شناسهٔ خبر: 79976052 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: تبیان | لینک خبر

کودکی در کالبد بزرگسالی!

چرا کودکی که بیشتر از سنش می‌فهمد، ‌ همیشه اتفاق خوبی نیست؟

صاحب‌خبر -

وقتی کودک مثل بزرگ‌ترها حرف می‌زند

حتماً شما هم دیده‌اید؛ یک کودک ۷-۸ ساله وسط جمع یا بحث بزرگ‌ترها حرفی می‌زند که اندازه سنش نیستا، همه ابتدا شوکه می‌شوند و بعد لبخند می‌زنند و می‌گویند: «چقدر این بچه فهمیده‌ست!»، «چقدر بیشتر از سنش می‌فهمد»...

اما اینجا باید یک مکث کوچک بکنیم.

کودکی در کالبد بزرگسالی!

شکستن یک باور غلط

ممکن است کودک واژه‌های زیادی بلد باشد،  ارتباط بین اتفاق‌ها را سریع بفهمد و حتی درباره مسائل پیچیده، تحلیل‌های جالبی داشته باشد.  اما این یعنی توانایی شناختی‌اش جلوتر است؛  نه اینکه از نظر هیجانی هم بزرگ شده باشد.

 به این فاصله می‌گویند: رشد ناهماهنگ.

 

کودکی در کالبد بزرگسالی!

خطر از «تو دیگه بچه نیستی» شروع می‌شود

وقتی مدام به کودک می‌گوییم: «تو از همه بیشتر منو می‌فهمی»، «تو خیلی عاقل‌تری.»، «تو دیگه بچه نیستی.»...ممکن است کم‌کم این پیام را بگیرد: «پس من باید حواسم به حالِ بزرگ‌ترها هم باشد.»

اینجاست که یک تعریف ساده، می‌تواند تبدیل به یک نقش سنگین شود.

کودکی در کالبد بزرگسالی!

وقتی کودک، سنگ‌صبورِ خانه می‌شود

اگر کودک کم‌کم مسئول آرام کردن والدین، حل کردن اختلاف‌های آن‌ها یا مراقبت از حال عاطفی خانواده شود،
دیگر فقط «بچه فهمیده» نیست. اینجا پای والد شدن زودرس به میان می‌آید؛ یعنی باری که از نظر سنی و رشدی، قرار نبوده روی دوش کودک باشد.

کودکی در کالبد بزرگسالی!

«چه بچه باهوشی!»؛ همیشه تعریف بی‌خطری نیست

پژوهش‌ها نشان می‌دهند وقتی مدام به بچه‌ها می‌گوییم «تو خیلی باهوشی»، فشار زیادی روی دوششان می‌گذاریم تا همیشه این تصویر را حفظ کنند. این فشار حتی ممکن است باعث ترس از شکست یا رفتارهایی مثل تقلب شود تا مبادا کسی فکر کند آن‌ها دیگر باهوش نیستند.

کودکی در کالبد بزرگسالی!

به جای تحسینِ ثابت، چه بگوییم؟

به‌جای «چقدر فهمیده‌ای!» بگوییم: «دیدم چقدر دقیق به این موضوع فکر کردی.»

به‌جای «از سنت عاقل‌تری!» بگوییم: «استدلالی که آوردی جالب بود؛ دوست دارم بیشتر بگو.»

کودکی در کالبد بزرگسالی!

بگذاریم بچه‌ها، بچگی کنند

دفعه بعد که کودکمان با یک تحلیل عجیب همه را شگفت‌زده کرد، لازم نیست او را بیشتر و بیشتر به سمت «بزرگ بودن» هل بدهیم.

می‌توانیم بگوییم: «چه خوب که این‌قدر دقیق فکر کردی؛ ولی لازم نیست نگران این چیزها باشی. این یکی را بزرگ‌ترها حل می‌کنند.»

کودکی در کالبد بزرگسالی!

∎​