برای بررسی تأثیر ورزش بر اعتمادبهنفس، اضطراب و سلامت روان کودکان و همچنین نقش والدین و مربیان در شکلگیری تجربهای سالم از ورزش، خبرنگار «آناتک» با دکتر کیوان ملانوروزی، دانشیار گروه رفتار حرکتی و روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، بنیانگذار و رئیس کمیته هوش حرکتی ایران و روانشناس تیمهای ملی و باشگاهی، گفتوگو کرده است. او در این گفتوگو از اهمیت «حس تسلط»، خطر مقایسه و فشار رقابتی، نشانههای تبدیل شدن ورزش به منبع استرس و ضرورت آموزش والدین و مربیان میگوید.
ورزش چه تأثیری بر اعتمادبهنفس کودک دارد و این تأثیر از کجا میآید؟
ورزش بهطور معمول اعتمادبهنفس و تصویر کودک از خودش را بهتر میکند، ولی این اثر متوسط است و معجزه نیست. منشأ آن هم بردن نیست، «حس تسلط» است. کودک میبیند مهارتی را که دیروز نداشت، امروز دارد.
در رویکرد « توسعه بلند مدت ورزشکار» ( long term athlete development) یا به اختصار LTAD هم اعتمادبهنفس در کنار انگیزه، توانایی بدنی و دانش حرکتی بخشی از «سواد حرکتی» است.
نکته مهم این است که کودک از حدود ششسالگی خودش را با دیگران مقایسه میکند. اگر خودش را ضعیفتر ببیند، ممکن است کنار بکشد. پس هر برنامهای که در این سن روی رتبه و مقایسه تأکید کند، خطر ترک ورزش دارد.
آیا ورزش میتواند اضطراب امتحان یا اضطراب اجتماعی کودک را کم کند؟
کیوان ملانوروزی: فعالیت بدنی با کاهش اضطراب در کودکان همراه است، اما اثرش کوچک تا متوسط است
پژوهشها نشان میدهند فعالیت بدنی با کاهش اضطراب در کودکان همراه است، اما اثرش کوچک تا متوسط است. برای اضطراب امتحان شواهد کمتر است و احتمالاً از راه آرامشدن هیجانات و خواب بهتر عمل میکند. برای اضطراب اجتماعی، ورزش گروهی چون تعامل ایمن فراهم میکند میتواند مفید باشد.
رویکرد LTAD هم میگوید رشد ذهنی و هیجانی کودک باید همراه رشد بدنی برنامهریزی شود. ولی تأکید میکنم اگر اضطراب شدید است، ورزش مکمل درمان است و جایگزین آن نیست.
ورزشهای گروهی (فوتبال، والیبال) و فردی (شنا، دو) از نظر روانی چه تفاوتی برای کودک دارند؟
پاسخ ساده نیست. در برخی پژوهشها ورزشکاران رشتههای گروهی علائم اضطراب و افسردگی کمتری داشتهاند. این رشتهها حس تعلق و حمایت میدهند، اما خطر مقایسه، طرد و ترس از «خرابکردن برای تیم» را هم دارند. ورزش فردی استقلال و پیشرفت شخصی میدهد، ولی فشار ارزیابی مستقیمتر است.
رویکرد LTAD ورزشها را از نظر زمان تخصصیشدن هم تقسیم میکند. شنا و ژیمناستیک «تخصص زودهنگام» دارند و فوتبال، بسکتبال و والیبال «تخصص دیررس». در گروه اول فشار تمرین و نتیجه زودتر شروع میشود و باید بیشتر مراقب بود. با این حال، نوع رشته کمتر از «فضای حاکم بر تمرین» اثر دارد. اگر فضا بر یادگیری و پیشرفت تمرکز کند، هر دو نوع رشته میتوانند سالم باشند.
والدین و مربیان چطور باید با شکست یا باخت کودک در ورزش برخورد کنند تا به او آسیب نزند؟
اول باید نگاه را عوض کنیم. در رویکرد LTAD، هدف ساختن ورزشکار برای سالهای بعد است، نه بردن امروز. در سنین پایین، همهچیز باید شادیمحور باشد و رقابت ساده. در مرحله «یادگیری برای تمرین» (Learn to Train) نسبت پیشنهادی حدود ۷۰ درصد تمرین و ۳۰ درصد رقابت است. بچههایی که با این منطق رشد میکنند، هم کوتاهمدت و هم بلندمدت از کسانی که فقط به بردن فکر میکنند آمادهترند.
در عمل، وقتی مربیان یاد میگیرند تلاش را تشویق کنند و حمایتگر باشند، عزتنفس بچهها بالا میرود و اضطرابشان کم میشود. وقتی هم تمرکز بر تلاش و یادگیری باشد، نه استعداد و نتیجه، کودک در برابر شکست مقاومتر میشود. برای پدر و مادرها توصیه من ساده است: بعد از مسابقه فقط همدلی و حمایت. تحلیل فنی را به مربی بسپارید و کودک را سرزنش نکنید.
آیا ورزش میتواند در پیشگیری یا مقابله کودک با قلدری (bullying) نقشی داشته باشد؟
کیوان ملانوروزی: ورزش وقتی محافظ است که فضایش سالم باشد و مربی نظارت کند
شواهد دوگانه است. ورزشهایی مثل رشتههای رزمی میتوانند اعتمادبهنفس و مهارت ابراز وجود بدهند. اما محیط ورزشی هم میتواند خودش بستر قلدری باشد. پس ورزش وقتی محافظ است که فضایش سالم باشد و مربی نظارت کند. رویکرد LTAD هم بر اخلاق، بازی جوانمردانه و شخصیتسازی در همه مراحل تأکید دارد.
فشار رقابتی زیاد، مثلا در تیمهای حرفهای کودکان، چه خطری برای سلامت روان دارد؟
خطرهای اصلی عبارتاند از فرسودگی ورزشی، ترک ورزش، اضطراب عملکرد، آسیبهای ناشی از تمرین بیشازحد و تخصصیشدن زودهنگام. رفتار تحقیرآمیز مربی یا والدین هم ریسک جدی است.
رویکرد LTAD در بخش کاستیهای نظام ورزش دقیقا همین را میگوید: کودکان زیاد مسابقه میدهند و کم تمرین میکنند، برنامه بزرگسالان بر آنها سوار میشود و آمادهسازی بهجای فرایند رشد، معطوف به برد کوتاهمدت است. نتیجهاش کودکانی هستند که از بازی لذت نمیبرند.
نشانههای اینکه ورزش برای یک کودک خاص بهجای لذت، منبع استرس شده چیست؟
به این نشانهها دقت کنید: بیمیلی یا بهانهگیری قبل از تمرین، دلدرد یا سردرد بدون علت پزشکی در روز تمرین و مسابقه، گریه یا خشم شدید بعد از باخت، کمالگرایی افراطی، افت خواب، اشتها یا درس و از دسترفتن علاقه قبلی.
یک نکته دیگر هم هست. نگاه کنید فشار برنامه با «سن رشدی» کودک جور است یا فقط با سن شناسنامهای. کودکی که دیرتر بالغ میشود یا اواخر سال متولد شده، ممکن است در مقایسه با همسنهایش ناموفق به نظر برسد، در حالی که رویکرد LTAD میگوید دیررسها اغلب ظرفیت بیشتری دارند، به شرط آنکه مربیگری باکیفیت ببینند.
چه پیشنهادی برای مدرسهها یا خانوادهها دارید تا فضای ورزش کودک «امن روانی» بماند؟
فضا را بر پیشرفت فردی بگذارید، نه مقایسه. در سنین پایین تنوع رشته داشته باشید و زود روی یک رشته متمرکز نشوید. رویکرد LTAD حدود سه رشته را در این مرحله پیشنهاد میکند. رقابت را متناسب با مرحله رشد تنظیم کنید. مربیان آموزشدیده بگیرید، چون کمدانشی مربیان سطح پایه از کاستیهای شناختهشده است. والدین را آموزش بدهید و برای حفاظت از کودک سازوکار شکایت و گزارش داشته باشید. هدف را سلامت بگذارید: حدود ۶۰ دقیقه فعالیت متوسط تا شدید در روز برای کودکان ۵ تا ۱۷ سال، که لزوما رقابتی نیست. مهارتهای زندگی مثل ارتباط و مسئولیتپذیری را هم در ورزش پرورش دهید.
کیوان ملانوروزی: فرزندپروری ورزشی یعنی رفتارها، باورها و واکنشهای هیجانی والدین در حمایت از مسیر ورزشی کودک
«فرزندپروری ورزشی» یعنی چه و چرا ضروری است؟
فرزندپروری ورزشی یعنی رفتارها، باورها و واکنشهای هیجانی والدین در حمایت از مسیر ورزشی کودک. پژوهشگران آن را «تخصصی» میدانند که باید آموخته شود. والدین سه نقش دارند: فراهمکردن امکانات، کمک به کودک برای تفسیر تجربههایش، و الگوبودن. این نقش هم در طول رشد عوض میشود: اول تشویق و تدارک، بعد حمایت و احترام به استقلال.
ضرورت آن را در چند نکته میبینم:
نخست اینکه والدین بزرگترین عامل تعیینکننده ورزشکردن کودکاند. طبق رویکرد LTAD ، کودکان بزرگسالان غیرفعال معمولاً خودشان هم غیرفعال میشوند و برعکس.
دوم اینکه رویکرد LTAD ناآگاهی والدین از سواد حرکتی و مراحل رشد را از کاستیهای نظام ورزش میشمارد و میگوید والدین آگاه میتوانند رشد جسمی، ذهنی و هیجانی کودک را بفهمند، مسیر درست را انتخاب کنند و تغییرات ساختار رقابت را بپذیرند.
سوم اینکه فشار و دخالت بیشازحد والدین از عوامل شناختهشده استرس و ترک ورزش است. سبک حمایتی و سبک کنترلی، تجربهی کودک را کاملاً متفاوت میکنند.
در نهایت کودک باید بتواند دنیا و افکار خودش را بدون فشار برای ایفای نقشی خاص بکاود. بدون این فرصت، هویت ورزشیاش شکل نمیگیرد.
کیوان ملانوروزی: ورزش برای کودک مثل بذر است؛ اگر محیطش امن، متنوع و لذتبخش باشد، هم ورزشکار میسازد و هم انسانی که تا آخر عمر فعال میماند. اگر فشار و مقایسه حاکم شود، همان بذر میتواند کودک را برای همیشه از ورزش دور کند
حرف آخر
ورزش برای کودک مثل بذر است. اگر محیطش امن، متنوع و لذتبخش باشد، هم ورزشکار میسازد و هم انسانی که تا آخر عمر فعال میماند. اگر فشار و مقایسه حاکم شود، همان بذر میتواند کودک را برای همیشه از ورزش دور کند.
انتهای پیام/