زبان قرآن مجید و معصوم علیهم السلام ماهوا مبین و دارای توان بیانگری روشن و روشنگر و قدرت صدق وصادق بودن و ناممکنی کذب وکاذب بودن است. زبان انسان نامعصوم و کاربرد بشری زبان، دو فرق اساسی دارد:
۱_به سبب محدودیت ماهوی مردم، زبان شان دارای نارسایی ذاتی است و کلمات همواره امکان انطباق دقیق و رسا با معنای اراده شده را ندارند و یا خود معنا در پایگاه ذهن انسان غیر معصوم با ناروشنی در آموخته و گاه صادقانه از کلمه اصلاح بهره می گیرند اما آنچه اراده کردهاند اصلاح نیست، فساد ببار می آورد و خود نادانسته تصور اصلاح از آن داشتهاند.
۲_استفاده آگاهانه شعبده آلود، کاملا اغواگرانه، فریبا، و کذاب ازکلمات است. امام خمینی (قده) زمانی به روشنی از وارو بودن معنای کلمات در زبان قدرتمداران جهان مدرن سخن گفتند. نام فساد را اصلاح می نهند، نام بردگی نفس و زورگویی تجاوز را آزادی و رهایی بخشیدن، نام غارت و وابستگی را توسعه و استقلال، نام فحشا را رهایی از خرافات و آزادی در پاسخ به میل انسانی!!! نام بهیمیت و وحشیگری و جاهلیت را تمدن می گذارند، نام مصرف زدگی و اسارت اشیاء و شئ شدگی و از خود بیگانگی و بت وارگی و هویت باختگی و فتیشیسم و صرف عمر گرانبها در راه غرق شدن در تجملات وشئ گرایی و پرستش اشیا و بت پرستی را تمدن بزرگ، مدرن گرایی ، تقویت هویت انسانی، جامعه رفاه، ظهور انسان مختار و لذت زندگی در پرسه زدن در خیابان ها، مال ها و مراکز و معابد خرید ... نام می دهند و بنده شدن در سرمایه داری حریص جهانی را پیروزی انسان نو نام مینهند که همه چیز انسان از توحید و اراده و قدرت تصمیم، توان فعال بودن عقل، پرستش ناب، تقوای فاتح و غالب بر وساوس شیطان و مهار نفس سوء و تقویت ایمان و حقیقت وجود را میبلعد و دود میکند!
تاریخ زبان پهلوی و زبان اصلاح طلبی غربگرا در ایران، صحنه نمایش این وارونگی زبان است. گزینش سرپرستی طاغوت مدرنیت و سرمایه سالاری نابودگر و فساد پرور و ضدیت با دگرگونی این مبانی فساد، و ترویج اومانیسم و بیرون راندن خدا از هستی!!!! و در هستی امور کوچک و بزرگ سیاسی و حکمرانی و اقتصاد و سیاست فرهنگی را با تابلوی اسلام ترویج کرده اند.
سبک زندگی مدرن وجدایی اسلام از زندگی اجتماعی و سیاسی وحکمرانی وترویج گسست از اسلام دراداره امور گوناگون و رواج نگرش لاییک و مخالفت با انقلاب اسلامی را اصلاح امور نام نهادن نمونه هاییاند از قدرت تخریفگر زبان اصلاح طلبانه و تابع رفرمیسم و اومانیسم ولیبرالیسم صوری وپروتستانیسم غربی شده و مسیر توسعه کافرانگی نوکیسههای فرهنگی و مقلدان درجه چندم لائیسیته غربی و غربی سازی آنان همه این وارو کردن ماهیت مدرنیته، و ترویج انواع ستمگری مادی و معنوی را اصلاح طلبی خوانده اند. در حقیقت اصلاح طلبی شان ضد اصلاح بوده و جز نشر تفرقه ضد اسلام ناب و راه روشن امام بزرگ به رستگاری دنیا و رستن از دوزخ اخروی، به سود پرستش غرب وشیطان بزرگ و جز فساد در فرهنگ و دینداری و آزادگی و....به بار نیاورده و ثمری جز تقلید از دیروز نظام تباهی زده ی امروز و پیوند با الیگارشی فاسد و اشرافیت ویژه خوار نوکیسه نداشته است. هدف های انسان خود بنیان و عاصی به سود اصل پیروی از میل و لذت و علیه طهارت نفس و علیه دادگری اجتماعی و استقلال و حریت و اقتصاد سیاست و فرهنگ دینی، عمل کرده و جز اسلوب زندگی نیست انگارانه و ضدیت با فرهنگ انسانی دارای هدف های عالی فرا انسانی و عدم باور به عالم غیب، هیچ ببار نیاورده است. فساد تحجر و عقب ماندگی را با فساد بزرگتر و پیوستن به ابلیس نمیتوان رفع کرد و نباید با دورویی و تحریفات قلبی و اعتقادی و فکری و فلسفی و سیاسی و اقتصادی واخلاقی، راه دوزخ را به روی ملتی خدا باور گشود و الحاد را رواج داد.
مصداق بزرگ وکوچک تحریفات اصلاح طلبی غربگرای ایران در طی ۴۷سال زندگی و مقاومت انقلابی ایران و در جنگ دوم و سوم بارها مورد بحث قرار گرفته است. می خواهم به چند نمونه اخیر اشاره کنم.
۱_ترورشهید علی لاریجانی که دوماه پیش هم اشارهای کوتاه بدان کردم.
در این تحریف نهان میشود علت ترور شهید لاریجانی توانایی بزرگ اوبود که بجای طرح دلخواه کیسینجر و آمریکا نه به سمت تداوم نگرش برجامی یعنی سوق دادن به غربگرایی وتسلیم طلبی بلکه در حساس ترین برهه آزمایش به سمت روح نظام اسلامی یعنی استحکام ولایت فقیه و مقاومت روکرد.
۲_ماجرای آقای رسایی
بنده از همراهان آقای رسایی نیستم. اما پرسش که جرم نیست. برفرض پذیرش خطای آقای رسایی در سه سال پیش و خارج از دوره نمایندگی که در آنجا کلا خلاف بزرگ یاران آقای قالیباف باید مجازات میشد نه عمل دارای مشروعیت و قانونیت آقای نوباوه و آقای رسایی باید پرسید، آیا خاموش کردن صدای امروز او در نقد غلط های محرز رئیس مجلس و رفتارهای ایشان کلاً و خصوصاً بعد از شهادت رهبر شهید یک استبدادگرایی اهل قدرت محسوب نمی شود؟ در امریکا روز تاشب ترامپ مورد شدیدترین حمله رقباست آیا آن دیکتاتور خبیث همه را به زندان می افکند؟
۳_سخنان اشکوری راد به تبع سخن آقای خاتمی. مدام بزرگان اصلاح طلبی، چشم ها را بر واقعیت بسته و دهان نادانی گشوده اند. تفاهمنامه پدیده ای دو جانبه است. ترامپ امضاش را پاره کرده و به توالت فرنگیش ریخته و سیفونش کشیده و حضرات چنان دچار فتیشیسم مذاکره و تفاهمنامه دروغین و مذاکره پرستی فریبناکند که گویی از مذاکره لذت غیرعادی میبرند. به نحو ذلیلانهای گدایی یک فریب میکنند. طبق قرآن مجید تفاهمنامه زیر پانهاده شده باید به صورت دشمن کوبیده شود و راه کور کردن چشم فتنه در پیش گرفته شود نه گدایی توافق مرده!
۴_تعطیلی مجلس. تعطیلی مجلس و بریدن صدای نمایندگان کارشناس و افشاگر ملت مطمئنا نامش هرچه باشد مردمسالاری نیست.
۵_ بار دیگر روش برجام!
به اعتراف مرعشی توافق برجام از بیخ متکی بر فریب مردم بود. حالا مرعشی میگوید آن فریب حزبی اشتباه بود و بجای جازدن توافق ضد منافع مردم ایران با تابلوی منافع حزب الیگارش ، باید بنام فریبناک سند ملی تحت فرمان ولی فقیه معروفش میکردند. حالا در جنگ وصلح حاضر هم این متد نفاق در گیم مذاکره وتسلیم هم تکرار شده اما نه با اسم حزب سازندگی و خواست اصلاح طلبی بلکه با اسم مذاکره ملی.
۶_اسلوب آقای عراقچی در نیوبورک معنایش چه بود جز خواری نگرش غربگرایان را به اسم ملت فاکتور کردن و درچارچوب این عمل چهره تابناک مقاومت مردم را برباد دادن!
۷_نهان روشی در مورد نقش رهبر مطرود سازش و مداخله و تسلط پشت پرده دیپلماسی ظریف چیست جز آموزش دروغ و دور زدن قانون و تربیت منحط مردم ساده لوح که بدنبال اصلاح طلبان راه می افتند؟
۸_پدیده پدرخواندگی وکلاه سرملت و انقلاب و اسلام و انقلاب اسلامی و نظام انقلابی جمهوری اسلامی، از سوی رؤیا جرمش ده برابر است.
۹_فروغی گرایی اصلاح طلبی غربگرا طبیعی و افشاگر ماهیت شان است فروغی یک نخبه کارگزار درجه یک انگیس رئیس لژ صهیونی فراماسونری ایران، اداره کننده پهلوی ها، هم بروی کار آمدن و هم عزل رضا شاه، هم نصب رضاشاه بود. چنین مقام شامخی در میان مقربین درگاه بت اعظم استکبار، رؤیای این رهبران فکری و سیاسی است که حاضرند بر خون شهدای ملکوتی پا بگذارند بر اریکه نوکری تکیه زنند.
۱٠_معنای دیدار شیخ وشاب
رئیس جمهور یک شخصیت حقوقی متعهد به ملت است.و درهر قدم و اقدام و دیدار باید مراقب امانتی باشدکه به او اجازبرخورد دلبخواه نمی دهد. خصوصا دیدار خارج از وظایف مقام رسمیش با کسانی. آن هم با کسانی که عملا برای اهوایی مملکتی را به آتش کشاندند و سپس خود اعتراف کردند به بهانه یک دروغ، (ریختن آرای تقلبی به صندوق،) بزرگترین ضربه رابه اعتبار بینالمللی ایران و عظمت جمهوری اسلامی وارد آوردند و خواه ناخواه، ایادی تغییر نظام بر اساس اغتشاش یک اقلیت برانداز و انقلاب رنگی شدند که معنایش چیزی نبود جز تحمیل یک کودتا باشماری ناچیز و سوء استفاده از اعتراض مسالمت آمیز انبوهی فریب خورده و کشاندنشان به آشوب وتصور کودکانه کسب قدرت با آتش زدن سطلهای زباله و اتومبیل و مغازه مردم..... آیا اینان هرگز یک کلمه بیانی گویای توبه از ستم به یک ملت و انقلاب و اسلام و اجرای نقشه سوروس برزبان راندند؟ رئیس جمهور به چه مشروعیت می بخشد؟
۱۱_تفسیر غلط وضع عراق. عدهای از سازشکاران، میکوشند وانمود سازند، حتی پذیرش اشغال کشور و جنگ نکردن و راه مذاکره و دیپلماسی سبب بیرون راندن اشغالگران می شود. این دروغ محض است، عراق، یک میلیون و سی هزار نفر قربانی داد که هم در میدان و همد به انحاء گوناگون کشته شدند. خروج نیروهای آمریکایی هم یک بازی است. امریکا از ۲٠٠۳ عراق را تحت اشغال اداره میکند و استقلال سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگیش را مخدوش کرده است. در دسامبر ۲٠۱۱ اعلام کرد نیروهایش را از عراق بیرون می آورد.، بخشی از نیروهای جنگ با داعش در، ۲٠۲۱ پایگاه هایی را ترک کردند و بخش دیگر در ۲٠۲۶ از عراق بیرون آمدند. اما اینها نیروهای باصطلاح جنگ با داعش بودند ـ در سفارت آمریکا که اسمش سفارت، و در اصل یک پایگاه جاسوسی و ضد امنیتی است. اما مهمتر از همه آن است که در این ۲۳ سال فرصت کامل برای ایجاد یک ساختار سلطه و وابستگی و غارت عراق استحکام یافت.
این حضور ساختاری سرنوشت پول و دلار و نفت عراق، توسعه اقتصادی، زیست سیاسی، قدرت نظامی و وضع امنیتی آن را در اختیار گرفته و انواع فساد در نسل جوان عراق پرورده و نیروهای سیاسی، مجلس و دولت عراق را تحت کنترل دارد. و نفوذ و جاسوسی امریکا در عراق مهار ناپذیر شده است. اتقاقا عراق هم یک میلیون قربانی دادو هم عدم مبارزه متحد مردم عراق و نپیوستن بخشی از قبایل به مقاومت و تفرقه افکنی آمریکا سبب اجازه سلطه آمریکایی شد و عزت و آینده ملت عراق را در خطر و رفع سلطه رامحتاج یک انقلاب اصیل کرده است.
۱۴_بازگشت سلبریتی ها. من میفهمم یک سلبریتی میتواند فریب نفس و شهرت آسان و چشم انداز ثروت را بخورد، اسیر تاریکخانه ایدئولوژی شود و سپس پشیمان شود. دلش برای وطنش پر بزند و باز گردد. چگونه میتوان بیرحم بود و اجازه نداد؟
اما پرسش از دولت آن است. آیا آنان را راست آزمایی کرده؟ خوب اگرمایلند بیابند در رسانه ملی برای مردم روایت کنند چه تجربه ای از سرگذراندند.
۱۵_علیه خیابان. غربزدگان علیه خیابان مردم مبعوث و استقامت و انقلابند وگرنه با خیابان فساد و برهنگی، خیابان کافه های سرگشتگی و عریانی که مشکلی ندارند. از خودشانند.
۱۶_اصرار بر سیاست غلط اقتصاد نوکینزی و نولیبرالی. این عنوان نیازمند یک کتاب است
۱۷_فشار بر مردم و سیاست ارزی بباد دادن دلار. پاسخ سخنان همتی بماند برای مقاله مستقل.
۱۸_مسئله امارات و انفعال اصلاح طلبانه. آیا علت پوزه این دشمن احمق را بخاک نمالیدن بباد دادن ایران به قیمت حفظ سرمایه دوستان است!!!!!
۱۹_مدل توسعه نیابی عراق . غربزده ها مارا بجای رشد اصیل به توسعه نیابی مدل عراق برای گوش بفرمانی شیطان بزرگ دعوت میکنند.
اصلاح طلبی و گزینش وابستگی و نفوذ ساختاری بجای استقلال در توسعه به شیوه عراق همان خواب بردگی است برای ایران.
این است معنای: اصلاح طلبی علیه اصلاح طلبی.