شناسهٔ خبر: 79974076 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

فرهنگ؛ از امدادبگیر دولتی تا مسجد تمدن‌ساز

کنشگری فرهنگی نباید محتاج بودجه‌های دولتی باشد. حجت‌الاسلام محمد قطبی با طرح مفهوم «اقتصاد تدبیر»، الگوی «فرانچایز فرهنگی» را پیشنهاد می‌دهد؛ مدلی که با شبکه سازی ظرفیت‌های مردمی و مساجد، فرهنگ را به یک جریان خودکفا، پویا و ارزش‌آفرین تبدیل می‌کند.

صاحب‌خبر -

‏بخش فرهنگ در نظام اسلامی نباید در بند «وابستگی به بودجه‌های نفتی» یا «تجاری‌سازیِ بی‌روح» اسیر بماند. برای احیای کنشگری اصیل، نیازمند «اقتصاد تدبیر» هستیم؛ الگویی که با تکیه بر تعاون اجتماعی، ظرفیت‌های خفته‌ محلات و مساجد را به شبکه‌ای قدرتمند و خودکفا بدل می‌کند. فرانچایز فرهنگی در این نگاه، نه صرفاً یک ابزار اقتصادی، بلکه راهکاری برای توزیع عدالت‌محور برکت و هویت است که ضمن حفظ اصالت دینی، مانع از هدررفت بیت‌المال می‌شود. در ادامه، حجت‌الاسلام محمد قطبی،مدیر عامل مرکز نوآوری و رشد اشراق دفتر تبلیغات اسلامی و دبیر ستاد راهبری کار و اشتغال حوزه‌های علمیه کشور؛ این الگوی راهبردی را برای تحقق «فرهنگ خودگردان و تمدن‌ساز» تبیین می‌کند:

فرانچایز خلاق و فرهنگی؛ تجلی عینی «اقتصاد تدبیر»

سال‌هاست بخش فرهنگ و کنشگری اجتماعی در کشور ما از یک دوگانه فرساینده رنج می‌برد: یا تکیه بر بودجه‌های حمایتی و نفتی دولت که به وابستگی، فربهی ساختاری و ناپایداری انجامیده، یا افتادن در دام تجاری‌سازی بی‌رحم که اصالت و رسالت معنایی طرح‌ها را قربانی سود آنی بازار می‌کند.

خروج از این بن‌بست، نیازمند بازتعریف نسبت میان «ارزش فرهنگی» و «منطق اقتصادی» است؛ پیوندی که از آن با عنوان «اقتصاد تدبیر» یاد می‌کنیم: یعنی هنر خلق بیشترین ثروت اجتماعی و پایدار، با کمترین اتلاف منابع و بر پایه عقلانیت، آینده‌نگری و بهره‌وری. در این میان، الگوی فرانچایز خلاق و فرهنگی (Creative & Cultural Franchising) یکی از درخشان‌ترین و عملیاتی‌ترین مصادیق تحقق این تدبیر اقتصادی است.

برای درک این هم‌پوشانی، باید دید اقتصاد تدبیر چگونه در تاروپود مدل فرانچایز جاری می‌شود: نخست، «جلوگیری از دوباره‌کاری و کاهش اتلاف سرمایه» است. در اقتصاد سنتی فرهنگ، هر گروه یا مؤسسه نوپا ناچار است مسیر پرهزینه آزمون و خطا را از صفر آغاز کند؛ از طراحی هویت و تدوین متدولوژی گرفته تا تأمین زیرساخت و کسب تجربه شکست. اما در فرانچایز خلاق، دانش، روش، برند و زنجیره تأمین یک‌بار با عمق و دقت طراحی شده و در قالب یک بسته سیاستی و اجرایی استاندارد (Operating Model) در اختیار ده‌ها و صدها نقطه قرار می‌گیرد. این یعنی اقتصادِ مقیاسِ معنادار؛ جایی که هزینه سربار تحقیق، توسعه و ارزیابی میان تمام شعب سرشکن می‌شود و از هدررفت سرمایه‌های مادی و معنوی جلوگیری به عمل می‌آید.

دوم، «اهرم‌سازی ظرفیت‌های راکد محلی». اقتصاد تدبیر با نگاه متمرکز و تصدی‌گرایانه دولت یا بنگاه‌های بزرگ مخالف است و ثروت را در فعال‌سازی ظرفیت‌های خفته جامعه می‌بیند.

فرانچایز فرهنگی دقیقا همین کار را می‌کند: پیوند میان یک «محتوا و سازوکار آزموده‌شده در مرکز» با «انگیزه، سرمایه‌های خُرد و فضاهای بدون‌استفاده در محلات و شهرها». برای نمونه، یک فضای تربیتی، کتابخانه راکد، حسینیه یا کانون فرهنگی با اتصال به یک شبکه فرانچایز، بدون تحمیل بار مالی جدید به حاکمیت، به چرخه ارزش‌آفرینی و تولید خدمت بازمی‌گردد.

سوم، «پایداری هویت در عین توزیع درآمد». نقطه اوج تدبیر در فرانچایز فرهنگی، حل تناقض میان «کیفیت و اصالت فرهنگی» با «گسترش جغرافیایی» است. فرانچایز دهنده با تدوین استانداردهای سخت‌گیرانه، از اصالت معنا و غنای محتوا مراقبت می‌کند، در حالی که منافع اقتصادی مستقیماً میان کنشگران بومی و گردانندگان محلی توزیع می‌شود.

این ساختار، انگیزه درونی برای ارتقای مستمر را حفظ کرده و کار فرهنگی را از یک «امدادبگیر دائم» به یک «کسب‌وکار اجتماعی ارزش‌آفرین و خودکفا» ارتقا می‌دهد.

چهارم، «تاب‌آوری و انعطاف شبکه‌ای». سازمان‌های فرهنگیِ متمرکز و سنگین در مواجهه با تکانه‌های اقتصادی شکننده و پرهزینه‌اند؛ اما یک شبکه فرانچایز، ساختاری سلولی و غیرمتمرکز دارد.

آسیب‌دیدن یا تغییر شرایط در یک نقطه، کل شبکه را دچار فروپاشی نمی‌کند، بلکه چابکیِ شعب محلی به شبکه امکان می‌دهد خود را با بوم‌های فرهنگی و مقتضیات زمانی گوناگون سازگار سازد.

در نهایت، فرانچایز خلاق و فرهنگی پاسخی هوشمندانه به مطالبه بهره‌وری در ساحت تربیت و اندیشه است. این مدل ثابت می‌کند که ترویج ارزش‌ها و توسعه فضاهای خلاق شهری و محله‌ای، لزوماً پروژه‌ای هزینه‌بر نیست؛ بلکه با اتکا به تدبیر در مدل‌سازی، زنجیره‌سازی ارزش و توانمندسازی مردم، می‌توان اکوسیستمی خودجوش، سودآور برای جامعه و پایدار در آینده بنا نهاد. فرانچایز فرهنگی، تجسم شعار تبدیل «هزینه فرهنگی» به «سرمایه‌گذاری راهبردی و زاینده» است.

∎​

برچسب‌ها: