نورنیوز-گروه سیاسی: چند روز پیش دبیر شعام گفت در روزهای آینده یک محدوده ممنوعه خارج از تنگه هرمز اعلام میشود اما این اقدام چه زمانی و در چه شرایطی میتواند مطلوبیت و کارآمدی داشته و به سود ایران باشد نه به زیان آن.
پیش از اینکه به اصل سخن وارد شوم باید بهعنوان مقدمه متذکر شوم که در جریان جنگها کسانی که زخم دیدهاند، عزیزی را از دست دادهاند و یا نخوت و تحقیر مداوم قدرت غدار خارجی را میبینند نسبت به کلمه صلح احساس ناخوشایندی دارند و میل به انتقام در آنها طبیعی است و گاه واکنش تند نسبت به صلحخواهی نشان میدهند. برای اینان معمولاً این نکته که جنگ نمیتواند، ابدی باشد و یا در جنگ باید به وضعیت موازنه قوا هم توجه کرد و اینکه ادامه جنگ میتواند همان زخمها و شهادتها و خسارتها را بیشتر و بیشتر کند به موضوعی حاشیهای تبدیل میشود. اما واقعیت این است که بالاخره باید جنگها در جایی پایان یابند و چه بهتر که وقتی در موضع اقتدار هستیم این امر رخ بدهد.
نکته دیگر فهم نادرستی است که از این کلمه وجود دارد؛ تصور میشود صلح، یعنی نرد عشق باختن با کسی است که تا دیروز دشمن خونی ما بود، حال آنکه صلح فقط برای نفی جنگ است، بهویژه که حکومتها اولین و فوریترین وظیفهشان تأمین امنیت جانی و رفاه شهروندان است. صلح کردن به معنی نادیده گرفتن ظلم دشمن نیست. چنانکه صلح پیامبر با مشرکان نیز به حکم قاعده «الصلح خیر» بود و به معنی نادیده گرفتن جنایات آنها در دوره قدرتشان نبود اما زندگی در صلح و حفظ امنیت و آسایش مردم برایش اولویت داشت.
امروزه نیز کشورهای زیادی هستند که رقابتشان کمتر از دشمنی نیست اما با هم نمیجنگند و نوع جنگشان متفاوت است. برای نمونه روسیه و چین با آمریکا. دولت آمریکا استراتژیاش را مقابله با قدرتیابی چین تعریف میکند بهگونهای که میتوان گفت حتی جنگ ایران و آمریکا نیز ریشه در همان استراتژی آمریکایی دارد و جنگ شرق و غرب است. اما رئیسجمهور آمریکا به چین سفر میکند و رئیسجمهور چین هم به دیدار رئیسجمهور آمریکا میرود. بنابراین صلح در اینجا بهمعنای نفی جنگ است. ادامه انسداد تنگه هرمز و محاصره اقتصادی ایران نه به سود ایران است، نه جهان و اجماع بینالمللی علیه ایران و تشدید نابودی اقتصاد ایران و مشقت مردم را افزونتر میکند.
از اینرو راه دستیابی به صلح را چنانکه برخی میپندارند، دشوار نمیدانم. چه بسا تاکنون در محافل تصمیمگیر تا حوزه عمومی، پیشنهادات راهگشایی مطرح بوده و شاید برخی از آنها شباهتی به ایده پیشنهادی این نوشتار داشته باشند اما در اینجا نکاتی برجستهتر باشد اما همه آنها رافع تکلیف ما در تلاش برای تقویت صلحگرایی نیست.
راه مقتدرانه برای صلح، این است که ایران اعلام کند همانطور که بسیاری از شخصیتهای سیاسی جهان گفتهاند، تنگه هرمز تا قبل از جنگ باز بود و عامل بسته شدن آن جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل است و تاوان همه خسارتهای این جنگ برعهده آنان است.
اکنون که ایران ثابت کرده که توان اعمال قدرت و کنترل تنگه هرمز را دارد، بهتر است رسماً لیستی از کشورها را اعلام کند که بدون هیچ مانعی میتوانند مانند قبل از جنگ، از تنگه هرمز تردد داشته باشند بهجز آمریکا و اسرائیل و دولتهای متخاصم دیگر که در جنگ از آمریکا و اسرائیل حمایت کردند و در اعمال تحریم و فشار اقتصادی علیه ملت ایران مشارکت داشتند و هر کشتی تجاری که با پرچم دولتهای متخاصم، بخواهد عبور کند از آن ممانعت میشود. عبور شناورهای جنگی نیز بدون هماهنگی با دو کشور ایران و عمان ممنوع است. این موضع با حقوق بینالملل و قاعده «عبور بیضرر» نیز قابل توضیح و توجیه است.
بدینترتیب، جریان انرژی برقرار میشود و آن بخش از بحران اقتصادی جهان که ناشی از انسداد تنگه هرمز است، کاهش پیدا میکند. ممکن است آمریکا هم با پرچم دیگر کشورها بخواهد تردد کند اما همین که دزدانه و بدون پرچم خود عبور میکند برای نشان دادن اقتدار ایران در تنگه هرمز کفایت میکند. دولتهای متخاصم نیز در صورت ترک تخاصم و جبران خسارت در لیست سفید قرار گیرند.
با توجه به اینکه آمریکا و اسرائیل در میانه مذاکرات، جنگ علیه ایران را آغاز کردند و ایران باید با آنها رودررو شود نه با کشورهای دیگر جهان لذا این اقدام نهتنها جلوی اجماع جهانی علیه ایران را میگیرد بلکه همدلی با ایران را برمیانگیزد و آمریکا را برای شکستن محاصره تحتفشار قرار میدهد و اگر محاصره ادامه یافت (که بعید خواهد بود) ایران میتواند، اعلام کند آبهای آزاد جهان برای تجارت و صلح و رفاه ملتها آزاد است نه برای راهزنی دریایی و ناوهای نظامی که از قاره دیگری به سرزمینهای دیگر میروند تا قدرتنمایی و تجاوزگری را نشان دهند. بنابراین هشدار داده میشود که ناوگان نظامی آمریکا باید به استناد قاعده «عبور بیضرر» تا شعاعی که ایران اعلام میکند تا امنیت کشتیرانیاش تأمین شود، عقبنشینی کند وگرنه به هدف نظامی تبدیل میشود. دنیا هم با وجود گشوده شدن تنگه هرمز توسط ایرانی که هر زمان اراده کند قادر به بستن آن خواهد بود، خواسته ایران را موجه تلقی میکند. در اینصورت تنگه هرمز، تنگه تنگی برای صلح نیست بلکه راهی برای صلح است.
تردیدی نیست که برخی قدرتهای خارجی سالهاست خواب فروپاشی ایران یا تسلط بر ایران را دیدهاند و اقدامات عملی برای آن هم تدارک دیدهاند و در آینده نیز همین رویا را خواهند داشت اما این مسئله دلیل بر ادامه جنگ نیست بلکه خود دلیلی بر یافتن راهی برای صلح است زیرا از این طریق میتوان، رویاهایشان را پریشان کرد و ایران را در مسیر توسعه و اقتدار بیشتر قرار داد.
سازندگی∎