در گفتوگوی پیش رو با آیتالله سید حسن عاملی، نماینده مردم استان اردبیل در مجلس خبرگان رهبری به تماشای افقهای بلند علم و اخلاق شمسالشموس (ع) نشستهایم تا دریابیم چگونه سیره و ولایت این امام همام، میتواند در پیچوخمهای زندگی امروز، چراغ راه ما باشد و گره از جان و جهانمان بگشاید.
همه ما شنیدهایم که امام رضا (ع) در مناظرات علمی خود با دانشمندان ادیان مختلف، همه را شگفتزده کردند. این دانش گسترده و تسلط عجیب ایشان بر زبانها و علوم مختلف، از کجا میآمد؟
حقیقت امامت، همان حقیقت علم الهی است. وقتی از امام رضا (ع) صحبت میکنیم، از شخصیتی حرف میزنیم که دانش او، دانش مستقیم از جانب خداوند یا همان علم ارائه الهی است. ائمه اطهار (ع) نیازی به حضور در کلاسهای درس بشری ندارند، چون منبع علم آنها قلب مبارکشان است که مستقیماً به منبع بیپایان وحی متصل است. در واقع، ایشان مدرسه نرفتهاند؛ اما مدرس تمام علوم هستند. ببینید، ایشان بدون اینکه زبان عبری، رومی یا متون زبور و انجیل را در کلاسهای متداول آموخته باشند، با اهل هر کتابی به زبان خودشان بحث و گفتوگو میکردند. این قدرت علمی، فراتر از حافظه و دانش بشری است؛ این یک تجلی الهی است. این تجلی هم از طریق فکر، ذکر یا مطالعه معمولی به دست نمیآید، بلکه موهبتی است که بر قلب امام تابیده و او را به تمام حقایق عالم مسلط کرده است.
در تاریخ میخوانیم که مأمون با جمعکردن فیلسوفان و متفکران ادیان مختلف، سعی داشت جایگاه علمی امام رضا (ع) را به چالش بکشد. اهمیت این مناظرات چه بود و چرا برخی معتقدند اگر امام در این میدان شکست میخورد، سرنوشت شیعه بهکلی عوض میشد؟
این میدان در واقع یک میدان جنگ برهان و استدلال بود. اهمیت ماجرا اینجاست که اگر امام در آن جلسات مناظره مغلوب میشد، دیگر اثری از مکتب شیعه باقی نمیماند. امام رضا (ع) در آن لحظات سرنوشتساز، با تمام وجود نشان دادند که حقانیت دین به وجود ایشان گرهخورده است و در واقع فرمودند که من همان حقی هستم که باید در عالم جاری باشد. ایشان باقدرت الهی و حجتی که داشتند، به دنیا ثابت کردند که اگر خداوند بخواهد چراغ هدایتی در کره زمین روشن کند، آن چراغ وجود مبارک امام رضا (ع) است. وقتی آن دانشمندان از تسلط ایشان بر زبانها و علوم مختلف تعجب میکردند، امام بهسادگی پاسخ دادند که مگر ممکن است خداوند کسی را بهعنوان حجت بر بندگانش انتخاب کند، اما او را به زبان و فکر آنها آشنا نکند؟ این یعنی حجت خدا باید به تمام ابزارهای هدایت مجهز باشد تا هیچ سؤال یا شبههای در عالم بیپاسخ نماند و حقیقت دین در هر شرایطی پابرجا بماند.
در روایات، ثوابهای بسیار بزرگی برای زیارت امام رضا (ع) بیان شده است. این پاداشهای عظیم چه ارتباطی با شناخت و معرفت زائر نسبت به امام دارد؟
امام صادق (ع) در روایتی میفرمایند: «مَنْ زَارَهُ عَارفاً بحَقه فَلَهُ الْجَنَّةُ» هر کس او را درحالیکه به حقش عارف است زیارت کند، بهشت بر او واجب میشود. این عبارت «عارفاً بحقّه» زائر باید عارف به حق امام باشد، کلید اصلی این ماجراست. امام موسی بن جعفر (ع) نیز تصریح کردهاند که مقام زائران فرزندم علی در روز قیامت، از زائران تمام ائمه بالاتر است. دلیل این جایگاه بلند این است که امام رضا (ع) مظهر تمام صفات الهی است.
این زیارت، یک دیدار ساده نیست؛ بهاندازهای ارزش دارد که برای زائر عارف، اجر هفتاد شهید از شهدای جنگ بدر را در نظر گرفتهاند. این یعنی زائر در حریم امام، وارد فضایی میشود که تمام کائنات آن، عرش خداست. کسی که با چنین نگاه و معرفتی قدم به حرم میگذارد، در واقع با توحید زیارت میکند و با همان توحید نیز به خانه برمیگردد.
آیا میتوان گفت امام رضا (ع) علاوه بر ظاهر، به باطن و نیتهای زائران هم آگاه هستند؟ این نوع نگاه امام چه اثری روی رفتار و حال درونی زائر میگذارد؟
همینطور است. برای امام، چیزی به اسم غیب وجود ندارد؛ همه چیز برای ایشان در مقام شهود و دیدن است. امام رضا (ع) از همان افکار و خطورات قلبی مهمانان خود کاملاً باخبر هستند. خود حضرت به زائرانشان یادآوری میکنند که آنچه از حقیقت وجودی ما برای شما پنهان است، بسیار فراتر از آن چیزی است که به چشم سر میبینید. این یعنی امام، تمام اعمال، نیتها و حتی خیالات ما را در هر لحظه مشاهده میکنند.
وقتی زائر با این باور به حرم میآید که در محضر امامی است که از درون او خبر دارد، خودبه خود مسیر اصلاح خود را در پیش میگیرد. وقتی بدانیم نگاه امام به قلب ماست، دیگر در نیتهایمان مراقبتر میشویم و سعی میکنیم آنطور که شایسته حضور در محضر ایشان است، رفتار کنیم. این همان ولایت نافذ است که باعث میشود امام رضا (ع) در تمام لحظات انتظار و گرفتاری، پناهگاه امن شیعیان باشند. در واقع این آگاهی امام، نه برای مچگیری، بلکه برای دستگیری و هدایت زائر است تا او در مسیر بندگی به آرامش برسد. امام به ما نشان میدهند که اگر صادقانه با ایشان ارتباط بگیریم، آنها از پنهانترین نیازها و دردهای ما آگاهاند و به شایستگی پاسخ میدهند.
یکی از ویژگیهای اخلاقی مهم در زندگی امام رضا (ع)، پایبندی ایشان به حقیقت، حتی در سختترین شرایط و در آستانه شهادت است. این سیره چه پیامی برای جامعه امروز ما دارد؟
امام رضا (ع) بالاترین هزینه را پرداخت کردند تا ذرهای از مسیر صداقت و حقیقت منحرف نشوند. در ماجراهای توطئهآمیز دوران مأمون، امام (ع) در موقعیتهایی قرار گرفتند که با یک حرف مصلحتآمیز میتوانستند از مرگ نجات پیدا کنند یا حتی جایگاه خود را تثبیت کنند، اما امام ما هرگز بهدروغ متوسل نشدند. ایشان به این اصل مهم پایبند بودند که هدف مقدس، هرگز وسیلههای غیر مقدس را توجیه نمیکند.
این مسئله درسی بزرگ برای ماست. اگر کسی ادعای پیروی از اهلبیت (ع) را دارد، باید در صداقت و پایبندی به اصول، از ایشان الگو بگیرد. امام رضا (ع) آینه تمامنمای اراده و اخلاق الهی بر روی زمین هستند. ایشان به ما یاد میدهند که در دنیای امروز، نباید برای رسیدن به منافع شخصی یا فرار از سختیها، ارزشهای اخلاقی و حقیقت را فدا کرد. وقتی امام ما باوجود تهدید جان، بر سر حرف حق ایستادند، یعنی در زندگی ما هم صداقت باید حرف اول را بزند. سیره ایشان به ما میآموزد که اگر هدف ما رضای خداست، باید در تمام تصمیمها و رفتارهایمان، حتی وقتی کسی ناظر نیست، بر مدار حقیقت حرکت کنیم. این همان سبک زندگی رضوی است که جامعه را به سمت سلامت اخلاقی و اعتماد عمومی پیش میبرد.
بهعنوان پرسش پایانی، اگر بخواهیم عصاره این معرفت را برای سبک زندگی امروز استخراج کنیم و در زندگی به کار ببندیم، به چه نکته اصلی میرسیم؟
عصاره تمام این آموزهها در کلام خود حضرت نهفته است که فرمودند: «انَّ الامامَةَ اُسُّ الاسلام النّامی وَ فَرعُهُ السّامی». یعنی امامت، ریشه بالنده اسلام و شاخه بلندمرتبه آن است. حقیقت این است که بدون پذیرش ولایت و رهبری صالح، احکام دین آنطور که باید به ثمر نمینشیند و در واقع روح اسلام تعطیل میشود.
امام رضا (ع) فقط یک عالم بزرگ نبودند؛ ایشان الگوی تمامعیار بندگی بودند که در شبهای تاریک توس، بیادعا به دنبال رفع گرسنگی و نیاز مردم بودند. ایشان از تمام دارایی خود برای رضای خدا گذشتند تا به ما بیاموزند که امام، مظهر بخشندگی خداست. کسی که به زیارت امام رضا (ع) میآید، باید با این سوغات معنوی به خانه برگردد که توحید واقعی، بدون ولایت کامل نمیشود.
اگر میخواهیم در زمره شیعیان واقعی باشیم، باید با امام سنخیت پیدا کنیم؛ یعنی همانطور که ایشان در برابر عظمت پروردگار خاضع و تسلیم بودند، ما نیز در برابر دستورات الهی و اخلاق انسانی تسلیم باشیم. امام رضا (ع) نماد این پیوند عمیق بین ایمان و عمل است. انشاءالله که این زیارتها و توسلها، گره از مشکلات فردی و اجتماعی ما باز کند و ما را هر روز به آن حقیقت نابی که امام رضا (ع) تجسم آن بود، نزدیکتر کند. امیدوارم که این ارتباط قلبی، در تمام لحظات زندگی، راهنمای ما در مسیر بندگی باشد.