فرارو- ژان-فرانسوا سزنک، دانشمند علوم سیاسی و متخصص حوزه کسبوکار و امور مالی در خاورمیانه
به گزارش فرارو به نقل از نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت، جنگ آمریکا و ایران، برخلاف هدف اولیه واشنگتن برای نمایش قدرت و مهار سریع توان تهدیدکنندگی تهران، برای عربستان سعودی پیامد متفاوتی به همراه داشته است. ایران آسیب دیده، اما تهران و متحدان منطقهای آن همچنان توان هدف قرار دادن شهرهای سعودی، تأسیسات نفتی، خطوط لوله و مسیرهای صادراتی را حفظ کردهاند. همزمان، آمریکا نشان داده است که حتی قدرت تهاجمی گسترده نیز لزوماً به معنای توانایی تأمین امنیت مؤثر شرکای خلیج فارس نیست. همین مسئله میتواند عربستان را به بازنگری تاریخی در اتکای امنیتی خود به واشنگتن سوق دهد.
آسیبپذیری ساختاری زیرساختهای نفتی عربستان
این مشکل برای ریاض جدید نیست. حمله سال ۲۰۱۹ به تأسیسات فرآوری نفت ابقیق نشان داد که ایران یا متحدانش از توانایی هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی عربستان برخوردارند. پیش از آن نیز حملات حوثیها به ایستگاههای پمپاژ خط لوله شرق -غرب نشان داده بود که مسیر جایگزین صادرات نفت عربستان به دریای سرخ نیز در برابر حملات آسیبپذیر است. حملات اطراف فجیره نیز این تصور را زیر سؤال برد که خطوط لوله و نفتکشهای خارج از تنگه هرمز در زمان بحران کاملاً امن خواهند بود.
پیام راهبردی این حملات روشن بود: عربستان نمیتواند صرفاً با ایجاد مسیرهای جایگزین، نظام صادرات نفت خود را از تهدیدات منطقهای مصون کند. نزدیکی میادین نفتی و تأسیسات فرآوری به خلیج فارس، گستردگی خط لوله شرق - غرب و امکان تهدید مسیر دریای سرخ از خاک یمن، مجموعهای از نقاط آسیبپذیر را در اختیار ایران و متحدانش قرار داده است.
تکرار تجربه ۲۰۱۹ در جنگ کنونی
رهبران سعودی در سال ۲۰۱۹ از واکنش نشان ندادن آمریکا به حمله ابقیق بهشدت ناامید شدند. جنگ کنونی این نگرانی را تشدید کرده است. واشنگتن قادر است اهدافی را در سراسر ایران منهدم کند، اما نتوانسته مانع حملات متقابل تهران و نیروهای همسو با آن در منطقه شود. حملات اخیر به خط لوله شرق - غرب بار دیگر نشان دادهاند که مسیری که برای کاهش وابستگی صادرات عربستان به تنگه هرمز طراحی شده، خود میتواند هدف قرار گیرد.
از نگاه ریاض، مسئله فقط قدرت نظامی آمریکا نیست، بلکه شکاف میان توانایی آمریکا برای مجازات ایران و توانایی آن برای حفاظت از زیرساختهای عربستان است. سامانههای دفاع موشکی و پهپادی میتوانند بسیاری از تهدیدها را رهگیری کنند، اما در برابر حملات مکرر و کمهزینه به زیرساختهای گسترده، هیچ سپری کاملاً نفوذناپذیر نیست.
حرکت عربستان به سمت تنوعبخشی امنیتی
این روند تنها به حوزه دفاعی محدود نمیشود. توافق هستهای غیرنظامی آمریکا و عربستان که زمانی بخشی از یک معامله راهبردی گستردهتر تلقی میشد، اکنون با شرط مشارکت عربستان در توافقهای ابراهیم گره خورده است؛ شرطی که در شرایط جنگ غزه، فشار بر کرانه باختری و جنگ در جنوب لبنان، اجرای آن را برای محمد بن سلمان دشوار کرده است.
در چنین شرایطی، عربستان به دنبال ایجاد گزینههای جایگزین است. توافق دفاعی مکه که میان عربستان، پاکستان و ترکیه امضا شده، بر این اصل استوار است که حمله به یکی از اعضا، حمله به همه تلقی شود. اگرچه تعهدات عملی این توافق هنوز آزموده نشده، اما از نظر سیاسی نشاندهنده تلاش ریاض برای کاهش وابستگی به یک قدرت خارجی واحد است.
چین؛ مهمترین گزینه جایگزین واشنگتن
در میان گزینههای جدید، چین اهمیت بیشتری دارد. پکن بزرگترین خریدار نفت خلیج فارس، شریک اقتصادی مهم عربستان و یکی از معدود قدرتهایی است که همزمان بر تهران و ریاض نفوذ دارد. چین همچنین در سال ۲۰۲۳ میانجی احیای روابط دیپلماتیک ایران و عربستان بود.
چین برخلاف آمریکا از ریاض نمیخواهد روابط خود با اسرائیل را عادیسازی کند یا آشکارا در کنار یکی از طرفهای جنگ منطقهای قرار گیرد. از این رو، ممکن است رهبران سعودی به این نتیجه برسند که پکن به دلیل حفظ روابط با هر دو طرف، ظرفیت بیشتری برای کمک به مهار تنش با ایران و حفظ ثبات تجاری منطقه دارد.
با این حال، چین لزوماً جایگزین آمریکا بهعنوان ضامن نظامی عربستان نخواهد شد. پکن ساختار نظامی منطقهای آمریکا را در اختیار ندارد و ظاهراً نیز تمایلی به پذیرش کامل بار امنیتی واشنگتن ندارد. اما جایگزینی کامل نیز ضرورتاً هدف ریاض نیست. عربستان میتواند با ترکیبی از روابط با واشنگتن، پکن، اسلامآباد و آنکارا، نظام امنیتی متنوعتری ایجاد کند.