مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در حالی بار دیگر در کانون تحولات دیپلماتیک قرار گرفته که واشنگتن تلاش میکند مسیر گفتوگوها را از بازگشت به یک چارچوب اجرایی برای توقف جنگ، به دریافت امتیازات تازه از تهران تغییر دهد؛ رویکردی که یکبار دیگر نشان میدهد مسأله آمریکا صرفا دستیابی به توافق نیست، بلکه تلاش برای گرفتن حداکثر امتیاز در ازای حداقل تعهدات است. در تازهترین تحول، عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان، پاسخ آمریکا به طرح هفتروزه تهران را از طریق میانجیهای قطری دریافت کرده است. براساس گزارش رویترز، اکنون اختلاف اصلی بیش از آنکه به اصل مفاد طرح مربوط باشد، به ترتیب اجرای اقدامات بازمیگردد. یعنی واشنگتن میخواهد ایران پیش از برداشتهشدن اهرمهای فشار این کشور، درباره موضوع هستهای امتیاز بدهد؛ در حالی که تهران خواهان مشاهده اقدامات ملموس آمریکا پیش از ورود به مذاکرات هستهای است. این همان نقطهای است که بار دیگر سابقه رفتار آمریکا در قبال ایران را به مسألهای تعیینکننده تبدیل میکند.
نسخه ۷روزه اسلامآباد
ابتکار جدید تهران درواقع تلاش برای بازطراحی و فشردهکردن چارچوبی است که در تفاهمنامه ژوئن یا همان تفاهم اسلامآباد شکل گرفته بود. در تفاهم قبلی، توقف جنگ، بازگشایی تنگه هرمز، رفع محاصره آمریکا و آغاز مذاکرات هستهای در یک بازه زمانی طولانیتر پیشبینی شده بود. طرح هفتروزه تهران، درواقع تلاش میکند همین روند را بهجای ۶۰ روز، در هفت روز اجرا کند. براساس گزارش گاردین، ایران پیشنهاد کرده است آمریکا تحریمهای مربوط به صادرات نفت را رفع کند، به جنگ در همه جبههها پایان دهد و بخشی از داراییهای مسدودشده ایران را آزاد کند؛ در مقابل، تهران ظرف شش روز امکان بازگشایی تنگه هرمز را فراهم کرده و در روز هفتم مذاکرات درباره برنامه هستهای را آغاز کند؛ بنابراین برخلاف تصویری که برخی محافل آمریکایی از طرح تهران ارائه میکنند، مسأله «فرار ایران از مذاکره هستهای» نیست. اتفاقا ایران زمان آغاز مذاکرات هستهای را از ۶۰ روز به روز هفتم کاهش داده است. پاتریک وینتور در گاردین نیز تفاوت اصلی طرح جدید با تفاهم ژوئن را در همین سرعت اجرای آن دانسته است. تهران میگوید مسأله بر سر اصل مذاکره نیست؛ بلکه در پرتو بیاعتمادیهای فزاینده، پرسش این است که کدام طرف باید ابتدا به تعهد خود عمل کند.
واشنگتن دوباره همان نسخه را میخواهد
اما واکنش آمریکا نشان میدهد واشنگتن از همین نقطه به دنبال مطالبات زیادهخواهانه است. دونالد ترامپ ابتدا صراحتا اعلام کرد پیشنهاد ایران را رد کرده است. آکسیوس در همان مقطع گزارش داد که شکاف اصلی میان دو طرف بر سر این موضوع است که ایران میخواهد گفتوگوها را بر تنگه هرمز و محاصره دریایی آمریکا متمرکز کند، در حالی که واشنگتن خواهان امتیازات هستهای از تهران است. این یعنی واشنگتن عملا میخواهد همان منطق قدیمی «امتیاز بده، بعد شاید امتیاز بگیری» را به مذاکرات بازگرداند. در روایت آمریکا، ایران باید ابتدا درباره برنامه هستهای خود اقدام کند و سپس از کاهش فشار اقتصادی برخوردار شود. از نگاه تهران، تجربه گذشته نشان داده است که واگذاری اهرمهای فشار پیش از دریافت امتیازات ملموس، میتواند ایران را در موقعیتی قرار دهد که طرف مقابل پس از گرفتن امتیاز، اجرای تعهدات خود را به تأخیر بیندازد یا اساسا از آن خارج شود، ریشه این بیاعتمادی نیز تاریخی است.
پروندهای به نام برجام
برای مردم ایران، مسأله اعتماد به آمریکا از سال ۲۰۱۸ آغاز نشده و با تحولات اخیر نیز محدود نمیشود، اما خروج دولت ترامپ از برجام در آن سال به یکی از روشنترین نمونههای آن تبدیل شده است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در اسناد رسمی خود ثبت کرده است که آمریکا در هشتم می ۲۰۱۸ از برجام خارج شد و پس از آن تحریمهای مرتبط با توافق را دوباره برقرار کرد؛ بنابراین وقتی امروز واشنگتن از تهران میخواهد پیش از دریافت امتیازات اقتصادی، بار دیگر محدودیتهای هستهای را بپذیرد، این درخواست تنها به یک طنز تلخ شبیه است.
از «فشار حداکثری» تا «توافق از موضع فشار»
تناقض مهمتر آنجاست که آمریکا همزمان با دعوت به مذاکره، سیاست فشار را نیز حفظ کرده است. دولت ترامپ در فوریه ۲۰۲۵ رسما سیاست «فشار حداکثری» را احیا کرد و در سند رسمی کاخ سفید، هدف این سیاست را جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، اعمال فشار اقتصادی گسترده، کاهش صادرات نفت ایران و مقابله با برنامه موشکی و نقش منطقهای تهران اعلام کرد. این سیاست سال ۲۰۲۶ نیز ادامه یافت و حتی تشدید شد. کاخ سفید در مردادماه از عملیات موسوم به «محاصره اقتصادی» برای قطع آنچه «آخرین راههای اقتصادی» ایران خواند، سخن گفت و فشار اقتصادی را مکمل فشار نظامی دانست؛ بنابراین اکنون واشنگتن در موقعیتی قرار گرفته که از یک سو میگوید آماده مذاکره است و از سوی دیگر، اهرمهای خود را درست در آستانه مذاکره حفظ میکند. طبیعی است که چنین وضعیتی از نگاه تهران با مفهوم «اعتمادسازی» فاصله داشته باشد.
اسلامآباد؛ توافقی که خود ترامپ آن را دستاورد میدانست
نکته مهمتر آن است که همین تفاهم اسلامآباد نیز از سوی واشنگتن در ابتدا بهعنوان یک دستاورد معرفی شده بود. کاخ سفید در ژوئن ۲۰۲۶، تفاهم با ایران را یک «شکست تاریخی» برای سیاستهای قبلی و دستاوردی ناشی از «قدرت آمریکا» توصیف و اعلام کرده بود که این توافق هم مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای میشود و هم تنگه هرمز را برای کشتیرانی باز میکند. اما اکنون، هنگامی که قرار است همان چارچوب به مرحله اجرا بازگردد، واشنگتن خواهان امتیازات هستهای بیشتر است. این پرسش را نمیتوان نادیده گرفت: اگر چارچوب اسلامآباد پذیرفتنی نبود، چرا آمریکا آن را پذیرفت؟ و اگر مورد قبول بود، چرا اکنون برای بازگشت به همان چارچوب، خواستههای جدیدی را روی میز میگذارد؟
هستهای؛ بهانه یا اهرم؟
البته واشنگتن مسأله هستهای را موضوع اصلی امنیتی خود معرفی میکند. کاخ سفید در اسناد رسمی خود بارها اعلام کرده که اجازه دستیابی ایران به سلاح هستهای را نخواهد داد. ایران میگوید میتوان درباره برنامه هستهای گفتوگو کرد، اما مذاکره باید پس از ایجاد حداقلی از اعتماد و رفع بخشی از فشارها آغاز شود. آمریکا میگوید امتیاز هستهای باید بخشی از پیشپرداخت بازگشت به شرایط عادی باشد. از منظر ایران، تجربه مذاکره با آمریکا یک زنجیره بههمپیوسته است: برجام، خروج آمریکا، بازگشت تحریمها، فشار حداکثری، مذاکرات بعدی، جنگ، مذاکره و دوباره جنگ و تفاهم اسلامآباد و سپس بازگشت واشنگتن به جنگ و مطالبه امتیازات بیشتر. در چنین شرایطی، طرح هفتروزه تهران را نمیتوان صرفا یک پیشنهاد فنی درباره هرمز دانست. این طرح درواقع تلاش میکند مسأله اعتماد را از طریق اقدام متقابل و مرحلهبندیشده حل کند. ایران میگوید اگر آمریکا واقعا خواهان توافق است، ابتدا باید بخشی از فشارها را کاهش دهد؛ در مقابل، تهران نیز متعهد میشود در یک جدول زمانی مشخص، هرمز را بازگشایی کرده و از روز هفتم، مذاکرات هستهای را آغاز کند. واشنگتن، اما میخواهد ابتدا از تهران امتیاز هستهای بگیرد و سپس درباره رفع فشار تصمیم بگیرد. تجربه برجام نشان داد که امضای یک توافق بهتنهایی برای مصونماندن از تغییر سیاست واشنگتن کافی نیست. تفاهم اسلامآباد نیز ثابت کرد که حتی پس از توافق، امکان بازگشت فشار توسط آمریکا وجود دارد. بنابراین، اگر قرار است مذاکرهای جدید شکل بگیرد، مسأله تضمین اجرای تعهدات آمریکا نمیتواند به حاشیه رانده شود.
شواهد نشان میدهد از برجام تا اسلامآباد و مذاکرات اخیر هر بار واشنگتن با رویکردی فریبکارانه، مطالبات جدید و زیادهخواهانهای روی میز گذاشته است
مار و پله مذاکره
آمریکا پس از رد طرح هفتروزه دولت، اکنون برای بازگشت به چارچوب تفاهم اسلامآباد، امتیاز هستهای جدید طلب میکند؛ این درخواست از یکسو زیادهخواهانه است، اما مسأله اصلی اینجاست که پس از خروج واشنگتن از برجام، نقض تعهدات و تجربه توافق پیشین، با کدام تضمین باید دوباره به وعدههای آمریکا اعتماد کرد؟
آمریکا پس از رد طرح هفتروزه دولت، اکنون برای بازگشت به چارچوب تفاهم اسلامآباد، امتیاز هستهای جدید طلب میکند؛ این درخواست از یکسو زیادهخواهانه است، اما...
صاحبخبر -