به گزارش ایرنا، بخش مرکزی دماوند با دهستانهای تاررود، جمعآبرود و ابرشیوه و دهها روستا، مجموعهای از همین ظرفیتها را در کنار هم دارد و حسن حسینپور، بخشدار مرکزی دماوند در ششمین شب هفته فرهنگی دماوند، از ۴۵ روستا و ۴۰ دهیاری این بخش نام میبرد و باغداری و کشاورزی را در کنار صنایعدستی، سوغات، آثار تاریخی و جاذبههای گردشگری، بخشی از توان اقتصادی و اجتماعی روستاهای این منطقه میداند.
اما معرفی این ظرفیتها پایان ماجرا نیست؛ شاید تازه آغاز یک پرسش باشد: وقتی از سیب دماوند، عسل و حلوا لوز، توتک محلی، صنایعدستی یا جاذبههای روستایی سخن میگوییم، سهم واقعی روستاییان از این چرخه اقتصادی چقدر است؟ پشت ویترین پررنگ ظرفیتها، همین سهم و میزان تبدیل داشتههای روستا به درآمد پایدار است که هنوز به اندازه خود ظرفیتها دیده نشده است.
از باغهای سیب تا بازارهای خارجی
قرار گرفتن سیب در میان محصولات شناختهشده دماوند، به این معناست که بخشی از اقتصاد روستایی منطقه از مرز بازار محلی عبور کرده و امکان حضور در بازارهای خارج از کشور را نیز پیدا کرده و با این حال، صرف صادرات یک محصول برای ارزیابی وضعیت اقتصادی تولیدکنندگان کافی نیست؛ زیرا برای شناخت اثر واقعی آن بر زندگی باغداران باید میزان تولید، حجم صادرات، مقصد بازارها، هزینههای تولید و سهم باغدار از ارزش نهایی محصول نیز مشخص شود.
حسینپور گفت: این تفاوت میان «ظرفیت» و «ارزش اقتصادی ایجادشده» در بررسی اقتصاد روستایی اهمیت دارد و محصولی که از باغ خارج میشود، در مسیر رسیدن به مصرفکننده از مراحل مختلفی مانند جمعآوری، بستهبندی، نگهداری، حملونقل و فروش عبور میکند و سهم هر بخش از این زنجیره میتواند بر درآمد تولیدکننده اثر بگذارد.
ظرفیتهایی که فقط به کشاورزی محدود نمیشوند
بخشدار مرکزی دماوند صنایعدستی را نیز یکی دیگر از ظرفیتهای روستاهای این بخش عنوان کرد و گفت: فعالیتهایی در زمینه معرقکاری، چرم و دیگر رشتههای صنایعدستی در شهرستان انجام میشود.
حسینپور همچنین عسل، حلوالوز و سیب را از سوغات شاخص بخش مرکزی دانست و «توتک محلی» را که از نان محلی تهیه میشود، از دیگر سوغات این منطقه معرفی کرد.
اهمیت این محصولات تنها در تنوع آنها نیست؛ مسئله اصلی این است که آیا میتوانند از سطح مصرف محلی و عرضه محدود فراتر رفته و به محصولاتی با بازار پایدار تبدیل شوند یا نه که در چنین حالتی، یک محصول محلی میتواند علاوه بر حفظ بخشی از میراث فرهنگی منطقه، برای تولیدکننده درآمد و برای روستا ارزش افزوده ایجاد کند.
این موضوع درباره صنایعدستی نیز صدق میکند و وجود تولیدکننده بهتنهایی به معنای شکلگیری یک فعالیت اقتصادی پایدار نیست و میزان تولید، بازار فروش، دسترسی به مشتری و امکان عرضه در خارج از منطقه عواملی هستند که باید برای ارزیابی وضعیت این بخش بررسی شوند.
گردشگری؛ ظرفیتی که باید به اقتصاد روستا برسد
وی ادامه داد: ظرفیتهای بخش مرکزی دماوند به کشاورزی و صنایعدستی محدود نمیشود بخشدار مرکزی دماوند به ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی روستاها، حسینیهها، مساجد و آثار تاریخی نیز اشاره کرد و گفت: تعدادی از روستاهای بخش مرکزی از ظرفیت گردشگری برخوردار هستند.
وجود جاذبه بهتنهایی به معنای شکلگیری اقتصاد گردشگری نیست. برای آنکه حضور گردشگر به درآمد محلی تبدیل شود باید مشخص باشد گردشگر در کجا اقامت میکند، چه محصولی میخرد، چه خدماتی دریافت میکند و چه میزان از هزینهای که در سفر انجام میدهد در همان روستا باقی میماند.
حسین پور افزود: از این منظر، پیوند میان باغداری، محصولات محلی، صنایعدستی و گردشگری میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند. گردشگری روستایی زمانی اثر اقتصادی ملموستری خواهد داشت که بازدیدکننده علاوه بر دیدن جاذبه، بخشی از محصولات و خدمات همان جامعه محلی را نیز مصرف کند.
حسن حسین پور بخشدار مرکزی دماوند در ششمین شب از هفته فرهنگی دماوند
۲۴ شهریور در تقویم فرهنگی دماوند به ثبت «شهر دماوند و اطراف متصل به آن» با شماره ۵۶ در فهرست آثار ملی ایران در سال ۱۳۱۰ بازمیگردد؛ رویدادی که در سالهای بعد بهانهای برای برگزاری برنامههای فرهنگی، هنری و تاریخی در این شهر شد.
در این برنامهها، تاریخ و هویت دماوند، معرفی مفاخر و نویسندگان، آثار تاریخی و ظرفیتهای فرهنگی شهر مورد توجه قرار گرفته و روز ثبت ملی از یک مناسبت تاریخی به فرصتی برای بازخوانی هویت دماوند تبدیل شده است.
در سالهای اخیر، دامنه این مناسبت به «هفته فرهنگی شهرستان دماوند» گسترش یافته و برنامهها از خود شهر فراتر رفته و شهرها و روستاهای شهرستان را نیز دربر گرفته و معرفی گویش، غذا و بازیهای بومی، صنایعدستی، کتاب، موسیقی، نمایش، مفاخر و ظرفیتهای گردشگری و اقتصادی از محورهای این برنامهها بوده است.