به گزارش جام جم آنلاین؛ یکی از این هنرمندان رضا مافی است؛ هنرمندی که ارتباط تنگاتنگی با سبک نقاشی سقاخانهای دارد، اما در چارچوب آن قرار نگرفت و از آن فراتر رفت. برای فهم جایگاه رضا مافی در هنر ایران باید نخست به فضای هنر در ایران دهه ۴۰ و ۵۰ رفت؛ جایی که هنرمندان ایرانی عناصر هنر مدرن را دریافت کرده بودند و حالا محصولی ایرانی به مخاطب خود ارائه میدادند. در این دوره هنرمندان ایرانی دیگر صرفاً مقلد هنرهای غربی نبودند و سعی میکردند میان زبان مدرن و عناصر ایرانی موجود در فرهنگ ایرانی راهی مشترک پیدا کنند؛ راهی که به جریانهایی مانند مکتب سقاخانه انجامید، تلاقیگاه خوشنویسی، المانهای مذهبی، نقوش عامیانه و هنر سنتی.

تفاوت رضا مافی با دیگر هنرمندان مکتب سقاخانه
در مقابل چنین جریانی رضا مافی قرار دارد؛ هنرمندی که دنبالهروی دیگر هنرمندان مکتب سقاخانه نبود. در بخشی از جریان مکتب سقاخانه، خط صرفاً عنصری بصری و تزئینی بهحساب میآمد؛ یعنی در آثار، حروف و کلمات حضور داشتند، اما خواندهشدن و معنای ادبی آنها جایگاه دوم را داشت. اما مافی، برخلاف دیگر هنرمندانی که از نقاشی وارد مکتب سقاخانه شده بودند و خط را بهعنوان عنصری تزئینی به کار میگرفتند، از خوشنویسی وارد این جریان هنری شد.
همین نقطه ورود باعث شد آثار او متفاوت از دیگر آثار باشد. مدرنبودن آثار مافی را باید از همین رهگذر شناخت: او نقاشی نبود که بعدها خط را وارد نقاشی کرده باشد، بلکه خوشنویسی بخش بنیادین هویت هنریاش بود. به همین دلیل، وقتی مافی به نقاشیخط روی آورد، قرار نبود صرفاً خط ایرانی را روی تابلوی نقاشی بیاورد، بلکه به دنبال نمایانکردن ظرفیتهای درونی خوشنویسی ایرانی در مکتب سقاخانه بود. به بیان دیگر، رضا مافی با ورود به عرصه نقاشیخط، خوشنویسی کلاسیک را ترک نکرد و همین مسئله باعث شد در آثار این هنرمند، سنت و مدرنیسم را یکجا ببینیم.

چهار سطح مدرنسازی خوشنویسی در آثار رضا مافی.
اما سؤال اینجاست که رضا مافی چه چیزی را مدرن کرد؟ برای پاسخ به این پرسش باید آثار مافی را در چهار سطح بررسی کرد.
۱. ترکیببندی حروف
مافی حروف و کلمات را صرفاً برای انتقال یک معنا و جمله در کنار هم قرار نمیداد، بلکه خود حروف، کشیدهها، فاصلهها، تودههای سیاه و فضاهای خالی را به عناصر یک ترکیب بصری تبدیل میکرد. محمد احصایی، از استادان نقاشیخط و از دوستان نزدیک رضا مافی، در گفتوگویی با مجله رشد آموزش هنر توضیح میدهد که او در سیاهمشقهایش از توده حروف و فضای خالی صفحه برای شکلدادن به ترکیب استفاده میکرد و از این طریق ظرفیتهای بصری تازهای از خوشنویسی سنتی بیرون میکشید.
۲. حرکت و ریتم
در آثار مافی، آنچه بر تابلو ثبت میشود فقط امتداد یک کلمه نیست و گاهی به خطوطی تبدیل میشود که چشم مخاطب را به سراسر تابلو هدایت میکند. خانه حراج کریستیز درباره یکی از تابلوهای او مینویسد که مافی بر «دنبالههای آویزان حروف» در نستعلیق تمرکز میکرد و با تقلیل خط به عناصر اصلیاش، به انتزاعهایی میرسید که بهتدریج مینیمالتر و ظریفتر میشدند.
۳. تغییر بستر و ماده برای خلق اثر
مافی خود را به کاغذ خوشنویسی محدود نمیکرد؛ او از بسترها و مواد مختلفی مانند بوم، مقوا، رنگ روغن، رنگ فلزی، ورق طلا، یونولیت، پلاستوفوم و مواد برجسته استفاده میکرد. در برخی از آثار مافی که در حراجیهای بزرگی مانند کریستیز و بونامز حضور داشتهاند، میتوان آثاری یافت که با ترکیب رنگ روغن، اکریلیک و سیمان روی چوب و بهصورت برجسته کار شدهاند.
۴. بزرگنمایی و آزادی قلم
سطح چهارم، بزرگنمایی و آزادی قلم در آثار رضا مافی است. محمد احصایی در بخش دیگری از گفتوگو با مجله رشد آموزش هنر درباره مافی توضیح میدهد که حرکت خط او از قواعد سخت و تثبیتشده خوشنویسی کلاسیک فاصله گرفت. به تعبیر احصایی، اندازه، نسبت و کشیدگی حروف در برخی نوشتههای متأخر مافی دیگر کاملاً با معیار کلاسیک خط منطبق نبود، اما همین انحرافها بهتدریج به امضای شخصی او تبدیل شد.
احصایی درباره روند تحول رضا مافی توضیح میدهد: آثار سالهای میانی او بسیار به شیوه میرزا غلامرضا نزدیک بود، اما بعدها تغییراتی در خطش ایجاد شد و در دوره سوم، از آن سبک عبور کرد. احصایی صریحاً میگوید این خط دیگر از نظر معیار کلاسیک کاملاً منطبق نیست، اما به سبب تکرار و تثبیت ویژگیهای خاص، به «سبکی» متعلق به خود مافی تبدیل شده است.

مافی، هنرمندی که از دل سنت عبور کرد
خلاصه اینکه رضا مافی، برخلاف کسانی که فکر میکنند برای خلق چیزی نو باید کاملاً از گذشته دل کند و در هیچ چارچوبی جای نگیرد تا راهی نو در هنر ایجاد کند، سنت را رد نکرد و آن را نشکست؛ بلکه آنقدر سنت و چارچوبهای کلاسیک را میشناخت که توانست از درون آن تخطی کند. به بیان دیگر، در خوشنویسی سنتی، بیننده ممکن است ابتدا به دنبال خواندن متن باشد؛ اما در سیاهمشقهای مافی، چشم پیش از آنکه کلمات را بخواند، با وزن، حرکت، تراکم، سیاهی و سفیدی مواجه میشود.
∎