به گزارش خبرگزاری تسنیم، آنچه در سالن جشنواره ونیز رخ داد، صرفاً یک نمایش سینمایی نبود، بلکه بیستوپنج دقیقه تشویق ایستاده، رکوردی بیسابقه در تاریخ این جشنواره واکنش تماشاگرانی بود که برای نخستین بار صدای ماشین کشتار را از زبان کسانی میشنیدند که خود در آن کار میکردند. مستند 80 دقیقهای نازا به کارگردانی یووال آبراهام و راشل زور، دو فیلمساز اسرائیلی برنده اسکار محصول مشترک روزنامه گاردین و با تهیهکنندگی اجرایی جاناتان گلیزر (کارگردان منطقه مورد علاقه) است و در بخش مسابقه اصلی هشتاد و سومین جشنواره فیلم ونیز به عنوان تنها مستند رقابتکننده، جایزه ویژه هیئت داوران را از آن خود کرد.
آنچه مستند نازا را از دهها گزارش حقوقبشری سازمانهای بینالمللی متمایز میکند، منبع شهادتهاست. این مستند بر پایه اعترافات 24 افسر و نظامی اسرائیلی ساخته شده که همگی به شرط ناشناس ماندن، در تاریکی شب بر پشتبامهای تلآویو با دوربین سخن گفتهاند. چهره و صدای آنها بهصورت دیجیتالی تغییر داده شده و مصاحبهها در سکوت شب ضبط شده است. کورین پلیسیه، خبرنگار سینمایی رادیو فرانس انتر بعد از تماشای این مستند میگوید؛ آنچه تو را میکوبد، حرفهای آنهاست. کاملاً مبهوت میشوی، میخکوب در صندلیات میمانی.
یکی از افسران در فیلم اعتراف میکند که فرماندهانش برای کشتن یک هدف، کشتن 500 نفر را مجاز میدانستند و تجربه خود را چنین توصیف میکند، مثل یک بازی ویدیویی است، چون همه چیز از راه دور انجام میشود. همچنین افسری دیگر میگوید این کار بهطرز دیوانهواری لذتبخش بود.
حسام احدی کارشناس رسانه، در یادداشتی برای خبرگزاری فارس این مستند را اعتراف به همکاری در کشتارهای دستهجمعی توسط خود صهیونیستها توصیف میکند و مینویسد؛ مستند نازا پرده از رازی برداشته که رسانهها نشان نمیدهند. این تحلیل دقیقاً بر همان نکتهای انگشت میگذارد که نازا را به سندی منحصربهفرد تبدیل میکند، شهادت از درون ماشین نظامی-اطلاعاتی رژیم صهیونیستی است.
آنچه نازا را به یک سند افشاگر تبدیل میکند، پرده برداشتن از معماری فنی این ماشین کشتار است. میلاد جلیلزاده در یادداشتی تحلیلی برای روزنامه وطن امروز با عنوان اتوماسیون جنایت مینویسد: این فیلم مستند، سیستمهای برنامهریزی، الگوریتمهای هوش مصنوعی و بروکراسی حملات هوایی ارشدترین لایههای نظامی اسرائیل در جریان جنگ غزه را تحلیل میکند و با اتکا به شهادتهای درونسازمانی، پرده از سازوکارهایی برمیدارد که ابعاد انسانی جنگ را به محاسبات ریاضی و دادههای دیجیتال تقلیل میدهد. مستند نشان میدهد چگونه سه سامانه مرتبط، فرآیند کشتار را از یک تصمیم انسانی به یک فرآیند اتوماتیک تبدیل کردهاند. سامانه لاوندر مبتنی بر هوش مصنوعی با نظارت بر شبکه مخابراتی غزه، فهرستهایی از اهداف تولید میکرد.
سامانه گاسپل که به گفته منابع تا 50 برابر سریعتر از انسان عمل میکرد و در هر 10 تا 12 روز بیش از 200 هدف را شناسایی مینمود. و سامانه بابا کجاست؟ که فرد شناساییشده را تا لحظه ورود به خانهاش ردیابی میکرد و سپس بلافاصله بمباران آغاز میشد. بر اساس شهادتهای مطرحشده در فیلم، ارتش اسرائیل با هک تلفنهای همراه، موقعیت مکانی اهداف را شناسایی کرده و لحظاتی پیش از هدف قرار دادن منازل، مکالمات هدفها با همسران و فرزندانشان را بهطور مخفیانه شنود میکرده است. نتیجه چیزی است که مستند آن را کشتار خانوادگی مینامد؛ نه فقط هدف، بلکه همسر و فرزندان و والدین او نیز به عنوان تلفات جانبی قابل قبول در معادله الگوریتمی لحاظ میشدند. عنوان فیلم نازا خود یک اصطلاح نظامی اسرائیلی است که به تعداد غیرنظامیان قابل کشته شدن در هر حمله اشاره دارد و همین نام، قربانیان را از خسارت جانبی غیرعمدی به عددی از پیش محاسبهشده تبدیل میکند.
واکنش رژیم صهیونیستی به مستند نازا را میتوان در سه مرحله خوانش کرد، مرحله اول، انکار فنی؛ ارتش اسرائیل اعلام کرد که شهادتها را قاطعانه رد میکند و مدعی شد هویت راویان قابل تأیید نیست. اما این دفاعیه در برابر اعترافات 24 نفر از درون دستگاه نظامی-اطلاعاتی رنگ میبازد. اگر هویتها قابل تأیید نیست، چرا کابینه امنیتی رژیم جلسه فوقالعاده برگزار کرد و از شاباک خواست درباره منابع اطلاعاتی تحقیق کند؟
مرحله دوم، حمله به سازندگان؛ بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم، فیلم را تکاندهنده خواند و سازندگانش را به تحریک جهانی یهودستیزی متهم کرد. میکی زوهار وزیر فرهنگ رژیم، مستندسازان را به خیانت به دولت متهم کرد و خواستار لغو تابعیت آنها شد. معترضان متعصب مقابل منزل والدین راشل زور تجمع کردند و شعار مجازات اعدام برای خائنان سر دادند.
مرحله سوم، قانونگذاری سرکوبگرانه؛ نتانیاهو از پیشبرد دو لایحه موسوم به قوانین نازا خبر داد. لایحه اول، امکان سلب تابعیت از هر کسی که به وجهه سربازان ارتش اسرائیل خدشه وارد کند را فراهم میکند و لایحه دوم، میزان غرامت قابل مطالبه از منتقدان را بیست برابر افزایش میدهد. نتانیاهو صریحاً بیان کرد: ما هم به جیب آنها و هم به تابعیتشان ضربه خواهیم زد، زیرا جای آنها در میان ما نیست. عاموس هارئیل، تحلیلگر برجسته روزنامه هاآرتس، در نقد این واکنش مینویسد: تعجبآور است که رئیس ستاد ارتش بیانیهای عجولانه صادر کرده و دستور تحقیق برای کشف هویت 24 سرباز را داده است، چرا که این فرصت مناسبی است برای نتانیاهو تا بحث را از شکستهای خودش در 7 اکتبر منحرف کند.
نمایش نازا در ونیز، شکافی عمیق میان افکار عمومی غرب و دولتهایشان بود. میلاد جلیلزاده در تحلیل خود در وطن امروز به این نکته اشاره میکند که نسلهای جدیدتر در این جوامع که ذهنیتشان دستپخت دوران جنگ سرد نیست، به هیچوجه حاضر به حمایت از رژیم صهیونیستی نیستند، حال آنکه دولتهایشان بر مبنایی دیگر، روابط و مناسبات خود را چیدهاند. اینچنین است که حتی جشنوارههایی مثل کن و ونیز ناچار میشوند بخشی را به نمایش آثاری اختصاص دهند که جنایات اسرائیل علیه فلسطینیها را روایت میکنند و اتفاقاً پول این جشنوارهها را همان دولتهایی میدهند که هنوز مناسباتشان را با رژیم صهیونیستی تغییر ندادهاند.
این شکاف، خود را در استقبال 25 دقیقهای تماشاگران نشان داد؛ استقبالی که رکورد طولانیترین تشویق تاریخ جشنواره ونیز را شکست. مستند نازا اکنون به یک سند افشاگر تبدیل شده که رژیم صهیونیستی را در بحرانی عمیق گرفتار کرده است. بحرانی که ریشه در اعترافات درونی خودش دارد.
جلیلزاده در پایان تحلیل خود مینویسد؛ نباید از یاد برد که سال گذشته در فستیوال کن که خواهر دوقلوی ونیز است، مستند روحت را در دستت بگیر و قدم بزن درباره یک دختر فلسطینی منتشر شد. این مستند را سپیده فارسی ساخته که اپوزیسیون جمهوری اسلامی است و تلاش میکند ایران و رژیم صهیونیستی را همانندسازی کند، هشداری که نشان میدهد این فضا میتواند هم فرصت باشد و هم تهدید.
مستند نازا را میتوان در یک جمله خلاصه کرد؛ وقتی ماشین کشتار، خودش را روایت میکند. آنچه این مستند را از گزارشهای حقوقبشری متمایز میکند، نه فناوری بهکار رفته که سالهاست در گزارشهای +972 و گاردین افشا شده بلکه منبع شهادتها است؛ افسرانی که خود در این ماشین نقش داشتهاند و اکنون در تاریکی شب و با چهرههای دیجیتالیشده، از درون آن سخن میگویند.
کیکاوس زیاری در یادداشتی در خصوص مستند نازا برای روزنامه جام جم مینویسد: سازندگان اسرائیلیتبار مستند تکاندهنده و ضدصهیونیستی نازا میگویند نظامیان اسرائیلی هنگام بمباران خانههای مردم غزه دقیقاً میدانند که اهالی شهر و بهویژه کودکان در داخل این خانهها هستند و با اینحال، دست به بمباران و نابودی و تخریب آنها میزنند.
در نهایت باید گفت که رژیم صهیونیستی سالها سرمایهگذاری عظیمی بر مدیریت روایت کرده بود، اما نازا ثابت کرد که وقتی شهادت از اهلش بیاید، هیچ دستگاه تبلیغاتی حتی با تهدید به سلب تابعیت و لایحههای سرکوبگرانه نمیتواند آن را خفه کند. آنچه در غزه رخ داد، تجلی منطقی است که در آن، کودک فلسطینی نه یک انسان، بلکه عددی در یک معادله الگوریتمی است. در نتیجه شاید مهمترین دستاورد نازا این باشد که این معادله را از پشت دیوارهای اتاقهای فرماندهی بیرون کشید و در برابر چشم جهانیان گذاشت.
انتهای پیام/