تازهترین کنسرت این گروه که با نام "شهرآزادگان" شامگاه نهم مهرماه در سالن برج آزادی به روی صحنه رفت، یک بار دیگر به روایت اشعار شاهنامه همراه با گروه حرکات نمایشی جریان، به خوانندگی محسن مرعشی اختصاص داشت. عرفان پرقوه، مهران منفرد، هومان حیدری، طاهراباذری، جواد و تورنگ سلیمانی از نوازندگان این گروه بوده و مسعود فروتن هم اجرای آن را به عهده داشته است.
فائزه نوری طراح و کارگردان حرکات فرم و سارا ثبوت روایتگر بودهاند. به این بهانه با محسن مرعشی نوازنده تنبور، خواننده و سرپرست گروه به گفتوگو نشستهایم.
فائزه نوری طراح و کارگردان حرکات فرم و سارا ثبوت روایتگر بودهاند. به این بهانه با محسن مرعشی نوازنده تنبور، خواننده و سرپرست گروه به گفتوگو نشستهایم.
درسالهای اخیر، بیش از گذشته با کنسرتهایی روبه رو شدهایم که قطعات آن ملهم از شاهنامه بوده است، باتوجه به این که گروه "شهپر" هم درزمره این گروههای موسیقی به شمارمیرود، این اتفاق را چطور میبینید؟
من البته از یک جهت با صحبتهای شما موافقم و از جهتی مخالف. مخالف ازاین لحاظ که احساس میکنم برخلاف گستره وسیع اثری، چون شاهنامه، کار چندانی از سوی هنرمندان بر روی این اثر صورت نگرفته است. هرچند گروه شهپر از آغاز فعالیت تاامروز همواره تلاش کرده است تا از زوایای مختلف به اشعار شاهنامه نظرداشته باشد. شاید هم یک دلیل این که هنرمندان عرصه موسیقی دراین سالها کمتر به سراغ این اثر رفتهاند این باشد که شاهنامه اساسا اثری است که از وزن منحصربهفرد و همین طور اشعار طولانی برخورداراست. حتی استاد شجریان هم درسالهای پیش به این مسئله اشاره کرده بود که به فردوسی بدهکاراست و هیچ وقت فرصتی فراهم نشد تا به سراغ شاهنامه برود. البته دراین سالها، سرآمدان موسیقی ایران مانند شهرام ناظری، لوریس چکناواریان، شاهین فرهت و... درقالب بی کلام، موسیقی کلاسیک ایرانی و غیرایرانی از شاهنامه بهره گرفته و آثار ارزشمند و ماندگاری ارائه کردهاند.
یکی از مولفههای این کنسرت بهره گیری از اشعار شاهنامه درقالب موسیقی فیوژن است که به نظرم وجود این مولفه، کنسرت را برای مخاطبان هم جذابتر کرده است. ممکن است دراین باره هم توضیح دهید؟
ما تلاش کردیم تا درقالب موسیقی فیوژن به روایت اشعار شاهنامه بپردازیم، درعین حال از سازبندی متفاوتی هم دراین کنسرت بهره گرفتهایم، به طوری که سازهای موسیقی اصیل ایرانی درکنار سازهای غربی مانند فلوت، گیتار، کاخن، گیتارالکتریک و... حضور داشتهاند. میتوان گفت، فضای موسیقی ما به نوعی به سبک پاپ راک است، بااین تفاوت که گوشههای موسیقی ایرانی هم درآن به چشم میخورد. من سعی کردهام ابداعاتی هم دراین زمینه انجام دهم، به عنوان مثال، ما یک ترانه شش هفت دقیقهای داریم که نسبت به ترانههای روز و معمول، طولانی تراست و به جای آن که یک حکایت شاهنامه را به شکل کامل بیان کنیم که ممکن است مخاطب را خسته کند، ازبین سه هزار بیت، سه ترانه از بطن حکایتی مثل سودابه و سیاوش بیرون آوردیم تا وقتی مخاطب به تماشای آن بنشیند، موضوع داستان دستش بیاید. شاید تفاوت گروه شهپر دراجرای اشعار شاهنامه درقیاس با دیگر گروههای موسیقی درهمین نکته باشد که خوشبختانه هم به لحاظ استفاده از سازهای ایرانی و غربی و هم نوع اجرای قطعات، درکنسرتهایی که تاامروز درداخل و خارج از کشور برگزار کردهایم با اقبال خوبی ازسوی مخاطبان مواجه شدهایم. خاطرم هست، استاد نادر مشایخی در اولین کنسرتی که برگزار کردیم به این مسئله اشاره کرد که گروه شهپر به ساختارشکنی دراین حیطه پرداخته ولی این کافی نیست و دیگر موزیسینهایی که نگاه نو و معاصر دارند هم باید به این حوزه ورود کرده و درباره شاهنامه قدمهای بیشتری بردارند. حالا بماند که باوجود گذشت چندین سال، هنوز اتفاق خاصی از سوی دیگر هنرمندان دراین حوزه نیفتاده است.
مسئله تلفیق هنرهای دیگر با موسیقی هم از دیگر نکاتی است که درسالهای اخیر، زیاد با آن مواجه میشویم، درباره کنسرت اخیر گروه شهپر هم همین طوراست، یعنی شما سعی کردهاید از تجمیع موسیقی با هنرهای نمایشی و روایت بهره بگیرید.
درست است، ما درکارهایمان از فضای نمایش هم بهره میبریم، ضمن این که خود من دراین کنسرت به روایت حکایت از زبان قهرمانان شاهنامه مانند گرسیوز، افراسیاب، سیاوش، رستم و... پرداختهام. تجربه اجرای کنسرتهایی ازاین دست دراین سالها به من اثبات کرده که مخاطب درچنین حالت و شیوهای، بیشتر میتواند با اثر ارتباط برقرارکند. طبعا درشرایط فعلی که فضای کشور ما به دلیل بروز دو جنگ دریک سال اخیر، بحرانی و ناآرام است، برگزاری چنین کنسرتهایی میتواند در ایجاد آرامش دربین مردم نقش داشته باشد. به خصوص این که شاهنامه از دیرباز تاامروز شناسنامه ما ایرانیان به شمارمیرود و همواره درانتقال حس وطن دوستی نقش مهمی ایفا کرده است. ازاین رو، امیدوارم روزبه روز برتعداد کنسرتهایی که بامحور شاهنامه روی صحنه میروند افزوده شود.
باوجود این که کنسرت اخیرتان را درسالن برج آزادی برگزار کردید چقدر با معضل کمبود سالن استاندارد برای برگزاری کنسرت روبه رو بودهاید؟
باعث تاسف است که بگویم ما درشهرستانها عملا از داشتن سالن مناسب برای اجرای کنسرت بی بهرهایم. در پایتخت هم به جز تالاروحدت که سالن موردعلاقه هنرمندان است و شرایط خاص خود را دارد، سالنهای دیگری مثل سالن برج آزادی، دراین زمینه هنرمندان را موردحمایت قرارمیدهد، ولی درمجموع، تعداد سالنهای استاندارد در پایتخت هم محدود است. چندسال پیش برای برگزاری کنسرت سفری به تاجیکستان داشتیم و باوجود آن که قراربود فقط یک کنسرت برگزار کنیم، به دلیل استقبال زیاد، پنج کنسرت برگزار کردیم. نکتهای که برای من جالب و درعین حال تاسف برانگیز بود این که صرف نظر از اجرای برنامه درشهرهایی، چون خجند و دوشنبه، به یک شهر مرزی باعنوان حصار رفتیم و درکمال تعجب با سالن استاندارد و خوبی مواجه شدیم که به جرات میتوان گفت از تالاروحدت ما چیزی کم نداشت. درواقع درتمام شهرهای تاجیکستان، چنین سالنهایی به چشم میخورد. درحالی که ما به رغم پتانسیل گستردهای که دراین زمینه داریم، دراین سالها به جز سالنهایی که احداث شده بودند، سالن دیگری براین تعداد اضافه نکردهایم. معروف است که بعداز جنگ جهانی دوم، امریکا به اتریش وام میدهد تا به بازسازی کشور خود بپردازد، در ازا، اتریش این وام را ساخت سالن کنسرت، تماشاخانه و کتابخانه صرف میکند. دلیلش این است که کشورهای دیگر خیلی زودتر از ما دریافتند که توجه به فرهنگ است که میتواند اساس و زیربنای کشورشان را بسازند. ولی درکشور ما هنوز برخی از مسئولین چنین نگاهی ندارند و ارزش چندانی برای فرهنگ قائل نیستند.
نکته حائزاهمیت درباره کنسرت اخیر شما، تاکیدتان در بروشور برروی اجرای اشعار شاهنامه به تصحیح زنده یاد جلال خالقی مطلق است، ازدید شما تصحیح ایشان چه تفاوتی با تصحیح دیگر بزرگان مانند میرجلال الدین کزازی، فریدون جنیدی و... داشته است؟
من ضمن احترام به تمام بزرگوارانی که در زمینه شاهنامه فعالیت کردهاند، تصحیح خالقی مطلق را بهترین و کاملترین تصحیح میدانم. ایشان اسفند امسال در بحبوهه جنگ درگذشت و ما تصمیم گرفتیم این کنسرت را به ایشان تقدیم کنیم. نه تنها من که بسیاری دیگر از بزرگان براین باورند، تصحیحی که ایشان از شاهنامه ارائه کرد کاملترین تصحیح بوده است. باوجود این، خود ایشان این مسئله را قبول نداشت و به این مسئله اشاره داشت کهای کاش درآینده، کسی پیدا شود که تصحیح بهتری از شاهنامه ارائه کند. اما حقیقت این بود که خالقی مطلق، ۵۰ سال از عمر خود را صرف تصحیح شاهنامه کرد و با هزینه شخصی، دست نوشتههای این اثر سترگ را از کشورهای ایتالیا و فرانسه خریداری و برروی آن به تحقیق پرداخت و سپس این اثر را منتشر کرد. من افتخار شاگردی ایشان را داشتم، به ویژه این که درگروه "شهپر" تاامروز ۱۶ قطعه براساس شاهنامه ساخته و اجرا کردهایم و آلبوم آن هم به زودی عرضه خواهد شد. تمام این اشعار مستقیما با نظارت زنده یاد خالقی مطلق بوده است، من تک تک اشعاری که برای اجرا انتخاب میکردیم را از پای تلفن برای او که ساکن هامبورک بود میخواندم و ایشان من را راهنمایی میکرد. حتی کنسرتهای که برگزار میکردیم را به او گزارش میدادیم و پروین خاک پور از دست اندرکاران بنیاد فردوسی در توس هم دراین سالها همراهی زیادی با ما کردند.
فکرمیکنید رویدادهایی ازاین دست چقدر میتواند در تحکیم زبان فارسی و توجه به هویت ملی درشرایط فعلی و درفاصله بین دوجنگ نقش داشته باشد؟
بی گمان به همان اندازه که نیاز است به افزایش سالنهای استاندارد برای برگزاری کنسرتهایی ازاین دست توجه شود، ضرورت دارد به اسطوره هایمان بیش ازپیش عنایت داشته باشیم. کمااین که کشورهای دیگر هم به این فکر افتادهاند، نمونه آن امریکاست که باوجود آنکه در مقایسه با ما از تاریخ و تمدن کهنی برخوردار نیست، اقتباس از اساطیر رو دستمایه ساخت فیلمهای خود در هالیوود قرارداده است. ما اثر ارزشمندی مانند شاهنامه را دراختیار داریم ولی چندان که باید نسبت به اقتباس والهام از این اثر کاری انجام ندادهایم. به نظرم یک دلیل این مسئله به حمایت دولتمردان برمیگردد، طبعا اگر نسبت به اجراهایی ازاین دست حمایت بیشتری صورت بگیرد، هنرمندان بیشتری ترغیب میشوند تا به سمت اجرای اثر براساس شاهنامه بروند. اما این حمایت وجود ندارد، به عنوان مثال، گروه شهپر که ازابتدای تاسیس تاامروز، هم وغم خود را برروی شاهنامه گذاشته و بسیاری از شاهنامه پژوهان نامدار معاصر هم نسبت به این اجراها مهر تایید زدهاند، چندان که باید از حمایت دولت برخوردار نشده و نمیتواند درسال بیش از یکی دو اجرا داشته باشد.
درباره وجه تسمیه کنسرت هم توضیح دهید، چرا "شهر آزادگان"؟
اولین قطعهای که من درحوزه شاهنامه ساختم، برگرفته از ابیات مختلف شاهنامه به همراه پدرم زنده یاد محمدرضا مرعشی بود. من ابیات مختلف را درکنارهم قراردادم و نام این قطعه را "شهر آزادگان" گذاشتم، درعین حال نگران بودم که اهالی ادبیات بعداز شنیدن این قطعه چه واکنشی نشان خواهند داد. حتی این کار را نزد استادانی، چون ژاله آموزگار، جلال خالقی مطلق، ابوالفضل خطیبی و... با ساز تنبور اجرا کردم و اصغر همت هم دکلمه آن را به عهده گرفت. این اثر ضبط و درتالار رودکی رونمایی شد. ازآن زمان تاامروز اجرای این قطعه درکنسرتهای مختلف، ازسوی مخاطب از ما تقاضا میشود، دلیلش هم داشتن بار حماسی و وطن دوستی است. ما دراین سالها تلاش کردهایم ازظرفیت گسترده شاهنامه استفاده کرده و به واسطه برپایی کنسرت، به روایت حکایتهای کمترشنیده شده شاهنامه بپردازیم، چندان که تاامروز اجراهایی براساس حکایت گردآفرید و سهراب، فرود، جریده، منوچهر و... داشتهایم.
∎