به گزارش گروه رسانهای شرق،
سپهر خرمی: قرار بود تیم امید ایران در بازیهای آسیایی ناگویا، بعد از سالها ناکامی، دوباره برای فوتبال ایران مدال بیاورد؛ قرار بود نسلی که سالها درباره آیندهاش حرف زدهایم، بالاخره در یک تورنمنت رسمی خودش را نشان بدهد. اما همه این قرارها در ۹۰ دقیقه مقابل کره شمالی دود شد و به هوا رفت. تیم حسین عبدی در شرایطی که با یک امتیاز هم میتوانست به مرحله بعد برسد، بعد از گل زودهنگام امیرحسین حسینزاده، چهار بار دروازهاش باز شد تا شکست ۴ بر یک، پایان کار امیدها در ناگویا باشد. ایران با چهار امتیاز سوم شد و کره شمالی با همین تعداد امتیاز اما تفاضل گل بهتر، به یکچهارم نهایی رفت. ایران پیش از این مسابقه امارات را ۳ بر یک برده و مقابل چین بدون گل متوقف شده بود. یعنی چهار امتیاز داشت، اما نه آن چهار امتیاز به صعود رسید و نه نمایش آخر چیزی برای دفاع باقی گذاشت.
عملکرد ضعیف حسین عبدی؛ یک مسیر و چند حذف
شاید برای ارزیابی حسین عبدی باید از یک سؤال ساده شروع کرد: خروجی تیمهای او در مسابقات مهم چه بوده است؟ تصویر منتشرشدهای که تاریخچه فوتبال ایران در بازیهای آسیایی را کنار وضعیت تیمهای پایه قرار داده، یک واقعیت تلخ را یادآوری میکند؛ اینکه فوتبال ایران سالهاست در ردههای مختلف، از امید گرفته تا جوانان و نوجوانان، بیشتر از آنکه به پایان موفقیتآمیز برسد، با واژه «حذف» سروکار دارد. حالا تیم امید هم به این فهرست اضافه شده است. البته انصاف این است که همه نتایج دوران مربیگری عبدی را نمیتوان شکست مطلق نامید. تیم نوجوانان ایران در جام جهانی ۲۰۲۳ از گروهش صعود کرد و حتی برزیل را شکست داد، اما در یکهشتم نهایی مقابل مراکش در ضربات پنالتی حذف شد. تیم جوانان نیز در جام ملتهای زیر ۲۰ سال آسیا ۲۰۲۵ از مرحله گروهی بالا آمد، اما در یکچهارم نهایی برابر ژاپن در ضربات پنالتی شکست خورد و از مسابقات کنار رفت. حالا در سومین پروژه، تیم امید به عبدی سپرده شد؛ تیمی که قرار بود مرحله بعد را ببیند، اما حتی فرصت رسیدن به بازیهای حذفی را هم پیدا نکرد. ایران در ناگویا ابتدا امارات را برد، برابر چین مساوی کرد و در بازی آخر با یک تساوی میتوانست صعود کند. اما مسابقهای که باید کنترل میشد، به یک فروپاشی تبدیل شد. ایران در دقیقه ۱۷ با گل حسینزاده پیش افتاد. همهچیز برای یک پایان آرام آماده بود. اما در سه دقیقه پایانی نیمه اول، دو گل خوردیم و با شکست به رختکن رفتیم. نیمه دوم هم دو گل دیگر دریافت شد تا نتیجه ۴ بر یک روی تابلو بنشیند. عبدی بعد از بازی گفت این شکست برایش «غیرقابل قبول» است و از مردم عذرخواهی کرد. مشکل فقط چهار گل نیست؛ مسئله این است تیمی که برای صعود فقط یک امتیاز میخواست، در مهمترین مسابقهاش چنان از هم پاشید که حتی تفاضل گلش را هم از دست داد. کره شمالی با چهار امتیاز و تفاضل مثبت یک، دوم شد و ایران با چهار امتیاز و تفاضل منفی یک، سوم. این همان جایی است که نمیشود همهچیز را گردن بدشانسی، اشتباه فردی یا «روز بد فوتبال» انداخت. تیم امید برای چنین روزی ساخته میشود؛ برای روزی که مسابقه سخت است، برای روزی که حریف گل میزند و برای لحظهای که تیم باید خودش را جمع کند. اما ایران نتوانست.
از روزهای قهرمانی تا سالهای بیمدالی
اگر امروز شکست ۴ بر یک مقابل کره شمالی را یک اتفاق بدانیم، تاریخ بازیهای آسیایی اجازه نمیدهد این اتفاق را جدا از گذشته ببینیم. فوتبال ایران در بازیهای آسیایی روزگاری یکی از قدرتهای اصلی قاره بود. نخستین طلای فوتبال ایران در این مسابقات در تهران ۱۹۷۴ به دست آمد. بعد از آن، در پکن ۱۹۹۰ و بانکوک ۱۹۹۸ نیز ایران قهرمان شد. در بوسان ۲۰۰۲ هم تیم ایران چهارمین طلای تاریخ خود را به دست آورد. در پکن ۱۹۹۰، علی پروین هدایت تیم را برعهده داشت؛ تیمی که بازیکنان بزرگی مانند احمدرضا عابدزاده، جواد زرینچه، سیروس قایقران، ناصر محمدخانی و فرشاد پیوس را در اختیار داشت. پروین در همان سالها همزمان سرمربی پرسپولیس بود و با همان نسل، طلای بازیهای آسیایی را به ایران رساند. هشت سال بعد، نوبت منصور پورحیدری بود. تیم ایران در بانکوک ۱۹۹۸ در فینال کویت را ۲ بر صفر شکست داد؛ علی کریمی و کریم باقری گلهای ایران را زدند تا فوتبال ایران برای سومین بار در هشت سال قهرمان بازیهای آسیایی شود. آن روزها، قهرمانی برای فوتبال ایران یک رؤیا نبود، اتفاقی بود که تکرار میشد.
آخرین قهرمانی با برانکو؛ ۲۴ سال انتظار
آخرین قهرمانی فوتبال ایران در بازیهای آسیایی به بوسان ۲۰۰۲ برمیگردد؛ دورهای که تیم ایران با هدایت برانکو ایوانکوویچ راهی مسابقات شد. از سال ۲۰۰۲، فوتبال بازیهای آسیایی وارد عصر تیمهای زیر ۲۳ سال شد و ایران در همان نخستین دوره با این فرمت، قهرمان شد. در نیمهنهایی، ایران مقابل کره جنوبی به تساوی بدون گل رسید و در ضربات پنالتی پیروز شد. سپس در فینال، ژاپن را ۲ بر یک شکست داد. جواد کاظمیان و محسن بیاتینیا گلهای ایران را به ثمر رساندند تا چهارمین طلای فوتبال ایران در بازیهای آسیایی ثبت شود. نکته قابل ذکر این است که تیم امید ایران در آن دوره سه بازیکن بالای 23 سال به نامهای یحیی گلمحمدی، ابراهیم میرزاپور و علی دایی را به این مسابقات برده بود اما پدر علی دایی بعد از دیدار سوم دور گروهی فوت شد و دایی به ایران برگشت. در واقع امیدهای ایران در دور حذفی با دو بازیکن بالای 23 سال و بدون اصلیترین یار خود ادامه داد و طلایی شد. حالا ۲۴ سال از آن روز گذشته است، ۲۴ سالی که در آن فوتبال ایران دیگر حتی به فینال هم نرسیده است. در دوحه ۲۰۰۶، ایران آخرین مدال خود را گرفت؛ برنز. تیم ایران در نیمهنهایی ۲ بر صفر به قطر باخت، اما در دیدار ردهبندی با گل محسن یوسفی در وقت اضافه، کره جنوبی را یک بر صفر شکست داد و سوم شد. از آن زمان، دیگر مدالی برای فوتبال ایران در بازیهای آسیایی به دست نیامده است. بعد از آن، در گوانگژو ۲۰۱۰ چهارم شدیم. در اینچئون ۲۰۱۴ در مرحله گروهی کنار رفتیم. در جاکارتا ۲۰۱۸ در یکهشتم نهایی حذف شدیم و در هانگژو ۲۰۲۲ در یکچهارم نهایی مقابل هنگکنگ شکست خوردیم. و حالا ناگویا؛ حتی مرحله حذفی هم نرسیدیم. این یعنی پنج دوره متوالی بدون مدال؛ روندی که دیگر نمیتوان آن را صرفا به یک مربی، یک نسل یا یک مسابقه نسبت داد.
خجالت نکشید؛ دستاوردسازی کنید!
حالا بخش جذاب ماجرا شروع میشود؛ همان بخشی که فوتبال ایران در آن تخصص ویژهای دارد: تبدیل شکست به دستاورد. تیم امید ایران چهار امتیاز گرفته است؛ یک برد مقابل امارات، یک مساوی مقابل چین و یک شکست مقابل کره شمالی. اما نتیجه نهایی چیست؟ سومِ گروه و حذف. کره شمالی هم چهار امتیاز دارد، اما صعود کرده است. چرا؟ چون تفاضل گل بهتری دارد. فوتبال همین است. مسابقات برای این طراحی نشدهاند که تعداد امتیازها را جدا از رتبه نهایی جشن بگیریم. اگر قرار باشد چهار امتیاز و حذف از مرحله گروهی را دستاورد بدانیم، پس اساسا دیگر شکست معنایی ندارد. میتوان از هر حذف، یک نکته مثبت بیرون کشید. میتوان گفت تیم جنگید، میتوان گفت بازیکنان جوان بودند، میتوان گفت یک برد داشتیم، میتوان گفت تا روز آخر شانس صعود داشتیم و در نهایت هم گفت: «تجربه خوبی برای آینده بود». همین ادبیات را پیش از این هم در تیم ملی بزرگسالان دیدهایم. در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، تیم ملی ایران در گروه B با سه امتیاز سوم و حذف شد؛ انگلیس صدرنشین شد، آمریکا دوم، ایران سوم و ولز چهارم. ایران یک برد مقابل ولز داشت، اما با شکست مقابل انگلیس و آمریکا از صعود بازماند. حالا قرار است چهار امتیاز تیم امید را به رخ بکشیم؟
اما اول بگویید چرا کره شمالی با همان چهار امتیاز صعود کرد و ایران حذف شد؟ چرا تیمی که فقط به یک امتیاز نیاز داشت، چهار گل خورد؟ چرا تیم امید بعد از ۲۰ سال هنوز نتوانسته مدال بازیهای آسیایی را تکرار کند؟ مسئله اینجاست که «چهار امتیاز» بهتنهایی هیچ جامی نمیآورد؛ همانطور که «سه امتیاز» در جام جهانی برای تیم ملی بزرگسالان کافی نبود. تاریخ اما چیز دیگری میگوید. فوتبال ایران در ۱۹۹۰ قهرمان شد، در ۱۹۹۸ قهرمان شد، در ۲۰۰۲ با برانکو قهرمان شد و در ۲۰۰۶ آخرین مدالش را گرفت. بعد از آن، هر دوره یک پله عقبتر رفتیم؛ تا اینکه حالا در ناگویا حتی از گروه هم صعود نکردهایم. چهار گل کره شمالی شاید تلخ باشد، اما اتفاقا همین تلخی میتواند یک فرصت باشد؛ فرصتی برای اینکه بالاخره بهجای ساختن «دستاورد» از حذف، درباره چرایی حذف حرف بزنیم. تیم امید ایران در ناگویا چهار امتیاز گرفت و حذف شد. این نه فاجعهای است که با یک شکست همهچیز را تمامشده بدانیم و نه دستاوردی که بخواهیم با چند آمار مثبت روی آن سرپوش بگذاریم. این یک حذف دیگر است؛ در ادامه ۲۰ سال بیمدالی و شاید مهمترین سؤال بعد از ناگویا همین باشد: فوتبال ایران قرار است چند سال دیگر از آخرین قهرمانی بگوید؟
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.