به گزارش خبرگزاری آنا چین و اتحادیه اروپایی هر دو در سالهای اخیر مسئله استقلال دیجیتال را جدیتر دنبال کردهاند، اما نقطه اتکای آنها یکسان نیست. چین از ابتدا توسعه اینترنت را با سیاستهای کلان فناوری، حمایت از شرکتهای داخلی و کنترل فضای آنلاین درهم آمیخت و نتیجه آن شکلگیری اکوسیستمی شد که ویچت، ویبو، دویین، کیوکیو، شیائوهونگشو و بیلیبیلی در آن به بازیگران اصلی تبدیل شدهاند.
اتحادیه اروپایی نیز با جمعیتی حدود ۴۴۹ میلیون نفر و نرخ بالای دسترسی به اینترنت، یکی از بزرگترین بازارهای دیجیتال جهان را در اختیار دارد، اما برخلاف چین نتوانسته یک شبکه اجتماعی یا پیامرسان فراگیر در مقیاس قاره ایجاد کند. بروکسل در عوض، تلاش کرده با وضع مقرراتی مانند قانون خدمات دیجیتال و مقررات عمومی حفاظت از دادهها، رفتار شرکتهای بزرگ فناوری را در بازار اروپا تغییر دهد.
این تفاوت، یک پرسش اساسی درباره حکمرانی فضای مجازی ایجاد میکند، آیا برخورداری از بازار بزرگ زمانی به قدرت دیجیتال تبدیل میشود که کشور یا اتحادیه بتواند پلتفرمهای خود را بسازد، یا وضع قواعدی که شرکتهای خارجی را وادار به رعایت استانداردهای داخلی میکند نیز میتواند بخشی از همین قدرت باشد؟
بازار چین سکوی خودش را ساخت
چین از همان سالهای نخست ورود به اینترنت، سیاستی را دنبال کرد که در آن کنترل فضای آنلاین با توسعه زیرساختهای داخلی همراه شد. راهبردهایی مانند «دیوار بزرگ آتشین» و پروژه «سپر طلایی» چارچوبی برای مدیریت اینترنت و امنیت عمومی ایجاد کردند و در کنار محدودیت دسترسی به برخی پلتفرمهای خارجی، فضای بیشتری برای رشد شرکتهای چینی به وجود آوردند.
مسدودبودن یا محدودبودن دسترسی به شبکههایی مانند فیسبوک، ایکس و برخی پیامرسانهای خارجی، تنها یکی از عوامل رشد سکوهای داخلی بود. جمعیت بیش از یک میلیارد نفری چین نیز بازاری در اختیار شرکتهای فناوری قرار داد که امکان توسعه محصول، آزمون قابلیتهای جدید و جذب سرمایه را در مقیاس بسیار بزرگ فراهم میکرد.
شرکتهای چینی نیز در بسیاری از موارد صرفاً نسخه داخلی پلتفرمهای غربی را نساختند. ویچت نمونه روشن این رویکرد است؛ برنامهای که از پیامرسانی فراتر رفته و پرداخت، خرید، خدمات الکترونیکی، ارتباطات سازمانی، تماس تصویری و مینیبرنامهها را در یک محیط واحد جمع کرده است. به همین دلیل، ویچت برای بسیاری از کاربران چینی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است.
دویین نیز نمونه دیگری از همین ظرفیت است. نسخه چینی تیکتاک در محیط داخلی چین فعالیت میکند و در حوزه ویدئوی کوتاه، تجارت الکترونیکی و محتوای فرهنگی حضور گستردهای دارد. تیکتاک در بازار جهانی نیز به یکی از مهمترین صادرات فناوری چین تبدیل شد و مسیر رشد آن از نسخه داخلی دویین و سپس توسعه بینالمللی عبور کرد.
ویبو، کیوکیو، شیائوهونگشو و بیلیبیلی نیز هرکدام بخشی از زیستبوم دیجیتال چین را پوشش میدهند؛ از اخبار و موضوعات داغ گرفته تا سبک زندگی، خرید، بازی، انیمه و محتوای ویدئویی. تنوع این سکوها نشان میدهد قدرت پلتفرمی چین فقط به یک شرکت یا یک محصول وابسته نیست.
اروپا بازار دارد، اما سکوی مشترک ندارد
اتحادیه اروپا از نظر تعداد کاربران اینترنت و قدرت اقتصادی، ظرفیت قابل توجهی برای شکلدهی به پلتفرمهای بزرگ دارد. در سال ۲۰۲۴ حدود ۹۴ درصد خانوارهای اتحادیه به اینترنت دسترسی داشتند و ۷۲ درصد کاربران اینترنت نیز کالا یا خدماتی را به صورت آنلاین خریداری کرده بودند.
با وجود چنین بازاری، اتحادیه اروپا فاقد یک پیامرسان یا شبکه اجتماعی فراگیر در مقیاس قارهای است. برخی کشورهای عضو در دورهای پلتفرمهای داخلی خود را داشتند، اما بسیاری از آنها نتوانستند در برابر رشد فیسبوک، ایکس و دیگر شرکتهای آمریکایی دوام بیاورند.
تفاوت زبان و فرهنگ میان کشورهای عضو، یکی از موانع شکلگیری یک سکوی واحد بوده است. پلتفرمی که برای کاربران یک کشور طراحی شده بود، الزاماً نمیتوانست در بازار کشور دیگر همان جذابیت را داشته باشد. بخشی از استارتاپهای اروپایی نیز در ادامه توسط شرکتهای آمریکایی خریداری شدند یا برای دسترسی به سرمایه و بازار بزرگتر به آمریکا منتقل شدند.
تجربه توئنتی در اسپانیا، iWiW در مجارستان، Nettby در نروژ و Trilulilu در رومانی نمونههایی از سکوهایی هستند که در مقطعی مخاطبان قابل توجهی داشتند، اما نتوانستند در بلندمدت با غولهای آمریکایی رقابت کنند. Yubo در فرانسه و چند شبکه اجتماعی کوچکتر در آلمان و هلند همچنان نمونههایی از فعالیت پلتفرمهای اروپایی هستند، اما هیچکدام به جایگاهی مشابه ویچت یا دویین در چین نرسیدهاند.
بروکسل بهجای ساخت سکو، قواعد بازار را ساخت
نبود یک پلتفرم اروپایی به این معنا نیست که اتحادیه اروپا از قدرت خود در فضای دیجیتال استفاده نکرده است. بروکسل در حوزه تنظیمگری، یکی از گستردهترین چارچوبهای قانونی جهان را ایجاد کرده است.
قانون خدمات دیجیتال یا DSA از فوریه ۲۰۲۴ برای همه پلتفرمهای مشمول آن در اتحادیه اجرا شد و برای پلتفرمها و موتورهای جستوجوی بسیار بزرگ، الزامات بیشتری تعیین کرد. خدماتی که بیش از ۴۵ میلیون کاربر ماهانه در اتحادیه اروپا دارند، در گروه VLOP یا VLOSE قرار میگیرند و باید ریسکهای نظاممند، از محتوای غیرقانونی تا تهدیدهای مربوط به حقوق بنیادین، امنیت عمومی، سلامت و حفاظت از کودکان را ارزیابی و برای کاهش آنها اقدام کنند.
شفافیت در تبلیغات، گزارشدهی درباره تعدیل محتوا، دسترسی پژوهشگران به برخی دادهها، حسابرسی مستقل و ایجاد سازوکارهای مقابله با ریسکهای نظاممند از جمله الزامات این پلتفرمهاست. کمیسیون اروپا نیز اختیار نظارت بر پلتفرمهای بسیار بزرگ را دارد و تخلف از DSA میتواند به جریمهای تا ۶ درصد گردش مالی سالانه جهانی شرکت منجر شود.
این در حالی است که چین مسئولیت بیشتری را مستقیماً متوجه خود پلتفرمها میکند. مقررات چین شرکتهای اینترنتی را موظف میکند محتوای غیرقانونی را شناسایی و حذف کنند و در حوزههایی مانند حفاظت از خردسالان، امنیت داده و مقابله با جرایم اینترنتی وظایف مشخصی را بر عهده آنها میگذارد.
برای نمونه، «مقررات حفاظت از خردسالان در فضای سایبری» که از اول ژانویه ۲۰۲۴ اجرایی شد، برای پلتفرمهای دارای شمار زیادی کاربر خردسال یا اثرگذاری قابل توجه بر این گروه، الزاماتی مانند ارزیابی اثرات، ارائه حالت یا بخش ویژه خردسالان و انتشار گزارش سالانه مسئولیت اجتماعی تعیین کرده است.
داده؛ میدان اصلی قدرتنمایی دو طرف
در چین، داده بیش از آنکه صرفاً موضوع حقوق مصرفکننده باشد، در چارچوب گستردهتری از امنیت شبکه و حاکمیت داده مدیریت میشود. مقررات جدیدتر چین نیز مسئولیت مشخصی برای پردازشکنندگان داده در زمینه حفاظت فنی، کنترل دسترسی، رمزگذاری، گزارش رخدادهای امنیتی و حفاظت از اطلاعات حساس تعیین کرده است. «مقررات مدیریت امنیت دادههای شبکه» از ژانویه ۲۰۲۵ اجرایی شده و دامنه مشخصی از الزامات را برای پردازش دادههای شبکهای تعیین کرده است.
اتحادیه اروپا از زاویه دیگری وارد این میدان شده است. GDPR به کاربران حق دسترسی، اصلاح، حذف، محدودکردن پردازش و انتقال دادههای شخصی را میدهد و شرکتها را به اصولی مانند شفافیت، محدودیت هدف، حداقلسازی داده و پاسخگویی ملزم میکند. این قواعد حتی در مواردی درباره شرکتهای خارج از اتحادیه نیز اعمال میشود؛ مشروط بر اینکه خدمات یا نظارت آنها متوجه افراد داخل اتحادیه باشد.
در واقع، اتحادیه اروپا تلاش کرده است قدرت خود را از طریق اندازه بازار و قدرت قانونگذاری به شرکتهای فناوری تحمیل کند. یک شرکت خارجی برای دسترسی به کاربران اروپایی باید قواعد اروپایی را بپذیرد؛ بنابراین «بازار» در مدل اروپایی خود به یک ابزار تنظیمگری تبدیل شده است.
چین شرکت ساخت، اروپا شرکتها را وادار به تغییر کرد
تفاوت در نتیجه سیاستها نیز قابل توجه است. چین در حوزه پلتفرمداری، صاحب شرکتهایی شده که از بازار داخلی عبور کرده و برخی از آنها به بازار جهانی راه یافتهاند. تیکتاک نمونهای از این روند است که محصول یک شرکت چینی است و توانسته در خارج از مرزهای چین نیز به یکی از مهمترین سکوهای ویدئوی کوتاه تبدیل شود.
اروپا در مقابل، قدرت خود را بیشتر در جای دیگری نشان داده است. قانونگذاری اتحادیه موجب شده شرکتهایی مانند اپل و متا برای فعالیت در بازار اروپا با الزامات جدیدی مواجه شوند. کمیسیون اروپا در سال ۲۰۲۵ اپل را ۵۰۰ میلیون یورو و متا را ۲۰۰ میلیون یورو تحت قانون بازارهای دیجیتال جریمه کرد.
DSA نیز فقط به تعیین مقررات اکتفا نکرده و سازوکار نظارت و اجرای فرامرزی ایجاد کرده است. کمیسیون مسئول نظارت بر پلتفرمهای بسیار بزرگ است و نهادهای ملی نیز بر سایر خدمات دیجیتال نظارت میکنند. این ساختار باعث شده اتحادیه بتواند بخشی از قدرت خود را از طریق مقررات مشترک در سراسر بازار واحد اعمال کند.
همین تفاوت، بحث حاکمیت دیجیتال اروپا را به موضوعی فراتر از حفاظت از کاربران تبدیل کرده است. منتقدان اروپایی بارها گفتهاند که اگر قاره سبز صرفاً قواعد بازی را بنویسد، اما بازیگران بزرگ فناوری را در داخل خود نسازد، بخشی از قدرت اقتصادی و فناورانه همچنان در اختیار شرکتهای آمریکایی و چینی باقی خواهد ماند.
چین از کاربر داخلی تا بازار جهانی پیش رفت
تجربه چین نشان میدهد شکلگیری بازار داخلی بزرگ، سیاست صنعتی، حمایت از شرکتهای فناوری و تنظیمگری متمرکز میتواند به ایجاد پلتفرمهایی منجر شود که ابتدا نیاز کاربران داخلی را پاسخ میدهند و سپس ظرفیت حضور در بازار جهانی پیدا میکنند.
اتحادیه اروپا در مقابل، نشان داده است که حتی بدون داشتن یک پلتفرم اجتماعی فراگیر نیز میتوان بر نحوه فعالیت شرکتهای بزرگ فناوری اثر گذاشت. DSA، DMA و GDPR نمونههایی از تلاش برای تبدیل قدرت اقتصادی بازار اروپا به قدرت تنظیمگری هستند؛ رویکردی که حقوق دادهای کاربران، شفافیت پلتفرمها، رقابت و مسئولیتپذیری شرکتها را در مرکز قرار داده است.
در نهایت، اختلاف چین و اتحادیه اروپا فقط به داشتن یا نداشتن یک شبکه اجتماعی بومی خلاصه نمیشود. چین بخش مهمی از حاکمیت دیجیتال خود را با ساختن پلتفرم، توسعه فناوری و کنترل مستقیمتر فضای آنلاین دنبال کرده است؛ اتحادیه اروپا در سوی دیگر تلاش کرده با قانون، قدرت پلتفرمهای موجود را محدود و رفتار آنها را با قواعد اروپایی هماهنگ کند.
به همین دلیل، ویچت و دویین در چین فقط خدمات دیجیتال نیستند و بخشی از زیرساخت اقتصادی و اجتماعی این کشور شدهاند؛ در اروپا نیز DSA و GDPR صرفاً مقررات فنی نیستند و به ابزارهایی برای اعمال حاکمیت بر داده، محتوا و بازار دیجیتال تبدیل شدهاند. تفاوت اصلی در همین نقطه شکل میگیرد: چین بخشی از قدرت فضای مجازی را با ساختن سکو به دست آورده و اروپا بخش مهمی از قدرت خود را با تعیین قواعد فعالیت سکوها اعمال میکند.
انتهای پیام/