شناسهٔ خبر: 79831529 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

انقلاب اسلامی و اهمیت شبیری بودن

تشییع و تدفین آیت‌الله‌العظمی سیدموسی شبیری زنجانی، عالم ربانی، متتبع مثال‌زدنی، مدافع دانایی و امر اهل‌البیت (ع)، نجل آیت‌الله سیداحمد شبیری زنجانی، به معنای پایان اثر زنده زندگی پربرکت‌شان در دنیا نیست. تشییع و تدفین آیت‌الله‌العظمی سیدموسی شبیری زنجانی، عالم ربانی، متتبع مثال‌زدنی، مدافع دانایی و امر اهل‌البیت (ع)، نجل آیت‌الله سیداحمد شبیری زنجانی، به معنا...

صاحب‌خبر -

 اهمیت او از زوایای مختلف کارا و قابل گفت‌وگوست و ازجمله، سخن رها از اهوای نفس، قدرت دفاع از براهین خالی از اهوای نفس خود، عقل‌گرایی استوار و توجه به دقایق علمی و روش اجتهادی در دانش رجال و توان دفاع از رأی مستقل خود، آزاد اندیشی و شجاعت در آنچه با تتبع و براهین به آن دست یافته بود و دوری از محاسبات دنیوی در بیان آرای علمی‌اش، آن چیزی است که انقلاب اسلامی به آن برای تربیت فقهای بزرگ و مجتهدان ربانی و دین پرور و اصیل و مستقل و مورع به آن به‌شدت نیازمند است. 

عده‌ای به سبب نگرش منجمد و سطحی، ایشان را فقهی زاویه‌دار با انقلاب اسلامی معرفی می‌کنند، چنین نیست و خواهم گفت چرا. عده‌ای به سبب تتبع‌شان درباره سنت نبوی و ائمه اطهار (ع) درباره اذان و عدم ذکر نام مولای متقیان علی (ع) در مظان اتهام قرار داده و نوعی مماشات با سنت معرفی کردند، چنین نبود و مقام شأن فراتر از آن است که در تولی و تبری ایشان شک کنند. عده‌ای علاقه‌مند بودند ایشان را با نگاه سخیف اصلاح‌طلبی غرب‌گرا همنوا معرفی نمایند. این داوری را هم باید حاصل و به سبب جهل دانست. هریک از این نگاه‌های اشتباه با براهین و ادله روشن مردود است. برعکس او الگویی وحجتی باکفایت علیه آن روحانی و روحانیت زاویه‌دار است که حریص به قدرت است و به قیمت تحریف قرآن و روایات و نهج‌البلاغه و استفاده ابزاری از دین ضد اداره اسلامی و عالی جمهوری اسلامی تحت رهبری دو ولی‌فقیه ضداستکبار و به سود سازش با ظلم مبلغ ذلت اسلام و ایران شده است. ویژگی آیت‌الله شبیری دقت بی‌اندازه و تتبع برای فهم درست مسائل دین بوده است نه لاقیدی تحریف‌آلود و مخرب به نفع مدیریت نادادگرانه و بردگی و سلطه‌پذیری. وقتی ایشان از مدیریت عالی امام شهید انقلاب اسلامی سخن می‌گویند، در همین کلام دادگری در داوری، رهایی از اهوا، تمایز با بندگان شیطان بزرگ، مرزبندی با غرب‌گرایان نهفته است. اما چرا انقلاب اسلامی در حد نیاز مبرم و حیاتی به وجود عالمانی مفید، چون آقای شبیری در یاری به تربیت عقلایی و ربانی عالمان و کمک به ولی فقیه نیارمند است؟ ویژگی این عالم ربانی چه بود؟ ۱. آزاداندیشی، ذائقه عقلائی، توسعه پژوهشگری. آزاداندیشی در کلاس آقای شبیری، هرگز به معنای لاقیدی و سخن ذوقی بدون مرجع و دلبخواه نبود. رهایی از انجماد و سیطره عوام‌زدگی بود. داشتن قدرت تدبر و تفکر رها از حجاب‌های نفسانی و علمی و اجتماعی و محافظه‌کاری و خودسانسوری و ترس‌های شرک‌آلود و مقلدانه برای یک فقیه بزرگ ضروری است. ۲. انواع عالمان ربانی، اهل ریاضت، متمرکز به مراتب عالی تزکیه، فقهای توانا در مدیریت دشوار امت در راه عبودیت و اصلاح اجتماعی و رهبری جهانی اسلام، عالمان متتبع، مراجع عقل‌گرا و اساتید حوزوی دلبسته به فقاهت، هریک در زمینه استعداد خود یک عمر تلاش و کار می‌خواهد. حق نداریم عالمان ربانی را به سبب تفکرات مبتنی به مبانی صحیح و رأی علمی و استنباط متفاوت تکفیر کنیم ـ وجود آیت‌الله شبیری از بابت آن‌که به ما اطمینان می‌داد تفاوت آرای‌شان حاصل امور نفسانی نبود برکتی بود تا مومنان فرق عالم ربانی و عالم نمایانی که استفاده ابزاری از دین می‌کنند را تشخیص دهند. ۳. ایشان خود نافی تفسیر به رأی و استفاده ابزاری از قرآن و روایات و دقت علمی بود. از همین رو وجود مفید ولو در مقام یک منتقد به‌شمار می‌آمد تا فقه به جای یک مشی بروکراتیک و دستوری رسمی و حکومتی، دانشی معقول و منقول با روح آزاد از غل و زنجیر اغراض قدرت وظایفش را به‌درستی تعریف کند که البته در جامعه‌ای با حکومت دینی مهم‌ترین تکلیفش روشن‌کردن احکام حکمرانی در عرصه‌های زندگی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و ... است و کمک به ولی فقیه تا به‌طور تخصصی به همه پرسش‌های ضروری نظام پاسخ فقیهانه بدهد؛ و راه مدیریت مشروع عالی را در سیاست‌های داخلی و بین‌المللی در جنگ و صلح وضوح بخشد و به یاری ولی‌فقیه همچون چراغی روشنی بخش بشتابد.
 
نه تنها علمای اهل تفحص و تتبع وسیع بلکه خوانندگان عادی آثار ایشان، براحتی متوجه روحیه پژوهنده و مدقق ایشان می‌شوند. در مجموعه «جرعه‌ای از دریا» از اولین مقاله ایشان تا آخرین اثر شان گواه این کوبش مطلب در کوره تحقیق و دقت نظر هستیم. در «مؤلف تبصره العوام» این وجه از متن همآن‌قدر برجسته است که درقاموس الرجال و.
یا لزوم ارزیابی سندی احادیث کافی، یا حاشیه بر احوال و اثار محقق حلی و تصحیح‌ها و تحشیه‌های فارسی و تعلیقه‌ها و حاشیه‌های عربی که علمای مبرز دقیق‌تر این ویژگی را در اثاری، چون التعلیقه علی «کتاب الرجال» لاحمد بن أبی عبدالله البرقی یا التعلیقه علی مقدمه «اصباح الشیعه بمصباح الشریعه» و. نمونه‌ای عرض می‌کنم: در «مولف تبصره العوام» پس از اطلاعات فراوان در باره سید مرتضی رازی از علمای معروف امامیه و از معاصرین غزالی که مولف تبصره العوام تصور می‌شد اثبات می‌کند که او مولف کتاب نیست. این اثرمرحوم آیت الله العظمی شبیری در ۶۵ سال پیش نوشته شد. بعد‌ها با نشر برخی فهارس و نسخ خطی معلوم شد مؤلف آن اثر سید مرتضی رازی نیست بلکه ابو عبدالله محمد رازی ابن حسین رازی است و حدس صائب مؤلف ارجمند حضرت شبیری قطعی و مسلم شد. باید گفت متن جناب شبیری رضوان الله علیه که می‌کوشد بطلان نظر مشهور و نظرات دیگر را اثبات کند، چون قالی ریزبافت گرانبهای زربفت ابریشمین است که در جیب جا می‌شود و وقتی می‌گستری، تمام صحن تفکر خواننده دقیق را از دقت و زیبایی بافته دانشمند رجالی متخیر می‌سازد. او، چون حفاری با منقاشی ظریف سنگلاخ سخت را می‌شکافد و با ذهنی ریاضی و استقرایی و تیزبین وارد بحث و فحص می‌شود و به کشف حقیقت مولف نبودن سید مرتضی رازی نائل می‌شود. رساله از اینجا آغاز کند: «در تمام کتاب در هیچ مورد تصریحی به زمان تألیف نشده» مرحوم شبیری با تتبع وسیع در خود متن و متون معتبر دیگر زمان تقریبی تألیف را به دست آورد. سپس می‌نویسد: درص ۱۸۳ گوید: «بعد از آن ملوک مصر منقطع شد و اتباع صباح تا زمان ما هنوز باقی‌اند» در مقدمه طبع کتاب، بعد از نقل این مطلب، این عبارت آمده: «قلع ریشه اسماعیلیه در مشرق زمین چنان که می‌دانیم در تاربخ ۶۵۳_۶۵۴ به دست هولاکو صورت گرفت. بنا بر این کتاب تبصره العوام قبل از برافتادن جانشینان حسن صباح یعنی قبل از سنه ۶۵۳ تالیف شده است.» ولی ابن استدلال درست نیست؛ زیرا ملاحده اسماعیلیه مدت‌ها بعد از هولاکو در ایران و شام بودند و صاحب مقدمه مزبور خود در تاریخ مفصل ایران (ص۱۷۷) بعد از نقل قصه حمله هولاکو می‌گوید: «ولی با تمام این احوال باز فدائیان اسماعیلی تا مدت‌ها بعد در نقاط مختلفه ایران و شام بودند و در عهد ابقای پسر هولاکو و جانشینان دیگر او باز چند بار برای بقیه السیف ایشان لشکر کشی شد عاقبت مغول یکی لز قلاع مستحکم ایشان را در شام به تصرف اوردند و ممالیک مصر در ۶۷۱ آشیانه‌های مهم ایشان را در حدود شام و لبنان خراب کردند و فتنه ملاحده خاموش شد» پس عبارتی که از تبصره العوام نقل شد، دلیلی بر تالیف کتاب قبل از سنه ی۶۵۳ نخواهد بود. مرحوم شبیری با سوزن تفحص از این سرنخ شروع می‌کند و با اطلاعات تاریخی وسیع و ذهنی وقاد و قادر به کشف ارتباطات ضمنی بسیار وقایع با جملات متن و اشارات تبصره پیش میرود و به اجتهاد و علم ظنی مولف کتاب نبودن سید مرتضی می‌رسد که سپس قطعا اثبات شد حق با اوست؛ و ذکر چگونگی خشت به خشت این بنا و طریق مختوم به حقیقت در اینجا مقدور نیست. شاید این پرسش در ذهن خواننده جوان شکل بگیرد که اینهمه زحمت برای کشف حقیقتی بی اهمیت چه فایده دارد. جواب در عمل دقیق و تلاش کندن یک قبر بسیار دقیق و سر راست و با اندازه‌های بس بی نقص بوسیله رسول اکرم ص و پاسخ ایشان نهفته است. کیستی مولف یک کتاب که میراث یک فرهنگ بزذگ است که جای خود دارد. این اسلوب تتبع خبر از نظام ذهنی می‌دهد که برای او مجهول زدایی، جهل زدایی اهمیت حیاتی دارد. حاضر نیست علم و دین را با تادانستگی و وهم و نادانی بیامیزد و از سلامت و حقیقت و معرفت درست در مذهب دفاع میکند. چنین ویژگی از ضروری‌ترین خصال تربیت فقیه و مجتهد اسلامی است. به‌ویژه امروز که نمونه‌های خطرناک تفسیر رأی و تحریف قران و نهج الباغه بنا به امیال و اهداف حزبی و دولتی و سیاسی گریبانگیر جامعه ما شده و بی مهابا کسانی، چون اقای روحانی قران را برای اهداف قدرت طلبانه خود تخریف می‌کنند و درست ضد این تتبع دقیق و مسئولانه عالمانه و ربانی عمل می‌نمایند. مثالی بر خصوص این روش معکوس می‌زنم تا اهمیت علم ربانی و تتبع دقیق و حس مسئولیت در برابر کلام قران و عترت و برعکس مضار بی قیدی معنا پرداختی را نشان دهم:
کاربر ایتا:نمونه سخن فاقد تتبع، استفاده ابزاری از قران و بی مسئولیتی حتی در خصوص کلام خدا و عدم دقت، سخنان اقای روحانی و رئیس جمهور در باره صلح، رفراندوم در باره رضایت به عمل به انر واجب و مشورت در قرآن است. آقای روحانی مثالی در باره مشورت مستحب پیانبر اعظم ص را بیان نی کند و ان را دال بر ضرورت مشورت در امر واحب می‌گیرد و بدون دقت و تتبع علنی تحریف کلام الله را در خدمت حقانیت یک موضع خائنانه حزبی نشرمی دهد. چرا سر مردم کلاه می‌گذارید؟ اما نکته مهم، ان است و کجای در اسلام و در فطرت رفراندوم امر شد؟ برای دفاع از نوامیس تا مردم جان در تن دارند و ماهوا، فطرتا، شرعا، قانونا، عقلا مکلف به دفاع از ناموس و وطن خود در برابر تجاوز اجنبیند، کجا آنان را جمع می‌کنند که بپرسند موافقید از ناموس تان دفاع کنید یا نه؟ وثالثا مگر اهداف ملی و برنامه‌ها برای ما روشن نیست چرا دروغ می‌گویید؟ هر دشمنی که ما حمله می‌کند، جبار و قلدر است، مگر در جنگ مشخص است چند سال درگیری طول می‌کشد. دارید، این پالس‌ها را خطاب به کدام مخاطب خارجی صادرمی فرمائید؟ مسیر تضعیف ولایت فقیه یک جرم محرز است و آشفته نمایی دروغین، چه نقشی دارد ایفا می‌کند. در جنگ بالاخره ملتی مظلوم، آن که تاب آورتر است و رهبران وفادار و شجاع دارد پیروز میشود. مگر ویتنام اول آمد رفراندوم کرد و ده‌ها سال با فرانسه و آمریکا جنگید. بین ۱۸۵۸ تا۱۸۸۵ ویتنام در گیر جنگ استعماری با فرانسه بود و فرانسه ویتنام را مستعمره کرد. فرانسه در سال ۱۹۵۴در نبرد دین بین فو از ویتنام شکست خورد. همزمان طبق توطئه‌ای آمریکا جانشین فرانسه شد وویتنام تا ۱۹۷۵با آمریکاجنگید، مگر ویتنام و هیچ کشور مورد تجاوز برای جنگ با متجاوز همه پرسی کردند؟ این حرف‌ها را روحانی دارد برای دو مخاطب می‌زند دشمنان خارجی جمهوری اسلامی و در رأس شان آمریکا جهت خودشیرینی و رقابت با رضا پهلوی مشنگ، و برای جلب آرای نیرو‌های دشمن دین و ایران و برادر زاده‌های عمو ترامپ و تجزیه طلبان و منافقین وکمونیست‌های آمریکایی و اصلاح طلبان شیطان پرست و اراذل و ضمنا افراد جاهل و فریب خورده و تاب از دست داده که تحت فشار دولت سابق او و دولت لاحق کنونی جان به سر شدند و حال ناراضیند؛ و این کار، کار ناشرافتمندانه‌ای است شبیه همان صلح رذیلانه. سخن بر سر آن زحمت علمی پ ربانی و روش تتبع آیت الله العظمی شبیری است و صدور غیر مسئوولانه صدور معنا‌های از سر هوا از سوی‌ی ثی روحانیو تضاد این دو روش. در تفسیر کلامی از قرآن به عیان این اختلاف راه بی غرض ومرض تحقیق و استفاده ابزاری از قرآن هویداست: وشاورهم فی الامر 
تحریف بسیار فجیع عقلی و دینی در میان تسلیم طلبان در مورد بحث مشورت در اسلام نمونه گویایی است از عمل عالم مورع حستجوگر حقیقت با روحانی دچار فرصت طلبی ضد علمی: دکتر روحانی درمورد مشورت و آیه مشورت در امور از سیره رسول الله صلوات الله علیه و اله و مصداق جنگ بدر و پیشنهاد برافراشتن خیمه‌ها در جایگاه دیگر غیر از جای مورد نظر رسول خدا صحبت میکندو پذیرش این پیشنهاد؛ و نیز مورد دیگر جنگ خندق را مثال می‌آورد: «در جنگ خندق وقتی عده‌ای آمدند مشاوره دادند بخشی از خرمای مدینه را بدهیم تا آنان از کفار جداشوند، پیامبر سران اوس و خزرج را خواست و با آنها مشورت کرد، گفتند یا رسول الله این دستور خداست یا نظر شماست، اگر دستور خداست ما اطاعت کنیم، بخشی از خرمای مدینه را می‌دهیم، اما اگر دستور خدانیست ما مخالفیم و نظرشان را گفتندوپیغمبر نظر آنها را قبول کرد» ایشان از این دو نمونه سود می‌جوید تا اثبات کند مشورت در همه چیز فرض است؛ و بهره معینش، جنگ و صلح است. نحوه استفاده از آیه‌ی «وشاورهم فی الامر» و دو مصداق مشورت، نمونه بارز استفاده ابزاری از قرآن وعترت است. مشورت بحث گسترده‌ای در قرآن دارد و فقها و مفسران دقیقا بحث فقه مشورت و شروط اسلام و احکام مشورت را روشنی بخشیده‌اند؛ و عجیب است که حسن روحانی در این مورد مردم را بیخبر نگاه داشته و گمراه می‌کند و به سود اغراض منحرف خود از این بیخبری سود می‌جوید. ا_امروز در جمهوری اسلامی اصلی‌ترین اشکال مشورت، متکی به ساختار هاست. ساختار‌های شورایی هزاران برابر کارامد‌تر ار مشورت‌های اتفاقی وپیسنهاد‌های پراکنده مردم و مشورت‌های فردی است. در ایران از تشخیص ولی فقیه حائز شرایط ضروری و لازم و کافی تا مشورت در باره انواع قوانین مدنی و جزایی و کیفری، تا اداره شهر‌ها و رؤسای قوا مبتنی بر مشورت تحقق می‌یابد و رهبری هم امر رهبری را بوسیله نهاد‌های مشورتی و نیز مشاوره‌های فردی با افراد صالح برای مشورت پیش می‌برد. پس مشورت بسبار فراتر از درک سطحی آقای روحانی درنظام جمهوری اسلامی با زعامت ولی فقیه اجرا می‌شود.
پیامبر هرکز در امور واجب و یا احکام اسلام مثل نماز واجب و جهاد واجب و کیفر واجب مشورت نمی‌کرد. حال مقایسه کنید تابع ایت الله شبیری را در باره انر جزئی مؤلف یک کتاب و آنهمه دقت و تتبع را با سخنان کیلویی سخنرانی آقای روحانی در باره حیات ایرانو جمهوری اسلامی و سرنوشت ایرانیان و آن همه کلاه گذاشت سر مردم در باره مشورت برای تسلیم به شیطان! مقایسه کنید تا ارزش و فرق یک عالم مدقق و یک فردی راکه حتی به ایات قرآن با بی مبالاتی و دلبخواهی برخورد می‌کند دریابیم.

برچسب‌ها: