حجت الاسلام و المسلمین عبدالرحیم اباذری در یادداشتی با گرامیداشت یاد آیتالله العظمی شبیری زنجانی نوشت:
«ارتحال مرجع بزرگ جهان تشیع، فقیه فرزانه، رجالی متبحر و عالم اخلاقمحور، آیتالله العظمی حاج سیدموسی شبیری زنجانی (رضوان الله تعالی علیه) شیعیان جهان و به خصوص مقلدان، شاگردان، منسوبان و بالاخص حوزههای علمی و قاطبه روحانیت را به عزا و ماتم نشاند، فقدان این شخصیت معنوی و سرمایه کم ظیر حوزوی در واقع خلاء جبرانناپذیری است که به این آسانی ترمیم نخواهد شد.
اجداد آقا موسی شبیری زنجانی در اصل از روستای «ترک» شهرستان میانه بودند، بعد به زنجان مهاجرت کردند، او از ایام طلبگی دارای استعداد و نبوغ ویژه بود و با شخصیتهای برجسته حوزوی حضرات آیات: امام موسی صدر، شهید بهشتی، موسوی اردبیلی، سید مهدی روحانی، احمدی میانجی و... مراوده علمی داشت. در خاطرات آقای احمدی آمده: «گهگاهی بنده از گوش دادن خسته شده و از مطالب عقب میماندم؛ در اینجا مرجع ما در اصول و فقه آقای حاج آقا موسی زنجانی بود... اگر مشکلی داشتیم به ایشان مراجعه میکردیم، ما نواقصاتمان را با فرمایشات ایشان تبیین میکردیم.»
اواخر دهه هفتاد که نگارنده پیرامون زندگانی و فعالیتهای آقای صدر تحت عنوان «امام موسی صدر، امید محرومان» در حال تحقیق و تدوین بودم، روزی به منزل آیتالله زنجانی در کوچه بوعلی رفتم تا اطلاعاتی را درباره صدر دریافت کنم، وقتی زنگ زدم خود پشت در تشریف آورد و با کمال متانت و مهربانی از یک طلبه تازهکار استقبال کرد، چون ماجرا را توضیح دادم پذیرفت، لیکن فرمود: «من هر روز بعد از نماز صبح، مسیر حرم تا منزل فرصت دارم هر سوالی داشتید قبلا آماده کنید بیاورید جواب میدهم.» قبول کردم از فردا چند روزی صبحها مسیر حرم تا منزل را در معیت ایشان بودم و فرمایشات را گوش داده و حفظ میکردم و بعد همه را روی کاغذ میآوردم. پس از مدتی شماره تلفن ثابت داده بود اگر نیازی شد فقط شبها ساعت ده به بعد زنگ بزنم و مطالب را تکمیل کنم.
در ادامه معلوم شد ایشان با آقا موسی صدر در یک روز، یازده ذیقعده ۱۳۶۲، ( ۱۳۲۲ ش) میلاد با سعادت امام رضا علیه السلام در منزل آیتالله سیدصدر الدین صدر (در امام موسی صدر) مفتخر و ملبس به لباس روحانیت میشوند، عمامه آقا موسی زنجانی را آیتالله سیدصدرالدین صدر میگذارد، امام موسی صدر هم به دست آیتالله سیداحمد شبیری زنجانی (والد آقا موسی زنجانی) معمم می. شود. جالبتر این که در این مراسم حاج آقا روحالله خمینی نیز بهعنوان میهمان ویژه حضور داشته است.
درباره شخصیت علمی و اهمیت آثار گرانسنگ و همینطور مکتب تربیتی و شاگردان ایشان، سخن بسیار است و شاید از عهده حقیر ساخته نباشد و بهتر است اهل فن و صاحبان اطلاع کافی وارد آن بشوند. آنچه در این فرصت مورد نظر است سلوک اخلاقی، مشی اعتدالی، سعه صدر، متانت، تواضع ستودنیِ ایشان میباشد که انسان را شیفته و شیدای خویش میساخت.
روزهای آغازین مرجعیت که دفترشان در بیت شریف آیتالله سیدصدرالدین صدر مستقر شده بود، یک روز وارد حیاط شده و از پلهها بالا رفتم که قبلا در اینجا چندبار خدمت مرحوم آیتالله آقا رضا صدر رسیده بودم. دیدم آقای زنجانی در اتاق تنها حضور دارد؛ پس از سلام، احوالپرسی و تعارفات درباره شخصیتِ «آقا شیخ سیفالله اِیسی میانجی» پرسیدم که از اساتید برجسته فلسفه در حوزه علمیه مشهد بود. چند پرسش و پاسخی رد و بدل شد نزدیک غروب بود میدانستم برای نماز به حرم میرود و نباید بیش از این مزاحم شوم اجازه مرخصی خواستم، آن مرجع متواضع تا بیرون اتاق حقیر را مشایعت کرد و چون نزدیک پلهها رسیدیم ناگهان جلو رفت، خم شد و کفشهای را جفت نمود. در حالی که از پیشانیم عَرَق خِجلت میریخت، خداحافظی کرده و بیرون آمدم.
این صحنه یکی، دو ثانیه طول نکشید، اما هنوز که حدود دودهه از آن میگذرد تأثیرش پایدار مانده و از صدها ساعت وعظ، خطابه و نصیحت مؤثرتر شده است؛ هر وقت برایم مهمان میآید هنگام بدرقه، آن صحنه جلوی دیدگانم مجسم میشود و مرا جهت جفتکردن کفشهای مهمانان ولو بچه خُردسال تشویق و ملزم میکند.
چند سال پیش ار سوی بعضی افراد و محافل تندرو، نسبت به ساحَت آن مرجع عزیز و دوست داشتنی اسائه ادب و کم طفی شد و تعبیرات عتاب چآمیز و ناخوشایندی به کار برده شد، اما ایشان مانند برخورد خواجه نصیر با آن مَرد جاهل، شرح صدر و سکوت پیشه کرد و برای آنها پدری مهربان و خیرخواه شد، علاوه به نزدیکان، اطرافیان و منبریها توصیه فرمود در این باره سخنی نگویند و موضعی نگیرند. امروزه گوهر گمشده ما حوزویان، همان سلوکِ خواجه نصیرالدینی است که امروز طلایهدار آن فقیه دوستداشتنی بود و جا دارد در ترویج آن بیش از پیش تلاش و کوشش شود.»
انتهای پیام