شناسهٔ خبر: 79822762 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه صبح‌نو | لینک خبر

در نقد فیلم «خانم والده»

آقای صالحی! این فیلم را با خانواده می بینید؟

صاحب‌خبر -



فاطمه ترکاشوند

سازمان سینمایی قرار نیست فقط مجوز عبور فیلم‌ها از فیلترهای اداری را صادر کند؛ تنظیم‌گری فرهنگی، بخشی از مسئولیت آن در قبال کیفیت و استانداردهای عرضه عمومی آثار سینمایی است. با این حال، به نظر می‌رسد ترس از چماق همیشگی «اگر مجوز ندهید، فیلم زیرزمینی عرضه می‌شود» به تدریج به بهانه‌ای برای کنار گذاشتن هرگونه مسئولیت در قبال کیفیت آثار تبدیل شده است؛ «خانم والده» یکی از نمونه‌های روشن سینمایی است که نه قصه‌ای برای روایت دارد و نه ایده‌ای جز زن‌پوشی برای تولید موقعیت‌های مبتذل و شوخی‌های جنسی.

درام طراحی‌شده برای زن‌پوشی

در «خانم والده» با قصه‌ای مواجه نیستیم که در مقطعی از روایت، زن‌پوشی یکی از شخصیت‌ها را اقتضا کند؛ چیزی شبیه آنچه در «آدم برفی» رخ می‌داد و تغییر ظاهر شخصیت، جزئی از مسیر داستان بود. اینجا ماجرا برعکس است: زن‌پوشی ایده اولیه است و قصه، موقعیت‌ها و حتی شخصیت‌ها بعداً برای سوار شدن بر همین ایده سرهم شده‌اند.
نتیجه هم مجموعه‌ای از موقعیت‌های هجوآمیز است که بیش از آن که از دل داستان بیرون آمده باشند، برای استخراج شوخی‌های جنسی و جنسیتی طراحی شده‌اند؛ از شوخی‌های مکرر و کثیف با پرتقال گرفته تا قرار دادن یک مرد در موقعیت‌هایی که قرار است صرفا به دلیل زنانه یا مردانه بودنشان خنده تولید کنند؛ استخر، توالت و مجموعه‌ای از موقعیت‌های مشابه.
حتی ارتباط میان موقعیت‌ها نیز از همین منطق پیروی می‌کند: مردی که زن‌پوش شده، از یک سو با یک زن وارد دیالوگ‌های عاشقانه می‌شود تا شائبه همجنس‌گرایی را دستمایه شوخی قرار دهد و از سوی دیگر در معرض میل افسارگسیخته یک پیرمرد برای برقراری رابطه جنسی قرار می‌گیرد تا بار دیگر زیرمتن‌های جنسی، جای داستان و شخصیت‌پردازی را پر کنند.
این‌ها در نهایت چیزی بیش از چند تکه طنز جنسی و جنسیتی به سبک کمدی‌های جُنگی دهه ۷۰ نیستند که به زور شخصیت «دکتر» به یکدیگر دوخته شده‌اند.

شخصیتی که حتی نخ روایت را هم به هم وصل نمی‌کند

مشکل اما فقط در ایده مرکزی فیلم خلاصه نمی‌شود. کاراکتر دکتر، که ظاهرا باید نخ اتصال این موقعیت‌های پراکنده باشد، با بازی ضعیف و بی‌حوصله علی دهکردی حتی توان ایجاد همین پیوند حداقلی را هم ندارد. شخصیت اساسا برای چیزی فراتر از این نوشته نشده و نه گذشته‌ای دارد، نه ویژگی متمایزی و نه انگیزه‌ای که بتواند حضورش را در ساختار فیلم توجیه کند.
«خانم والده» از این منظر برخلاف ادعایش حتی از یک فیلم هندی بی‌منطق‌تر و کم‌اثرتر به نظر می‌رسد؛ چون دست‌کم در آنجا منطق اغراق و موقعیت معمولا قرار است تماشاگر را سرگرم کند، اما اینجا حتی اتصال موقعیت‌ها نیز به دشواری صورت می‌گیرد. از قضا، الگوی فیلم‌های هندی چه در فیلمنامه و چه کارگردانی به مراتب پیچیده‌تر و در خروجی به مراتب اثرگذارترند و «خانم والده» حتی نمی‌تواند کپی نازلی از آن‌ها محسوب شود.
با این حال، حضور علی دهکردی در چنین فیلمی سؤال دیگری را هم به ذهن می‌آورد: بازیگری که سال‌ها در انتخاب نقش‌ها سخت‌گیر بوده و از حضور پررنگ در سینما فاصله گرفته، چرا باید در چنین اثر بی‌محتوا و سطحی حتی در یک نقش حاشیه‌ای ظاهر شود؟

دو بازیگر بدون هیچ تلاشی برای بازی کردن

هرچند فیلمنامه به حدی نازل و سطحی است که دست همه بازیگران فیلم را مثل دهکردی می‌بندد. قرار است بار اصلی فیلم بر دوش دو برادر با بازی رضا عطاران و عباس جمشیدی‌فر باشد و روایت با شوخی‌های این دو، جلو برود. اما این دو بازیگر نیز چیزی فراتر از تیپ‌های آشنای کمدی‌های سطح پایین ارائه نمی‌کنند و مرتبا باید به صورت‌های آرایش‌شده‌شان بخندیم. بازی‌ها فاقد ریزه‌کاری‌اند و آنچه از آن‌ها باقی می‌ماند، عمدتا همان خوشمزگی‌های معمول شخصیت‌های نازل و فرصت‌طلب است؛ بدون آنکه بازیگر بتواند لایه تازه‌ای به این تیپ‌های مصرف‌شده اضافه کند.
نه رابطه میان دو برادر (دو خواهر!) عمق پیدا می‌کند، نه شخصیت‌ها در طول فیلم تغییر می‌کنند و نه موقعیت‌های کمیک، چیزی به شناخت مخاطب از آنها می‌افزاید. آنها بیشتر ابزارهایی برای عبور از یک شوخی به شوخی بعدی‌اند تا شخصیت‌هایی که قرار است داستانی را پیش ببرند.

وقتی سابقه مؤلفان هم وعده بیشتری نمی‌دهد

البته از متن مملو از هجویات مبتنی بر بی‌منطقی، سطحی‌نگری و شوخی‌های جنسی، انتظار چندانی فراتر از «خانم والده» نیز نمی‌توان داشت؛ مجموعه تهیه و تولید و کارگردانی هم در همین راستا حرکت کرده اند.
اگر قرار باشد ارتقای سبکی برای این فیلم نسبت به آثار قبلی این جریان پیدا کنیم، شاید تنها بتوان به ورود آن به سبک زندگی یک قشر خاص اشاره کرد. شوخی با زنان محجبه نیز در همین چارچوب وارد فیلم می‌شود؛ هرچند به نظر می‌رسد آن هم بیش از هر چیز محصول ضرورت پنهان کردن بدن زنانه در روند زن‌پوشی است. اما حاصل، در مواردی چیزی جز شوخی‌های سخیف با یک سبک زندگی و یک گروه اجتماعی خاص نیست.
با این حال، مسئله اصلی حتی اینجا هم متوقف نمی‌شود.

فیلمی که فقط توهین به یک قشر نیست؛ توهین به تماشاگر است

بیش از آنکه نگران نوع بازنمایی یک قشر خاص در «خانم والده» باشیم، باید نگران شکل‌گیری سینمای توهین‌آمیزی باشیم که نه برای وقت و پول مخاطب ارزشی قائل است، نه برای درک او و نه برای سلیقه و ارزش‌های فرهنگی تماشاگر ایرانی.
تماشاگر برای دیدن یک فیلم هزینه می‌کند و بخشی از وقتش را در سالن می‌گذارد؛ حداقل انتظار این است که محصولی که با مجوز رسمی روی پرده می‌رود، از ابتدایی‌ترین استانداردهای قصه‌گویی، شخصیت‌پردازی و ساختار برخوردار باشد. نمی‌توان هر اثر کم‌مایه‌ای را با این استدلال که «اگر اکران نشود، زیرزمینی عرضه می‌شود» روانه پرده کرد و بعد مسئولیت کیفیت فرهنگی و هنری آن را به گردن مخاطب انداخت.
سازمان سینمایی اگر قرار است صرفا مجوز صادر کند و مسئولیتی در قبال سطح کیفی محصول نهایی نداشته باشد، پس اساسا معنای تنظیم‌گری در این حوزه چیست؟
ترس از عرضه زیرزمینی، سانسور غیررسمی یا از دست رفتن بازار رسمی، نمی‌تواند مجوزی برای رها کردن استانداردهای سینمایی باشد. اگر قرار است سینما به‌عنوان یک صنعت فرهنگی به حیات خود ادامه دهد، نهاد متولی آن نمی‌تواند نسبت به آثاری که با مجوز رسمی خودش به مخاطب عرضه می‌شوند، هیچ مسئولیتی احساس نکند.
«خانم والده» فقط یک فیلم ضعیف نیست؛ نمونه‌ای از وضعیتی است که در آن، وقتی فیلتر کیفی کنار می‌رود، هر ایده کم‌رمق و هر مجموعه شوخی تاریخ‌مصرف‌گذشته‌ای می‌تواند به فیلم تبدیل شود، بلیت بفروشد و وقت مخاطب را بگیرد؛ آن هم با مُهر رسمی همان نهادی که قرار است از سینما تنظیم‌گری کند.
سوال اساسی این است که آقای وزیر حاضر است با خانواده خود این فیلم را ببیند؟