شناسهٔ خبر: 79831972 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

واشنگتن به دنبال تفاهم نامه با حوثی ها؟

تحلیلگران معتقدند تنگه باب المندب به بخشی از یک معادله منطقه‌ای تبدیل شده است که آن را به منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه پیوند می‌دهد.

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

با توجه به تحولات نظامی اخیر در یمن، باب المندب دیگر صرفا یک گذرگاه دریایی تحت تأثیر جنگ زمینی نیست، بلکه طبق ارزیابی منتشر شده توسط مرکز مطالعات استراتژیک المخا با عنوان «از پیوند دو تنگه تا تفاهمات مسقط: تحولات در موضع آمریکا در مورد امنیت دریای سرخ و پیامدهای آن بر یمن و منطقه»، به بخشی از یک معادله منطقه‌ای تبدیل شده است که آن را به تنگه هرمز، درگیری با ایران، امنیت عربستان و منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه پیوند می‌دهد.

طبق گزارش شبکه الجزیره، این ارزیابی، تماس‌های اخیر آمریکا با انصارالله یمن در مسقط را نشانه‌ای از تغییر رویکرد واشنگتن در قبال تهدید دریایی می‌داند: از تلاش برای بازدارندگی با نیروی نظامی به مهار آن از طریق تفاهم‌های محدودی که از منافع خاص محافظت می‌کند.

این ارزیابی ناشی از تغییر قابل توجه میدانی در امتداد ساحل یمن است. پیشروی انصارالله یمن در دریای سرخ از جمله تصرف شهر المخا و بندر آن در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ و به دنبال آن ورود آنها به جزیره میون و کنترل آنها بر جزایر حنیش و زقر در روز بعد با تنش‌های مداوم در اطراف تنگه هرمز همزمان شد. بنابراین، در این ارزیابی پیشروی انصارالله یمن دیگر صرفا گسترش کنترل آنها در یمن نیست، بلکه ارزش استراتژیکی پیدا کرده است که مستقیما با امنیت یکی از مهمترین گذرگاه‌های دریایی بین‌المللی مرتبط است.

این ارزیابی وضعیت جدید را «اتصال دو تنگه» می‌نامد به این معنی که هرمز و باب ‌المندب از دو منطقه فشار جداگانه به دو برگ برنده به هم پیوسته در یک معادله منطقه‌ای واحد تبدیل شده‌اند؛ فشار بر یکی از این دو گذرگاه، ارزش استراتژیک دیگری را افزایش می‌دهد و تحرکات در دریای سرخ را به طور بالقوه به درگیری گسترده‌تر در خلیج فارس مرتبط می‌کند.

از دل این معادله، تفاهمات مسقط بیرون آمد.

انصارالله در حال پیشروی و آمریکایی‌ها در حال باز کردن کانال ارتباطی

طبق گزارش رویترز در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶، مقامات آمریکایی آخر هفته در سفارت آمریکا در مسقط با نمایندگان انصارالله یمن دیدار کردند؛ در جلسه‌ای اعلام نشده که عمان در فراهم کردن آن کمک کرد. نمایندگان انصارالله در مسقط محمد عبدالسلام و عبدالمالک العجری هستند.

این جلسه تنها چند روز پس از پیشروی انصارالله یمن در ساحل غربی و کنترل بر المخا و میون برگزار شد. به گفته منابع ذکر شده در این ارزیابی، انصارالله یمن به طرف آمریکایی اطلاع داد که قصد هدف قرار دادن کشتی‌های آمریکایی را ندارند و به توافق آتش‌بس منعقد شده بین دو طرف در ماه مه ۲۰۱۵ و همچنین عدم هدف قرار دادن کشتی‌های اسرائیلی و تجاری به استثنای کشتی‌های سعودی پایبند هستند.

وزارت امور خارجه ایالات متحده این جلسه را تأیید نکرد و سخنگوی آن صرفا گفت که حفاظت از آزادی کشتیرانی در دریای سرخ از منافع آمریکا است. در حالی که این ارزیابی به نقل از دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا ادعا می‌کند که انصارالله یمن با دولت وی تماس گرفته و از ایالات متحده خواسته‌اند که از جنگ یمن خارج شود.

بر اساس این ارزیابی، اهمیت این تماس‌ها ناشی از تناقض پیرامون آنهاست. ایالات متحده از مارس ۲۰۲۵ انصارالله را یک «سازمان تروریستی» خارجی اعلام کرده و نزدیک به دو ماه پیش از توافق آتش‌بس در ماه مه همان سال علیه آن عملیات نظامی انجام داده است. علاوه بر این، خود محمد عبدالسلام نیز مشمول تحریم‌های ایالات متحده است. با این وجود، واشنگتن زمانی که منافع خود را در خطر دید کانال ارتباطی با این جنبش را باز کرد.

در اینجا، این ارزیابی سوالی را مطرح می‌کند که بخش بزرگی از تحلیل بر آن استوار است: آیا ایالات متحده در دریای سرخ از منطق قدرت و بازدارندگی به منطق تفاهمات محدود در حال حرکت است؟

چرا واشنگتن به دنبال تفاهم با انصارالله است؟

ارزیابی وضعیت و رفتار آمریکا به سه نکته مرتبط با هم نسبت داده می‌شود.

اول، دور کردن منافع مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی از خطرات است زیرا واشنگتن در درجه اول نگران این است که کشتی‌های آمریکایی و اسرائیلی مورد حمله انصارالله قرار گیرند.

دوم، مهار تشدید تنش با کمترین هزینه نظامی ممکن است زیرا بازگشت به یک عملیات نظامی گسترده آمریکا علیه انصارالله یمن می‌تواند جبهه دیگری را باز کند و به جای پایان دادن به تهدید منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی آن را افزایش دهد.

سومین نکته تلاش برای جداسازی منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی از بقیه عرصه‌های درگیری منطقه‌ای است؛ یعنی محافظت از آنچه واشنگتن منافع مستقیم خود می‌داند بدون اینکه مجبور باشد در کل درگیری یمن و منطقه درگیر شود.

از این رو تناقضی که ارزیابی در عنوان یکی از بخش‌های خود قرار می‌دهد، آشکار می‌شود: یک دشمن که آن را تروریست می‌دانند، به طرف مذاکره تبدیل می‌شود.

شکنندگی این تفاهم همچنان مشهود است چراکه به طور گسترده اعتقاد بر این است که این توافق علنی نشده و فاقد ضمانت‌های نهادی روشن است. بنابراین، آزمون واقعی صرفا برگزاری جلسه در مسقط نخواهد بود، بلکه توانایی هر دو طرف در حفظ این تفاهم در صورت تغییر شرایط منطقه‌ای یا تضاد منافع دوباره آنها است.

از آزادی کشتیرانی تا امنیت گزینشی

سپس ارزیابی وضعیت به نتیجه‌گیری گسترده‌تری می‌رسد که بیشتر به آینده خود دریای سرخ مرتبط است.

اگر این تفاهمات بتوانند از کشتی‌های آمریکایی و اسرائیلی در برابر حملات محافظت کنند، در حالی که کشتی‌های سعودی همچنان در برابر تهدیدات آسیب‌پذیر هستند، پس آنچه اتفاق می‌افتد، طبق ارزیابی، نشان‌دهنده‌ احیای امنیت دریایی بین‌المللی به معنای جمعی آن نیست، بلکه گذار به چیزی است که امنیت گزینشی نامیده می‌شود.

در این مدل، کشتی‌ها به دلیل اینکه در یک گذرگاه بین‌المللی حرکت می‌کنند که قرار است تابع قوانین یکسان باشد، از حمایت برخوردار نیستند، بلکه درجه امنیت آنها بسته به هویت و تفاهمات سیاسی مرتبط با آنها متفاوت است.

این ارزیابی نشان می‌دهد که ادامه این وضعیت می‌تواند به ظهور یک سیستم دریایی پراکنده و ناپایدار در دریای سرخ منجر شود که در آن به جای یک سیستم واحد برای حفاظت از کشتیرانی چندین ترتیبات امنیتی همزمان وجود دارند.

این پیامدها محدود به سیاست و امنیت نیستند. این ارزیابی به هشدارهای سازمان ملل اشاره می‌کند مبنی بر اینکه تحولات پیرامون باب المندب در زمانی که تنگه هرمز نیز بی‌ثبات است، خطرات جدیدی را به بازارهای انرژی و حمل و نقل اضافه می‌کند. همچنین به گزارش هانس گروندبرگ، فرستاده ویژه سازمان ملل به یمن در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶ در شورای امنیت در مورد تشدید نبرد در چندین جبهه، به ویژه ساحل غربی و درخواست وی از انصارالله یمن برای توقف حملات در داخل یمن، در سراسر مرز عربستان و علیه کشتی‌های تجاری اشاره می‌کند. علاوه بر این، به افزایش قیمت نفت خام برنت به حدود ۱۰۵ دلار در هر بشکه پس از کنترل بر المخا و جزایر دریای سرخ اشاره می‌کند.

بنابراین اتصال دو تنگه یک بعد اقتصادی نیز دارد: اختلال در هرمز از اختلال در باب المندب جدا نیست و فشار بر هر دو گذرگاه با هم در انرژی، حمل و نقل و زنجیره‌های تأمین منعکس می‌شود.

شاید دریا آرام شود اما جنگ در یمن ادامه خواهد یافت

در خصوص یمن، ارزیابی وضعیت به وضوح بین مدیریت تهدید دریایی و حل و فصل مناقشه یمن تمایز قائل می‌شود.

اگر تفاهمات آمریکا با انصارالله یمن ادامه یابد می‌تواند تهدید علیه منافع دریایی آمریکا و رژیم صهیونیستی را پایان دهد یا کاهش دهد اما به معنای پایان جنگ یمن نیست.

توقف هدف قرار دادن یک کشتی، مناقشه بر سر قدرت، نهادها، منابع، شکل دولت، ترتیبات امنیتی و حاکمیت ملی را حل نمی‌کند. یکی از خطرات این رویکرد، جدا کردن امنیت دریای سرخ از خود مسئله یمن است به طوری که پرونده دریایی به یک اولویت بین‌المللی مستقل تبدیل شود، در حالی که جنگ زمینی همچنان حل نشده باقی بماند.

در این صورت ممکن است وضعیتی پیش بیاید که در آن قدرت‌های بین‌المللی مایل به تعامل با انصارالله یمن در مورد مسائلی شوند که مستقیما بر منافع آنها تأثیر می‌گذارد، در حالی که روند سیاسی یمن همچنان متوقف مانده است.

پیش‌بینی می‌شود که این امر ممکن است به عامل دیگری در طولانی شدن درگیری مسلحانه به جای پایان دادن به آن تبدیل شود.

تناقض اینجا در منطق ارزیابی واضح است: می‌توان در مورد کشتی‌ها به تفاهم رسید بدون اینکه در مورد یمن به تفاهم رسید. جامعه بین‌المللی می‌تواند خطری را که از جنگ با آن مواجه است، مدیریت کند بدون اینکه این به معنای پرداختن به جنگی باشد که این خطر را ایجاد کرده است.

سه مسیر از مسقط

ارزیابی وضعیت، سه سناریو برای آینده تفاهمات ارائه می‌دهد.

در سناریوی اول، کانال ارتباطی ایالات متحده و انصارالله یمن ادامه می‌یابد و تفاهمات به عدم هدف قرار دادن کشتی‌های آمریکایی و اسرائیلی محدود می‌شود، در حالی که فشار انصارالله یمن بر عربستان و دولت دست‌نشانده عدن ادامه می‌یابد.

در این سناریو، انتظار می‌رود واشنگتن از رویارویی مستقیم به مدیریت ریسک گزینشی روی آورد و بدون دخالت مستقیم در درگیری از منافع اصلی خود محافظت کند. با این حال، دریای سرخ همچنان شکننده خواهد ماند زیرا ریشه‌های درگیری همچنان پابرجاست.

سناریوی دوم این است که تفاهمات مسقط به ترتیبات گسترده‌تری در رابطه با آزادی کشتیرانی و توقف هدف قرار دادن کشتی‌های تجاری گسترش یابد و ممکن است به مسائل مربوط به سواحل یمن و جزایر دریای سرخ و خلیج عدن نیز گسترش یابد.

در اینجا، طبق برآوردها، مسقط می‌تواند به کانالی برای گشودن تفاهمی گسترده‌تر تبدیل شود اما موفقیت آن همچنان منوط به امکان تفکیک مسئله دریایی از پیچیدگی‌های درگیری‌های یمن و منطقه‌ای است.

سناریوی سوم شامل فروپاشی تفاهمات و بازگشت به تشدید تنش است. این اتفاق می‌تواند در صورت تغییر توازن قدرت منطقه‌ای، گسترش حملات انصارالله یمن، حمله به کشتی‌ها یا منافع ایالات متحده یا استفاده فزاینده از تنگه باب ‌المندب در معادله فشار مرتبط با هرمز رخ دهد.

در این صورت واشنگتن ممکن است به بازدارندگی نظامی روی آورد، در حالی که یک رویارویی گسترده‌تر منجر به نظامی‌سازی بیشتر دریای سرخ و افزایش خطرات برای تجارت و انرژی خواهد شد.

باب المندب دیگر مسئله یمن نیست

این ارزیابی نتیجه می‌گیرد که تفاهمات مسقط نشان ‌دهنده تغییر در نحوه مدیریت خطرات در دریای سرخ توسط ایالات متحده است. پیشروی انصارالله یمن و تغییر باب المندب به قلب تنش‌های منطقه‌ای، کنترل سواحل و جزایر یمن را به منبع فشار بر امنیت دریایی، انرژی و تجارت بین‌المللی تبدیل کرده است.

دقیقا در همین مسئله اتصال دو تنگه معنای خود را پیدا می‌کند؛ همزمانی بین اختلال در تنگه هرمز و افزایش خطر در باب‌المندب، یمن را به بخشی از یک شبکه منطقه‌ای به هم پیوسته از فشارها، منافع و مذاکرات تبدیل کرده است.

پیامدهای این امر فراتر از واشنگتن و انصارالله یمن است. عربستان و دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ممکن است به سمت تنوع‌ بخشی بیشتر به گزینه‌ها و مشارکت‌های امنیتی خود حرکت کنند، در حالی که باب المندب ارتباط نزدیک‌تری با امنیت و تجارت انرژی جهانی پیدا می‌کند و دیگر صرفا مسئله‌ای یمنی، سعودی یا آمریکایی نیست.

در مورد یمن، این ارزیابی آن را در معرض تحولی عمیق‌تر قرار می‌دهد: جغرافیا دیگر صرفا صحنه‌ درگیری نیست، بلکه به ابزاری برای نفوذ و مذاکره تبدیل شده است. سواحل، جزایر و تنگه‌ها به کنترل اراضی ارزشی می‌دهند که فراتر از مرزهای یمن است و بر معادلات کشتیرانی، انرژی و درگیری‌های منطقه‌ای تأثیر می‌گذارد.

بنابراین ارزیابی به این نتیجه می‌رسد که امنیت دریای سرخ را نمی‌توان جدا از جنگ یمن مدیریت کرد زیرا هر تفاهمی که در خنثی‌سازی موقت یک تهدید دریایی موفق باشد، ممکن است هزینه تشدید تنش را برای برخی از طرفین کاهش دهد اما به منابع درگیری که در اصل آن تهدید را ایجاد کرده‌اند، نمی‌پردازد.

با این برداشت، اهمیت تفاهمات مسقط در معادله‌ای است که آشکار می‌کند: باب المندب به هرمز متصل شده است، کنترل بر جغرافیای یمن به یک ابزار چانه‌زنی در مذاکرات منطقه‌ای تبدیل شده است و واشنگتن به دنبال محافظت از منافع خود با کمترین هزینه ممکن است، در حالی که این سوال همچنان بی‌پاسخ است که آیا خنثی کردن خطر برای برخی کشتی‌ها منجر به امنیت دریای سرخ خواهد شد.

منبع: ايسنا

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.