طبیعت بیدفاع خراسانشمالی زیر تیغ تخلف
بجنورد - ایرنا - طبیعت خراسانشمالی در سکوت کوهستان روزهایی را پشت سر میگذارد که گاهی صدای شلیک، زندگی یک قوچ وحشی را پایان میدهد و گاهی دست یک دوستدار طبیعت پرندهای زخمی را از مرگ نجات میدهد؛ روایتی دوگانه از طبیعتی که هم قربانی و هم ناجی دارد و نیمه نخست امسال ۲۱۳ بار هدف تخلفهای زیستمحیطی قرار گرفته است.
صاحبخبر - به گزارش ایرنا، در گوشهای از خراسانشمالی، یک قوچ وحشی دیگر در میان صخرهها و دشتها نفس نمیکشد؛ حیوانی که در قرق اختصاصی لنگر قربانی شکار غیرمجاز شد و لاشهاش در کنار ادوات شکار به دست محیطبانان افتاد. در سوی دیگر، ۲ پرنده شکاری مصدوم در اراضی کشاورزی اطراف بجنورد هنوز شانس بازگشت به آسمان را دارند؛ شهروندانی آنها را به محیط زیست تحویل دادهاند تا پس از درمان و اطمینان از سلامت، دوباره به زیستگاه طبیعی خود بازگردند. این ۲ اتفاق، فاصله میان مرگ و زندگی در طبیعت را به تصویر میکشد؛ فاصلهای که گاهی تنها به یک شلیک و گاهی به یک اقدام مسئولانه انسانی ختم میشود. ۲۱۳ زخم بر تن طبیعت فرمانده یگان حفاظت محیط زیست خراسانشمالی از شناسایی ۲۱۳ مورد تخلف زیستمحیطی و ۲۶۱ متخلف در نیمه نخست امسال خبر داده است. صدای شلیک شکارچیان در برابر صدای بالهایی که با کمک مردم دوباره فرصت پرواز پیدا کردند علی فخرانی اعلام کرد که در این مدت ۹ قبضه سلاح غیرمجاز و بیش از ۵۶۰ قلم ادوات مرتبط با تخلفات زیستمحیطی از متخلفان کشف شده است. پشت این اعداد، طبیعتی قرار دارد که هر تخلف میتواند بخشی از آن را زخمی کند؛ گاهی با شکار یک جانور، گاهی با ورود غیرمجاز به زیستگاه و گاهی با استفاده از ابزارهایی که برای آسیب رساندن به گونههای جانوری به کار میرود. ۲۱۳ پرونده در ۶ ماه، تنها یک آمار اداری نیست؛ نشانهای است از اینکه طبیعت همچنان نیازمند مراقبت، پایش و همراهی بیشتر انسانهاست. در میان این پروندهها، هر جانوری که از چرخه طبیعت حذف میشود، بخشی از تنوع زیستی منطقه را با خود میبرد؛ سرمایهای که جایگزین کردن آن آسان نیست. شلیک آخر برای قوچ لنگر گزارش همیاران محیط زیست در قرق اختصاصی لنگر مسیر را به سوی یک پرونده شکار غیرمجاز باز کرد و محیطبانان پارک ملی ساریگل پس از حضور در محل ۲ شکارچی غیرمجاز سابقهدار را شناسایی و دستگیر کردند؛ اما آنچه در این صحنه باقی مانده بود، لاشه یک راس قوچ وحشی بود و از متهمان نیز دوربین چشمی، چراغ قوه، چاقو، اره و کیسه حمل لاشه کشف و ضبط شد. قوچ وحشی دیگر فرصتی برای بازگشت به زیستگاهش ندارد؛ صدای شلیک برای او آخرین صدا بود و کوهستان، یکی از ساکنان خود را از دست داد. ۲۱۳ تخلف زیستمحیطی در نیمه نخست امسال، زخمی تازه بر تن طبیعت خراسانشمالی گذاشت متهمان که غیر بومی و دارای سابقه محکومیت کیفری بودند، پس از دستگیری و تنظیم صورتجلسه تخلف، برای طی مراحل قانونی به مراجع قضایی معرفی شدند. این پرونده بار دیگر نشان میدهد که حضور محیطبانان و گزارشهای مردمی تا چه اندازه میتواند در مقابله با شکار غیرمجاز موثر باشد؛ هرچند برای حیوانی که جان خود را از دست داده، هیچ برخوردی نمیتواند فرصت دوبارهای برای زندگی ایجاد کند. اما طبیعت همیشه با پایان تلخ همراه نیست و در بجنورد ۲ بهله پرنده شکاری مصدوم در ۲ حادثه جداگانه پس از آسیبدیدگی در اراضی کشاورزی اطراف شهر، توسط دوستداران طبیعت به اداره حفاظت محیط زیست تحویل داده شدند. این ۲ پرنده اکنون در مرکز نگهداری و تحت معاینه و درمان قرار دارند تا پس از بهبودی کامل دوباره به آسمان بازگردند. شاید برای یک پرنده بازگشت به آسمان ساده به نظر برسد؛ اما پشت همین پرواز دوباره، یک زنجیره از مسئولیتپذیری قرار دارد؛ فردی که حیوان آسیبدیده را رها نکرد، محیطزیستی که آن را تحویل گرفت و نیروهایی که برای درمان و بازپروری آن تلاش میکنند. انسان در اینجا به جای آنکه عامل آسیب باشد به بخشی از زنجیره نجات تبدیل شده است و این ۲ پرنده هنوز فرصت پرواز دارند؛ فرصتی که نشان میدهد در کنار همه زخمهایی که بر طبیعت وارد میشود، میتوان با رفتار درست، بخشی از آسیبها را جبران کرد. طبیعت؛ بیصدا اما آسیبپذیر حیاتوحش خراسانشمالی زبان ندارد تا از زخمی که بر تنش نشسته شکایت کند و قوچ وحشی نمیتواند از شکارچی فرار کرده و از دادگاه طبیعت طلب حق کند و پرنده زخمی نیز نمیتواند برای نجات خود دست یاری دراز کند. این مسئولیت بر دوش انسان است؛ انسانی که میتواند شکارچی باشد یا ناجی، عامل تخریب یا نگهبان طبیعت باشد. ۹ قبضه سلاح غیرمجاز و بیش از ۵۶۰ قلم ادوات تخلف، گوشهای از تهدید علیه طبیعت استان را آشکار کرد ۲۱۳ تخلف و ۲۶۱ متخلف در نیمه نخست امسال در کنار کشف ۹ قبضه سلاح غیرمجاز و بیش از ۵۶۰ قلم ادوات تخلف نشان میدهد که حفاظت از طبیعت هنوز با تهدیدهای جدی روبهروست و در مقابل، نجات ۲ پرنده شکاری و همکاری همیاران محیط زیست در شناسایی شکارچیان نشان میدهد که امید برای حفاظت همچنان زنده است. حفاظت از حیاتوحش تنها وظیفه محیطبان نیست؛ محیطبان نمیتواند در تمام کوهها، دشتها و مزارع حضور داشته باشد. چشمهای مردم، گزارشهای بهموقع و حساسیت جامعه نسبت به طبیعت میتواند حلقهای مهم در این زنجیره باشد. هر قوچ وحشی که زنده میماند، هر پرندهای که دوباره بال میگشاید و هر شکارچی متخلفی که پیش از تکرار تخلف متوقف میشود، بخشی از آینده طبیعت را حفظ میکند. خراسانشمالی هنوز کوهستان و دشت دارد و زیستگاههایی که حیات در آنها جریان دارد؛ اما ادامه این زندگی به تصمیم امروز انسانها وابسته است. طبیعت بیدفاع است؛ نه میتواند از خود دفاع کند و نه میتواند برای نجاتش فریاد بزند. تنها صدایی که میتواند آینده آن را تغییر دهد، صدای مسئولیتپذیری انسانهاست.∎