شناسهٔ خبر: 79907151 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: شهرآرانیوز | لینک خبر

چرا استراحت مادر گاهی با احساس گناه همراه می‌شود؟

یک روانشناس به پرسشی مبنی بر اینکه چرا استراحت مادر گاهی با احساس گناه همراه می‌شود؟، پاسخ داد و راهکار‌هایی را برای رفع این موضوع بیان کرد. یک روانشناس به پرسشی مبنی بر اینکه چرا استراحت مادر گاهی با احساس گناه همراه می‌شود؟، پاسخ داد و راهکار‌هایی را برای رفع این موضوع بیان کرد.

صاحب‌خبر -

به گزارش شهرآرانیوز؛ نسیم نوری درباره احساس گناه مادرانی که در کنار نقش مادری برای خود وقت می‌گذارند، توضیح می‌دهد: «احساس گناه هیجانی است که زمانی پدید می‌آید که فرد معتقد است یک استاندارد اخلاقی درونی یا بیرونی را زیر پا گذاشته است. در فرآیند مادری، این استاندارد‌ها اغلب تحت تأثیر هنجار‌های فرهنگی، اجتماعی و شخصی درباره باید‌هایی قرار دارند که یک مادر برای چگونگی رفتار خود شکل می‌دهد.»

به گفته او، مادر ممکن است احساس کند از نظر ذهنی نتوانسته بهترین شکل نقش مادری را برای فرزندش انجام دهد یا جامعه این حس را در او ایجاد کند. در چنین شرایطی، «هویت مادری خود را زیر سؤال می‌برد و خود را یک مادر بی‌کفایت تلقی می‌کند.»

این روانشناس، احساس گناه را مخرب و اثرگذار بر خودپنداره مادر می‌داند و تفاوت آن را با مسئولیت‌پذیری یادآور می‌شود: «احساس گناه، برخلاف مسئولیت‌پذیری، سرزنش خود را در پی دارد. در مقابل، مسئولیت‌پذیری یک فرآیند مثبت است که مادر را به سمت مراقبت بهتر و پاسخ‌گویی به نیاز‌های واقعی و نه مفرط خود و فرزند جهت می‌دهد.»

نوری تعارض میان نقش‌های مختلف را نیز از عوامل تشدیدکننده این وضعیت می‌داند. به گفته او، تلاش برای حفظ تعادل میان نقش مادری، نقش‌های تحصیلی، شغلی و اجتماعی و فرصت رسیدگی به خود و پاسخ‌گویی به انتظارات همه این نقش‌ها، می‌تواند تعارض شدیدی در مادر ایجاد کند.

او می‌گوید: «بسیاری از مادران شاغل وقتی سر کار هستند، احساس گناه می‌کنند که کنار فرزندشان نیستند و وقتی به خانه بازمی‌گردند، دیگر به خود اجازه نمی‌دهند از زمانی که باید با فرزندشان بگذرانند، برای استراحت و تفریح شخصی استفاده کنند. این فرآیند می‌تواند خستگی و فرسودگی را در مادران شاغل افزایش دهد.»

مادری که خودش را فراموش می‌کند، فقط خودش آسیب نمی‌بیند

این روانشناس درباره پیامد‌های توجه مفرط به نیاز‌های فرزند و نادیده گرفتن نیاز‌های مادر می‌گوید: «به لحاظ زیستی و طبیعی، سیستم جسمی و روانی مادر برای رسیدگی و تأمین نیاز‌های فرزند در یک حالت آماده‌باش همیشگی قرار دارد.»

نوری توضیح می‌دهد که بازی هورمون‌ها و انتقال‌دهنده‌های عصبی از زمان بارداری و پس از زایمان، سیستم مادر را برای این امر آماده می‌سازد، اما در بسیاری از مادران، تحت تأثیر فرآیند‌های روانی، اجتماعی و فرهنگی، این فرآیند از حالت طبیعی فراتر رفته و به صورت مفرط و گاهی آسیب‌رسان درمی‌آید.

به گفته وی، رسیدگی مفرط به فرزند و بی‌توجهی به نیاز‌های خود می‌تواند به تدریج انرژی روانی و جسمی مادر را تحلیل ببرد و او را به سمت فرسودگی سوق دهد؛ فرسودگی‌ای که فراتر از خستگی ساده است و می‌تواند بر کل سیستم خانواده اثرگذار باشد.

این روان‌شناس، کاهش کیفیت تعامل با فرزند را یکی از نتایج فشار شدید بر مادر می‌داند و می‌گوید: «مادری که تحت فشار است، ممکن است مدام دچار اضطراب و بی‌قراری باشد و این اضطراب نیز به فرزند منتقل شود و بر سلامت روان او اثر منفی بگذارد.»

نوری به رفتار‌های جبرانی افراطی در مادری که احساس گناه می‌کند اشاره می‌کند؛ رفتار‌هایی که ممکن است با نبود مرزبندی صحیح، باج دادن‌های بی‌مورد، پذیرش بی‌قیدوشرط تمام خواسته‌های کودک و سبک‌های تربیتی ناکارآمد همراه شود و به تربیت فرزند آسیب بزند.

مراقبت از خود؛ تجمل نیست، ضرورت است

این مخصص روانشناسی در پایان تأکید می‌کند که مادر باید به این آگاهی برسد که مراقبت از خود «یک کار خودخواهانه یا تفریحی نیست، بلکه یک ضرورت زیستی و روانی است.»

او اختصاص زمان‌های کوتاه در روز برای مطالعه، پیاده‌روی، ورزش یا صحبت با یک دوست و حضور در اجتماع را راه‌هایی برای تأمین انرژی لازم برای بازگشت به نقش مادری می‌داند.

به اعتقاد این متخصص روان‌شناسی، در فرزندپروری تنها میزان زمانی که مادر کنار کودک می‌گذراند تعیین‌کننده نیست؛ بلکه کیفیت این رابطه نیز اهمیت دارد: «کیفیت رابطه در زمان‌های حضور یک مادر شاداب با کودک مهم‌تر از کمیت زمان گذرانده‌شده مادر خسته و افسرده با کودک است.»

منبع: ایرنا

∎​

برچسب‌ها: