فاطمه ترکاشوند
جشنواره فیلم کودک و نوجوان امسال، با توجه به شرایط ویژه سالی که گذشت و تجربه تلخ حوادثی چون حملات به میناب و لامرد، میتوانست بیش از هر دوره دیگری واجد یک کارکرد بینالمللی باشد؛ کارکردی که البته در ذات سینمای کودک و نوجوان از سالها قبل وجود داشته، اما کمتر جدی گرفته شده است.
سینمای کودک، برخلاف تصور رایج، تنها یک حوزه فرهنگی و سرگرمکننده نیست. این سینما به واسطه مخاطب خود، ظرفیتهای اقتصادی، دیپلماتیک و حتی روانشناختی قابل توجهی دارد و میتواند در حوزه دیپلماسی فرهنگی و عمومی نیز به عنوان ابزاری برای انتقال روایت و ایجاد ارتباط میان ملتها مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، به نظر میرسد تا امروز اراده و سیاستگذاری مشخصی برای فعال کردن این ظرفیت در سطح بینالمللی وجود نداشته است.
سال جاری اما شرایط متفاوت بود. جنگ و پیامدهای آن برای کودکان، از میناب و لامرد تا فلسطین و دیگر نقاط منطقه، این امکان را فراهم میکرد که جشنواره فیلم کودک و نوجوان نه فقط به عنوان یک رویداد سینمایی، بلکه به عنوان یک تریبون بینالمللی برای روایت وضعیت کودکان در جنگ و پس از جنگ ظاهر شود؛ هم برای رساندن صدای کودکان قربانی و هم برای پرداختن به ابعاد جسمی و روانی جنگ بر نسل کودک و نوجوان.
جشنواره امسال البته در این مسیر گامهایی برداشت؛ از اختصاص بخش ویژه به میناب گرفته تا تولید آثار و برنامههای جانبی توسط نوجوانان و طراحی اقلام تبلیغاتی با همین رویکرد. با این حال، ظرفیت بینالمللی مسئله کودک و نوجوان به نظر میرسد بسیار فراتر از این اقدامات است و فعال شدن کامل آن نیازمند سیاستگذاری و ارادهای در سطوح بالاتر، به ویژه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، است.
این دغدغه در نشست خبری حامد جعفری، دبیر جشنواره فیلم کودک و نوجوان، که صبح روز گذشته در بنیاد سینمایی فارابی برگزار شد نیز مطرح شد. خبرنگار «صبح نو» در این نشست با اشاره به همین ظرفیت مغفول، این پرسش را مطرح کرد که جشنواره امسال تا چه اندازه توانسته از ظرفیت بینالمللی سینمای کودک برای انتقال روایت کودکان جنگ و فعال کردن دیپلماسی فرهنگی استفاده کند.
جعفری در پاسخ، به تجربه حضور فارابی در بازار فیلم کن اشاره کرد و گفت بخشی از این ظرفیت در همان رویداد فعال شده است. به گفته او، یک یا دو روز پس از آغاز بازار، در حالی که هنوز امکان سفر وجود داشت، نمایندگان جشنواره در آنجا حضور پیدا کردند و غرفه سینمای ایران با محوریت کودکان میناب شکل گرفت.
او تشریح کرد: «در این غرفه، دفتر یادبود شهدای میناب نیز قرار داده شده بود و چهرههای مختلفی برای ادای احترام در آن حضور پیدا کردند. حتی مدیر بخش بازار کن نیز برای نخستینبار به غرفه ایران آمد و دفتر یادبود شهدای میناب را امضا کرد و این را اصلا نمیتوان رویداد کوچکی تلقی کرد.»
جعفری همچنین از طراحی «مینابفاند» و تلاش برای استفاده از ظرفیتهای موجود در بازار فیلم کن برای رساندن پیام مربوط به کودکان میناب سخن گفت و این حضور را بخشی از اقدامات جشنواره در حوزه دیپلماسی فرهنگی دانست.
اما این تنها اقدام بینالمللی جشنواره در این دوره نبوده است. به گفته دبیر جشنواره، در همان روزهای جنگ با نهادها، جشنوارهها و مجموعههایی که با جشنواره فیلم کودک و نوجوان ارتباط یا قراردادهای خواهرخواندگی داشتند مکاتبه و از آنها خواسته شد نسبت به این اتفاقات واکنش نشان دهند. بخشی از این واکنشها نیز منتشر شد.
جعفری در عین حال بر ضرورت در نظر گرفتن اقتضائات و محدودیتهای موجود متاثر از وضعیت جنگی تأکید کرد.
بخش دیگری از توضیحات دبیر جشنواره به برنامههای داخلی جشنواره بازمیگشت که آنها نیز با شرایط جنگی امسال ارتباط پیدا کردهاند. به گفته جعفری، در بخش مستند جشنواره، آثاری با حضور عوامل فیلم نمایش داده میشوند و در کنار آنها کارشناسان حوزههای روانشناسی و جامعهشناسی به نقد و بررسی آثار در قالب کارگاه میپردازند.
او از چند کارگاه با موضوع جنگ خبر داد که در قالب یک پکیج ارائه میشوند. یکی از موضوعات نیز به مواجهه کودک با مسئله فقدان اختصاص دارد؛ اینکه چگونه باید با کودکی که اعضای خانواده خود را در جنگ از دست داده است درباره مفهوم فقدان و مرگ صحبت کرد و این واقعیت را به او منتقل کرد.
این بخش از برنامههای جشنواره شاید از آن جهت اهمیت داشته باشد که نشان میدهد ظرفیت سینمای کودک در مواجهه با جنگ صرفا به «روایت مظلومیت» محدود نمیشود. سینمای کودک میتواند درباره پیامدهای روانی جنگ، مسئله فقدان، نحوه مواجهه خانواده و جامعه با کودکان آسیبدیده و حتی شیوه بازسازی روانی نسل کودک پس از جنگ نیز حرف بزند؛ موضوعاتی که خود میتوانند در سطح بینالمللی محل گفتوگو و همکاری باشند.
با این حال، آنچه امسال بیش از هر چیز خود را نشان داد، فاصله میان ظرفیت موجود و میزان استفاده از آن است. جشنواره فیلم کودک و نوجوان به واسطه ماهیت خود، حتی در شرایط عادی نیز امکان بیشتری برای ارتباط با جشنوارهها، نهادهای فرهنگی، فعالان حوزه کودک و سینماگران کشورهای مختلف دارد. در شرایط جنگی نیز این ظرفیت میتواند به یک ابزار فعال برای دیپلماسی عمومی و فرهنگی تبدیل شود.
محدودیتهای اجرایی و حتی شرایط جنگی را نمیتوان نادیده گرفت؛ همانطور که تجربه حضور در بازار کن نیز نشان داد که بسیاری از برنامهها تابع شرایط و امکانهای موجود هستند. اما شاید تجربه امسال یک نکته مهم را روشن کرده باشد: حتی در شرایط جنگ نیز میتوان در حوزه دیپلماسی فرهنگی و عمومی، فعالتر و تهاجمیتر عمل کرد و از ظرفیت رویدادهای سینمایی برای انتقال روایت ایران استفاده کرد.
جشنواره فیلم کودک و نوجوان اگر این ظرفیت را جدیتر بگیرد، میتواند در سالهای آینده از یک جشنواره صرفا سینمایی فراتر برود و به یکی از بسترهای مهم ارتباط فرهنگی ایران با جهان تبدیل شود؛ ظرفیتی که شاید حتی از حیث استراتژیک، کمتر از جشنواره فیلم فجر نباشد و در برخی حوزهها بتواند افقهای گستردهتری را پیش روی سینمای ایران باز کند.
فرصت استراتژیکی که میتواند از فجر هم فراتر برود
دیپلماسی سینمایی
صاحبخبر -
∎