گروه استان های دفاعپرس، اسماعیل حیدری از خادمیاران شهدای قزوین، به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید و در آستانه هفته دفاع مقدس، دلنوشتهای با عنوان «۱۶۸ صندلی خالی؛ دلنوشتهای برای ستارههای میناب» منتشر کرده است که متن آن را در ادامه میخوانید:

«این را با بغض مینویسم؛ برای ۱۶۸ صندلی که دیگر هیچوقت پر نمیشوند.
اول مهر بود. کوچهها بوی دفتر و مداد نو میداد. بچهها با کیفهای رنگی، مثل پرندههای کوچک، بالبالکنان به سمت مدرسه میرفتند. صدای خندهشان در کوچه میپیچید و دل آدم را روشن میکرد. اما در میناب، میان آن همه خنده، صدای دیگری هم بود؛ زنگ ایثار و مقاومت. زنگی که به یاد کودکان شهید میناب نواخته شد؛ برای بچههایی که دیگر پا به کلاس نمیگذارند.

در مدرسه شجره طیبه، ۱۶۸ صندلی خالی بود. ۱۶۸ صندلی که هر کدام جای یک دنیا بود. ۱۶۸ نام که معلم خواند و آسمان جواب داد. ۱۶۸ دفتر که ناتمام ماند. ۱۶۸ لبخند که در حافظه دیوارها ماند. کلاس بود و معلم بود و تخته بود؛ اما بچهها نبودند. زنگ که خورد، صدای دویدن نیامد. فقط سکوت بود و بغض.
مادرها قرار بود زیر قرآن راهی مدرسهشان کنند؛ امروز زیر قرآن ایستادند و رفتن بچههای دیگر را با حسرت تماشا کردند. اشک، قرآن را خیس کرد. مادر ماکان نصیری از همه چشمانتظارتر است؛ نه پیکر، نه قبر، نه خبر. فقط انتظار. و پدر و مادر محمد مهدی جنگچی، بعد از ۲۵ سال انتظار، تازه صاحب فرزند شده بودند؛ حالا دیگر فرزندی نخواهند داشت. جای خالی معلمهایی که در همان مدرسه درس میدادند هم در کلاس مانده است.
این فاجعه را موشک تاماهاوک آمریکای جنایتکار و اسرائیل غاصب رقم زد. اما شهادت این کودکان کوچک نیست؛ بزرگترین درس تاریخ است. آنها فقط دانشآموز نبودند؛ سفیران آسمان شدند. خونشان دفتر تاریخ را ورق زد. آنها رفتند تا ما بمانیم.
سلام بر کودکان شهید شجره طیبه؛ سلام بر مادران صبور؛ ما فراموش نمیکنیم.
در هفته دفاع مقدس، یادشان فقط یادآوری یک جنگ نیست؛ یادآوری مسئولیت است: باید بسازیم. دشمنان این خاک بدانند که این مملکت با موشک از بین نمیرود. مدرسهها باز میشوند، زنگها نواخته میشوند، نامها زنده میمانند. ۱۶۸ ستاره در آسمان میناب، ۱۶۸ چراغ در راه ما.»
انتهای پیام/
∎