شناسهٔ خبر: 80035150 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

۱۷ مهر روز جهانی پست

قصه‌های پستچی‌؛ از نامه عشق تا خبر مرگ

بیرجند - ایرنا - شاید برای بسیاری، پستچی تنها فردی باشد که زنگ خانه را می‌زند، پاکتی را تحویل می‌دهد و راه خود را ادامه می‌دهد؛ اما پشت همین تصویر ساده، شغلی قرار دارد که با گرمای تابستان و سرمای زمستان، ترافیک و خطر تصادف، ساعت‌های طولانی حضور در خیابان و مسئولیت رساندن امانت مردم گره خورده است.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا پستچی‌ها هر روز بخشی از نیازهای زندگی مردم را جابه‌جا می‌کنند؛ از مدارک تحصیلی و گواهینامه و گذرنامه گرفته تا اسناد ازدواج، مدارک وام، بسته‌های خرید اینترنتی و حتی گاهی خبرهایی که قرار نیست هیچ‌کس شنیدنشان را انتظار داشته باشد.

برای پستچی، هر مرسوله فقط یک پاکت یا بسته نیست؛ گاهی سندی برای آغاز یک زندگی، مدرکی برای رفتن به سفر، خبری برای یک خانواده یا یادگاری از کسی است که دیگر فرصت دریافت آن را پیدا نکرده است.

دو پستچی اداره کل پست خراسان جنوبی، اصغر وکیلی با ۲۱ سال سابقه و محمدرضا نوری با ۱۸ سال سابقه، در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا از روزهایی می‌گویند که در خیابان‌های شهر گذشت؛ از خاطرات شیرین تحویل یک مدرک مهم تا لحظه‌های تلخی که مرسوله به دست صاحبش نرسید، از تغییر ماهیت کار پست تا فشار کاری و مطالباتی که معتقدند باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

۲۱ سال روی موتور؛ از نامه‌های شیرین تا خبرهای تلخ

اصغر وکیلی، ۲۱ سال است که پستچی است و بیشتر سال‌های خدمت خود را در محدوده‌های مرکزی بیرجند از جمله خیابان‌های طالقانی، مطهری و منتظری گذرانده است.

او کارش را ابتدا با شناختی که از یکی از پستچی‌های اداره پیدا کرده بود آغاز کرد، قرار بود شغلی را تجربه کند، اما چند ماه بعد دریافت که این کار برایش جذابیت‌های خاص خود را دارد؛ به‌ویژه ارتباط مستقیم با مردم.

وکیلی می‌گوید بخش مهمی از سختی کار، فقط سوار شدن بر موتور و طی کردن مسیر نیست؛ پستچی باید همزمان با شرایط جوی، خطر تصادف، حجم بالای مرسولات، مسئولیت امانتداری و تعامل با مردم کنار بیاید.

او می‌گوید: سرما و گرما خودش سختی کار است، اما جدا از آن، خطر تصادف، حجم کار، مسئولیت‌پذیری و امانتداری هم جزو سختی‌های کار ماست.

به گفته این پستچی باسابقه، روز کاری گاهی ساعت‌ها ادامه دارد و بخش عمده این زمان روی موتور سپری می‌شود، ما از حدود ساعت ۹ شروع می‌کنیم و تا یک و نیم، ۲ و گاهی حتی سه و چهار بعدازظهر در حال توزیع مرسوله هستیم، وقتی پنج تا ۶ ساعت روی موتور هستی، دیگر آن استراحت‌های معمول که برای رانندگی توصیه می‌شود، عملا وجود ندارد.

اما شاید سخت‌ترین بخش این شغل، نه گرما و سرما و نه ساعت‌های طولانی موتورسواری، بلکه مواجهه با تلخی‌هایی باشد که گاهی پشت یک مرسوله پنهان شده است.

وکیلی یکی از تلخ‌ترین خاطرات دوران کاری خود را به رساندن شناسنامه یک جوان نسبت می‌دهد؛ جوانی که پیش از آنکه مدرکش را دریافت کند، در حادثه‌ای جان خود را از دست داده بود.

می‌گوید: جوان ۲۰ ساله‌ای بود؛ تازه مدرک دانشگاهی‌اش را گرفته بود و برای آینده‌اش برنامه داشت، خیلی سخت است که شناسنامه یا مدرک او را ببری و به پدر و مادرش تحویل بدهی، روبه‌رو شدن با مادر و پدرش واقعا سخت بود.

او می‌گوید چنین اتفاق‌هایی شاید در طول دو دهه فعالیتش زیاد رخ نداده باشد، اما همان چند مورد برای همیشه در ذهنش باقی مانده است.

با این حال، وکیلی معتقد است حدود ۹۰ درصد خاطرات شغلی پستچی‌ها شیرین است؛ چرا که بخش زیادی از مرسوله‌ها حامل خبرهایی هستند که مردم برایشان انتظار کشیده‌اند.

از اسناد مربوط به ازدواج جوانان گرفته تا مدارک وام و اسناد زمین برای کسانی که می‌خواهند خانه‌دار شوند، همگی می‌توانند لحظه‌ای از شادی را برای گیرنده رقم بزنند.

او می‌گوید: وقتی نامه یا مدرکی را می‌بری که طرف مدت‌ها منتظرش بوده و به دستش می‌رسد، خوشحالی او برای ما هم لذت‌بخش است.

قصه‌هایی که پستچی‌ها به در خانه‌ها می‌برند؛ از نامه عشق تا خبر مرگ

۱۸ سال در مسیرهای شهر؛ وقتی آدرس هم بخشی از سختی کار است

محمدرضا نوری، دیگر پستچی اداره کل پست خراسان جنوبی، ۱۸ سال است که این شغل را انتخاب کرده است، او پیش از ورود به اداره پست، به عنوان پیک موتوری فعالیت می‌کرد و همین تجربه باعث شد وارد مجموعه پست شود.

نوری نیز سختی کار را از همان لحظه‌ای می‌داند که موتور روشن می‌شود؛ گرما و سرما، ترافیک، استرس رساندن به‌موقع مرسوله و تلاش برای پیدا کردن نشانی‌هایی که همیشه هم واضح و مشخص نیستند.

او می‌گوید برخی مناطق جدید شهر مانند مهرشهر و الهیه، به دلیل کامل نبودن نشانی یا شماره‌گذاری، گاهی از سخت‌ترین نقاط برای توزیع مرسوله هستند.

بعضی جاها آدرس هنوز کامل نشده یا پلاک‌ها مشخص نیست. پیدا کردن آدرس در چنین مناطقی زمان‌بر است و روی روند توزیع تأثیر می‌گذارد.

اما برای نوری نیز تلخ‌ترین خاطرات، زمانی شکل گرفته که مرسوله به مقصد رسیده اما صاحب آن دیگر فرصت دریافتش را نداشته است.

او خاطره‌ای از حدود یک سال پیش را به یاد می‌آورد؛ زمانی که گواهینامه‌ای را به خانه‌ای برد و بعدها متوجه شد صاحب آن، یکی از جانباختگان حادثه معدن طبس بوده است.

می‌گوید: ایشان را قبلا می‌شناختم. چند بار برای گرفتن بسته و مدارکش به من مراجعه کرده بود، وقتی متوجه شدم همان فرد در حادثه معدن طبس فوت کرده، خیلی متأثر شدم.

در مقابل، یکی از شیرین‌ترین بخش‌های کار نوری زمانی است که مردم برای دریافت مدارک مهم خود لحظه‌شماری می‌کنند؛ به‌خصوص در روزهای منتهی به اربعین که رسیدن گذرنامه و مدارک سفر برای بسیاری اهمیت حیاتی پیدا می‌کند.

او می‌گوید: وقتی مدارک مردم به‌موقع می‌رسد و می‌توانند با آن از مرز عبور کنند و به سفر بروند، خوشحال می‌شوند و این خوشحالی برای ما هم ارزشمند است.

از قبض تلفن تا موج خریدهای اینترنتی

هر دو پستچی معتقدند شغل آنها در طول سال‌های گذشته تغییر زیادی کرده است.

نوری به روزهایی اشاره می‌کند که پستچی‌ها علاوه بر نامه و مرسوله، باید هزاران قبض تلفن را نیز در مدت مشخصی به دست مردم می‌رساندند.

می‌گوید: قبلا هر ۴۵ یا ۶۰ روز حدود هفت تا ۱۰ هزار قبض تلفن داشتیم که باید توزیع می‌کردیم، علاوه بر نامه‌رسانی، این کار هم حجم زیادی به فعالیت ما اضافه می‌کرد.

با حذف قبض‌های کاغذی، شکل کار تغییر کرد، اما مرسولات جدید جای آنها را گرفتند، خریدهای اینترنتی، مدارک تحصیلی، گواهینامه، کارت خودرو و دیگر اسناد و مدارک مردم امروز بخش قابل توجهی از مرسولات را تشکیل می‌دهند.

به گفته نوری، افزایش خریدهای اینترنتی باعث شده حجم مرسولات در صورت فراهم بودن زیرساخت‌های ارتباطی و اینترنتی، به شکل محسوسی افزایش یابد.

شغلی که تعطیلی نمی‌شناسد

یکی از موضوعاتی که نوری بر آن تاکید دارد، استمرار فعالیت مجموعه پست در بسیاری از روزهایی است که سایر دستگاه‌های اداری تعطیل هستند.

او می‌گوید: ما تعطیلی زیادی نداریم در روزهایی که برخی ادارات به دلیل مدیریت مصرف انرژی تعطیل می‌شوند، پست باید پای کار باشد. در دوران کرونا هم جزو دستگاه‌های فعال و خدمات‌رسان بودیم.

این شرایط به گفته او، در کنار کار روی موتور و فعالیت در شرایط مختلف آب‌وهوایی، فشار مضاعفی بر نیروهای پست وارد می‌کند.

خاطره‌ای که در قالب شعر به مقصد رسید

در میان خاطرات ۱۸ ساله نوری، یک مرسوله با همه تفاوت دارد؛ نامه‌ای که فرستنده و گیرنده، نشانی خود را به شکل شعر نوشته بودند.

او می‌گوید این اتفاق مربوط به سال‌های دور است و متن دقیق شعر را به یاد ندارد، اما اصل ماجرا هنوز در ذهنش مانده است؛ حتی در پایین نامه نیز چند جمله محبت‌آمیز خطاب به پستچی نوشته شده بود؛ خیلی برایم جالب بود و به دلم نشست.

شاید همین اتفاق‌های ساده است که به گفته پستچی‌ها، شغل آنها را از یک کار صرفا اداری جدا می‌کند؛ چرا که آنها هر روز با بخشی از زندگی مردم روبه‌رو می‌شوند.

درخواست مشترک؛ نیروی بیشتر و توجه به سختی کار

در کنار خاطرات و روایت‌های شیرین و تلخ، هر دو پستچی یک دغدغه مشترک دارند آنهم کاهش فشار کاری و توجه بیشتر به سختی‌های این شغل.

وکیلی معتقد است هزینه نگهداری موتور نیز به یکی از دغدغه‌های جدی پستچی‌ها تبدیل شده است.

لاستیک، روغن و لوازم موتور گران شده و هزینه‌های موتور برای خودمان زیاد است، دوست داریم در این زمینه مساعدت بیشتری صورت بگیرد.

نوری نیز افزایش نیروی انسانی را یکی از مهم‌ترین نیازهای امروز پست می‌داند.

او می‌گوید برخی پستچی‌ها روزانه بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ مرسوله توزیع می‌کنند، در حالی که میانگین توزیع روزانه خودش حدود ۷۵ تا ۱۰۰ مرسوله است.

به اعتقاد او، افزایش نیرو باعث می‌شود حجم مرسولات میان افراد تقسیم شود و پستچی‌ها فرصت بیشتری برای ارائه خدمات به مردم داشته باشند.

می‌گوید: اگر نیرو بیشتر باشد، مرسولات بین همه تقسیم می‌شود، فشار کار کمتر می‌شود و ما می‌توانیم زمان بیشتری برای مردم بگذاریم. وقتی مجبوریم تعداد زیادی مرسوله را در زمان محدود توزیع کنیم، طبیعتاً فرصت کمتری برای هر مراجعه داریم.

در پایان این روایت ۴۰ ساله، آنچه بیش از هر چیز خودنمایی می‌کند، تصویر دو مرد است که بخش قابل توجهی از عمر کاری خود را در خیابان‌های بیرجند گذرانده‌اند؛ مردانی که هر روز موتورهایشان را روشن می‌کنند و راهی کوچه‌ها و خیابان‌های شهر می‌شوند.

برای آنها، هر زنگ خانه فقط یک زنگ نیست؛ پشت آن ممکن است جوانی منتظر مدرک دانشگاهی‌اش باشد، خانواده‌ای چشم‌انتظار گذرنامه، زوجی منتظر سند ازدواج یا مادری که قرار است مرسوله‌ای را دریافت کند که صاحب اصلی‌اش دیگر در میانشان نیست.

پستچی می‌رود، مرسوله را تحویل می‌دهد و دوباره راه می‌افتد؛ اما قصه آدم‌هایی که در مسیر می‌بیند، گاهی سال‌ها در ذهنش باقی می‌ماند.

∎​