشهای سترگی صورت گرفت؛ همافزایی نیروهای نظامی با بهرهگیری از توان موشکی و پهپادی، در کنار دیپلماسی فعال و انسجام و اتحاد ملی، عواملی بودند که مانع از دستیابی دشمن به اهداف شومش شد.
بخشی از جمهوریخواهان به عملکرد ترامپ انتقاد دارند
تحلیلگر سیاسی درباره نفاهمنامه اسلام آباد تصریح کرد: موفقیت یادداشت تفاهم اسلامآباد برای به قدری روشن بود که رسانههای جهان و حتی در داخل آمریکا، نه تنها دموکراتها، بلکه بخشی از جمهوریخواهان نیز به انتقاد از عملکرد ترامپ پرداختند.
میرلوحی ادامه داد: منتقدان معتقد بودند ترامپ با امتیازدهیهای کلان به ایران، از جمله لغو تحریمها و واداشتن اسرائیل به عقبنشینی در لبنان و توقف درگیریها در تمام جبههها، تنها دستاوردی که برای خود ادعا میکند، بازگشایی تنگه هرمز است؛ تنگهای که پیش از سیاستهای تنشزای او باز بود. در واقع ترامپ خود عامل بسته شدن آن شده بود و اکنون مجبور گشته برای بازگشایی آن، امتیازات راهبردی بسیاری به ایران واگذار کند.
تخریب دولت در شرایط حساس فعلی فرسایش توان کشور است
معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات درباره تلاشهای سازمانیافته برای تضعیف دولت و مقامات سیاسی، گفت: در کشوری با وسعت و تنوع جمعیتی ایران، طبیعی است که آرای موافق و مخالف وجود داشته باشد؛ اما انتظار میرود این تفاوت دیدگاهها در بستری برابر مطرح شود.
وی در ادامه افزود: با این حال، جریانهای محدودی در فضاهایی مانند پیامرسانهای داخلی و برخی محافل سیاسی، همچنان با رویکردی تخریبی بهدنبال تضعیف دولت هستند. تحلیل رفتار این طیف نشان میدهد که آنها، به دلیل عدم گذار از فضای دوقطبی انتخابات ۱۴۰۳، همچنان خود را صاحباختیار انحصاری امور میدانند و از محدود شدن دایره نفوذشان ابراز نارضایتی میکنند.
تحلیلگر سیاسی تصریح کرد: نکته قابل تامل این است که حتی بخشهایی از جامعه که در انتخابات مشارکت نداشتند، امروز در شرایط حساس کشور، با رویکرد همراهی یا سکوت مسئولانه، در حال حمایت از منافع ملی هستند اما در مقابل، کسانی که همواره مدعی انحصاری مالکیت کشور و حاکمیت هستند، در شرایطی که رهبر انقلاب بارها بر ضرورت حفظ وحدت و انسجام ملی تأکید کردهاند، همچنان به رویکرد تخریبی خود ادامه میدهند.
میرلوحی خاطرنشان کرد: این جریانها با وجود تأکیدات صریح رهبری مبنی بر پرهیز از طرح انتقادات تفرقهافکنانه در شرایط فعلی حتی در صورت موجه بودن انتقاد، نهتنها به این توصیه عمل نمیکنند، بلکه با پنهان شدن پشت برخی شعارها، ادعاهای گزافی را مطرح میکنند که تنها موجب فرسایش توان کشور در برهه حساس کنونی میشود.
این اصلاحطلب با ستایش صبر و متانت ملت ایران گفت: اکثریت جامعه، همانگونه که در دوران دفاع مقدس با ایستادگی خود حماسهآفرینی کردند، امروز نیز پشتیبان دولت هستند. مردم به خوبی بر سختیهای مسیر دیپلماسی، تأمین کالاهای اساسی، حل بحرانهای اقتصادی و ناترازیها واقفاند و با بزرگواری، تابآوری خود را حفظ کردهاند باید دست این ملت را بوسید.
وی ادامه داد: دولت در چنین شرایطی باید مورد حمایت و کمک قرار بگیرد و با تکیه بر این سرمایه اجتماعی و با همت مضاعف، این تفاهمنامه را به سرانجام برساند تا ضمن رفع تحریمها و شکستن محاصره اقتصادی، زمینه برای بازسازی روابط با همسایگان، تعاملات منطقهای و پاسخگویی مناسب به مطالبات و انتظارات اقشار مختلف مردم فراهم گردد.
∎
وی بیان کرد: این یک واقعیت غیرقابل انکار است که آمریکا با بودجه نظامی سالانه ۱۵۰۰ میلیارد دلار، صاحب قدرتمندترین ارتش جهان از حیث ظاهری است؛ ارتش آن در مقایسه با بودجه ۱۰ میلیارد دلاری ایران، حدود ۱۵۰ برابر بزرگتر است. با این حال، در صحنه عمل، این برتری بودجهای نتوانسته است محاسبات واشنگتن را پیش ببرد و در برابر ایران، ناکارآمدی این ماشین جنگی پرهزینه به وضوح نمایان شده است.
معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات اظهار داشت: با این وجود، بر همگان آشکار شد که سیاست لشکرکشی و تجاوز نظامی دیگر راهکار موثری نیست؛ تجربهای که آمریکا پیشتر در عراق، افغانستان و سایر مناطق کسب کرده بود. به عقیده من، ترامپ با فریب خوردن از نتانیاهو و با تصور سستی نظام ایران و الگوبرداری از مدل ونزوئلا، دچار محاسبات اشتباه شد و این راهبرد اشتباه را در پیش گرفت.
میرلوحی عنوان کرد: اکنون به نظر میرسد ترامپ نیز به این جمعبندی رسیده است که اقدامات تقابلیاش بینتیجه بوده و راهی جز بازگشت به میز مذاکره و تفاهمنامه ندارد. ترامپ باید درک کند که ملت ایران، بهرغم وجود برخی گلایهها و مطالبات داخلی، برابر تهدیدات خارجی همواره یکپارچه و متحد ایستادهاند.
موازنه نظامی جهان پس از جنگ ۴۰ روزه دستخوش تغییری محسوس شد
تحلیلگر سیاسی همچنین افزود: واقعیت این است که موازنه قدرت در جهان، بهویژه در حوزه نظامی، نسبت به دوران قبل و بعد از "جنگ ۴۰ روزه" تغییر محسوسی یافته است؛ امری که تحلیلگران و اندیشکدههای معتبر در اروپا، آمریکا و شرق آسیا نیز بر آن صحه میگذارند.
میرلوحی بیان کرد: جهان دیگر شاهد آن هژمونی مسلط سابق نیست؛ دورانی که ناوهای آمریکا قدرت بیچونوچرای تغییرات سیاسی و امنیتی در اقصی نقاط جهان بودند، رو به پایان است.
آمریکا همواره با ترفند «هراس ساختگی»، به فروش تسلیحات و غارت منابع پرداخته است
وی افزود: آمریکا همواره برای تداوم فروش تسلیحات و چپاول منابع کشورها، نیازمند ایجاد یک "هراس ساختگی" بوده است؛ چنانکه در دوران جنگ سرد از تهدید شوروی برای غارت منابع سایر کشورها بهره میبرد. اما اکنون شرایط جهانی دگرگون شده است. چین با سرعتی چشمگیر در حال پیشروی است و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ از اقتصاد آمریکا پیشی بگیرد؛ روسیه نیز جایگاه خود را به عنوان یک قدرت بازیگر تثبیت کرده است.
معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات ادامه داد: در همین حال، اروپا با چالشهای اقتصادی جدی مواجه است و دیگر تواناییهای مالی و ثروتهای گذشته را ندارد؛ تا جایی که گزارشهای اخیر از خروج ذخایر طلای کشورهای اروپایی نظیر هلند، فرانسه و آلمان از آمریکا، نشاندهنده تغییرات بنیادین در مناسبات جهانی است.
میرلوحی در ادامه تحلیل خود افزود: شواهد حاکی از آن است که قدرتهای اقتصادی سنتی، دیگر تواناییهای مالی پیشین برای سرمایهگذاریهای کلان تریلیون دلاری و خرید اوراق قرضه آمریکا را ندارند. کشورهایی نظیر ژاپن و کره جنوبی نیز، بهویژه با توجه به چالشهای اقتصادی داخلی، با محدودیتهای جدی روبرو هستند. فشارهای فزاینده بر بانک مرکزی ژاپن جهت خرید اوراق قرضه آمریکا، نشاندهنده همین وضعیت دشوار و کاهش ظرفیتهای حمایتی این کشورها از اقتصاد آمریکاست.
کانون اصلی ثروت و نقدینگی، اکنون به منطقه خلیجفارس منتقل شده است
وی تأکید کرد: در مقابل، تحولات جهانی نشان میدهد که کانون اصلی ثروت و نقدینگی، اکنون به منطقه خلیجفارس منتقل شده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله قطر، عربستان سعودی، امارات و کویت، به پشتوانه درآمدهای کلان نفتی در دوران افزایش قیمتها، ذخایر مالی قابلتوجهی انباشته کردهاند که اکنون هدف اصلی واشنگتن برای جبران کسریهاست.
تحلیلگر سیاسی با اشاره به رویکرد معاملهگرانه ترامپ تصریح کرد: رویکرد تجاری ترامپ در این منطقه بهوضوح قابل مشاهده است؛ او در یکی از سفرهای خود مدعی کسب پنج تریلیون دلار از این کشورها شد. این رفتارهای تحکمی در تعامل با سران منطقه نیز مشهود است؛ برای نمونه قطر یک هواپیما به ترامپ هدیه داد، در جریان توافقات با عربستان سعودی، علیرغم توافق اولیه بر سر مبلغ ۶۰۰ میلیارد دلار، ترامپ با اعمال فشار خواهان افزایش آن به یک تریلیون دلار شد که با پذیرش طرف مقابل همراه شد.
میرلوحی در تحلیل رویکرد واشنگتن در منطقه گفت: استراتژی آمریکا در سالهای اخیر بر پایه ساختن یک «تصویر تهدیدآمیز از ایران» یا «ایران هراسی» بنا شده بود تا با بهرهگیری از آن، منابع مالی کشورهای عربی و ثروتهای منطقه را تحت عناوین امنیتی تخلیه کند اما امروز، این محاسبات راهبردی آمریکا دچار اختلال جدی شده است
سیاست نظامی آمریکا بر رویکردی سوداگرانه و باجگیرانه استوار است
وی افزود: ناکامی نمادهای قدرت نظامی آمریکا، از پایگاههای منطقهای گرفته تا جنگندههای اف-۳۵، در ایجاد ثبات واقعی، برای کشورهای منطقه مسجل شده است. تعاملات واشنگتن با ترکیه بر سر تحویل اف-۳۵ در ازای کنار گذاشتن سامانههای دفاعی اس-۴۰۰، به وضوح نشان میدهد که سیاست نظامی ترامپ، بیش از آنکه مبتنی بر تعهدات امنیتی پایدار باشد، بر رویکردی سوداگرانه و باجگیرانه استوار است.
تحلیلگر سیاسی خاطرنشان کرد: این قراردادهای تسلیحاتی سنگین و شرایط تحمیلی واشنگتن، دیگر کارکرد پیشین خود را ندارد. در واقع، ترامپ به این واقعیت پی برده است که ابزارهای فشار گذشته، دیگر مانند سابق در محیط در حال تغییر منطقه کارساز نیستند و هژمونی نظامی آمریکا بیش از هر زمان دیگری در حال افول است.
امنیت پایدار در گرو همکاری منطقهای است
میرلوحی یادآور شد: منطق دفاعی ما روشن است اگر دستمان به مرکز فرماندهی اصلی (آمریکا) نمیرسد، پایگاههای آنها در دسترس است و حق داریم از امنیت خود دفاع کنیم.
وی خاطرنشان کرد: مهمترین دستاورد "جنگ ۴۰ روزه" برای منطقه، اثبات این حقیقت است که امنیت پایدار جز از طریق همکاری، تفاهم و مصالحه درونمنطقهای میسر نخواهد بود.
اجازه ندهیم اسرائیلی ها با ادعاهای واهی جایگاهی میان همسایگان ما پیدا کند
تحلیلگر سیاسی تاکید کرد: ایران باید با هوشمندی دیپلماتیک از فرصت کنونی بهره گیرد تا اجازه ندهد اسرائیل با ادعاهای واهی تأمین امنیت، جایگاهی میان کشورهای عربی و همسایگان ما پیدا کند.میرلوحی معتقد است: در واقع، استراتژی آمریکا و رژیم صهیونیستی مشترک است؛ ترامپ با ساختن تصویر یک "مترسک" از ایران، در پی چپاول منابع مالی کشورهای منطقه است و رژیم صهیونیستی نیز با دامن زدن به "ایرانهراسی"، قصد دارد خود را بهعنوان بخشی از ساختار امنیتی خلیج فارس تحمیل کند. ایران باید با شجاعت و تدبیر، این معادله را به نفع صلح منطقهای تغییر دهد.
وی افزود: اگرچه برخی مواضع از سوی دولتهایی نظیر بحرین یا عربستان همچنان محتاطانه است، اما نشانهها حاکی از آن است که زمینههای لازم برای تغییر رویکرد فراهم شده است.
معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات اظهار کرد: ما با کشورهای منطقه دارای اشتراکات عمیق دینی و فرهنگی هستیم و باید بر پایه حسن همجواری در مسیر دوستی گام برداریم. اکنون وظیفه دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی است که با تبیین دقیق این سیاست، باور به "امنیت درونزا" و مبتنی بر مصالحه منطقهای را بهعنوان یک واقعیت انکارناپذیر در منطقه تثبیت کند.
میرلوحی درباره فروشهای تسلیحاتی اخیر ترامپ گفت: در روزهای اخیر شاهد بودیم که ترامپ قراردادهای نظامی سنگینی به ارزش ۸ میلیارد دلار با امارات، کویت و عربستان منعقد کرده است. این مبالغ کلان در حالی صرف خرید تسلیحات میشود - چنانکه در جنگ اخیر نیز مشاهده شد- در عمل، کشورهای مذکور توانایی و اجازه بهرهبرداری راهبردی از آنها را دارند.
تحلیلگر سیاسی ادامه داد: آمریکا در واقع با فروش این تجهیزات، تنها در حال تخلیه منابع مالی این کشورهاست، بیآنکه اختیار بهرهبرداری مستقل از آنها را به خریداران واگذار کند.
میرلوحی درباره محاصره اقتصادی ادعایی آمریکا علیه ایران اظهار داشت: ظاهراً به ترامپ القا کرده بودند که ایران ظرف چند روز فرو میپاشد و میتوانند مانند ونزوئلا، حکومت را بهراحتی و بیدردسر مهار کنند. در حالی که صاحبنظران پیشتر هشدار داده بودند که ایران با چنین مدلهایی قابل قیاس نیست؛ چراکه جمعیت، تاریخ و تجربه جنگ ۱۲ روزه ایران نشان میدهد که این ملت برابر تهاجم و تجاوز خارجی، بهسرعت متحد میشود.
وی تصریح کرد: همین اتفاق در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه نیز رخ داد و ملت یکپارچه پشت پرچم ایستادند. اگرچه ایران دارای تنوع اقوام، اقشار و دیدگاههای سیاسی گوناگون است اما در مواجهه با تجاوز خارجی، ملت ایران با درک عمیق از پیامدهای فروپاشی کشور و خطراتی که امنیت ملی و تمامیت ارضی را تهدید میکرد، با وجود تمامی گلایهها، یکپارچه پشت پرچم کشور ایستادند.
میرلوحی یادآور شد: امروز ملت ایران بهخوبی آگاه است که چه تلاشهای سترگی صورت گرفت؛ همافزایی نیروهای نظامی با بهرهگیری از توان موشکی و پهپادی، در کنار دیپلماسی فعال و انسجام و اتحاد ملی، عواملی بودند که مانع از دستیابی دشمن به اهداف شومش شد.
بخشی از جمهوریخواهان به عملکرد ترامپ انتقاد دارند
تحلیلگر سیاسی درباره نفاهمنامه اسلام آباد تصریح کرد: موفقیت یادداشت تفاهم اسلامآباد برای به قدری روشن بود که رسانههای جهان و حتی در داخل آمریکا، نه تنها دموکراتها، بلکه بخشی از جمهوریخواهان نیز به انتقاد از عملکرد ترامپ پرداختند.
میرلوحی ادامه داد: منتقدان معتقد بودند ترامپ با امتیازدهیهای کلان به ایران، از جمله لغو تحریمها و واداشتن اسرائیل به عقبنشینی در لبنان و توقف درگیریها در تمام جبههها، تنها دستاوردی که برای خود ادعا میکند، بازگشایی تنگه هرمز است؛ تنگهای که پیش از سیاستهای تنشزای او باز بود. در واقع ترامپ خود عامل بسته شدن آن شده بود و اکنون مجبور گشته برای بازگشایی آن، امتیازات راهبردی بسیاری به ایران واگذار کند.
تخریب دولت در شرایط حساس فعلی فرسایش توان کشور است
معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات درباره تلاشهای سازمانیافته برای تضعیف دولت و مقامات سیاسی، گفت: در کشوری با وسعت و تنوع جمعیتی ایران، طبیعی است که آرای موافق و مخالف وجود داشته باشد؛ اما انتظار میرود این تفاوت دیدگاهها در بستری برابر مطرح شود.
وی در ادامه افزود: با این حال، جریانهای محدودی در فضاهایی مانند پیامرسانهای داخلی و برخی محافل سیاسی، همچنان با رویکردی تخریبی بهدنبال تضعیف دولت هستند. تحلیل رفتار این طیف نشان میدهد که آنها، به دلیل عدم گذار از فضای دوقطبی انتخابات ۱۴۰۳، همچنان خود را صاحباختیار انحصاری امور میدانند و از محدود شدن دایره نفوذشان ابراز نارضایتی میکنند.
تحلیلگر سیاسی تصریح کرد: نکته قابل تامل این است که حتی بخشهایی از جامعه که در انتخابات مشارکت نداشتند، امروز در شرایط حساس کشور، با رویکرد همراهی یا سکوت مسئولانه، در حال حمایت از منافع ملی هستند اما در مقابل، کسانی که همواره مدعی انحصاری مالکیت کشور و حاکمیت هستند، در شرایطی که رهبر انقلاب بارها بر ضرورت حفظ وحدت و انسجام ملی تأکید کردهاند، همچنان به رویکرد تخریبی خود ادامه میدهند.
میرلوحی خاطرنشان کرد: این جریانها با وجود تأکیدات صریح رهبری مبنی بر پرهیز از طرح انتقادات تفرقهافکنانه در شرایط فعلی حتی در صورت موجه بودن انتقاد، نهتنها به این توصیه عمل نمیکنند، بلکه با پنهان شدن پشت برخی شعارها، ادعاهای گزافی را مطرح میکنند که تنها موجب فرسایش توان کشور در برهه حساس کنونی میشود.
این اصلاحطلب با ستایش صبر و متانت ملت ایران گفت: اکثریت جامعه، همانگونه که در دوران دفاع مقدس با ایستادگی خود حماسهآفرینی کردند، امروز نیز پشتیبان دولت هستند. مردم به خوبی بر سختیهای مسیر دیپلماسی، تأمین کالاهای اساسی، حل بحرانهای اقتصادی و ناترازیها واقفاند و با بزرگواری، تابآوری خود را حفظ کردهاند باید دست این ملت را بوسید.
وی ادامه داد: دولت در چنین شرایطی باید مورد حمایت و کمک قرار بگیرد و با تکیه بر این سرمایه اجتماعی و با همت مضاعف، این تفاهمنامه را به سرانجام برساند تا ضمن رفع تحریمها و شکستن محاصره اقتصادی، زمینه برای بازسازی روابط با همسایگان، تعاملات منطقهای و پاسخگویی مناسب به مطالبات و انتظارات اقشار مختلف مردم فراهم گردد.