شناسهٔ خبر: 79800327 - سرویس اقتصادی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اطلاعات | لینک خبر

مشکل بزرگ بازار خودرو در پاییز چیست؟

بازار خودرو در حالی تابستان را پشت سر گذاشته که نه‌ تنها از رونق سنتی این فصل خبری نیست، بلکه شاخص‌های تولید و معاملات نیز از عمیق‌تر شدن رکود حکایت دارند.

صاحب‌خبر -

اقتصاد۲۴ نوشت: بازار خودرو در ایران دیگر چنان نیست که بتوان وضعیت آن را صرفاً با نوسان قیمت، تغییر نرخ ارز یا افزایش و کاهش آن را توضیح داد. رکود معاملاتی، کاهش قدرت خرید، مشکلات تولید و ابهام در سیاست‌های اقتصادی طی ماه‌های اخیر به طور همزمان بر این بخش از بازار و صنعت اثر گذاشته‌اند و نتیجه، بازاری است که در آن قیمت‌ها همچنان موضوع اصلی گفت‌وگو هستند، اما خود معامله به اتفاقی نادر تبدیل شده است.

پیش از این خودرو برای بخش قابل‌ توجهی از خانوارهای ایرانی تنها یک کالای مصرفی نبود و در دوره‌های تورمی، نقش یک دارایی برای حفظ ارزش پول را نیز ایفا می‌کرد، لذا حتی در مقاطعی که تقاضای مصرفی کاهش پیدا می‌کرد، بخشی از تقاضا از سوی کسانی شکل می‌گرفت که خودرو را به چشم یک سرمایه می‌دیدند. اما اکنون همزمان با فرسایش قدرت خرید خانوار و افزایش هزینه‌های زندگی، ظرفیت بازار برای جذب این نوع تقاضا نیز کاهش یافته است.

بررسی شاخص‌های تولید و رفتار بازار نشان می‌دهد رکود فعلی تنها یک توقف کوتاه‌ مدت در معاملات نیست. کاهش سفارش‌های جدید، افت فعالیت تولیدکنندگان، مشکلات تأمین قطعات و نقدینگی از یک سو و کاهش توان خرید مصرف‌کنندگان از سوی دیگر، دو سمت اصلی این رکود را ساخته‌اند. به همین دلیل، حتی کاهش قیمت برخی خودروها نیز نتوانسته به‌تنهایی قفل بازار را باز کند.

زنگ خطر شامخ برای صنعت خودرو

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های وضعیت فعلی صنعت خودرو را می‌توان در آخرین داده‌های شاخص مدیران خرید یا «شامخ» مشاهده کرد. شاخص شامخ گروه خودرو و قطعات در مردادماه با افت ۲۲.۶ درصدی نسبت به تیرماه به ۴۵.۷ واحد رسید؛ عددی که پایین‌تر از مرز ۵۰ قرار دارد.

در ادبیات شاخص مدیران خرید، عدد ۵۰ مرز میان افزایش و کاهش فعالیت اقتصادی محسوب می‌شود. قرار گرفتن شاخص در محدوده پایین‌تر از ۵۰ به این معناست که فعالان مورد بررسی، کاهش فعالیت نسبت به ماه قبل را تجربه کرده‌اند؛ بنابراین شامخ ۴۵.۷ واحدی گروه خودرو و قطعات، صرفاً یک عدد آماری نیست؛ بلکه تصویری از کاهش تحرک در بخشی از زنجیره تولید خودرو ارائه می‌کند.

اهمیت این عدد زمانی بیشتر می‌شود که افت مرداد ماه در مقایسه با تیر ماه بررسی شود. اگر رشد تیر ماه را نشانه‌ای از بازگشت پایدار صنعت به مسیر رونق در نظر گرفته بودیم، سقوط بعدی شامخ نشان می‌دهد آن بهبود نتوانسته به یک روند مستمر تبدیل شود. به بیان دیگر، صنعت خودرو هنوز از مشکلات بنیادی خود فاصله نگرفته و کوچک‌ترین تغییر در شرایط تأمین مالی، قطعات یا تقاضا می‌تواند دوباره فعالیت آن را تحت فشار قرار دهد.

خودروسازی صنعتی است که برای حفظ سطح تولید، تنها به وجود کارخانه و ظرفیت اسمی نیاز ندارد. گردش نقدینگی، تأمین مواد اولیه و قطعات، تخصیص ارز، توان خرید مصرف‌کننده و امکان فروش محصول نیز باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند. وقتی یکی از این حلقه‌ها دچار اختلال می‌شود، اثر آن به بخش‌های دیگر زنجیره منتقل خواهد شد. به همین دلیل، افت شامخ خودرو را نمی‌توان صرفاً به کاهش معاملات بازار نسبت داد؛ این افت می‌تواند بازتابی از فشار هم‌زمان بر تولید و تقاضا باشد.

مشکل اصلی بازار؛ خودرو هست، خریدار نیست

با این حال، مسئله بازار خودرو فقط در سمت تولید خلاصه نمی‌شود. شاید مهم‌ترین تفاوت شرایط امروز با برخی دوره‌های رکودی گذشته، تغییر ماهیت مسئله تقاضا باشد. در دوره‌هایی، شکایت اصلی بازار از کمبود خودرو و فاصله میان عرضه و تقاضا بود؛ اما اکنون بخش مهمی از مسئله به کاهش توان خرید و عقب‌نشینی مشتریان مربوط می‌شود.

این تغییر را می‌توان در رفتار قیمت‌ها نیز مشاهده کرد. برخی خودروهای داخلی که در مقاطع گذشته با تقاضای قابل‌توجه مواجه بودند، در هفته‌های اخیر کاهش قیمت را تجربه کرده‌اند، اما این کاهش لزوماً به افزایش محسوس حجم معاملات منجر نشده است. این وضعیت یک پیام مهم برای بازار دارد و نشان می‌دهد که مشکل بخشی از خریداران دیگر صرفاً گران بودن خودرو نیست، بلکه ناتوانی در تأمین همان قیمت پایین‌تر نیز به یک مانع جدی تبدیل شده است.

در چنین شرایطی، کاهش چند ده میلیون تومانی قیمت یک خودرو لزوماً به معنای بازگشت تقاضا نیست. خانواری که در سال‌های گذشته بخش بیشتری از درآمد خود را می‌توانست به خرید خودرو اختصاص دهد، اکنون با هزینه‌های بالاتر مسکن، خوراک، خدمات، حمل‌ونقل و سایر نیازهای روزمره مواجه است؛ بنابراین حتی اگر قیمت خودرو اندکی کاهش پیدا کند، لزوما قادر به تامین منابع مالی لازم برای خرید خودرو نخواهد شد.

این همان نقطه‌ای است که رکود بازار خودرو را از یک رکود معمولی قیمتی جدا می‌کند. در رکود قیمتی، فروشنده می‌تواند با کاهش قیمت، بخشی از تقاضا را فعال کند. اما زمانی که قدرت خرید به‌شدت کاهش یافته باشد، حتی پایین آمدن قیمت نیز اثر محدودی خواهد داشت. بازار در این حالت با نوعی شکاف میان «قیمت قابل‌ قبول برای فروشنده» و «توان پرداخت خریدار» مواجه می‌شود.

طبقه متوسط؛ موتور خاموش بازار خودرو

بازار خودرو برای سال‌ها به طبقه متوسط متکی بود. بخش مهمی از تقاضای خودروهای داخلی از سوی خانوارهایی شکل می‌گرفت که خرید خودرو برای آنها هم یک نیاز مصرفی و هم نوعی ارتقای سطح زندگی محسوب می‌شد. اما تورم انباشته سال‌های اخیر، افزایش هزینه‌های ضروری و کاهش قدرت خرید باعث شده سهم خودرو از سبد مالی بسیاری از خانوارها کوچک‌تر شود.

این تغییر رفتار را باید در کنار رشد عمومی قیمت‌ها دید. وقتی درآمد خانوار با سرعت افزایش هزینه‌های زندگی همراه نمی‌شود، خرید کالاهای بادوامی مانند خودرو به یکی از نخستین تصمیم‌هایی تبدیل می‌شود که به تعویق می‌افتد. خانوار ممکن است خرید خودرو را ماه‌ها یا حتی سال‌ها عقب بیندازد، اما نمی‌تواند هزینه خوراک، اجاره، درمان یا قبوض ضروری را به همان شکل حذف کند.

به همین دلیل، رکود بازار خودرو را نمی‌توان صرفاً با فرمول عرضه و تقاضای کوتاه‌مدت توضیح داد. مسئله اصلی به وضعیت اقتصاد خانوار بازمی‌گردد. تا زمانی که درآمد قابل‌ تصرف خانوار افزایش پیدا نکند، افزایش تولید به‌ تنهایی تضمین‌کننده فروش نخواهد بود. از سوی دیگر، کاهش قیمت نیز اگر با ترمیم قدرت خرید همراه نشود، نمی‌تواند به‌سرعت تقاضای ازدست‌رفته را بازگرداند.

بازار خودرو در چنین شرایطی به بازاری تبدیل می‌شود که در آن خریدار واقعی حضور دارد، اما تعداد و توان مالی او با گذشته قابل مقایسه نیست. همین موضوع باعث شده فروشندگان برای پیدا کردن مشتری واقعی زمان بیشتری صرف کنند و خریداران نیز بیش از گذشته برای اخذ تصمیم نهایی خود منتظر بمانند.

از قیمت‌های اعلامی تا معاملات واقعی

یکی از ویژگی‌های قابل‌ توجه بازار فعلی، فاصله میان قیمت‌های اعلامی و معاملات واقعی است. در فضای مجازی، کانال‌ها و سایت‌های خرید و فروش خودرو همچنان مملو از قیمت‌های مختلف هستند و تغییرات روزانه آنها توجه مخاطبان را جلب می‌کند، اما این قیمت‌ها الزاماً به معنای انجام همان حجم از معامله نیستند.

بازاری که در آن قیمت‌ها دائماً به‌روزرسانی می‌شوند، اما معامله واقعی کاهش یافته، بیش از هر چیز با مشکل کشف قیمت مواجه است. فروشنده نمی‌داند برای فروش سریع خودرو تا چه اندازه باید قیمت را پایین بیاورد و خریدار نیز مطمئن نیست کاهش فعلی ادامه‌دار خواهد بود یا در صورت تغییر نرخ ارز و سیاست‌های اقتصادی، قیمت‌ها دوباره افزایش پیدا می‌کنند.

این فضای مبهم باعث شده انتظار به یکی از مهم‌ترین رفتارهای دو طرف بازار تبدیل شود. خریدار منتظر قیمت پایین‌تر است و فروشنده امیدوار است شرایط اقتصادی به سمت افزایش قیمت حرکت کند. نتیجه این وضعیت، کاهش سرعت گردش معاملات است؛ وضعیتی که خود می‌تواند رکود را طولانی‌تر کند.

بنزین و سیاست‌های اقتصادی؛ سوخت تازه برای انتظارات تورمی

در کنار مشکلات ساختاری، بازار خودرو از اخبار و تصمیمات مربوط به سیاست‌های اقتصادی نیز تأثیر می‌گیرد. بنزین ۱۰ هزار تومانی و گمانه‌زنی درباره تغییر تغییر میزان سهمیه‌ها و سایر سیاست‌های مرتبط با هزینه استفاده از خودرو، در شرایط عادی نیز می‌تواند بر تصمیم خریداران اثر بگذارد؛ این اثر، اما در شرایط فعلی که سطح نااطمینانی اقتصادی بالاست، بسیار پررنگ‌تر می‌شود چراکه خودرو برای خانوار تنها هزینه خرید نیست. هزینه سوخت، بیمه، تعمیرات، قطعات، نگهداری و استهلاک نیز بخشی از هزینه مالکیت آن را تشکیل می‌دهد؛ بنابراین هر خبر درباره افزایش احتمالی هزینه‌های مرتبط با خودرو می‌تواند تصمیم خرید را پیچیده‌تر کند.

در چنین فضایی، خریدار کم‌توان از نظر مالی ترجیح می‌دهد تا جای ممکن تصمیم خود را به تعویق بیندازد. از سوی دیگر، فروشنده نیز با توجه به احتمال تغییر هزینه‌های تولید، نرخ ارز یا قیمت کارخانه‌ای، ممکن است حاضر نباشد به سرعت قیمت خود را کاهش دهد. این وضعیت به جای ایجاد رونق، به تعمیق رکود منجر می‌شود.

چرا تابستان هم نتوانست بازار را نجات دهد؟

اهمیت رکود فعلی زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم تابستان در سال‌های گذشته و به طور سنتی یکی از دوره‌های پرتحرک بازار خودرو بوده است. تعطیلات، افزایش سفرها، جابه‌جایی خانوارها و نیاز به استفاده بیشتر از خودرو معمولاً می‌توانست بخشی از تقاضای بازار را فعال کند.

اما تابستان امسال به دلایلی که ذکر شد، نتوانست چنین نقشی را ایفا کند. از همین رو انتظار می‌رود که بازار خودرو در پاییز با چالش‌های بزرگ‌تری همراه شود، زیرا بخشی از تقاضای فصلی از بین می‌رود و خانوارها پس از افزایش هزینه‌های مربوط به سفر و بازگشایی مدارس و دیگر مخارج سالانه، ممکن است احتیاط بیشتری در خرید کالاهای بزرگ از جمله خودرو داشته باشند. البته این به معنای آن نیست که بازار در تمام ماه‌های پاییز با یک الگوی ثابت حرکت خواهد کرد. نرخ ارز، سیاست‌های واردات، وضعیت تولید، تصمیمات مرتبط با قیمت‌گذاری و شرایط عمومی اقتصاد می‌توانند مسیر بازار را تغییر دهند.

رکود خودرو فقط مسئله خودروساز نیست

بدون شک ادامه این وضعیت برای خودروسازان نیز پیامدهای ناگواری دارد. کاهش فروش و افت سرعت گردش نقدینگی می‌تواند فشار بیشتری بر زنجیره تأمین وارد کند. قطعه‌سازان، تأمین‌کنندگان مواد اولیه و سایر حلقه‌های وابسته به صنعت خودرو، همگی از وضعیت تولید و فروش خودروسازان تأثیر می‌پذیرند.

از این منظر، رکود بازار خودرو فقط مسئله خریدار و فروشنده در نمایشگاه‌ها و پلتفرم‌های خرید و فروش نیست. صنعت خودرو یکی از زنجیره‌های بزرگ صنعتی کشور است و کاهش فعالیت آن می‌تواند بر بخش‌های مختلف اقتصادی اثر بگذارد؛ بنابراین افت شامخ گروه خودرو و قطعات را باید فراتر از یک شاخص صنفی دید.

در سمت مصرف‌کننده نیز ادامه رکود به معنای تعویق بیشتر خرید خودرو و افزایش سن ناوگان خانوارهاست. وقتی خانوار به دلیل کاهش قدرت خرید نمی‌تواند خودرو را نوسازی کند، خودروهای قدیمی مدت بیشتری در چرخه مصرف باقی می‌مانند. این مسئله در ادامه می‌تواند هزینه تعمیر و نگهداری خانوار را افزایش دهد و فشار اقتصادی بیشتری ایجاد کند.

بازار خودرو برای بازگشت به رونق چه می‌خواهد؟

بدیهی است که مسئله بازار خودرو با یک تصمیم مقطعی یا کاهش دستوری قیمت حل نخواهد شد. رونق پایدار زمانی شکل می‌گیرد که چند متغیر هم‌زمان بهبود پیدا کنند؛ تولید باید از ثبات بیشتری برخوردار شود، زنجیره تأمین و تخصیص ارز با اختلال کمتری مواجه باشد و از همه مهم‌تر، قدرت خرید مصرف‌کننده ترمیم شود.

در شرایطی که بخش بزرگی از خانوارها با افزایش هزینه‌های ضروری زندگی مواجه‌اند، نمی‌توان انتظار داشت بازار کالاهای بادوام بدون پشتوانه درآمدی قوی به رونق برگردد. خودرو در نهایت کالایی است که بخش بزرگی از تقاضای آن از درآمد خانوار تأمین می‌شود و تا زمانی که این بخش از معادله حل نشود، سیاست‌های سمت عرضه به‌تنهایی اثر محدودی خواهند داشت.

از سوی دیگر، ثبات در سیاست‌گذاری نیز اهمیت دارد. خریدار و فروشنده زمانی می‌توانند تصمیم اقتصادی بگیرند که چشم‌انداز قابل‌قبولی از نرخ ارز، هزینه‌های تولید، واردات، قیمت‌گذاری و هزینه استفاده از خودرو داشته باشند. تغییرات مداوم و اخبار ضدونقیض، حتی پیش از اجرای یک سیاست، می‌تواند رفتار بازار را تحت تأثیر قرار دهد و تصمیم‌ها را به تعویق بیندازد.

خودرو در انتظار خریدار واقعی

در چنین شرایطی، ادامه رکود معاملاتی یکی از سناریوهای قابل طرح برای بازار است؛ هرچند مسیر قیمت و حجم معاملات همچنان به متغیرهایی مانند نرخ ارز، سیاست‌های اقتصادی، وضعیت تولید و تصمیمات مرتبط با واردات وابسته خواهد بود.

بازار خودرو در نهایت برای خروج از این وضعیت بیش از هر چیز به «خریدار واقعی» نیاز دارد؛ خریدار واقعی نیز پیش از خودرو به درآمد و قدرت خرید نیازمند است. تا زمانی که این رابطه ترمیم نشود، کاهش قیمت‌های مقطعی، تغییرات در عرضه یا حتی موج‌های کوتاه‌مدت خبری نمی‌توانند به‌تنهایی رکود عمیق بازار را پایان دهند. آنچه امروز در بازار خودرو دیده می‌شود، بیش از یک افت مقطعی معاملات است؛ نشانه‌ای از فشاری که هم‌زمان بر تولیدکننده، فروشنده و مصرف‌کننده وارد شده و حل آن نیازمند تغییر در متغیرهای بنیادی اقتصاد است.

اقتصاد۲۴ نوشت: بازار خودرو در ایران دیگر چنان نیست که بتوان وضعیت آن را صرفاً با نوسان قیمت، تغییر نرخ ارز یا افزایش و کاهش آن را توضیح داد. رکود معاملاتی، کاهش قدرت خرید، مشکلات تولید و ابهام در سیاست‌های اقتصادی طی ماه‌های اخیر به طور همزمان بر این بخش از بازار و صنعت اثر گذاشته‌اند و نتیجه، بازاری است که در آن قیمت‌ها همچنان موضوع اصلی گفت‌وگو هستند، اما خود معامله به اتفاقی نادر تبدیل شده است.

پیش از این خودرو برای بخش قابل‌ توجهی از خانوارهای ایرانی تنها یک کالای مصرفی نبود و در دوره‌های تورمی، نقش یک دارایی برای حفظ ارزش پول را نیز ایفا می‌کرد، لذا حتی در مقاطعی که تقاضای مصرفی کاهش پیدا می‌کرد، بخشی از تقاضا از سوی کسانی شکل می‌گرفت که خودرو را به چشم یک سرمایه می‌دیدند. اما اکنون همزمان با فرسایش قدرت خرید خانوار و افزایش هزینه‌های زندگی، ظرفیت بازار برای جذب این نوع تقاضا نیز کاهش یافته است.

بررسی شاخص‌های تولید و رفتار بازار نشان می‌دهد رکود فعلی تنها یک توقف کوتاه‌ مدت در معاملات نیست. کاهش سفارش‌های جدید، افت فعالیت تولیدکنندگان، مشکلات تأمین قطعات و نقدینگی از یک سو و کاهش توان خرید مصرف‌کنندگان از سوی دیگر، دو سمت اصلی این رکود را ساخته‌اند. به همین دلیل، حتی کاهش قیمت برخی خودروها نیز نتوانسته به‌تنهایی قفل بازار را باز کند.

زنگ خطر شامخ برای صنعت خودرو

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های وضعیت فعلی صنعت خودرو را می‌توان در آخرین داده‌های شاخص مدیران خرید یا «شامخ» مشاهده کرد. شاخص شامخ گروه خودرو و قطعات در مردادماه با افت ۲۲.۶ درصدی نسبت به تیرماه به ۴۵.۷ واحد رسید؛ عددی که پایین‌تر از مرز ۵۰ قرار دارد.

در ادبیات شاخص مدیران خرید، عدد ۵۰ مرز میان افزایش و کاهش فعالیت اقتصادی محسوب می‌شود. قرار گرفتن شاخص در محدوده پایین‌تر از ۵۰ به این معناست که فعالان مورد بررسی، کاهش فعالیت نسبت به ماه قبل را تجربه کرده‌اند؛ بنابراین شامخ ۴۵.۷ واحدی گروه خودرو و قطعات، صرفاً یک عدد آماری نیست؛ بلکه تصویری از کاهش تحرک در بخشی از زنجیره تولید خودرو ارائه می‌کند.

اهمیت این عدد زمانی بیشتر می‌شود که افت مرداد ماه در مقایسه با تیر ماه بررسی شود. اگر رشد تیر ماه را نشانه‌ای از بازگشت پایدار صنعت به مسیر رونق در نظر گرفته بودیم، سقوط بعدی شامخ نشان می‌دهد آن بهبود نتوانسته به یک روند مستمر تبدیل شود. به بیان دیگر، صنعت خودرو هنوز از مشکلات بنیادی خود فاصله نگرفته و کوچک‌ترین تغییر در شرایط تأمین مالی، قطعات یا تقاضا می‌تواند دوباره فعالیت آن را تحت فشار قرار دهد.

خودروسازی صنعتی است که برای حفظ سطح تولید، تنها به وجود کارخانه و ظرفیت اسمی نیاز ندارد. گردش نقدینگی، تأمین مواد اولیه و قطعات، تخصیص ارز، توان خرید مصرف‌کننده و امکان فروش محصول نیز باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند. وقتی یکی از این حلقه‌ها دچار اختلال می‌شود، اثر آن به بخش‌های دیگر زنجیره منتقل خواهد شد. به همین دلیل، افت شامخ خودرو را نمی‌توان صرفاً به کاهش معاملات بازار نسبت داد؛ این افت می‌تواند بازتابی از فشار هم‌زمان بر تولید و تقاضا باشد.

مشکل اصلی بازار؛ خودرو هست، خریدار نیست

با این حال، مسئله بازار خودرو فقط در سمت تولید خلاصه نمی‌شود. شاید مهم‌ترین تفاوت شرایط امروز با برخی دوره‌های رکودی گذشته، تغییر ماهیت مسئله تقاضا باشد. در دوره‌هایی، شکایت اصلی بازار از کمبود خودرو و فاصله میان عرضه و تقاضا بود؛ اما اکنون بخش مهمی از مسئله به کاهش توان خرید و عقب‌نشینی مشتریان مربوط می‌شود.

این تغییر را می‌توان در رفتار قیمت‌ها نیز مشاهده کرد. برخی خودروهای داخلی که در مقاطع گذشته با تقاضای قابل‌توجه مواجه بودند، در هفته‌های اخیر کاهش قیمت را تجربه کرده‌اند، اما این کاهش لزوماً به افزایش محسوس حجم معاملات منجر نشده است. این وضعیت یک پیام مهم برای بازار دارد و نشان می‌دهد که مشکل بخشی از خریداران دیگر صرفاً گران بودن خودرو نیست، بلکه ناتوانی در تأمین همان قیمت پایین‌تر نیز به یک مانع جدی تبدیل شده است.

در چنین شرایطی، کاهش چند ده میلیون تومانی قیمت یک خودرو لزوماً به معنای بازگشت تقاضا نیست. خانواری که در سال‌های گذشته بخش بیشتری از درآمد خود را می‌توانست به خرید خودرو اختصاص دهد، اکنون با هزینه‌های بالاتر مسکن، خوراک، خدمات، حمل‌ونقل و سایر نیازهای روزمره مواجه است؛ بنابراین حتی اگر قیمت خودرو اندکی کاهش پیدا کند، لزوما قادر به تامین منابع مالی لازم برای خرید خودرو نخواهد شد.

این همان نقطه‌ای است که رکود بازار خودرو را از یک رکود معمولی قیمتی جدا می‌کند. در رکود قیمتی، فروشنده می‌تواند با کاهش قیمت، بخشی از تقاضا را فعال کند. اما زمانی که قدرت خرید به‌شدت کاهش یافته باشد، حتی پایین آمدن قیمت نیز اثر محدودی خواهد داشت. بازار در این حالت با نوعی شکاف میان «قیمت قابل‌ قبول برای فروشنده» و «توان پرداخت خریدار» مواجه می‌شود.

طبقه متوسط؛ موتور خاموش بازار خودرو

بازار خودرو برای سال‌ها به طبقه متوسط متکی بود. بخش مهمی از تقاضای خودروهای داخلی از سوی خانوارهایی شکل می‌گرفت که خرید خودرو برای آنها هم یک نیاز مصرفی و هم نوعی ارتقای سطح زندگی محسوب می‌شد. اما تورم انباشته سال‌های اخیر، افزایش هزینه‌های ضروری و کاهش قدرت خرید باعث شده سهم خودرو از سبد مالی بسیاری از خانوارها کوچک‌تر شود.

این تغییر رفتار را باید در کنار رشد عمومی قیمت‌ها دید. وقتی درآمد خانوار با سرعت افزایش هزینه‌های زندگی همراه نمی‌شود، خرید کالاهای بادوامی مانند خودرو به یکی از نخستین تصمیم‌هایی تبدیل می‌شود که به تعویق می‌افتد. خانوار ممکن است خرید خودرو را ماه‌ها یا حتی سال‌ها عقب بیندازد، اما نمی‌تواند هزینه خوراک، اجاره، درمان یا قبوض ضروری را به همان شکل حذف کند.

به همین دلیل، رکود بازار خودرو را نمی‌توان صرفاً با فرمول عرضه و تقاضای کوتاه‌مدت توضیح داد. مسئله اصلی به وضعیت اقتصاد خانوار بازمی‌گردد. تا زمانی که درآمد قابل‌ تصرف خانوار افزایش پیدا نکند، افزایش تولید به‌ تنهایی تضمین‌کننده فروش نخواهد بود. از سوی دیگر، کاهش قیمت نیز اگر با ترمیم قدرت خرید همراه نشود، نمی‌تواند به‌سرعت تقاضای ازدست‌رفته را بازگرداند.

بازار خودرو در چنین شرایطی به بازاری تبدیل می‌شود که در آن خریدار واقعی حضور دارد، اما تعداد و توان مالی او با گذشته قابل مقایسه نیست. همین موضوع باعث شده فروشندگان برای پیدا کردن مشتری واقعی زمان بیشتری صرف کنند و خریداران نیز بیش از گذشته برای اخذ تصمیم نهایی خود منتظر بمانند.

از قیمت‌های اعلامی تا معاملات واقعی

یکی از ویژگی‌های قابل‌ توجه بازار فعلی، فاصله میان قیمت‌های اعلامی و معاملات واقعی است. در فضای مجازی، کانال‌ها و سایت‌های خرید و فروش خودرو همچنان مملو از قیمت‌های مختلف هستند و تغییرات روزانه آنها توجه مخاطبان را جلب می‌کند، اما این قیمت‌ها الزاماً به معنای انجام همان حجم از معامله نیستند.

بازاری که در آن قیمت‌ها دائماً به‌روزرسانی می‌شوند، اما معامله واقعی کاهش یافته، بیش از هر چیز با مشکل کشف قیمت مواجه است. فروشنده نمی‌داند برای فروش سریع خودرو تا چه اندازه باید قیمت را پایین بیاورد و خریدار نیز مطمئن نیست کاهش فعلی ادامه‌دار خواهد بود یا در صورت تغییر نرخ ارز و سیاست‌های اقتصادی، قیمت‌ها دوباره افزایش پیدا می‌کنند.

این فضای مبهم باعث شده انتظار به یکی از مهم‌ترین رفتارهای دو طرف بازار تبدیل شود. خریدار منتظر قیمت پایین‌تر است و فروشنده امیدوار است شرایط اقتصادی به سمت افزایش قیمت حرکت کند. نتیجه این وضعیت، کاهش سرعت گردش معاملات است؛ وضعیتی که خود می‌تواند رکود را طولانی‌تر کند.

بنزین و سیاست‌های اقتصادی؛ سوخت تازه برای انتظارات تورمی

در کنار مشکلات ساختاری، بازار خودرو از اخبار و تصمیمات مربوط به سیاست‌های اقتصادی نیز تأثیر می‌گیرد. بنزین ۱۰ هزار تومانی و گمانه‌زنی درباره تغییر تغییر میزان سهمیه‌ها و سایر سیاست‌های مرتبط با هزینه استفاده از خودرو، در شرایط عادی نیز می‌تواند بر تصمیم خریداران اثر بگذارد؛ این اثر، اما در شرایط فعلی که سطح نااطمینانی اقتصادی بالاست، بسیار پررنگ‌تر می‌شود چراکه خودرو برای خانوار تنها هزینه خرید نیست. هزینه سوخت، بیمه، تعمیرات، قطعات، نگهداری و استهلاک نیز بخشی از هزینه مالکیت آن را تشکیل می‌دهد؛ بنابراین هر خبر درباره افزایش احتمالی هزینه‌های مرتبط با خودرو می‌تواند تصمیم خرید را پیچیده‌تر کند.

در چنین فضایی، خریدار کم‌توان از نظر مالی ترجیح می‌دهد تا جای ممکن تصمیم خود را به تعویق بیندازد. از سوی دیگر، فروشنده نیز با توجه به احتمال تغییر هزینه‌های تولید، نرخ ارز یا قیمت کارخانه‌ای، ممکن است حاضر نباشد به سرعت قیمت خود را کاهش دهد. این وضعیت به جای ایجاد رونق، به تعمیق رکود منجر می‌شود.

چرا تابستان هم نتوانست بازار را نجات دهد؟

اهمیت رکود فعلی زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم تابستان در سال‌های گذشته و به طور سنتی یکی از دوره‌های پرتحرک بازار خودرو بوده است. تعطیلات، افزایش سفرها، جابه‌جایی خانوارها و نیاز به استفاده بیشتر از خودرو معمولاً می‌توانست بخشی از تقاضای بازار را فعال کند.

اما تابستان امسال به دلایلی که ذکر شد، نتوانست چنین نقشی را ایفا کند. از همین رو انتظار می‌رود که بازار خودرو در پاییز با چالش‌های بزرگ‌تری همراه شود، زیرا بخشی از تقاضای فصلی از بین می‌رود و خانوارها پس از افزایش هزینه‌های مربوط به سفر و بازگشایی مدارس و دیگر مخارج سالانه، ممکن است احتیاط بیشتری در خرید کالاهای بزرگ از جمله خودرو داشته باشند. البته این به معنای آن نیست که بازار در تمام ماه‌های پاییز با یک الگوی ثابت حرکت خواهد کرد. نرخ ارز، سیاست‌های واردات، وضعیت تولید، تصمیمات مرتبط با قیمت‌گذاری و شرایط عمومی اقتصاد می‌توانند مسیر بازار را تغییر دهند.

رکود خودرو فقط مسئله خودروساز نیست

بدون شک ادامه این وضعیت برای خودروسازان نیز پیامدهای ناگواری دارد. کاهش فروش و افت سرعت گردش نقدینگی می‌تواند فشار بیشتری بر زنجیره تأمین وارد کند. قطعه‌سازان، تأمین‌کنندگان مواد اولیه و سایر حلقه‌های وابسته به صنعت خودرو، همگی از وضعیت تولید و فروش خودروسازان تأثیر می‌پذیرند.

از این منظر، رکود بازار خودرو فقط مسئله خریدار و فروشنده در نمایشگاه‌ها و پلتفرم‌های خرید و فروش نیست. صنعت خودرو یکی از زنجیره‌های بزرگ صنعتی کشور است و کاهش فعالیت آن می‌تواند بر بخش‌های مختلف اقتصادی اثر بگذارد؛ بنابراین افت شامخ گروه خودرو و قطعات را باید فراتر از یک شاخص صنفی دید.

در سمت مصرف‌کننده نیز ادامه رکود به معنای تعویق بیشتر خرید خودرو و افزایش سن ناوگان خانوارهاست. وقتی خانوار به دلیل کاهش قدرت خرید نمی‌تواند خودرو را نوسازی کند، خودروهای قدیمی مدت بیشتری در چرخه مصرف باقی می‌مانند. این مسئله در ادامه می‌تواند هزینه تعمیر و نگهداری خانوار را افزایش دهد و فشار اقتصادی بیشتری ایجاد کند.

بازار خودرو برای بازگشت به رونق چه می‌خواهد؟

بدیهی است که مسئله بازار خودرو با یک تصمیم مقطعی یا کاهش دستوری قیمت حل نخواهد شد. رونق پایدار زمانی شکل می‌گیرد که چند متغیر هم‌زمان بهبود پیدا کنند؛ تولید باید از ثبات بیشتری برخوردار شود، زنجیره تأمین و تخصیص ارز با اختلال کمتری مواجه باشد و از همه مهم‌تر، قدرت خرید مصرف‌کننده ترمیم شود.

در شرایطی که بخش بزرگی از خانوارها با افزایش هزینه‌های ضروری زندگی مواجه‌اند، نمی‌توان انتظار داشت بازار کالاهای بادوام بدون پشتوانه درآمدی قوی به رونق برگردد. خودرو در نهایت کالایی است که بخش بزرگی از تقاضای آن از درآمد خانوار تأمین می‌شود و تا زمانی که این بخش از معادله حل نشود، سیاست‌های سمت عرضه به‌تنهایی اثر محدودی خواهند داشت.

از سوی دیگر، ثبات در سیاست‌گذاری نیز اهمیت دارد. خریدار و فروشنده زمانی می‌توانند تصمیم اقتصادی بگیرند که چشم‌انداز قابل‌قبولی از نرخ ارز، هزینه‌های تولید، واردات، قیمت‌گذاری و هزینه استفاده از خودرو داشته باشند. تغییرات مداوم و اخبار ضدونقیض، حتی پیش از اجرای یک سیاست، می‌تواند رفتار بازار را تحت تأثیر قرار دهد و تصمیم‌ها را به تعویق بیندازد.

خودرو در انتظار خریدار واقعی

در چنین شرایطی، ادامه رکود معاملاتی یکی از سناریوهای قابل طرح برای بازار است؛ هرچند مسیر قیمت و حجم معاملات همچنان به متغیرهایی مانند نرخ ارز، سیاست‌های اقتصادی، وضعیت تولید و تصمیمات مرتبط با واردات وابسته خواهد بود.

بازار خودرو در نهایت برای خروج از این وضعیت بیش از هر چیز به «خریدار واقعی» نیاز دارد؛ خریدار واقعی نیز پیش از خودرو به درآمد و قدرت خرید نیازمند است. تا زمانی که این رابطه ترمیم نشود، کاهش قیمت‌های مقطعی، تغییرات در عرضه یا حتی موج‌های کوتاه‌مدت خبری نمی‌توانند به‌تنهایی رکود عمیق بازار را پایان دهند. آنچه امروز در بازار خودرو دیده می‌شود، بیش از یک افت مقطعی معاملات است؛ نشانه‌ای از فشاری که هم‌زمان بر تولیدکننده، فروشنده و مصرف‌کننده وارد شده و حل آن نیازمند تغییر در متغیرهای بنیادی اقتصاد است.