به گزارش جام جم آنلاین؛ در میان روایتهایی که تلویزیون از اقوام و فرهنگهای مختلف ایران ارائه میکند، ادبیات یک امکان مهم دارد: میتواند پیوند میان مناطق مختلف کشور را از مسیر زندگی و آثار آدمهایی نشان دهد که خود، بخشی از این تنوع فرهنگی بودهاند. «ترکان پارسیگوی» شبکه مستند، این بار سراغ شاعران آذربایجان رفته؛ شاعرانی که زبان مادریشان ترکی آذربایجانی بوده، اما فارسی را برای سرودن بخشی از آثارشان برگزیدهاند. نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، اوحدی مراغهای و شهریار در این مسیر قرار میگیرند و مستند تلاش میکند نسبت میان زبان مادری، زبان شعر و هویت فرهنگی آنان را دنبال کند. به بهانه روی آنتن بودن این مستند با فرید پناهنژاد، تهیهکننده و کارگردان آن، درباره ایده شکلگیری پروژه، دشواریهای پژوهش و تولید و ظرفیت ادامه این مسیر صحبت کردیم.
پرسشی که از کودکی در ذهنش ماند
فرید پناهنژاد، تهیهکننده و کارگردان «ترکان پارسیگوی» درباره شکلگیری ایده این مستند به جامجم گفت: این پروژه ابتدا قرار بود یک مستند بلند ۷۰ دقیقهای باشد. ایدهاش سالها در ذهن من بود و ریشه آن به دوران کودکیام برمیگردد؛ زمانی که خواندن و نوشتن یاد گرفتم و به شعر و ادبیات علاقهمند شدم.
وی ادامه داد: پدرم فرهنگی بود و در خانه دیوان فردوسی، حافظ و سعدی داشتیم. در کنار آنها، دیوان شاعرانی مثل نظامی گنجوی و خاقانی شروانی هم بود. پدرم همیشه به این نکته اشاره میکرد که مثلا حکیم نظامی گنجوی متعلق به منطقه آذربایجان است، ولی شعر فارسی گفته است؛ در حالی که حافظ و سعدی شیرازی هستند و فردوسی از خراسان بزرگ آمده است. همین تفاوت برای من سؤال بود که شاعری مثل نظامی گنجوی، با زبان مادری ترکی آذربایجانی، چگونه توانسته چنین آثاری مانند «خمسه» را خلق کند.

پناهنژاد که پس از ورود به عرصه فیلمسازی همچنان این پرسش را دنبال کرده است، افزود: بعدها فرصتی برای پژوهش در این زمینه پیدا کردم و تحقیقاتم را شروع کردم. در جریان این تحقیقات به موضوع زبان شاعران آذربایجانی و نسبت آنها با ادبیات فارسی رسیدم.
شهریار؛ یک بخش کمتر دیدهشده
این مستندساز در بخشی از تحقیقاتش به سراغ شهریار نیز رفته است؛ شاعری که آثار فارسی و ترکی او بارها موضوع تولیدات تلویزیونی و مستند بودهاند. پناهنژاد درباره دلیل انتخاب این زاویه گفت: درباره استاد شهریار کارهای زیادی تولید شده، اما من تلاش کردم سراغ بخشی بروم که کمتر به آن پرداخته شده است؛ اینکه چرا شهریار ابتدا شعرهای فارسی و بعد شعرهای ترکی سرود. به نظرم کمتر مستندی به این موضوع پرداخته است.
وی ادامه داد: تلاش کردم تصاویری از شهریار را پیدا کنم که کمتر در جاهای دیگر نمایش داده شده باشد. مصاحبههای ما نیز در خانه خود شهریار در تبریز انجام شد که تاکنون کمتر چنین اتفاقی افتاده بود.
تهیهکننده «ترکان پارسیگوی» درباره انگیزه شخصی خود از پرداختن به این موضوع نیز عنوان کرد: خودم آذربایجانی هستم و میخواستم نشان دهم که برای یک آذربایجانی، در درجه اول ایران اهمیت دارد و در درجه دوم، آذربایجان بخشی از ایران است که سرزمین مادری محسوب میشود.

زبان فارسی در روایت مستند چه جایگاهی دارد؟
پناهنژاد در ادامه درباره نگاه مستند به زبان فارسی گفت: در ایران اقوام زیادی زندگی میکنند که هر کدام ممکن است به زبان یا گویش متفاوتی صحبت کنند، اما در هر نقطهای از ایران که باشید، اگر فارسی صحبت کنید، کمتر کسی وجود دارد که نتواند حرف شما را بفهمد.
وی افزود: در این مستند میخواهیم نشان دهیم شاعرانی از آذربایجان که به فارسی شعر گفتهاند، بخشی از ایران بزرگ هستند. ما به زبان مادری خود، یعنی ترکی آذربایجانی، شعر سرودهایم و در کنار آن با زبان فارسی نیز شعر گفتهایم؛ زبانی که به اعتقاد من نخ تسبیحی میان اقوام مختلف ایرانی است. هدف ما این بوده که این وجه از هویت فرهنگی را نشان دهیم و جایگاه زبان فارسی را در پیوند میان اقوام مختلف بررسی کنیم.
پناهنژاد درباره وجه دیگری از انگیزه تولید این مستند نیز توضیح داد: یکی از دلایل ساخت آن این بود که میخواستم نشان دهم این شاعران بخشی از پهنه فرهنگی ایران بزرگ هستند. به هر دلیلی، آنها از ما جدا شدهاند، اما همچنان بخشی از هویت فرهنگی ما محسوب میشوند. این نگاه، وجه سیاسی ـ اجتماعی کار را نیز شکل داد.

وقتی فیلمبرداری از مقبره نظامی ممکن نشد
بخشی از مسیر تولید مستند به جمهوری آذربایجان مربوط میشد؛ جایی که شماری از شاعران فارسیگو در آنجا نیز موضوع مناقشه درباره هویت فرهنگی قرار گرفتهاند. پناهنژاد درباره این بخش از کار گفت: بیشتر لوکیشنهای مستند در منطقه آذربایجان ایران بود. تمایل داشتم به جمهوری آذربایجان هم سفر کنم، بهخصوص برای فیلمبرداری از مقبره حکیم نظامی گنجوی، اما این سفر ممکن نشد. آنها با این موضوع مخالف بودند؛ چون نظامی را متعلق به کشور خود میدانند. برای حل این مشکل، سراغ آرشیوها و تصاویری رفتیم که در دسترس بود.
این کارگردان درباره مخالفتهایی که در داخل کشور نیز با پروژه شکل گرفت، توضیح داد: برخی افراد، حتی در میان چهرههای فرهنگی، نگران بودند که ساخت چنین مستندی باعث شود زبان مادری این شاعران زیر سایه زبان فارسی قرار بگیرد. ما تلاش کردیم با دلایل علمی و تاریخی این نگرانی را پاسخ دهیم. بعضی قانع شدند و بعضی نه. امیدوارم پخش مجموعه مستند «ترکان پارسیگوی» بتواند بخشی از سؤالها و ابهامهای موجود در این زمینه را روشن کند.
رد شعر در شهرهای آذربایجان
تولید «ترکان پارسیگوی» به یک شهر محدود نماند. پناهنژاد برای ساخت این مجموعه به مراغه، شبستر، تبریز، ارومیه، اردبیل، مشکینشهر و ماکو رفت و برای پرداختن به صائب تبریزی راهی اصفهان شد. او درباره این انتخابها عنوان کرد: سعی کردم تا حد امکان به شاعران مطرح ترکزبان داخلی بپردازم و فاصله مکانی مانع انجام پروژه نشود.
به گفته پناهنژاد، انتخاب لوکیشن صرفاً برای تنوع تصویری نبوده است. او توضیح داد: تلاش کردم مصاحبهها و فیلمبرداریها در مکانهایی انجام شود که خودشان اطلاعات بصری به مخاطب بدهند. مثلا مصاحبهها در مقبره اوحدی مراغهای انجام شد و بخشی از فیلمبرداری مقابل گنبد سرخ مراغه صورت گرفت؛ مکانی که یادآور دوره مغولها و آسیبهایی است که به این منطقه وارد شده است. این مکانها در شعر بعضی شاعران، از جمله اوحدی مراغهای نیز بازتاب داشتهاند و سعی کردیم ارتباط میان مکان و شعر را در تصویر برقرار کنیم.

یک مجموعه ۱۳ قسمتی؛ با امکان ادامه
موضوعی که پناهنژاد در زمان تولید با آن مواجه شد، گستردگی دایره شاعران آذربایجانی فارسیگو بود. او گفت: تصمیم گرفتهایم فعلا ۱۳ قسمت درباره شاعران آذربایجان تولید کنیم و به نظرم حداقل دو مجموعه ۱۳ قسمتی دیگر هم میتوان درباره شاعران آذربایجانی ساخت.
وی ادامه داد: جایی خواندم که حدود ۲۴ هزار شاعر آذربایجانی داشتهایم که به زبان فارسی شعر سرودهاند. این شاعران از قرن چهارم و پنجم تا امروز فعالیت داشتهاند و بسیاری از آنها ناشناخته و گمنام هستند. حتی اگر بعضی از آنها شاعران بزرگی نبوده باشند یا اشعار قدرتمندی نداشته باشند، همین تعداد نشان میدهد که برای کار در این حوزه ظرفیت زیادی وجود دارد.
پناهنژاد از صحبت با مدیران شبکه مستند برای ادامه این مسیر نیز خبر داد و گفت: توافقاتی برای گسترش مجموعه داشتهایم. مثلا میتوان به شاعران اردوزبان فارسی در هند و پاکستان یا شاعران عربزبان فارسی پرداخت. ریشههای فرهنگی ادبیات ما بسیار گستردهتر از چیزی است که امروز در کشور دیده میشود و به کشورهای مختلف اطراف و حتی مناطق دورتر میرسد.
وی درباره بازخوردهایی که از منطقه آذربایجان دریافت کرده است نیز گفت: با افراد زیادی در منطقه صحبت کردهام که میگفتند سالها جای چنین برنامهای در رسانه ملی خالی بوده است. حرفشان این بود که اگر ما این خلأ را پر نکنیم، دیگران با اطلاعات غلط این کار را انجام میدهند.
پناهنژاد در پایان به نمونهای که در جریان تحقیقاتش با آن مواجه شده اشاره کرد و گفت: کشور آذربایجان «خمسه» نظامی گنجوی را به صورت موزون ترجمه کرده و بهعنوان اثر اصلی او در مدارس خود معرفی میکند. برای من جالب بود و فکر میکنم اگر در این زمینه کار نکنیم، آنها این کار را انجام خواهند داد.
تهیهکننده و کارگردان «ترکان پارسیگوی» در پایان درباره عوامل تولید این پروژه نیز توضیح داد: سه تصویربردار این مجموعه سالم شریفی، سیداحسان یاسینی و سامان علینژادیان بودند. کیانوش قانع بهعنوان صدابردار، یعقوب عباسیفام مدیر تولید، دکتر فرزاد پناهزاده پژوهشگر، سمیرا کاملی مدیر تدوین و مریم رحیمی گرافیست نیز در این پروژه همکاری داشتند.
∎